برداشت ازلژیون روز دوشنبه 96/07/17

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
پنجشنبه 27 مهر 1396-08:00 ق.ظ

خانم الهام مهدی پور: اگر کسی مدام پیش من غیبت می‌کند، من هم مقصر هستم، چون باید خودم را به شنیدن بی‌میل نشان بدم تا آن شخص هم کمتر غیبت کندباید سعی کنم به موانع و سختی‌ها فکر نکنم و از خداوند توفیق بخواهم تا بتوانم کارها را انجام بدهم. اگر اختیار کارهای خودم را دست نفسم بدهم، غفلت و راحت‌طلبی مرا با خودش می‌برد. خیلی خوب است؛ که می‌توانم ضد ارزش‌های وجود خودم را می‌بینم؛ چون خداوند بیشتر به بنده‌ای توجه و حمایت می‌کند؛ که خودش می‌بیند.

یا علیم

 

خانم حوریه: هر خدمتی؛ که به ما دادند بی‌چون‌وچرا قبول کنیم؛ چون خدمت از ما قهر می‌کند.

محبت خاص پایین‌ترین محبت است و ربطی به دانا بودن انسان ندارد؛ ولی محبت عام محبتی است؛ که در وادی چهارده آمده است و در این محبت انسان، همه موجودات را دوست دارد و کار ساده‌ای نیست و راه رسیدن به محبت این است؛ که اگر از شخصی کار بدی دیدیم، ناراحت نشویم؛ چون دانایی‌مان به ما کمک می‌کند باید از او درس بگیریم.

 

خانم پوران: در مورد رعایت حرمت‌ها و قوانین صحبت کردند؛ که همه موظف هستند رعایت کنند. هر خدمتی؛ که شمارا انتخاب می‌کند باید قبول کنید. ما در لژیون استاد پرورش می‌دهیم و باید برنامه‌ریزی کنید چگونه عمل کنید؛ که از آموزش‌ها جانمانید. پیام من آب می‌آورم از گفته‌های خداوند است؛ که خیلی راحت با انسان صحبت می‌کند و به انسان امید می‌دهد و راه مستقیم را نشان می‌دهد.

 

خانم اکرم: خداوندا حال ما را خوب کن. حرمت‌ها را رعایت کنید، اگر حرمت را حفظ نکنید و ارتباط برقرار کنید، بیشترین لطمه را خودتان می‌خورید.

اعتراض نکنید، هر خدمتی؛ که به هر شخصی می‌رسد بگویید: آن شخص نیاز بیشتری به این خدمت دارد. به پیشکسوت سلام کنید و اگر دست خود را باز کرد برای در آغوش گرفتن، جلو بروید. به ورزش کنگره و زمین کنگره کمک کنید. هیچ‌وقت به خدمت دست رد نزنید. گوش به غیبت ندهید؛ که یک سر ضد ارزش باشید. لژیون ما استاد پرور است، اهل جستجو باشید.

محبت عام برکت دارد و خداوند به بنده‌ای توجه می‌کند؛ که خودش را می‌بیند.

پیام من آب می‌آورم، از خداوند است و حدیث قدسی است و کلام خداست و کتاب با کلام خدا شروع‌شده است. ضد ارزش، بی‌تعادلی به وجود می‌آورد و اشاره خداوند است؛ که در هر چیزی حد را بدانید مثل گریه، خنده، غم...

تو از میان سبزه‌ها نور را بیاب؛ یعنی اضداد را ببین و قد علم کن، بگرد و مرا پیدا کن.

اگر می‌خواهید در کنگره حرکت کنید اسلحه شما عشق و محبت است.

 

خانم فریده: آموختم رعایت قوانین و حرمت‌ها به ما کمک می‌کند تا در صراط مستقیم قرار بگیریم و نادیده گرفتن یا کوچک شمردن هر حرمت و قانونی می‌تواند لبهٔ پرتگاهی باشد؛ که ما را به سمت حاشیه‌های راه، سپس سقوط و تاریکی‌ها رهنمون کند، پس باید بسیار تا بسیار به قوانین و حرمت‌ها ارج نهیم تا مجالی برای نیروهای بازدارنده باقی نماند. از فرامین خداوند گرفته تا قوانین هستی، قوانین کنگره و قوانین تمامی سیستم‌هایی؛ که در آن قرارگرفته‌ایم؛ حتی سیستم خانواده.

خدمت‌ها بهترین جولانگاه برای کاربردی کردن آموزش‌ها و بالا رفتن اعتمادبه‌نفس و سطح یادگیری ما هستند، پس بهتر است؛ که همیشه مشتاق خدمت باشیم.

پیام؛ من آب می‌آورم...

سخن خداوند است؛ که ما را به تعادل دعوت می‌کند؛ زیرا در بی‌تعادلی و افراط‌وتفریط، هر نعمتی می‌تواند تبدیل به نکبت شود و ما را به هلاکت برساند.

در زمین، اضداد به امر خداوند مشغول به کارند و انسان باید در این بستر با اختیار و با توجه به نشانه‌ها انوار الهی را بیابد و با امواج همراه شود تا به زنجیره‌های عشق متصل شده و اوج بگیرد و ببیند آنچه را که در تصورش هم نمی‌گنجید.

ما در کنگره با سلاح آگاهی و عشق مسلح می‌شویم.

 

خانم الهام مهدی پور: اگر کسی مدام پیش من غیبت می‌کند، من هم مقصر هستم، چون باید خودم را به شنیدن بی‌میل نشان بدم تا آن شخص هم کمتر غیبت کند.

باید سعی کنم به موانع و سختی‌ها فکر نکنم و از خداوند توفیق بخواهم تا بتوانم کارها را انجام بدهم. اگر اختیار کارهای خودم را دست نفسم بدهم، غفلت و راحت‌طلبی مرا با خودش می‌برد.

خیلی خوب است؛ که می‌توانم ضد ارزش‌های وجود خودم را می‌بینم؛ چون خداوند بیشتر به بنده‌ای توجه و حمایت می‌کند؛ که خودش می‌بیند.

 

خانم مریم کرمی: پیام زیرآب یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب است؛ که این پیام از طرف خداوند است و مهم‌ترین ضد ارزشی؛ که در این کتاب از آن منع شده‌ایم بی‌تعادلی است. انسان باید در هر زمینه‌ای حد تعادل را نگه دارد. آب؛ که مایع حیات است می‌تواند اگر از حد بگذرد، تبدیل به یک سیل ویرانگر شود.

انسان باید مجهز به سلاح دانایی و عشق و عقل و ایمان شود تا بتواند عظمت و بزرگی خداوند را تا حدی درک کند.

این پیام به مسئله اضداد هم اشاره دارد؛ که مشکلات همیشه هستند؛ ولی انسان باید نشانه‌ها را ببیند و با اجرای قوانین و فرامین به نور برسد مانند سبزه‌ها؛ که وقتی در تاریکی باشند هر طور شده نور را پیدا می‌کنند و به سمت نور حرکت می‌کنند

 

خانم عفت: وقتی؛ که ما به غیبت کردن و قضاوت کردن اشخاص در مورد دیگران گوش می‌کنیم، این نشان می‌دهد؛ که یک سرِ ضد ارزش‌ها خود ما هستیم. اگر ما نسبت به غیبت کردن و قضاوت کردن اشخاص بی‌میل باشیم باعث می‌شویم؛ که این بی‌میلی هم در دیگران هم به وجود بیاید؛ ولی وقتی ما اشتیاق به شنیدن داریم باعث می‌شویم؛ که تشویق شود و به کار خود ادامه دهد.

 

خانم صفورا: خدایا حال همهٔ ما را خوب کن، ما را مشتاق به خوبی‌ها بنما. همیشه سعی کنیم در چهارچوب قوانین حرکت کنیم و وارد حاشیه نشویم و هر خدمتی به هرکسی رسید بگوییم: حتماً نیازش بیشتر از من است، هر خدمتی متناسب با نیاز ما به ما می‌رسد. خدمت با اشتیاق آدم‌ها به سمت آنها می‌رود.

سعی نکنید به شیطان وجودتان اجازه دهید با تحلیل‌های دیگر شمارا وارد ضد ارزش‌ها کند و همیشه پذیرنده همه‌چیز باشید.

به زمین کنگره حتماً کمک کنید و نگویید مسافرم کمکم می‌کند، هرکس باید جای خودش کمک کند. شما هر جا می‌خواستید بروید و این‌قدر آموزش بگیرید چقدر باید هزینه می‌کردید.

هیچ‌وقت به خدمت دست رد نزنید و اگر وبلاگ نویسان می‌گویند: مطلب بنویسید، رد نکنید یا نگهبان می‌گوید: مشارکت کنید، رد نکنید؛ چون خدمت از شما قهر می‌کند.

اگر شما میل به غیبت نداشته باشید، کسی پیش شما غیبت نمی‌کند و قطعاً آن شخص غیبت کننده کم‌کم از شما دور می‌شود و میلش به غیبت کم می‌شود.

 

خانم فاطمه الیاسی: سی دی خدا آموزش‌های قشنگی برای من داشت و درس‌های خوبی از آن گرفتم. متوجه شدم در مسیر زندگی همه انسان‌ها در حال آزمایش هستند و همه دشواری‌هایی در زندگی دارند و مهم این است؛ که ما خودمان را ببینیم و اینکه به چه دردی می‌خوریم و در کجای هستی قرار داریم یا به عبارتی مأموریتمان را پیدا کنیم و نکته جالب این است؛ که خیلی از ما به زبان می‌گوییم؛ که خداوند را دوست داریم؛ ولی با کوچک‌ترین سختی و مسئله‌ای خودمان را می‌بازیم و به زمین و زمان بد می‌گوییم و خدا را مقصر می‌دانیم و شاید زمانی دچار کفر هم بشویم. ما انسان‌ها منافع شخصی خودمان را دنبال می‌کنیم و خداوند را بهانه قرار می‌دهیم. اگر من حقیقتاً خدا را دوست داشته باشم به تمام موجودات هستی عشق می‌ورزم و مسائل و سختی‌های زندگی را امتحان زندگی می‌بینم. امیدوارم؛ که همه ما بتوانیم از این آزمایشات و امتحانات نمره قبولی بگیریم.

 

خانم زهره: خدایا ما را مشتاق به خوبی‌ها بگردان. ما هرجایی؛ که بخواهیم وارد شویم، حرمت و قوانین خاص خودش را دارد و کنگره هم قوانین و حرمت خودش را و اگر این حرمت را رعایت کنیم می‌توانیم آموزش‌های بعدی را هم دریافت کنیم.

خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم؛ که توانستم با استفاده از قانونِ ذره، در کمک به زمین کنگره قدم بردارم.

مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد، از غیبت کردن و قضاوت کردن دیگران دوری‌کنیم.

با خدمت کردن می‌توانیم بالاترین آموزش‌ها را دریافت کنیم.

این نکته برام خیلی مفید بود؛ که پیام من آب می‌آورم، پیام خداوند و حدیث قدسی است و به می‌آموزد؛ که از نعمت‌های خداوند به‌اندازه تعادل استفاده کنیم و افراط‌وتفریط کار شیطان است و اینکه سلاح ما در برابر نیروهای تخریبی، کسب دانایی و عشق و محبت است.

 

خانم زینب: خداوند خیلی نعمت‌ها زیادی به ما بخشیده است. من آن‌قدر بلند هستم و تو می‌توانی با سلاح دانایی عشق و معرفت به سویم بیایی و خودت را به نور برسانی و با نیروی عقل خویش همه‌چیز تبدیل به بهترین کنی.

 

خانم زهرا: این عزاداری‌هایی؛ که می‌روید، مقدمه است برای شما و بعد از مقدمه باید وارد یک‌چیز دیگری شوید، مثل درِ یک شهری است و اکثراً شما در همان دمِ در می‌مانید. کنگره و این ابزارها هم مقدمه‌ای است برای شما؛ که وارد شهر دانایی شوید؛ ولی اکثراً شما روی همان در گیر می‌کنید. این تحقیق‌ها و برداشت‌هایی؛ که می‌گوییم باعث می‌شود شما وارد شهر شوید. خداوند اگر نفستان را به شما بسپارد نمی‌توانید در مقابل نه گفتن آموزشش بدهید، بعضی وقت‌ها اگر دست خودتان باشد غفلت و راحت‌طلبی شمارا با خودش می‌برد.

 

خانم زیبا: من در این جلسه یاد گرفتم؛ که باید در چارچوب قوانین باشیم و برخلاف آن عمل نکنیم و همیشه پذیرندهٔ همه‌چیز باشیم تا به سمت ضد ارزش‌ها سوق داده نشویم و برای مسائل چرا به کار نبریم تا فرمان‌بردار لایقی باشیم و سعادتمند شویم.

نکته بعدی اینکه یاد گرفتم؛ که در همه امتحانات زندگی حضورداشته باشم اعم از امتحانات کنگره و یا لژیون و... و ترس و واهمه نداشته باشم. از اینکه توانایی کسب نمره بیست را ندارم، در امتحانات حضور به عمل نمی‌آورم. نمره ملاک نیست و در حقیقت امتیازها و تجربه‌هایی؛ که در جهت دانایی من کشف می‌شود، مهم هستند تا بتوانم توانمند شوم و آگاهی و معرفت کسب کنم.

نکته حائز اهمیت، مسئله خدمت بود؛ که بنده خدمت دبیری لژیون روزی‌ام شد؛ که اصلاً در باورم نمی‌گنجید؛ که به این جایگاه دست پیدا کنم و در آن قرار بگیرم و بسیار خوشحال شدم و هزاران بار شاکر پروردگارم و راهنمایم شدم؛ که بنده را مثل همیشه لایق دانستند. تمام مدت در این تفکر بودم؛ که انشالله بتوانم قدردان این موهبت عظیم و ارزشمند الهی باشم و بتوانم سهم کوچکی در انجام این خدمت داشته باشم و در ادامه موضوع دیدار بنیان‌گذار ارجمند؛ با که اشتیاقی بس عظیم برای انجام دادن آن باید اقدام می‌کردم؛ که این همیشه برایم رؤیا بود. آقایی؛ که وجودش و دیدارش، برایم لذت‌بخش و سرشار از آرامش و انرژی بود. بابت این موضوع هم خیلی شاد شدم و بسیار شاکر خداوند شدم.

راهنمای عزیزیم بهترین‌ها روزی شما؛ که در مسیر تزکیه و پالایش و انسانِ خوب شدن من را یاری می‌رسانید و در این مسیر مرارت‌های بسیار می‌کشید. خداوندا تو را به‌حق آبروی محمد و آل محمد نگهدار خانم صبای عزیزم باش. راهنمای عزیزم، چراغ روشن و پر از انوار الهی، بابت حمایت‌های بی‌شمارتان و اعتمادتان سپاس فراوان.

 

خانم مریم وحیدی: مطمئن باشید هر خدمتی به هر کس در کنگره می‌رسد، به آن نیاز داشته است. به خدمت نه نگویید، قهر می‌کند و به شیطان وجودتان اجازه ندهید؛ که افکار شمارا تسخیر کند. در لژیون جستجوگر و پژوهشگر باشید. وقتی گوش می‌دید مقدمه است و اکثراً شما همان دمِ در گیر می‌کنید و با تحقیقات است؛ که شما وارد شهر می‌شوید، پس انسان‌های جستجوگری باشید.

 

خانم الهام قدیری: خدایا یاری‌ام کن به همه‌چیزهایی؛ که برای حرکت درست، فکر درست و باورهای درست نیاز دارم دست پیدا کنم و بتوانم کاربردی‌شان کنم.

خدمت‌ها متناسب با اشتیاق آدم‌ها و نیازشان به سمتشان می‌رود و این‌یک قانون است. هر خدمتی؛ که به آن نیاز داشته باشید خداوند روزی خواهد کرد.

 یک سرِ ضد ارزش  خودتان هستید. اگر بی‌میل باشید به او هم کمک می‌کنید؛ که کمتر در وادی ضد ارزش‌ها وارد شود.

یکسری اجبارها خوب است و اولین خیرش برای خودتان است و مثل روزه می‌ماند؛ چون خداوند می‌داند اگر اختیار دست نفسِ خودتان باشد هیچ‌وقت تمرین نمی‌کنید؛ که این را با نه گفتن آموزش دهید. گاهی اگر دست ما باشد، غفلت و راحت‌طلبی ما را با خود می‌برد.

خداوند به بنده‌ای بیشترین توجه می‌کند؛ که خودش را می‌بیند.

پیام من آب می‌آورم؛ کلام خداوند است و حدیث قدسی است و کتاب با کلام خداوند آغازشده است.

 تو از میان سبزه‌ها نور را بیاب، به خطابه اضداد اشاره دارد؛ یعنی تو در مقابل مشکلات؛ که قد علم می‌کنند نور را پیدا کن.

نه در زیرآب اشاره به ضد ارزش بی‌تعادلی دارد که باید اندازه و حد هر چیز را تشخیص بدهیم.

 

خانم فاطمه عبدالحسینی: تکالیف لژیون توفیق اجباری است و باعث می‌شود؛ که ارتقاء پیدا کنیم.

خدمت‌ها متناسب به اشتیاق آدم‌ها و نیازشان به سمتشان می‌رود. این‌یک قانون است و هر خدمتی، به هر کس رسید بگویید؛ که حتماً آن شخص بیشتر از من نیاز داشته است و نگویید؛ که چرا این خدمت را به من ندادند و نکته دیگر اینکه هیچ‌وقت به خدمت دست رد نزنید.

غیبت گوش نکنیم؛ چون گاهی یک سرِ ضد ارزش ما هستیم که گوش شنوا می‌شویم؛ ولی اگر بی‌میل باشیم به فرد مقابل هم کمک می‌کنیم؛ که کمتر در وادی ضد ارزش‌ها قرار بگیرد.

اسلحه کسانی؛ که در کنگره هستند عشق و محبتی است؛ که پشت آن عقل و معرفت باشد.

 

خانم خدیجه موگویی: امیدوارم خداوند ما را مشتاق به‌خوبی کند تا به چیزهایی؛ که نیاز ماست درحرکتِ درست برسیم. چرا گفتن در امورتان؛ یعنی اعتراض کردن به تصمیماتی؛ که دخل و تصرفی به شما ندارد.

به شیطان وجودمان اجازه ندهیم ما را وارد ضد ارزش‌ها کنند، در چارچوب قوانین باشیم و حرمت‌ها را حفظ کنیم.

هر خدمتی به ما می‌رسد حتماً نیاز ماست، خدمت‌ها متناسب با اشتیاق و نیاز ما به سمتمان می‌آید. اگر جای دیگر این آموزش‌ها را می‌گرفتیم چقدر باید هزینه می‌کردیم، پس دین خود را ادا کنیم و هزینه آموزشمان را در کمک به زمین کنگره جبران کنیم، این خود خدمت است و نباید به خدمت دست رد زد. خدمت باید چرخشی باشد تا روزی همه شود. راهنما بامحبتش با ما برخورد می‌کند و ما باید با تلاشمان و با تکالیفمان برخورد کنیم.

 اگر به غیبت کننده بی‌میل باشید به او کمک کرده‌اید؛ که از این ضد ارزش دور شود.

 لژیون باید استاد پرور باشد و استاد هم باید محقق باشد. تحقیق باعث می‌شود تفکرمان کنگره‌ای شود. پر خیرترین منبع آموزشی کنگره، کتاب ۶۰ درجه است. اگر راهنما بیرون از کنگره با رهجو در ارتباط باشد، اثرگذاری آموزش کم می‌شود. هر کس در هر جایگاهی، شخصیتی دارد، حرمت‌ها را نگه‌دارید؛ چون در کنگره نزدیکی بیش‌ازحد از بازدهی خدمت کم می‌کند. قدر جایگاهتان را بدانید تا بعدها غبطه نخورید. اجبارهایی که در تکالیف دارید خوب است و توفیق است.

 خود را ببینید؛ چون خداوند بیشتر به بنده‌ای توجه می‌کند؛ که خود را ببیند.

 

خانم فاطمه بیرانوند: یک روزی می‌شود؛ د که به زمان‌هایی که در اینجا بود غبطه می‌خورید و اینکه آنقدر برای تکالیف چانه می‌زنید و می‌گویید: کاش در آن شرایط بودم و مجبور بودم یاد بگیرم. الآن با این برنامه‌ای؛ که در لژیون است، مجبورید تغییر کنید؛ چون یک گردبادی دارد در لژیون راه می‌افتد و اگر در گردباد نباشید، به بیرون پرتاب می‌شوید. برای اینکه دوست داشته باشید بالا بروید، باید در موج گردباد بیفتید و بالا بروید. قدر لژیون را بدانید و نگویید چقدر تکلیف!

دفتر سی دی دارید، باید دفتر وادی‌ها هم داشته باشید؛ که ان‌شاءالله اگر روزی رهایی داشته باشید و برای کمک راهنمایی نزد مهندس رفتید، دفتر وادی‌ها را هم می‌بینند. لژیون ما لژیون استاد پروری است، استاد هم باید محقق شود؛ یعنی اهل جستجو و پژوهش باشد. مثلاً عزاداری‌هایی؛ که می‌روید و نوحه‌هایی؛ که گوش می‌کنید و مقاله‌هایی؛ که می‌خوانید، اینها همه مقدمه است برای شما و بعد از مقدمه باید وارد چیز دیگری شوید. مثل دروازهٔ یک شهر است. در کنگره این ابزارها مقدمه‌ای برای شماست؛ که وارد شهر دانایی شوید؛ ولی اکثراً در همان دروازهٔ شهر متوقف می‌شوید. این برداشت‌ها و تحقیقاتی؛ که به شما می‌گوییم، باعث می‌شود شما واردِ شهر شوید و تفکرتان یک تفکر کنگره‌ای باشد، پس حتماً سعی کنید یک انسان جستجوگر باشید. سی‌دی‌ها را در دفتر سی دی بنویسید. پیام‌های کتاب را در دفتری؛ که مربوط به کتاب است نوشته شود و نکات کتاب هم در آن دفتر نوشته شود.

 

خانم خدیجه باقری: در زمان سفر در گردبادی قرار داریم؛ که مجبور هستیم تا مطالب و آموزش‌ها را یاد بگیریم و اگر از این فرصت خوب استفاده نکنیم در مرحله بعد دچار مشکل می‌شویم. گاهی مجبور بودن برای ما خیلی خوب است، به خودمان بگوییم؛ که چه خوب بود مجبور شدم برای امتحان بخوانم؛ چون خیلی از گره‌هایم با کمک آن حل شد، پس‌ازآن بهترین استفاده را بکنیم.

 

خانم مرضیه: خدمت‌ها متناسب با اشتیاق و نیاز افراد به سمتشان می‌رود. یکسری حریم‌ها را باید در کنگره رعایت کنید، باید ارتباط خارج از کنگره نداشته باشید؛ چون درجایی هستیم؛ که نزدیکی بیش‌ازحد از بازدهی خدمت کم می‌کند. از جایگاهتان در کنگره و آموزش‌هایی؛ که می‌گیرید بهره لازم را ببرید و تکالیفتان را انجام دهید. این تکالیف، اجباری است؛ که اولین خیرش برای خودتان است.

 

تهیه و تنظیم: همسفر زهره





نظرات() 


صفورا
دوشنبه 1 آبان 1396 12:53 ب.ظ
خانم زهره عزیزم خداقوت موفق وسربلند باشید
فاطمه عبدالحسینی
شنبه 29 مهر 1396 07:50 ب.ظ
از همه خواهران مهربانم سپاسگزارم از برداشتهای زیبایتان آموختم.
خانم زهره خدا قوت و سپاس
عفت
جمعه 28 مهر 1396 05:46 ب.ظ
خانم زهره وخانم الهام سپاسگزارم
همسفر اکرم
پنجشنبه 27 مهر 1396 10:22 ب.ظ
از برداشت همه خواهران مهربونم بهره بردم. خانم زهره و الهام، عزیز خدمتتون پر از خیر و برکت.
همسفر مرضیه
پنجشنبه 27 مهر 1396 02:32 ب.ظ
خدا قوت از برداشت همه ی خواهران خوبم استفاده کردم و برای همگی آرزوی عاقبت بخیری دارم
حالتان خوش، شب و روزتان در بهشت درون
همسفر مرضیه
پنجشنبه 27 مهر 1396 02:27 ب.ظ
خدا قوت از برداشت همه ی خواهران خوبم استفاده کردم و برای همگی آرزوی عاقبت بخیری دارم
حالتان خوش، شب و روزتان در بهشت درون
الهام قدیری
پنجشنبه 27 مهر 1396 12:39 ب.ظ
ممنون از برداشت های همه عزیزان استفاده کردم .
شپاس و خداقوت خدمت خانم صبای عزیز
زهره جان بابت کمک هایی که تو این مدت داشتین ممنونم . خدمتتون پرخیر و برکت عزیزم .
همسفر حوریه
پنجشنبه 27 مهر 1396 11:16 ق.ظ
خدایا شکر بابت بودن در کنگره ۶۰،شکر بابت بودن در کنار خانم صبای عزیزم وخواهرهای خوبم.
دوباره آموختم چه برداشتهای خوبی.از همه عزیزان سپاسگزارم.
خانم زهره عزیز خدمتتون پر برکت.
همسفر الهام
پنجشنبه 27 مهر 1396 11:02 ق.ظ
از برداشت های بسیار زیبا و ارزشمند و آموزنده ی همه خواهر لژیونی های عزیزم بهره بردم،امیدوارم بتوانم روز به روز از ضد ارزشهای وجود خودم کم کنم ونه تنها غیبت کسی را نکنم،بلکه آنقدر قدرت وآگاهی داشته باشم تا پای غیبت کسی هم ننشینم و به خدمت هایی که به سمت من می آیند دست رد نزنم
سپاس از زحمات بی دریغ خانم الهام عزیز و خانم زهره عزیز
خجسته
پنجشنبه 27 مهر 1396 09:25 ق.ظ
عزیزم تا حالا یه لیست جالب از متنوع ترین وبلاگ ها رو داشتی؟ می خوای ببینی؟ کافیه بهم سر بزنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox