مشارکت در خصوص وادی چهاردهم

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
چهارشنبه 19 مهر 1396-09:30 ق.ظ

مثال آقا امیرالمؤمنین را می‌زنم؛ که حضرت رسول وقتی داشتند از دنیا می‌رفتند وصیت می‌کردند به امام علی و وقایعی؛ که قرار بود اتفاق بیفتد را به امیر المومنین گفتند و امام علی بدون هیچ چون‌وچرایی پذیرفتند و هر چه؛ که حضرت رسول گفتند، ایشان گفتند: چشم یا رسول‌الله. من فکر می‌کنم عشق؛ یعنی همین؛ که در مقابل مقتدایت هیچ حرفی نزنی و آنقدر او را قبول داشته باشی؛ که هر چه بگوید باجان و دل بپذیری.

سلام دوستان صفورا هستم همسفر

انسان‌هایی؛ که برای حفظ حرمت انسانیت و برای عشق به خالقشان قدم برمی‌دارند، دیگر از جنس زمینی و خاکی و تک‌بعدی نیستند بلکه آنقدر عمیق و بزرگ می‌شوند؛ که قادرند کل هستی را در محبتشان غرق کنند و جالب اینجاست؛ که نه از خالق طلب و درخواست و پاداش دارند و نه از مخلوق، بلکه حساب آنها با خود عشق است.

عشق قامت‌ها را راست و استوار نگه می‌دارد و محبت دل‌ها را به هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند. اگر یک انسان عشق و محبت نداشته باشد، نمی‌تواند از عشق و محبت سخن بگوید. عشق را نمی‌توان با هیچ‌چیز عوض کرد چون عشق؛ گذشتن، رفتن، بازگشتن، کامل شدن است. عشق در انسان جسم و جان نیست و این عشق وقتی؛ که انسان متولد می‌شود با او همراه است و در پوست و گوشت و استخوان او آغشته شده است. یک انسان کامل بودن؛ یعنی شاکر و سپاسگزار بودن. ما در این وادی باید بخشش کسانی؛ که به ما ستم کرده‌اند را یاد بگیریم و این کار بسیار بزرگی است؛ که انسان بتواند بدی‌ها را ببخشد.

خدای مهربان خود تماماً عشق است و تمام هستی بر مبنای عشق استوار است. عشق به‌ظاهر سوختن است؛ اما نه برای خاکستر شدن، بلکه برای تبدیل‌شدن به نور است تا راه و روش درست را بیاموزد. مثل تمام مسافران؛ که به معنای واقعی مسافرند و اکنون در نور و روشنایی هستند. همه ما می‌دانیم؛ که جهان هستی قانونمند است و همه‌چیز حساب‌وکتابی دارد. عشق حتی در دل افراد سنگدل هم وجود دارد و زمین و آسمان و تمام هستی عشق است و در عشق شناورند.

خانم معصومه کرمی نوشته بودند؛ که در مسیر درمان اعتیاد یک مقطعی؛ که وادی چهاردهم را مطالعه می‌کردم و درکی از مطالب این وادی نداشتم، برایم گنگ و بی‌معنا بود و قصه درون وادی را امری ابتدایی می‌دانستم تا وقتی؛ که برای امتحان کمک راهنمایی شروع به مطالعه کردم و دریچه‌ای عجیب به روی من باز شد و از صفحه به صفحه وادی درس می‌گرفتم و با لذت پیام‌ها را درک و حفظ می‌کردم و دیگر برایم امتحان کمک راهنمایی مهم نبود و وادی چهارده را چندین بار می‌خواندم و چنان شعفی وجود من را گرفت و من را در فکر فروبرد؛ که گویی کلمه عشق را تا به آن روز نشنیده بودم. وقتی گذشته و سفر مسافرم را یادآوری می‌کردم، آری ذره‌ای در من عشق جان گرفته بود و ازخودگذشته بودم تا به رهایی رسیدم و حسم را با مسافرم یکی کرده بودم و هیچ رد پایی از تنفر و کینه در خود نمی‌یافتم و رمز موفقیت همین بود و چه کسی فکر می‌کرد؛ که درمانِ اعتیاد، معجزه عشق است. اضداد و امواج را تجربه کرده بودم و وقتی؛ که قصه حیوانات را می‌خواندم، می‌اندیشیدم؛ که صدای شیپور فیل‌های درونم چقدر بلند بود؛ که صدای عشق را خفقان کرده بود.

از وادی تفکر به وادی عشق رسیدن کاری سخت و بسیار طولانی است. اگر امروز با جسارت صحبت می‌کنم، علم من نیست. این وادی‌ها مثال قطره‌ای است در اقیانوس و برای شما از قطره صحبت می‌کنم. آموختم و تأثیر پذیرفتم؛ که باید اضداد را قبول کنم؛ چون تکانه‌ای هستند برای من تا در امواج مسیر عشق قرار بگیرم. امروز سعی می‌کنم به همه عشق بورزم و برای عشق ورزیدن باید از جنس خود سایه شوم. اگر به کودکی عشق بورزم، باید کودک شوم از جنس خودش یا یک مصرف‌کننده؛ که باید حسم با او یکی شود.

یک جمله از عشق:

مثال آقا امیرالمؤمنین را می‌زنم؛ که حضرت رسول وقتی داشتند از دنیا می‌رفتند وصیت می‌کردند به امام علی و وقایعی؛ که قرار بود اتفاق بیفتد را به امیر المومنین گفتند و امام علی بدون هیچ چون‌وچرایی پذیرفتند و هر چه؛ که حضرت رسول گفتند، ایشان گفتند: چشم یا رسول‌الله. من فکر می‌کنم عشق؛ یعنی همین؛ که در مقابل مقتدایت هیچ حرفی نزنی و آنقدر او را قبول داشته باشی؛ که هر چه بگوید باجان و دل بپذیری.

یک دعا:

 از خداوند می‌خواهم؛ که آنقدر ظرفم بزرگ بشود؛ که بزرگ‌ترین مسئله‌هایم در مقابلم کوچک شود و من را ناراحت نکند. آرزو می‌کنم همه خواهرهای سفر اولم، سال دیگر در سفر دوم باشند و سفر دومی‌های عزیز موفق باشند و برای خواهرانی؛ که در آزمون کمک راهنمایی قبول شدند، آرزوی موفقیت می‌کنم و همه خواهرهای سفر اولم هم این پروسه را بگذرانند و همه شال کمک‌راهنمایی را بگیرند. آرزو می‌کنم خانم صبای عزیز هم همیشه پایدار باشند و هر آنچه؛ که از خدا می‌خواهد به آن برسد.



تایپ: همسفر فاطمه





نظرات() 


فریده
یکشنبه 23 مهر 1396 10:25 ق.ظ
خانم صفوراى عزیز؛
ممنونم بابت مطالب خوبتان، سرشار از عشق باشید الهى
حالتان خوش و روزگارتان پر از آرامش
فاطمه عبدالحسینی
یکشنبه 23 مهر 1396 12:51 ق.ظ
خانم صفورا عزیز بسیار عالی خدا قوت
ناهید
شنبه 22 مهر 1396 07:58 ق.ظ
خواهرعزیزم بسیارعالی بود امیدوارم درجایگاه کمک راهنما بودن شماراببینم الهام وفاطمه عزیزم خداقوت
همسفر زهرا
جمعه 21 مهر 1396 07:13 ب.ظ
خدا قوت خانم صفورا انشاالله همیشه در پناه حق موفق و پیروز باشید
زهره
جمعه 21 مهر 1396 04:38 ق.ظ
خوهر عزیزم شما بسیار مهربان وارامش خاصی دارید واین برام اموزش دارد.انشالله در جایگاهای بالاتر ببینمت.
عفت
پنجشنبه 20 مهر 1396 06:40 ق.ظ
خدا قوت خانم صفورا بسیار عالی بود
خدا قوت خانم فاطمه
الهام قدیری
چهارشنبه 19 مهر 1396 04:57 ب.ظ
خانم صفورای عزیز ؛ برای دعاهای زیبایتان آمین می گویم و از فضل خداوند رسیدن به جایگاه کمک راهنمایی را برایتان ارزو میکنم . در پناه خالق عشق پاینده باشید .
فاطمه عزیزم خداقوت و سپاس . اجرتان رهایی
رعنا
چهارشنبه 19 مهر 1396 04:36 ب.ظ
خانم صفورای عزیز؛ممنون از توضیحات شما بسیار آموزنده بود.امیدوارم در جایگاه مقدس کمک راهنمایی قرار بگیرد و خدمت کنید.خانم فاطمه عزیز و الهام عزیزم؛خدا قوت اجرتان پاداش الهی.
همسفر مریم
چهارشنبه 19 مهر 1396 03:07 ب.ظ
خانم صفورای عزیز بسیار عالی بود خدا قوت ان شاءالله شما را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم موفق و موید باشید
مریم
چهارشنبه 19 مهر 1396 02:20 ب.ظ
خانم صفورای عزیز بسیار عالی بود از دعای خوب شما ممنونم امیدوارم که به هر چه میخواهید برسید وموفق باشید .خانم الهام وخانم فاطمه عزیز خدا قوت .
همسفر بیرانوند
چهارشنبه 19 مهر 1396 01:10 ب.ظ
خانم الهام عزیز و خانم فاطمه عزیز خداقوت و سپاس ، گلدانهای رهای تان شاداب و خوشبو ، نهال وجودتان در دستان باغبان سالم و استوار ،بزودی درختی استوار می‌شوید در مسیر رهایی ،
کمک راهنمایی برازنده ی وجود شما خدمتگزاران خالص و عاشق است .

رهایی و صبح نزدیک است،
ان مع العسر یسری... بعد از هر سختی آسانی است .
و عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها..
فراز و نشیب همواره هست ، و گذر از رنج ها گنج بدنبال دارد.
تلخ و شیرین ، سیاه و سفید ، گرما و سرما ، نور و تاریکی و .... در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

ممنون از خدمت والایتان
اجرتان رهایی و خدمتتان پربرکت
همسفر بیرانوند
چهارشنبه 19 مهر 1396 01:02 ب.ظ
پیشکسوت گرامی خانم صفورای عزیز خداقوت و سپاس ، عشقی را که در درونتان آرامش گرفته به تصویر کشیدید و کلام و قلمتان عطر و بوی عشق را در خود دارد . محبت را در دوران مرزبانی به بار نشاندید و دستان گرمتان سایه ایی بود بر سر همسفران.
قلب مهربان شما حکایت از داستان عشق درونتان دارد.......
خدا را شکر عشق ، فرزند دلبندتان را نجات داد و رها و آزاد نمود تا پروازی سبکبار در زندگی را تجربه کنند.
از جمله و دعای عشق تان لذت بردم و آمین گوی دعایتان شدم و شاگردِ جمله ی عاشقانه اتان
از فضل خداوند در پناه مولاعلی و اولاد علی سلامت ، سرافراز و رها باشید.
توفیق در خدمت و کمک راهنمایی را برایتان آرزومندم.
درسها از شما عزیز مهربانم آموختم ،و هیچگاه فراموش نمی‌کنم برای مشکلِ سفرِ مسافرم که ایجاد شده بود مرا آرام کردید ، و با محبت و آرامش گفتید: چیزی را جا گذاشتید ، آمدید بردارید و بروید ، نگران نباش خیرِ شما در این بوده است.
و من آرام گرفتم.....
سپاس بیکران که صبوری را توشه ی ره کردید و به دیگران هدیه دادید.

خداقوت خدمت نشان راهمان خانم صبای عزیزم ، برای وجود خانم صفورا تبریک ، انشاالله ثمر کمک راهنمایی ایشان را ببینید ، چون می‌دانم بسیار آرزومند این جایگاه برای خانم صفورا هستید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox