خدا انتظارت را می کشد.....

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
پنجشنبه 20 آبان 1395-10:44 ق.ظ

یا حکیم

نگران نباش .....
خدا می داند که چقدر سخت تلاش کرده ای ٬وقتی قلبت مملو از رنج است
وقتی احساس می کنی که زندگیت ساکن و زمان در گذر است
خدا انتظارت را می کشد.......
وقتی هیچ اتفاقی نمی افتد و تو نا امید ی
ناگاه دیدگاه روشنی در مقابلت آشکار شد ونور ی از امید در دلت جرقه زد
خدا در گوشت نجوا کرده است.....
وقتی اوضاع روبراه شد وتو چیزی برای شکر کردن را میبینی
خدا تو را بخشیده است.....
وقتی اتفاقات شیرین ودلچسبی رخ داد٬ خداوند به تو لبخند زده است......
به یاد داشته باش هر کجا که هستی و هر احساسی که داری ٬خدا آن را میداند!

ادامه مطلب


نظرات() 

رسیدن به مقام رضا و تسلیم

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
شنبه 15 آبان 1395-10:03 ق.ظ

وقتی درب آن را باز کردم یک نی خودکار و سنجاق و سیم پیدا کردم. اولش خیلی ناراحت شدم و گفتم خدایا چرا بعد از سال‌ها و مدتها دوباره باید اینها را پیدا کنم. آن ابزارها را برداشتم وبا خود بیرون از خانه بردم و در سطل زباله ریختم و به مسجد رفتم.در آنجا با

خدای خودم صحبت کردم ٬گریه وناله کردم وبه سجده رفتم و از ته دلم زجه زدم و به خدا گفتم که دیگر با عباس کاری ندارم ولی در این ساعت تسلیم تو می‌شوم وعباس را به تو می‌سپارم.

                   


ادامه مطلب


نظرات() 

عبور از بحرانها به کمک تفکر

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
سه شنبه 4 آبان 1395-02:12 ق.ظ

من امروز در این شفا خانه یاد گرفتم که قبل از هر کاری ویا حرفی باید خوب فکر کنم وتفکرم الهی باشد تامن و اطرافیانم را به آرامش برساند, تا من را به خدا برساند .
یاد گرفتم که چگونه با مدیریت بحران و با خوب فکر کردن میتوانم گره های زندگی ام را باز کنم و با اولویت بندی چگونه از بحران های زندگیم به سلامت عبور کنم!
 

ادامه مطلب


نظرات() 

تمرینی از جنس عشق ورزی

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
سه شنبه 27 مهر 1395-01:04 ق.ظ

جنس افکارم تغییر کرده ٬جنس الفاظم تغییر کرده٬جنس خواسته ها و علایقم تغییر کرده ٬جنس دوست داشتن هایم تغییر کرده ٬جنس بخشش هایم تغییر کرده٬جنس گذشت ها و صبر هایم تغییر کرده وجنس محبت کردن هایم تغییر کرده وبرای این تغییرات بسیار شادمانم.
ولی پر ارزشترین تغییر زندگیم این است که ایمانم تغییر کرده ٬گویی به کوهی تکیه کردم و احساس امنیت میکنم.
 

ادامه مطلب


نظرات() 

تغییر باورهای گذشته

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
پنجشنبه 4 شهریور 1395-08:25 ق.ظ

به نام خدا
 
چندهفته‌ای بود که هیچ برداشتی ننوشته بودم و خودم هم از این بابت ناراحت بودم، وادی اول را برای چندمین بار در لژیون کارکردید.
با خودم فکر می‌کردم چه قدر این وادی مهم و سرنوشت‌ساز است. درواقع اگر همین یک وادی را درست یاد بگیریم و در زندگی کاربردی کنیم چقدر حرکتمان روبه‌جلو خواهد بود.
واقعاً باور انسان‌هاست که سبب می‌شود چه طور زندگی‌شان رقم بخورد و البته بحث تقدیر و سرنوشت هم جای خود را دارد.
البته من فکر می‌کنم خیلی از باورها و اعتقادها به‌صورت غلط وارد زندگی ما شده است از پدر و مادر و اطرافیان
هیچ‌وقت یادم نمی‌ره زمانی که خیلی آشفته و سردرگم بودم و همه‌چیز مثل یک طناب درهم‌پیچیده شده بود با کوچک‌ترین مسئله‌ای اطرافیان به من می‌گفتند: فاطمه شانست بسوزه! آخه این شانس بود که تو داشتی، دریا بری باید با خودت آب ببری
خیلی از این حرف‌ها همان موقع هم مرا ناراحت می‌کرد ولی باورم شده بود.
من از آموزش‌های لژیون (وادی اول) یاد گرفتم خیلی چیزها و مسائل زندگی‌مان را خودمان خلق می‌کنیم، مثبت اندیشی را یاد گرفتم. در هر چیزی سعی من این هست که نقاط خوب و مثبتش را در نظر بگیرم و به نقاط ضعف و نقایص نچسبم
یاد گرفتم با راز و نیاز با خداوند، با دعا کردن، باکارهای ارزشی انجام دادن، با خوب فکر کردن، در لحظات سخت هم آرامش داشته باشم،
باز هم نگویم سختی، بستگی دارد از چه دید و نگرشی به اون نگاه کنم
سخت را کی خلق می کنه؟ خودم
با شکرگزاری درست به خاطر همه‌چیزهایی که دارم فرکانسم را روی چیزهای مثبت زوم کرده‌ام
هرلحظه و ثانیه‌اش را ممنون خداوند باری‌تعالی هستم و خیلی برای من جذاب و شیرین است وقتی سرم را روی سجده می‌گذارم احساس می‌کنم رابطه‌ام باخدای مهربان بهتر شده، دیگه با خالق خودم دوست شده‌ام و سعی می‌کنم کمتر گله و شکایت داشته باشم.
همه این‌ها را مدیون آموزش‌های کنگره 60 هستم.
نویسنده:فاطمه الیاسی




نظرات() 

درک بهتری از رمضان

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
شنبه 12 تیر 1395-05:46 ب.ظ

برداشت از لژیون روز پنج‌شنبه 3/4/95
امسال به لطف خداوند و آموزش‌های لژیون توانستم درک بهتری از ماه مبارک رمضان داشته باشم. سال‌هایی که در تاریکی بودم خیلی برکات و رحمت‌های آن را درک نمی‌کردم و به قول راهنمایم آداب و عبادت‌های این ماه را در سه شب قدر خلاصه می‌کردم و با کلی زحمت و تلاش سعی می‌کردم که از خوابم کم کنم و دعا کنم و تمام دعاهایی که داشتم فقط مختص به خودم بود یا اطرافیانم و توقع اجابت آن را داشتم.
وقتی دعاهایم مستجاب نمی‌شدند ضد ارزش‌های وجودی‌ام هرلحظه مرا از نور الهی دورتر می‌کردند با خودم می‌گفتم که خداوند ذره‌ای هم نگاهت نمی‌کند و باعث می‌شد در تاریکی‌های بیشتری غرق شوم.
تقریباً دو سال است که خیلی درکم نسبت به این ماه بیشتر شده و سعی در بهتر شدن داشته‌ام، روزه گرفتنم را فقط به نخوردن و نیاشامیدن خلاصه نکرده‌ام بلکه خواندن نماز سروقت، خواندن دعای فرج، یک تسبیح استغفار، خواندن یک جز قرآن و زندگی کردن با یکی از ویژگی‌های خداوند و... بوده است.
دعاهایم نیز تغییر کرده‌اند امسال در این ماه تا به امروز یاد ندارم برای خودم دعا کرده باشم. دعایی که برای دنیای مادیات باشد نکرده‌ام.
بهترین دعایم که حس خیلی خوبی به من می‌داد و با به زبان آوردنش اشک‌هایم جاری می‌شدند این بود که خدایا علم همه انسان‌ها را به خودت زیاد کن.
وقتی راهنمایم در لژیون از رهجوها می‌خواستند که دعا کنند تا به علمتان خداوند برکت دهد، اصلاٌ این جمله را درک نمی‌کردم و در حد خیلی سطحی از این دعا رد می‌شدم؛ اما حالا دوست دارم برای نظرات همه در سایت این دعا را تکرار کنم چراکه با درک کردن آن، انرژی زیادی به خودم می‌دهم و دومین دعایی که خیلی برایم خوب بود در شب‌های قدر این بود که خدایا من نمی‌دانم که چه بخواهم، ساکت می‌شوم و تو برایم دعا کن؛ که این دعا خیلی خوب بود چراکه در سال‌های قبل ذهنم خیلی درگیر می‌شد که چه از خدا بخواهم و در ادامه آن به انتظار استجابتش بودم ولی این دعا باعث شد که توقع از خدا در درونم کمرنگ شود و این خیلی برایم مهم بود چون باعث می‌شود که هر اتفاقی که در زندگی‌ام روی می‌دهد به یاد خدا بیفتم و شاکر او باشم.
پس باز سکوت می‌کنم و از خداوند می‌خواهم که برایم دعا کند و می‌دانم کسانی که در صراط مستقیم قرار دارند و هدفشان تقرب به خداوند است هم می‌توانند برای دیگران دعا کنند.
باز سکوت می‌کنم و از شما (راهنمایم) می‌خواهم که برایم دعا کنید.
نویسنده:مهناز محمدی




نظرات() 

شفای درد

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
جمعه 11 تیر 1395-07:02 ب.ظ

راهنمایم در طول مدت آموزش جمله های زیبایی را به ما یاد دادند٬عباراتی که دوست داشتن وعشق را به من تاکید میکند ٬اعتماد به نفس وعزت نفس را درمن بالا می برد وامروز تکرار یک آیه از سوره حمد را به ما توصیه میکنند و آن را معجزه ای بزرگ میدانند٬آیه ای که در نماز های یومیه خود آن را تکرار میکنیم.

ادامه مطلب


نظرات() 

جایگاه خدمت

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
سه شنبه 1 تیر 1395-05:00 ب.ظ

جایگاه مرزبانی دوستت دارم
راهنمایم از ما خواستند تا علت دوست داشتن خدمت در این جایگاه رابیان کنم.از راهنمایم آموخته ام که بگویم کنگره تو چه کسی را دوست داری؟از نظر تو چه کسی برای نگهبانی از مرزهایت مناسبتر است؟می دانم که تو بهتر از من به ذات من آگاهی و توانایی های مرا بهتر از من میدانی٬اگر شایستگی نگهبانی از مرزهایت را دارم کمکم کن تا این خدمت را تجربه کنم.حس خوبی به تو (مرزبانی)دارم اما نمی دانم جنس این حس چیست؟عشق است٬مالکیت است ویا جاذبه!
ازتو میخواهم کمک کنی کسی در این جایگاه قرار بگیرد که هدفش بزرگ کردن و تکریم و حفظ تو باشدو نه بزرگ کردن و تکریم  خودش.


ادامه مطلب


نظرات() 

آسمان سفر

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
جمعه 28 خرداد 1395-12:31 ق.ظ

امروز  در لژیون بچه ها سوال کردند که در سفر  دوم دچار افکاری شده اند که در سفراول این افکار وجود نداشته اند  و راهنما میگوید در سفر دوم نیروهای منفی قویتر عمل میکنند و به صورت زیرکانه در ذهنتان رخنه میکنند ویک سفر دومی باید آنقدر از لحاظ دانایی و جهانبینی قوی باشد که حقه های نیروهای منفی را به خوبی بشناسد وبدانید که آسمان سفر همیشه آبی نیست و بعضی وقتها هوای سفر طوفانی و ابری است  وقتی ما شروع به حرکت میکنیم باید آنقدر آگاه باشیم  و با استفاده از تجربه وتفکری که در مورد مسیر و مقصد داریم باید کارهای ایمنی را انجام دهیم ووسایل سفرمان کامل باشد وحواسمان باشد که وسایلی را که در مسیر سفر نیاز داریم را برداریم تا اگر هوای سفر ابری و طوفانی شد  ما بتوانیم از خود مراقبت کنیم.


ادامه مطلب


نظرات() 

برداشت از لژیون (همسفر فاطمه )

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
شنبه 22 خرداد 1395-05:08 ق.ظ

جزوه ی جهانبینی که در لژیون کار کردید نکات بسیار خوبی داشت وبه فرموده ی آقای امین هر کسی جهانبینی خاص خودش را دارد ولی تفاوت آن در درست و صحیح بودن آن می باشد و متوجه شدم که جهانبینی چقدر در زندگی‌به ما کمک میکند ودر اتفاقاتی که در زندگیمان برای ما می افتد جهانبینی به بر خورد ما با آن اتفاق کمک  میکند مثلا یک اتفاق مشابه برای دو شخص نتیجه ی کاملا متفاوتی دارد برای یکی جنبه ی شکست و ناکامی دارد و برای فرد دیگری جنبه ی رسیدن به پیروزی را داشته و باعث پیشرفتش می شود.  از خدا میخواهم که من هم بتوانم از مسائل مختلف زندگیم آموزش بگیرم وآنها پلی بشوند برای پیروزی و پیشرفتم.
و نکته ی زیبای دیگر اینکه تفاوت ما انسانها در میزان رنج و عذاب نیست بلکه در تفسیر رنج هایمان می باشد.یک رنج یکی را از هستی ساقط میکند و دیگری را پخته میکند .
مدتی است که خیلی با خودم کشمکش دارم و ناخواسته در میدان تاریکی ها قرار میگیرم ودر گیر قیاس و قضاوت میشوم وبرای رها یی از این تاریکی ها ذکر میگویم و برای خودم دعا میکنم  تا خداوند کمک کند این بحران ها  را پشت سر بگذارم.شما نیز برایم دعا کنید.

همسفر فاطمه الیاسی.




نظرات() 

برداشت خانم خدیجه از لژیون روز دوشنبه۳/۳/۹۵

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
شنبه 22 خرداد 1395-04:36 ق.ظ

خانم صبا شما به من یاد دادید که هیچ چیزی در هستی اتفاقی نیست.از آن به بعد هر مشکلی برایم بوجود می آید این آموزش به من آرامش میدهد چون باتمام وجود این را باور دارم که حکمتی در آن مشکل و مسئله برایم وجود دارد.
امروز زمانی که گفتید سی دی علم یک به نام من به شما القا شده است وقتیکه سی دی را گوش میدادم دیدم درست آن گره در من وجود دارد  زیرا من خودم را با دیگر خواهر لژیونی هایم قیاس میکردم که چرا مسافر من بعد از چند سال آمدن به کنگره هنوز رها نشده است ؟و چرا من همانند آنها نمیتوانم سی دی های آموزشی را درک کنم؟و با گوش کردن سی دی علم یک متوجه شدم که همه چیز به خواسته درونی وتلاش ما بستگی دارد ومن فقط میتوانم زندگی گذشته خودم را با امروزم مقایسه کنم که چقدر تغییر کرده است؟وبرای بهتر شدن آن تلاش کنم .
من امروز یاد گرفتم که شاید خیلی از نکته های ریزی که درون زندگیمان وجود دارد به این دلیل است که ما قوانین زندگی را درست انجام نمیدهیم.
گاهی دانسته و گاهی هم  ندانسته به اندازه یک تاس انداختن که خیلی به نظرمان کوچک می آید می تواند زندگی ما را دگرگون کند .پس باید قوانین درست زندگی کردن را خوب یاد بگیریم  و بدانیم که بازی زندگی خیلی دقیق و حساب شده است و باید به قوانین آن احترام بگذاریم و از آنها پیروی کنیم .اگر ما به کسی خدمتی میکنیم نباید منتظر پاسخ آن باشیم ودر این صورت است آن خدمت به ما آرامش میدهد.
همسفر خدیجه 




نظرات() 

گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه مورخ 94/10/28

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
چهارشنبه 14 بهمن 1394-12:03 ق.ظ

لژیون روز دوشنبه مورخ 94/10/28 با دستور جلسه عمل سالم و عمل به ظاهر نیک و سی دی امواج بازدارنده ذهن  ساعت 5:30 آغاز به کار نمود.

نباید حمایت ما آنقدر زیاد باشد که او خودش هیچ کاری نتواند انجام دهد؛گاهی آنقدر دهندگی ما بالاست که به دیگران فرصت خدمت نمی دهیم گاهی باید به انسانها فرصت داده شود که خودشان درگیر مسائل شان شوندو نیز مانند همان کرمی که بایدخودش را به در و دیوار بزند تا بتواند پیله خودش را پاره کند و تبدیل به پروانه شود و اگر کسی به او کمک کند و پیله را برایش پاره کند او دیگر تبدیل به پروانه نمی شود و می میرد،ما هم باید به دیگران فرصت و اجازه دهیم مسائل شان را خودشان حل کنند.


ادامه مطلب


نظرات() 

گزارش عملکرد لژیون روز دو شنبه مورخ 94/10/14

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
چهارشنبه 30 دی 1394-11:40 ب.ظ

به نام خداوند بخشنده مهربان

آموزش های کنگره 60 سه بعدی است،آموزش های بیرون از کنگره فقط طول و عرض دارد،اما آموزش های کنگره طول و عرض و عمق دارند.
وادی چهارم را باید با قلبتان بفهمید و قلبتان حستان را نسبت به خداوند نشان می دهد
هر کدام از شما در هر عمق و لایه ای است،این وادی برای شما کاربردی می شود؛حواستان باشد علم را اینجا یاد می گیرید اما آموزش جای دیگری است،مساله را در لژیون حل نمی کنید در زندگیتان حل می کنید.
مفاهیم را در لژیون می آموزید اما کاربردی کردنشان در زندگیتان است.
وقتی که همه چیز خوب است شما با خداوند کاری ندارید اما دقیقا مشکل زمانی شروع می شود که آنجا مشخص می شود که شما در سطحی از آموزش و دانایی قرار دارید.
آقای امین می گوید:وقتی سوار قایق هستید فقط موج های روی سطح دریا را می توانید ببینید اما وقتی در عمق هشتاد متری رفتید،موجودات بیشتری را می بینید،آموزش ها باید به شما عمق دهد،چیزهایی را کشف می کنید که قبلا نمی توانستید،کاوشگر باشید؛کم کم به سمتی حرکت کنید که ببینید مساله تان نتیجه ی چیست؟آیا نقض فرمان است یا...


 



ادامه مطلب


نظرات() 

گزارش عملکرد لژیون در روز دوشنبه 94/9/30

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
شنبه 26 دی 1394-03:42 ب.ظ

خانم فریده :به نظر من زمان مناسب برای تکالیف زمان‌های خلوت است، من خودم باوجود دو بچه فقط نیمه‌شب‌ها می‌توانم تکالیفم را انجام بدهم اما در مورد حضور در کلاس من هیچ‌وقت از روی خواستهٔ خودم غیبت نداشته‌ام اما زمانی که می‌خواهم به کنگره بیایم و یکی از نزدیکانم از من بخواهد در همان زمان کاری برایش کنم نمی‌توانم به او نه بگویم و بگویم کلاسم مهم‌تر است و من فکر می‌کنم این هم یک‌لایه ایست که باید از من کنار رود تا قوی‌تر شوم.



IMG_7067.jpg

ادامه مطلب


نظرات() 

گزارش عملکرد لژیون در روز دوشنبه (مثلث تاریکی )

نوشته شده توسط :همسفر سمیه
چهارشنبه 16 دی 1394-12:32 ب.ظ

آیا تابه‌حال شده است که به کسی حسادت کنید این حس حسادت شما اولش با قیاس بوده است و اینکه شما خودتان را با آن فرد قیاس کرده‌اید و با خودتان گفته‌اید که از او بهتر هستید و او شایسته ولایق آن دارایی‌ها نبوده است و به‌جای اینکه تلاش کنید تا شما هم بهتر شوید، آرزو کرده‌اید که او بدتر شود این‌یک نوع قیاس است و نوع دیگر قیاسی است که مثلاً  رهجو خودش را با راهنمایش قیاس می‌کند و سعی می‌کند مانند او شود و از او الگوبرداری می‌کند و در این سی دی نیز برای تفاوت این دو نوع قیاس مثال مسابقه دو زده‌شده است تا فرق بین تلاش و حسادت را نشان دهد و همیشه سعی کنید که خودتان را با خودتان مقایسه کنید و بگویید من نسبت به قبل چگونه شده‌ام.

ادامه مطلب


نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox