شوق خدمت

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
پنجشنبه 12 بهمن 1396-02:30 ب.ظ

خادم مردم بودن برکات مادی و معنوی زیادی دارد و تا حدودی به آن پی برده‌ام و این پی بردن را ارزشمند می‌دانم.



به نام خالق هستی

 

خدایا؛ ترا سپاس که تشنگی‌هایم را سیراب، اندک‌هایم را سرشار و کاستی‌هایم را لبریز می‌کنی. خدای عنایت کن تا مفهوم زندگی راستین را درک کنیم و آگاهی ده تا دچار سودای آرزوهای خام خود نشویم. دانایی عطا کن تا بگویم ؛ مرا آن ده که آن به. آمین یا رب‌العالمین

وای که چقدر این جمله برایم بار معنایی داشت و زیباست که از زبان راهنمای عزیزم شنیدم که؛

دست‌هایی که خدمت می‌کنند مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.

تا قبل از این جمله فقط منتظر بودم که مرا دعا کنند تا گره از مشکلم حل شود و می‌گفتم: فلانی نفست حق است برایم دعا کن، تو که دعا می‌کنی کار من درست می‌شود و این جمله تفکرم را تغییر داد که فقط با دعا و زمزمه نیست و گاهی گیر ما جایی دیگر است. اگر من گره از کار کسی باز نکنم و فقط دعای من اجابت شود پس دیگران چه؟ همه‌چیز که فقط برای من نیست و من باید برای خودم قدمی بردارم. من باید به فکر خودم هم باشم، باید تلاش کنم، باید خدمت کنم به خودم به دیگران و اگر کاری برای کسی می‌کنم برای رضای خدا باشد و کلید اینجاست. مگر غیرازاین نیست که اول حال خودم خوب می‌شود و احساس رضایت از درون پیدا می‌کنم و منتی نیست.شاید و قطعاً اگر گره از کار کسی بازکنم گره خودم هم باز می‌شود و این را در کنگره متوجه شدم.

اوایل از سبد کنگره حمایت نمی‌کردم، گاهی می‌گفتم: حالا کمک من کجا را می‌گیرد و گاهی هم که دلم می‌خواست کمک کنم آنقدر اوضاع مالی‌ام خراب بود که نمی‌توانستم و حتی ۵۰۰ تومان برایم به‌اندازه ۵۰۰۰ تومان بود؛ اما یک روز در لژیون شنیدم هر کاری را به خاطر رضای خدا کنید و خداوند در زمانش دو برابر به شما می‌دهد و اگر نداد حکمتی بوده است. اگر غذا درست می‌کنید و به اهل خانه خدمت می‌کنید بگوئید برای رضای خدا و به او تقدیم کنید. با خود گفتم: سبد را به نیت رضای خدا حمایت کن و با عشق تمام از ۵۰۰ تومان شروع کردم و خدا را شکر آنقدر برایم پربرکت بود که انگیزه خوبی درونم ایجاد کرد که همیشه کمک ناچیزی بکنم.

سال قبل که گل‌ریزان بود و بچه‌ها از حساب‌های خودشان می‌دادند بغض سنگینی داشتم که خدایا کاش می‌شد من هم داشتم و کمک می‌کردم. وقتی آقای مهندس بزرگوار این مکان را در اختیار ما قرار داده و رایگان استفاده می‌کنیم و حالِ خودمان و مسافرانمان خوب می‌شود و زندگی‌هایمان به سمت آرامش سوق داده‌شده و اوج عشق و خدمتشان را به ما منتقل کرده‌اند چرا من از خودم ندارم که کمک کنم و خیلی ناراحت بودم. تصمیم گرفتم که سال بعد حتماً کمک کنم (خدمت کنم). وقتی سال بعد دیر رسیدم بازهم افسوس خوردم؛ اما مبلغ ناچیزی قرض کردم و دادم و خدا را شکر خدا برکتش را برگرداند و این حال خوب را برایم به ارمغان آورد.من از راهنمای عزیزم ممنونم که عاشقانه خدمت می‌کند و به ما نیز می‌آموزد. تصمیم بر این دارم که حتی شده خدمت کوچکی در کنگره داشته باشم، حس خوبی دارد.

سنگی که طاقت تیشه ندارد تندیس زیبایی نخواهد شد.

این جمله هم بسیار زیباست. علاوه بر معنی خودش به نظرم اگر ما طاقت خدمت کردن نداشته باشیم و غرورمان اجازه خدمت ندهد انسان‌های خدمتگزاری نمی‌شویم.راستش را بخواهید خیلی دلم می‌خواهد نگهبان شوم؛ اما صداهای درونم را می‌شنوم که می‌گوید: تو کجا و نگهبانی کجا؟ تو که چیزی بارت نیست، همین‌طور که حرف می‌زنی به تپق زدن می‌افتی. می‌خواهی آن بالا حرف بزنی که چه؟ بنشین سر جایت، آنقدر آدم‌های مشتاق و تشنه‌تر از تو هست که خودشان انجام می‌دهند و نیازی به تو ندارند.

می‌دانم اینها منیت یا حتی حقه نفس است ، خلاصه هر چه هست تفکر درستی نیست و منفی است؛ اما خب درونم غوغا می‌شود و نمی‌دانم روزی‌ام بشود یا نه؛ اما امیدوارم که بشود و نمی‌دانم چرا این خدمت را دوست دارم.

کنگره خدمت بسیار بزرگی به ما کرده و باید بهای آن را بدهیم و باید جبران کنیم. همین آرامشی که داریم از برکات و آموزش‌های کنگره است. به قول شما به خدمت نباید نه گفت؛ اما خب راستش من برای بعضی خدمت‌ها در خودم احساس ناتوانی می‌کنم و نمی‌دانم ریشه ناتوانی‌ام کجاست و نمی‌دانم که چرا نمی‌توانم به خودم کمک کنم. امیدوارم بتوانم هر چه زودتر کلید خودم را پیدا کنم و پله‌پله سعی خودم را می‌کنم.خادم مردم بودن برکات مادی و معنوی زیادی دارد و تا حدودی به آن پی برده‌ام و این پی بردن را ارزشمند می‌دانم.هدفم از این نوشته بیشتر فرمان‌برداری بود انشاء الله که قابل‌قبول باشد. زبان گاهی از گفتن چیزهایی که در ذهن و درون انسان می‌گذرد قاصر است.

خداوندا؛ توفیق خدمت را به من عنایت کن حتی به خدمت‌های کوچک هم قانعم؛ چون پله‌ای است برای خدمت‌های بالاتر. اذن جایگاه مقدس خدمت را به من عطا کن، تاریکی‌هایم را بزدای و به نور و روشنایی تبدیل کن، قهرم را به مهر و نادانی‌ام را به دانایی مبدل کن. همان‌طور که دریا را پس از طوفان آرام می‌کنی درون ما را هم آرام کن، بی‌قراری‌هایمان را قرار بخش. ما را از اوج ذلت به اوج عزت برسان و توفیقی عنایت کن تا بتوانیم به کنگره، بانی و کمک راهنما و مسافرانمان و همه همسفران خدمت بلاعوض کنیم. آمین یا رب‌العالمین

 

نگارنده: همسفر خدیجه





نظرات() 


همسفر سکینه
شنبه 28 بهمن 1396 08:21 ق.ظ
خانم خدیجه عزیز،آمین گوی آرزو هایت هستم.با خواست و تلاشی که شما دارید ان شاالله خداوند در زمان مناسب جایگاه نگهبانی را روزی تان می کند و مسیر را برای خدمت کردن برایتان هموار می کند.
مریم همسفر مهدی (1)
یکشنبه 15 بهمن 1396 04:51 ب.ظ
خانم خدیجه عزیزم ، برای همه دعاهایتان آمین میگویم امیدوارم که خدمت نگهبانی که مشتاق آن هستید روزی اتان شود شما لایق بهترین ها هستید .هم اینک هم در جایگاه مقدس و والای همسفر بودن هستید، که نشان دهنده دانایی و شأن والای شماست پیروز باشید.
رعنا
شنبه 14 بهمن 1396 05:45 ب.ظ
خانم خدیجه عزیز؛چه ساده و زیبا عشق و علاقه تان به خدمت را بیان نمودی.
امیدوارم به برکت خدمتتان جایگاه ارشمند نگهبانی را نیز تجربه کنید.
الهام عزیزم موفق و پاینده باشید.اجرتان رهایی.
همسفر اکرم
شنبه 14 بهمن 1396 04:12 ب.ظ
خانم خدیجه، مهربونم، مطالب شما بار آموزشی زیادی برایم دارد.
ان شاالله بهترین ها روزی شما باشد.
الهام جون خدا قوت.
همسفر فاطمه
شنبه 14 بهمن 1396 07:19 ق.ظ
خداقوت و تبریک خدمت راهنمای گرامیمان خانم صبای عزیزم برای وجود خانم خدیجه ، انشاءالله ایشان را در جایگاههای متفاوت و والای خدمتی ببینید و ثمر به بار آوردن درخت آموزش و خدمت لژیون را ببینید. باغتان آباد باغبان عشق و خوبی ها ،
ممنون از شما که بذر امید و حرکت را در قلب و ذهن ما کاشتید. و هسته ی خدمت را در درون تفکر رهجویانتان کاشتید. و با خلوص و عشق این درخت را آبیاری نمودید.
خانم الهام عزیز خدمتتان پربرکت،
اجرتان رهایی ، الگو و نمونه ی خدمت اجرتان کمک راهنمایی
همسفر فاطمه
شنبه 14 بهمن 1396 06:54 ق.ظ
خدایا شکر برای برای وجود بندگانی که دعدغه ی تغییر دارن، در کنگره آموختیم ، برای آموزش و خدمت به دنیا آمدیم. خداقوت خواهر عزیزم که از کلام راهنما که آموزش است به خدمت می‌اندیشید ، احسنت ! با حرکت راه نمایان می‌شود ، و ما نباید قدم اول ، که فقط به ظاهر یک قدم است را اندک ببینیم ، و در کنگره آموختیم پیمودن راه هزار فرسنگی با گام اول آغاز می‌شود. از جرقه به روشنایی وسیع می‌رسیم ! و چه زیباست شروع یک کارگاه آموزشی در کنگره با چیدن یک صندلی آغاز می‌شود، و آیا نگهبان جلسه کارشان را بدون یاری یک همسفر خدمتگزار که صندلی می‌چیند می‌تواند آغاز کنند؟! و بدانیم که همان نگهبان روزی برای نگهبان آینده جلسه ، صندلی چیده که نگهبان شده است.رکود بر هیچ موجودی در هستی جایز نیست ، و حرکت آغاز خدمت است ، هر کاری از تفکر آغاز می‌شود. احسنت بر تفکر زیبایتان و این آموزش و تجربه است که تفکر را کامل می‌کند.و خداوند بخشنده و مهربان است. و چه ارزشمند است که شما خواست و عشق خدمت را دارید و به خدمت می‌اندیشید ، و ما هیچگاه در اعمال نیک و یا بدمان کم را بی اثر ندانیم! چه اندک ضدارزشی را ما را با خود می‌برد و غرق می‌کند و چه اندک عمل ارزشی که دستمان را می‌گیرد و به بالا می‌برد ، بزرگان ما از کوچکی به بزرگی رسیدند و بنیان کنگره با روش تدریجی به درمان عظیم اعتیاد رسید و به چگونه زیستن دست یافتند. و راهنمایمان روزی رهجویی مطیع بودند که اینک هادی ما هستند ، و یک حامی مالی کنگره ، روزی از یک پانصدی گذشتند که اینک عضو لژیون مالی هستند ، این آموزش و خدمت است که یک رهجوی ناامید را به رهجویی امیدوار تبدیل می‌کند و حرکت کوچک را آغاز می‌کند و دیده‌بان جسم و جان خود می‌شود و روزی می‌رسد که دیده‌بان تعداد کثیری راه گم گشته می‌شود. خانم خدیجه ی عزیز ممنون از وجود بابرکتتان ، و از خدمات شما ، که یکی از آن خدمتها خوشرویی و لب خندان شما است و شما خدمتهای بسیار زیبایی را انجام می‌دهید که بطور حتم شما را در جایگاههای والای خدمتی قرار می‌دهد، و جایگاه خدمتی ، این مسئولیت و خدمت است که ارزش آن جایگاه را نمایان می‌کند و لحظه به لحظه و مستمر آموزش و خدمت را می‌طلبد. از فضل الهی سلامتی ، و توفیق روزافزون در خدمت را برای شما رهجوی دانا و توانا خواهانم.
و از قلم خدمتگزارتان سپاسگزارم.
پوران
جمعه 13 بهمن 1396 11:50 ب.ظ
خداقوت خانم خدیجه عزیز بسیارعالی نوشتید
خداقوت الهام عزیز
فاطمه همسفر امیر
جمعه 13 بهمن 1396 07:56 ق.ظ
خانم خدیجه عزیز به نظر من شما بسیار انسان متواضع و مهربانی هستید و چون خدماتتان را با عشق انجام می دهید قطعا به حال خوش می رسید و جایگاههای خدمتی بالاتر را تجربه می کنید انشاءالله به برکت خدمت های عاشقانه تان به جایگاه کمک راهنمایی برسید.
الهام عزیزم خدا قوت
همسفر زهرا
پنجشنبه 12 بهمن 1396 04:34 ب.ظ
خانم خدیجه موفق و موید باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox