خدای من قبل از کنگره و خدای من بعد از کنگره

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
یکشنبه 8 بهمن 1396-02:30 ب.ظ

از زمانی که رابطه‌ام با خداوند نزدیک‌تر و صمیمی‌تر شده، خیلی از روابط در اطرافم برای من کمرنگ شده است. امروز بهترین رفیقم، سنگ صبورم، بهترین راهنمایم و بهترین و پرارزش‌ترین حضور در زندگی‌ام، خدای من است.  من این خدا را در کنگره یافتم!

یا حکیم

 

خدای من قبل از کنگره و خدای من بعد از کنگره!

یکی از علت‌های به وجود آمدن ترس، ناشناخته‌هاست. من شناخت درست و روشنی از خداوند نداشتم و شاید اصلاً هیچ شناختی نداشتم که این‌قدر نسبت به او و ارتباط با او ترس داشتم.

خاطرم هست حتی بیشترِ اوقات از دعا کردن می‌ترسیدم و فکر می‌کردم ادبیات دعای من قشنگ نیست؛ پس بهتر است دعا نکنم و چیزی طلب نکنم. بیشتر اوقات اعمالی که انجام می‌دادم به خاطر ترس از خدا بود نه نزدیک شدن به او و هر زمان خطایی از من سر می‌زد نمی‌توانستم طلب بخشش‌کنم و یا درخواست دیگری داشته باشم و فکر می‌کردم این‌همه انسان خوب، مؤمن و اهل عبادت هست؛ چرا خداوند وقتش را برای من تلف کند و حاجات مرا قبول کند؟!

هر زمان با ناکامی و شکستی مواجه می‌شدم خیال می‌کردم خداوند از من انتقام می‌گیرد تا ادبم کند و گاهی اصلاً او را عادل نمی‌دیدم و قطعاً خدایی که عدالت نداشته باشد خیلی دوست‌داشتنی نیست؛ بیشتر گله و شکایت می‌کردم تا شکرگزاری. گاهی قهر می‌کردم، گاهی آشتی، گاهی نماز می‌خواندم؛ بخصوص زمان‌هایی که احساس می‌کردم برای پیشبرد کارهایم به یک نیروی برتر احتیاج دارم و هر وقت به خواسته‌ام می‌رسیدم دوباره ترک نماز. عبادت‌هایم هم شرطی بود و خیلی وقت‌ها معامله گرانه با خدا برخورد می‌کردم؛ مثلاً این خواسته‌ام را اجابت کن، سه روز روزه می‌گیرم و یا ...

در رنج‌ها و ناکامی‌ها خود را قربانی و تسلیم یک تقدیر نوشته‌شده می‌دانستم و خدا را کمی بی‌رحم؛ متأسفم و امیدوارم خداوند مرا ببخشد که همه از روی جهل و نادانی بود. خدای من قبل از کنگره خیلی دوست‌داشتنی نبود...

امّا خدای امروزم

بسیار بسیار بسیار مهربان‌تر و بخشنده‌تر از آن است که من بتوانم درکش کنم. بسیار صمیمی و دوست‌داشتنی، بسیار علیم و حکیم، بسیار دانا و توانا و بسیار یار و یاور خوبی است. بسیار نزدیک‌تر ازآنچه من تصوّر می‌کردم و می‌کنم!

از زمانی که رابطه‌ام با خداوند نزدیک‌تر و صمیمی‌تر شده، خیلی از روابط در اطرافم برای من کمرنگ شده است. امروز بهترین رفیقم، سنگ صبورم، بهترین راهنمایم و بهترین و پرارزش‌ترین حضور در زندگی‌ام، خدای من است.

من این خدا را در کنگره یافتم!

بیشتر اوقات حتی فکر کردن به اینکه چقدر وجودم را امن کرده و چقدر پشتیبان من است، به من قدرت و اُمیدی وصف‌ناپذیر می‌دهد. وقتی خطایی از من سر می‌زند، رو به آسمان نگاه می‌کنم و اشک‌هایم جاری می‌شود و می‌خواهم مرا ببخشد، فقط او ببخشد و از من دلگیر نشود، بقیه را خودم درست می‌کنم و رضایتش بیش از هر چیزی ملاک افکار و گفتار و کردار من شده است.

هنوز انحراف دارم، هنوز خطادارم، هنوز بارها و بارها اشتباه می‌کنم؛ اما می‌دانم که رهایم نمی‌کند، مرا می‌بخشد، دوباره هدایتم می‌کند، دوباره دستم را می‌گیرد، دوباره راه را نشانم می‌دهد، دوباره نازم را می‌کشد، دوباره مرا در آغوش خود می‌فشارد، دوباره با معجزه‌هایش مرا متحیّر می‌کند، دوباره فرصت جبران می‌دهد، دوباره مسیر را هموار می‌کند، با چشمک‌هایش که فقط خودم حس می‌کنم مرا به سر شوق می‌آورد تا ادامه دهم. نااُمید می‌شوم اُمیدوارم می‌کند، خسته می‌شوم توان دوباره‌ام می‌دهد، اَشک می‌ریزم لبخند بر لبانم می‌نشاند، می‌ترسم شجاعتم می‌دهد، دچار غرور می‌شوم مرا می‌شکند و دوباره می‌سازد و همیشه و در همه حال رحمتش شامل حال من و همه بندگانش هست و خواهد بود.

خدا را هزاران مرتبه شکر که کور بودم و کنگره بینایم کرد تا خدا را ببینم، کَر بودم و شنوایم کرد تا سروش‌های الهی را بشنوم.

خدای مهربان و بنده‌نواز من؛ دوستت دارم...

 

تایپ: همسفر مرضیه





نظرات() 


فاطمه همسفر امیر
جمعه 13 بهمن 1396 07:20 ق.ظ
فریده عزیز بسیار عالی بود واقعا از خواندن مطالب شما لذت می برم امیدوارم همیشه در مسیر ارزش ها قدم بردارید و در پناه خداوند موفق و سربلند باشید.
الهام عزیز و مرضیه جان خدا قوت و سپاس
همسفر مریم. (1)
چهارشنبه 11 بهمن 1396 04:42 ب.ظ
فریده عزیزم نوشته شما بسیار زیبا و تاثیر گذار بود .امیدوارم که لبخند خداوند همیشه در زندگیت جاری باشد
مرضیه و الهام عزیزم خدا قوت و سپاس
همسفر فاطمه
دوشنبه 9 بهمن 1396 09:41 ب.ظ
خانم فریده ی عزیز خواهر مهربان و صبورم ، بسیار تا بسیار احساس خود را به زیبایی بیان نمودید. قلم توانا و متفکرانه ی شما نشان از یاری خداوند است ، و خداوند بخشنده و مهربان بر بندگانش است. و شما خود را یافتید و به عشق و دوستی خود رسیدید ، تا به شناخت وجود خداوند دست یافتید.
انسان تا مهربانی درون خود را نبیند ، به مهربانی پروردگار نخواهد رسید ، شما مهر را در وجود خود یافتید ، آنگاه توانستید پی به بزرگی خدا ببرید.
هستی و مخلوقات را دوست داشتید ، تا به دوستی و عشق خدا رسیدید.
شما در مسیر آموزش و خدمت ، به بهشتی قدم نهادید ، که وجود خدا در آن است ، و فقط خدا را خواستید.
به فضل الهی و رحمت بی پایان خدای مهربان سلامت ، موفق در خدمت ، شاداب و شادمان باشید.
انشاءالله در صراط مستقیم ثابت قدم باشید و خداوند عاشق شما بنده ی خدمتگزار شود.
خداقوت ، و سپاس بیکران
تبریک و شادباش برای وجود
رهایتان

خانم الهام عزیز و خانم مرضیه ی عزیز خدمتتان پربرکت ، رها در گلستان رهایی شادمانه و با بال پرواز عشق و امید به پرواز درآیید.
درمان اعتیاد در کنگره بطور حتم اتفاق خواهد افتاد ، و چه اتفاق زیبایی که تعادل و احیا را بدنبال دارد.
شایسته ی گل رهایی هستید.

خداقوت و تبریک خدمت راهنمای عزیزمان خانم صبای مهربان ، بخاطر وجود خانم فریده، خانم الهام و خانم مرضیه
عفت
دوشنبه 9 بهمن 1396 10:47 ق.ظ
فریده عزیز بسیار عالی بود
خدا قوت خانم مرضیه
مسافر توحیدرهجوی لژیون(21)
دوشنبه 9 بهمن 1396 09:51 ق.ظ
سلام
خداقوت،واقعا" زیبا وتاثیرگذار بود.یا حق
همسفر سکینه
دوشنبه 9 بهمن 1396 01:16 ق.ظ
خدا را شکر به برکت بودن در کنگره،به حال خوش رسیدیم و دیدگاه و نگاهمان نسبت به خدا و اطرافیانمان تغییر کرد.خواهر عزیزم،ان شاالله خداوند دستان را پر از جوانه های رهایی کند.همان طور که تا الان دستانت را گرفته،تا ابد رهایت نکند.
با تشکر از الهام عزیز و مرضیه عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox