گزارش عملکرد لژیو.ن روز پنج شنبه 96/04/08

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
سه شنبه 20 تیر 1396-05:27 ب.ظ

به نام قدرت مطلق الله 

اگر مسئله شما اعتیاد نبود هیچکدام از شما الآن اینجا نبودید ؛ چون آنقدر مسایل بیرونی جذاب است که واقعاً پرداختن به این حقیقت ها انگیزه و اراده قوی می خواهد . بیماری مسافرهای ما همان سیب های چیده شده است که ما را به اینجا کشانده است و پشت بیماری آنها خداوند ایستاده و لبخندش و پاداشش که قرار است همه ما بگیریم قدر این را بدانید .

به نام قدرت مطلق الله

 

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

بازهم هزاران بار خدا را شکر که دورهم جمع شدیم که تحت آموزش‌ها و انرژی‌های خوب، لطف خداوند و آگاهی‌های ناب قرار بگیریم. عید را به همه شما تبریک می‌گویم. طاعت عبادات همه شما قبول درگاه حق باشد و انشا الله که بالاترین و بهترین عیدی‌ها را از خداوند بگیرید.

همان‌طور که در قنوت نماز عید فطر همه می‌گویند: خدایا هر آنچه خیر است و به محمد وال محمد عنایت کردی به ما هم عنایت کن و هر آنچه از بدی که از آنها دور کردی از ما هم دور کن. این بهترین دعایی است که انسان می‌تواند بکند. انشا الله هرچه خیر و خوبی و برکت که خداوند به بنده‌های خوب خود می‌دهد روزی شما هم بکند.

درجایی می‌خواندم که در ماه شوال خیلی دعا و توصیه خاصی نیست می‌دانید چرا؟

برای اینکه شما در ماه شوال مثل دونده‌ای که دویده و به خط پایان رسیده یک مقدار بعد از خط پایان هم می‌تواند بدود هستید. اگر شما چیزی به دست آورده باشید که حتماً به دست آورده‌اید، حتماً با آن می‌توانید ماه شوال را سپری کنید و معنویتی که به دست آورده‌اید شمارا کفایت می‌کند.

تا حالا شما یک جراحی زیبایی انجام دهید؟ مثلاً بینی‌تان را عمل‌نکرده‌اید؟ کسانی که بینی‌شان را عمل کرده باشند دیده‌اید؟ چقدر مراقب هستند؟ چسب روی بینی می‌زنند، نباید عینک بزنند، سرشان را خیلی بالا یا پایین نگیرند یا مداوم می‌روند تا دکتر چسب بینی‌شان را عوض کند. حتی خودشان چسب بینی‌شان را عوض نمی‌کنند چون می‌گویند ما خیلی برای این زحمت‌کشیده‌ایم بگذار دکترمان این کار را انجام دهد تا شکلش به هم نریزد. حتی بعدش هم خیلی حواسشان هست درجاهایی که شلوغ است، توپ‌بازی می‌کنند و جاهایی مثل مترو نروند؛ چون می‌گویند خدایی نکرده ضربه می‌خورد و فرمش عوض می‌شود. این‌که زیبایی صورت است، برای زیبایی‌هایی که در ماه رمضان به دست آورده‌اید باید چه‌کارهایی انجام دهید؟ شما هم صور پنهانتان در ماه مبارک‌ترمیم شده است و زیباترین جراح هستی شمارا جراحی کرده است. یک سری از چیزها از شما برداشته‌شده است. در ماه مبارک یک سری چیزها را از ما جدا می‌کنند، جراحی می‌کنند، باز می‌کنند، برمی‌دارند و حالا دوره نقاهت است.

الآن شما باید چگونه مراقب خودتان باشید؟ چگونه باید مراقب عضوی که‌ترمیم شده است باشید؟ بالاخره شما هرکدامتان نقصان‌هایی داشته‌اید، عدم تعادل‌هایی داشته‌اید و در ماه مبارک از خداوند خواسته‌اید که خداوند به‌وسیله این آموزش‌ها با این روند مسئله حل شود این‌طور نبوده است؟ حالا حل‌شده چگونه باید مراقب بخیه‌هایی که زده‌شده باشیم؟

خانم حوریه: باید مراقب افکارمان باشیم، هر فکری را به ذهنمان را ندهیم، هر حرفی را نزنیم، هر کاری را نکنیم، هرجایی را نرویم، هر غذایی را به بدنمان وارد نکنیم و در خوردوخوراک و خوابمان دقت کنیم.

خانم صبا: شاید شما یک سری صفت‌ها، عادت‌های غذایی داشتید، یک سری چیزها خیلی ملموس است مثل غذا و عمل جراحی را گفتم که درک کنید در صور پنهان چه بوده و الآن باید چگونه باشد؟ می‌گویید من که توانستم روزی هفده ساعت هجده ساعت تحمل‌کنم الآن هم می‌توانم. آیا نمی‌توانم جلوی افراط‌وتفریطم را در خوردن بگیرم؟ مثلاً اگر شما چای یا آب و یا غذا زیاد می‌خوردید، بد موقع می‌خوردید، الآن می‌گویید من متوجه شدم که در ماه رمضان می‌توانم رعایت کنم و در دو وعده بخورم پس می‌توانم این را تکرار کنم. چگونه این در شما همیشگی می‌شود؟ اگر عادت کرده بودید اول وقت نماز بخوانید چگونه می‌توانید این صفت خیلی خوب را در خودتان نگه‌دارید؟ اینکه تکرارش کنید تا عادتان شود.

خانم حوریه: در ماه مبارک رمضان که هرروز یکی از صفات خداوند را انتخاب می‌کردیم، یک روز صفت الصبور خداوند را انتخاب کرده بودم و با خودم عهد کردم هر اتفاقی بیفتد صبر کنم؛ چون تا یک‌چیزی بگویند سریع جبهه می‌گیرم و اصلاً فکر نکرده می‌گویم نه و از شانسم آن روز جریانی پیش آمد و با خودم گفتم: امروز روز صبوری است. خیلی سخت گذشت اما آخر شب دیدم چقدر حالم خوب است و چقدر خوب بودم. دخترم آمد بغلم کرد و گفت: مامان امروز چه مادر خوبی بودی، کاشکی همیشه این‌جوری باشی. تجربه خیلی خوبی برایم بود وقتی می‌شود، وقتی یک روز توانستم، پس می‌توانم روزهای دیگر هم این را انجام دهم.

خانم صبا در ماه رمضان همه ما به یک حال خوبی رسیدیم و اگر بخواهیم به جایگاه خوب برسیم که بتوانیم شأن و مقام خودمان را درجایی قرار بدهیم که همیشه در معرض خیر و انرژی مثبت، هدایت، برکت و مشمول رحمت خداوند باشیم باید چه‌کاری انجام دهیم؟

خانم باران باید کارهای خوبی را که انجام می‌دادیم تکرار کنیم که با تکرار سرمشق و روش زندگی‌مان می‌شود، وقتی روش زندگی‌مان تغییر کند و در مسیر هدایت قرار بگیرد مشمول هدایت و رحمت می‌شویم.

خانم صبا: سعی کنید با تکرار، کارهای خوبی که انجام دادید به یک عادت تبدیل شود، مثلاً خواهرتان گفت: صبوری. آن‌قدر صبوری را برای خودتان تمرین و تکرار کنید که چهار و پنج ماه بعد شما فردی صبور باشید تا یک فرد ناآرام. کسی که صبور است ناخودآگاه ان الله یحب و صابرین می‌شود؛ یعنی مشمول رحمت خداوند می‌شود. در این ماه همیشه با قرآن وصل بودید، تفسیرها را و کتاب ۶۰ درجه را می‌خواندید و این کتاب یکی از مشتقات الهی قرآن است و شما در معرض آموزش بودید.

بهترین زمان در هستی برای اینکه عادت‌های خیلی قشنگتان را در وجودتان پیاده کنید همین ماه شوال است؛ چون به‌شدت قدرت معنویتان بالاست؛ ولی اگر مراقب نباشید مثل همین مثال بینی که گفتم خراب می‌شود. به‌شدت مراقب قدرتی که دارید باشید که از این قدرت برای تثبیت عادت‌های خوبتان استفاده کنید و مطمئن باشید در سال بعد که رمضان شد دیگر احتیاجی نیست که مثلاً بر روی صبرتان کارکنید، باید روی چیز دیگر کارکنید. هرکدامتان یک‌چیزی را انتخاب کردید و عادت‌هایی که در خودتان به وجود آوردید نهادینه‌شده است و دیگر جزء صفت شما شده است. مثلاً مهربان شده‌اید و دیگر این صفت جزء وجودتان شده است و باید دنبال یک پله دیگر باشید. مراقب این‌همه زیبایی که به دست آورده‌اید باشید، با هرکسی صحبت نکنید، در هر انرژی وارد نشوید، در هر مکانی که درون آن شبهه است وارد نشوید.

در جلسه خواهرتان مسئله‌ای را مطرح کرد ازاین‌جهت که ممکن است مسئله خیلی از شما باشد آن را بیان می‌کنم. خواهرتان گفت: همسرم به لطف خداوند به کمپ رفته است؛ یعنی یک شروع قشنگی است. گفت: به آنجا رفتم و راجع به کنگره با آنها حرف زدم و آنها کنگره را نفی و کلاً روش ما تکذیب کردند. این خیلی طبیعی که ما را نفی کنند، این خیلی طبیعی که امانت‌ها و آموزش‌هایی را که به دست آورده‌اید و درجایی راجع به آن صحبت کنید، ریشه شمارا بزنند. برای اینکه شما باید مراقب باشید راجع هر حرفی هرجایی صحبت نکنید. هر سخن جایی هر نکته مکانی دارد. راهزن زیاد است ریشه‌تان را می‌زنند، پس امانت‌دار خوبی باشید. اصلاً صحبت نکنید؛ چون هنوز شما مثل شکوفه یاس هستید و هنوز ریشه‌های شما خیلی نازک است. حتی آنهایی که در سفر دوم هستند هم‌ریشه‌تان نازک است، اگر در مقابل بعضی بادها قرار بگیرید کنده می‌شوید. باید خیلی مراقب باشید که خودتان را در معرض هر بادی قرار ندهید ایمانتان، باورتان و حس‌هایتان را می‌گیرند. متوجهید به همین ظرافت! مراقب تمام چیزهایی که به دست آورده‌اید باشید که در معرض اغیار قرار نگیرید. مبارکتان باشد انشا الله همه‌چیزهایی که به دست آورده‌اید. مبارک ازاین‌جهت که وجود شما متبرک به صفت‌های خوبی شده است که امیدوارم خودتان و خداوند نگهدار صفت‌های خوبتان باشد. تغییر از چشم‌های شما معلوم می‌شود، هر انسانی که تغییر می‌کند نور چشمش تغییر می‌کند و امیدوارم که چشمانتان نورانی‌تر، نورانی‌تر شود.

یک جمله خیلی قشنگ می‌گوید: عاشق همه هستی باش؛ ولی تنها به یک نفر ابراز کن.

یکی از عادت‌های جدید که در سال معنوی باید داشته باشید این کاست که آخرین سی‌دی‌های آقای مهندس را گوش کنید. اگر این‌گونه نباشد مثل این است که شما داروخانه می‌روید ولی داروها را استفاده نمی‌کنید و اصلاً نمی‌دانید که داروها چه هستند. شما قرار است یک‌راهی را بروید که این‌گونه جواب نمی‌گیرید.

 قدر اینجا را بدانید خدا خیلی دوستتان داشته است که اینجایید. سی دی خط سوم را گوش کنید. بعضی وقت‌ها انسان‌ها هزاران سال التماس می‌کنند و شما هزاران سال به خدا التماس کرده‌اید تا در کنگره باشید و شیطان این‌ها را به شما معمولی نشان می‌دهد. کافی است یک ماه دور شوید. بستری که اینجا هست هم آموزشی و هم کاربردی است؛ یعنی شما همه نمره را یکجا می‌گیرید. شما خیلی پای کلاس‌های اخلاق می‌نشینید؛ ولی فقط می‌توانید بشنوید و فرصت اجرایی را به شما نمی‌دهند که کاربردی و روی خودتان پیاده کنید. اینجا به‌واسطه خدمت‌هایی که می‌گیرید و جایگاه‌های که به دست می‌آورید می‌توانید آنها را روی خودتان پیاده کنید و امتیازی که می‌گیرید خیلی بالاتر است.

علم یک‌چیز است کاربردی کردنش یک‌چیز است. قدر این را بدانید که خدا به شما فرصت داده است. یک کاری نکنید که وقتی فرصتتان تمام شد بفهمید که از فرصتی که داشته‌اید خوب استفاده نکردید و اگر به دیگری داده می‌شد خیلی خوب انجام داده بود. فکر نکنید الکی به اینجا آمده‌اید، صورت‌مسئله اعتیاد است؛ ولی جوابش چیز دیگری است، شاید شما باورش نکنید؛ اما یک روزی متوجه می‌شوید واقعاً جواب چیز دیگری است و به این بهانه شمارا به اینجا کشیده‌اند. فیلم حسنی را دیده بودید که مادرش در مسیرش سیب می‌گذاشت؟ خدا هم همین‌گونه در مسیر شما سیب گذاشته است. اعتیاد را گذاشته و اگر مسئله شما اعتیاد نبود هیچ‌کدام از شما الآن اینجا نبودید؛ چون آن‌قدر مسائل بیرونی جذاب است که واقعاً پرداختن به این حقیقت‌ها انگیزه و اراده قوی می‌خواهد. بیماری مسافرهای ما همان سیب‌های چیده شده است که ما را به اینجا کشانده است و پشت بیماری آنها خداوند ایستاده و لبخندش و پاداشش که قرار است همه ما بگیریم قدر این را بدانید.

خانم صباصحبت‌های دیروز آقای مهندس را در مورد سفر دومی‌ها شنیده‌اید اگر سفر دومی بیاید و خوب حرکت نکند باید جایش را بدهد به یک سفر اولی چون سفر اولی مثل بخش اورژانس است و اولویت باکسانی است که در سفر اول هستند، پس سفر دومی‌های عزیز خیلی خوب قدر جایگاهشان را بدانند که اگر حرکتشان سست باشد و تمرینات و تکالیف را انجام ندهند به نظر من واقعاً ضرورتی ندارد این جایگاه را حفظ کنند؛ چون پیامشان و رهایی‌شان را گرفتند و شاید واقعاً دیگر خواستشان بیشتر از این نیست. در مورد غیبت‌ها حتی شده در حد پیامک باید اطلاع دهید و علت غیبتتان را توضیح دهید.

من همه شمارا خیلی دوست دارم یک سری قوانین و ضوابط را گفتم. این سخت‌گیری‌ها هم از دوست داشتن است. بدانید که باید جدی باشید این مسیری که شما می‌خواهید بروید جنگ است. شما با نیروهای تاریکی در حال جنگیدن هستید و قرار است یکی از نیروهای الهی و یک سرباز خوب شوید مثلاً یکی از سربازان سپاه اسلام و اگر بلد نباشید بجنگید چه می‌شود؟ کشته می‌شوید، گول می‌خورید و جزء فرقه‌های انحرافی می‌شوید و با نابودی شما افراد دیگری هم نابود می‌شوند. شما مأمور نجات زندگی‌تان هستید و اگر شما بلد نباشید زندگی‌تان خراب است، مسافرتان خوب نمی‌شود که هیچ فرزندانتان هم خوب نمی‌شوند. یک نسلی قرار است با خوب شدن شما خوب شوند و شما نمی‌دانید، قرار است راهنما شوید، قرار است در خانواده‌تان تأثیر بگذارید؛ ولی چون ضعیف عمل می‌کنید کار هزاران نفر را خراب می‌کنید، پس لازم است که یک گلادیاتور شوید، لازم است که یک جنگجوی صلح‌طلب شوید. جنگ کنید برای صلح، برای آبادانی. یک جنگجو همیشه باید تمرین کند تا بدنش آماده شود.

سی دی گوش کنید، مشارکت کنید. همه این‌ها لازمه یک جنگجوست. قدرت بیان بالا و اینکه صلابت در صدایش باشد و بتواند صحبت کند و اثرگذار باشد. اگر شما صدایتان را بلند نکنید آنهایی که صدایشان بد است صدایشان را بلند می‌کنند، اگر شما افکار قشنگتان را در مشارکت‌هایتان اعلام نکنید آنهایی که مشارکتشان خوب نیست اعلام می‌کنند. پس شما باید فکر کنید، یاد بگیرید و بلد باشید مشارکت کنید که نیروهای صلح پیروز شوند. با این تمرینات همیشه آماده‌باشید. اگر شما سی دی گوش نکنید حقه نفس آن‌قدر قشنگ گولتان می‌زند که اصلاً نمی‌فهمید از کجا خورده‌اید و خیلی قشنگ شمارا می‌خورند، ناامیدی خیلی قشنگ شمارا می‌خورد، پس همیشه باید شما وصل باشید.

می‌دانید یکی از حقه‌های نیروهای منفی یا نفس چیست؟

می‌گوید: حالا صبر کن دریک فرصت مناسب، در یک شرایط خوب و الآن مشارکت نکن. صبر کن وقتی‌که حالت خوب شد، وقتی‌که یک جمله خوب بلد بودی مشارکت کن و این حقه و وسوسه نفس است که می‌گوید الآن نگو. چرا گول می‌خورید چطور وقتی می‌خواهید جواب یک نفر را بدهید نمی‌گوید صبر کن، آرام شو یا درجای که می‌خواهید از یک نفر غیبت‌کنید نمی‌گوید صبر کن الآن حرف نزن! چرا در آنجا نمی‌گوید صبر کن و اینجا می‌گوید صبر کن. آیا به این موضوع فکر کرده‌اید؟ چرا اینجا نمی‌گوید مهلت‌دارید می‌گوید همین الآن انتقامتان را بگیرید و همین الآن بگویید؟ چرا درجایی که پر از خشم هستید نمی‌گوید آرام باش، حالا بلند شو یک لیوان آب بخور، حالا مثلاً یک ذکری بگو، گذشت کن. اینجا نمی‌گوید زود باش الآن دیر می‌شود! این حقه است.

تکرارها خوب است راجع به تکرارهای خوب باید صحبت کرد. اگر تکرار خوب نیست چرا هزار و چهارصد سال است که قرآن را تفسیر می‌کنند باید یک‌بار در مورد آن صحبت می‌کردند و تمام می‌شد. چون بعضی از تکرارها لازم است و گول این مسئله‌ها را نخورید. روشن باشید، تصمیم بگیرید واقعاً آدم‌های قوی باشید، جنگ کنید، وقتی همه خوابند شما بیدارباشید، وقتی همه ایستاده‌اند شما بدوید؛ یعنی شبیه هیچ‌کسی نباشید. دلم می‌خواهد آن‌قدر قوی در سال معنوی جدیدتان عمل کنید که عطر و بوی تغییر کنگره‌ای از شما به مشام برسد؛ یعنی هرکسی شمارا می‌بیند خوشش بیاید و بگوید کجا می‌روید که تغییر کردید و چه‌کار می‌کنید که این‌قدر خوب شدید و می‌شود من هم از شما یاد بگیرم؟ یعنی آن‌قدر قوی بشوید که آدم‌ها دوست داشته باشند شبیه شما بشوند، شما آدم‌ها را یاد خوبی بیندازید، یاد گذشت بیندازید، یاد امیدواری بیندازید و بگویند که هر دفعه شمارا می‌بینند یاد خدا می‌افتند، آرام می‌شوند، امید می‌گیرند نه این‌که بگویند هر دفعه شمارا می‌بینند حالشان گرفته می‌شود، مخصوصاً مسافرها. اولین کسی که باید مهر تأیید به شما بزند مسافرتان است و بگوید که هر وقت تو با من حرف می‌زنی من حالم خوب می‌شود، چقدر خوب است که هستی، چقدر خوب است که من را می‌فهمی و این جملات را باید مسافرتان به شما بگوید اگر نگفتند شما باید روی خودتان کارکنید.

خانم مرضیه: من به خاطر مشکلاتی که با همسرم داشتم و دارم خیلی وقت‌ها با دخترم بدبرخورد می‌کردم. خیلی وقت‌ها پیش می‌آمد سر یک‌چیز صدایم می‌کرد و من داد می‌زدم، وقتی وبلاگ را می‌خواندم که شما گفته بودید یکی از اسماء خداوند را انتخاب کنید من اسم یا رحیم را انتخاب کردم و دیدم که واقعاً من آن روز چقدر تغییر کردم و خیلی حس خوبی داشتم و شب که می‌خواستم بخوابم از خودم خیلی راضی بودم و گفتم فرزندم هیچ گناهی ندارد. آن روز خوب برخورد کردم و واقعاً حالم خوب بود. خدا را شکر.

و موضوع دیگر این‌که همه‌چیزهایی که در شب قدر می‌خواهید بخوانید تند تند نخوانید که تمام شود که ازسرمان بازکنیم و من فقط دعای ابوحمزه ثمالی را خواندم شاید فقط بیست فراز از جوشن کبیر را خواندم و واقعاً دعای ابوحمزه ثمالی صحبت باخداست. شش یا هفت صفحه را با ترجمه‌اش خواندم و حالم را خوب کرد؛ چون من نمی‌دانستم که چگونه باید با خداوند صحبت کنم و آن چیزی را که به دلم بنشیند را پیدا نمی‌کردم؛ ولی این دعا را که خواندم چیزهایی بود که من می‌خواستم به خدا بگویم خیلی حس خوبی بود.

خانم صباوقتی‌که حالتان بد است به اسماء خداوند پناه ببرید. بعضی وقت‌ها شما نمی‌دانید که برای چه حال شما این‌قدر بد است و اسماء خداوند به شما کمک می‌کند تا باری از روی دوش شما برداشته شود. شما می‌خواهید بروید با مدیرعامل یکجایی صحبت کنید یا می‌خواهید بروید با رئیس شعبه یک بانک صحبت کنید به نظرتان چگونه باید صحبت کنید؟ باید بدانید که چگونه تقاضایتان را بنویسید. می‌گویید من وام می‌خواهم، می‌گویند باید درخواستتان را بنویسید و بعضی وقت‌ها ما بلد نیستیم درخواست‌هایمان را بگوییم و فقط می‌گوییم من نیاز دارم. خوب فقط نیاز که نمی‌شود! به خدا هم همین‌طور می‌گویید و درست است که خدا خودش می‌داند؛ ولی این‌ها همه برای ما آموزش است. همان‌طور که شما می‌خواهید یکجایی بروید یا می‌خواهید باراهنمایتان صحبت کنید باید یک ادبیات خاصی داشته باشید، باید بلد باشید باراهنما صحبت کنید نه اینکه هر دفعه حالتان بد می‌شود همین‌طوری بپرید جلوی راهنما و بگویید من حالم بد است، بلکه فکر کنید که من چگونه مسئله‌ام را مطرح کنم، ببینید بقیه چگونه مطرح می‌کنند و از افرادی که پیشکسوت هستند سؤال کنید.

یا من خودم بارها پیش آقای مهندس می‌رفتم و فکر می‌کردم که باید چگونه با آقای مهندس حرف بزنم. حالا فرض کنید این‌ها آدم‌هایی هستند که ما روزانه با آنها کارداریم، صحبت کردن با صاحب هستی هم یک ادبیات خاصی دارد. من همیشه به شما گفتم: مثلاً فرزند شما می‌آید و به شما می‌گوید ای مامانی که رنگ چشمانت آبی است می‌شود تلویزیون را برای من روشن کنی و شما می‌گویید رنگ چشم‌های من اگر هم مشکی بود بازهم در تقاضای تو فرقی نمی‌کرد؛ یعنی نمی‌تواند ویژگی وصفت شمارا با تقاضایش ربط دهد و پرت حرف می‌زند. حالا شما می‌خواهید باخدا صحبت کنید اول گرهتان را پیدا می‌کنید ومی بینید که گیر شما در چیست؟ بعد می‌گویید ای خدایی که به همه امور واقفی، ای خدایی که کار همه‌کسانی را که به سمت تو رجوع می‌کنند را راه می‌اندازی، کار من در این مسئله به مشکل خورده قسم به این اسمت کار من را راه بینداز. یا ای خدایی که بر همه بندگانت مهربانی محبت تو شامل حال همه است بدون شرط کمک کن که من هم مثل تو با همه اطرافیانم مهربان باشم و خوب برخورد کنم و محبتم مشروط نباشد. این ادبیات صحبت کردن درجه شمارا بالاتر می‌برد و امتیازی که کسب می‌کنید و تغییری که می‌کنید بسیار بالاتر است.

به شما توصیه می‌کنم هم‌سخن بزرگان را بخوانید، هم ما ادعیه خیلی غنی داریم و همه این‌ها به شما یک بصیرت و یک قدرت کلام می‌دهد. وقتی مشارکت می‌کنید دقت کنید مشارکت‌های خوب چگونه هستند و یاد بگیرید چگونه مشارکت کنید، مثلاً امروز که دستور جلسه شیشه است شما نمی‌توانید راجع به ظرفیت و مسئولیت صحبت کنید و بگویید مشارکت می‌کنم دیگر! هر چیزی متناسب با شرایطی که هست باید انجام شود. با خداوند هم متناسب با شرایط و جایگاهی که قرار دارید صحبت کنید و لازمه‌اش این است که شما اول به خودتان و جایگاهتان و گرهتان آگاه باشید تا بتوانید متناسب با آن صحبت کنید.

بهترین برداشتان را از ماه مبارک بگویید:

خانم حوریه من هرسال دعای جوشن کبیر را می‌خواندم ولی وقتی شما چند وقت پیش گفتید که اگر بر روی آب دعایی یا سوره‌ای خوانده می‌شود مولکول‌های آب تغییر می‌کند، مدام جلوی چشمم بود و وقتی دعا یا اسم‌های خداوند را می‌خواندم احساس می‌کردم که اعضاء و جوارحم به خداوند تعظیم می‌کند و خداوند در وجودم وارد می‌شود. رمضان امسال خیلی خوب بود، هرسال شب‌های احیا با چرت، با خواب به‌زور چشمم را باز نگه می‌داشتم مدام وضو می‌گرفتم خوابم نبرد؛ ولی امسال این‌قدر اشتیاق داشتم که اصلاً خوابم نمی‌برد و خیلی برایم جالب بود و خیلی تشکر می‌کردم.

خانم خدیجه موگویی: من هرسال ماه رمضان که در تابستان بود خیلی ضعف می‌گرفتم، احساس گرسنگی و تشنگی می‌کردم، حتی یک جزء قرآن را هم نمی‌توانستم تمام کنم؛ ولی امسال به لطف خدا این‌قدر برایم خوب بود و تواناییم بالاتر رفته بود که اصلاً دوست نداشتم که تمام شود. قرآنم را می‌خواندم، تکالیفم را می‌نوشتم، سی دی گوش می‌کردم و بازهم زمان اضافه می‌آوردم. خودم خیلی خوشحال بودم از این حسی که داشتم خدا را شکر.

خانم زهرا: من همه‌ساله تلاوت قرآن را داشتم و تند تند می‌خواندم که تمام شود و حتی ترجمه یک خط را هم نمی‌خواندم. امسال به لطف خداوند به لطف کنگره وبرکت خانم صبا احساس می‌کنم عمیق‌تر شدم، البته نه عمقی که مدنظر کنگره است. از جزء چهاردهم تمام تفاسیر را خوانده‌ام و این در حال و هوای خودم هم تأثیر داشت. فکر می‌کنم یک‌درصدی بهتر شدم و سعی می‌کنم از بعد ماه رمضان روز یک آیه را بامعنی آن بخوانم؛ چون تأثیری را که در ماه مبارک رمضان درروی خودم داشته را دیدم می‌خواهم ادامه دهم.

خانم الهام: برای من هم امسال ماه رمضان خیلی متفاوت بود. سال‌های پیش دو الی سه دفعه قرآن را به نیت اموات و یا خودم ختم می‌کردم و معنی آن را درک نکرده بودم. امسال عربی نخواندم فقط معنی آن را خواندم و خیلی چیزها را فهمیدم و یک سری از چیزها را اصلاً نشنیده بودم خیلی برایم خوب بود.

مورد دیگر اینکه وقتی یک مشکلی پیش می‌آمد قبل از اینکه باخدا در میان بگذارم به دنبال راه چاره در بندگانش می‌گشتم، دنبال یک در دیگر بودم؛ ولی امسال صفت یا کافی را انتخاب کردم. روزهای اول فقط طوطی‌وار می‌گفتم ولی هفته دوم تأثیرش را روی خودم حس می‌کردم و قشنگ خدا را کنار خودم می‌دیدم. تصمیم گرفتم هفت‌تا حمد شفا را در وقت اذان بخوانم و تا یک سال ادامه بدهم.

خانم صبا خداوند یک صفت دارد به این معنی که خداوند بر روی خودش تعصب دارد مثل این است که شما بچه‌اید به‌جای این‌که چیزی که نیاز دارید را از پدرتان بخواهید از مرد همسایه می‌خواهید. بعد پدرتان بگوید: مگر من نبودم؟ تو گفتی و من نکردم؟ اکثراً و اکثراً ما می‌رویم به مرد همسایه می‌گوییم و به خداوند نمی‌گوییم. منظور از پدر خداوند است و گفتم پدر که بهتر درکش کنید. با این حرکت شما به خدا برمی‌خورد چون به خودش متعصب است و می‌گوید چرا رفت سراغ دیگری؟ چرا فکر نکرد من برایش انجام می‌دهم؟ اول رفت به همه گفت و نتوانستند، بعد آخرش یادش افتاد حالا به خدا هم بگویم شاید بتواند! پس این اشتباه را نکنید؛ چون ویژگی خود خداوند است. همان اولش به خودش بگویید و بگویید که مطمئن هستم که تو برایم انجام می‌دهی، من اگر از تو بخواهم دیگر نیازی ندارم که از دیگران بخواهم و مطمئن باشید که انجام می‌دهد؛ چون به اسمش قسم‌خورده و روی آن تعصب دارد. روی بندگانش هم تعصب دارد و می‌گوید او بنده من است چرا می‌رود سراغ دیگری؟ من همه کاری می‌توانم برایش انجام دهم. من می‌توانم سرنوشتش را تغییر دهم.

این را جزء ویژگی خودتان در سال جدید معنوی‌تان قرار دهید. اول‌ازهمه و آخر از همه از خداوند بخواهید و حتی وسطش هم از کس دیگری نخواهید. اول و آخر و وسط فقط خداوند. زیر سایه خداوند، زیر حمایت الله باشید تا رمضان سال بعد. انشا الله سال آموزشی پر خیروبرکتی را باهم شروع خواهیم کرد.

تایپ: همسفر عفت





نظرات() 


فریده
پنجشنبه 22 تیر 1396 01:25 ق.ظ
عفت عزیزم آموزش هاى لژیون را بسیار عالی و كامل به رشته ى تحریر در آوردید؛من با اینكه توفیق حضور در این جلسه را نداشتم با مطالعه و نوشتن مطالب شما خودم را در لژیون و میان شما عزیزانم حس كردم.
هزاران بار سپاسگزارم
الهام عزیزم خدا قوت
همسفر ربابه
چهارشنبه 21 تیر 1396 06:10 ب.ظ
خانم عفت خدا قوت و سپاس انشاءالله هر چی از خدا میخوای روزیت شود.
همسفربیرانوند
سه شنبه 20 تیر 1396 10:06 ب.ظ
خداقوت و سپاس
خواهران عزیزم ، خانم عفت عزیز و خانم الهام عزیز ،
ممنون از خدمت زیبایتان

به اندازه ی تک تک حروف کلماتِ
آموزشها خیر و برکت بر زندگیتان ، چون باران پربرکت ببارد.
خواسته های مادی و معنوی اتان برآورده ی به خیر در جهتِ صراط مستقیم.
خدا را شکر برای وجود خواهران دانا و توانایم ،
خدا را شکر که در کنار چنین بندگان شایسته و الگویی قرار گرفتم ، تا بیاموزم.

خداقوت و خداقوت
همسفربیرانوند
سه شنبه 20 تیر 1396 09:29 ب.ظ
با نام ، یاد و شکر خدا
راهنما می‌داند ، آنچه را که من نمی‌دانم.
خداوندا راه و رسم رهجو بودن را به من بیاموز ، تا قدردانِ راهنمایم باشم.

در ماه رمضان به یاری خدا ، کاشت ، داشت و برداشت را انجام دادیم.
محصول را برداشت کردیم ، مثل گندم ، جو ، میوه و... ،
حال اگر بخواهیم انبار کنیم ، و تا سال بعد استفاده کنیم، و تخم ، بذر و دانه ایی هم برای کاشت سال بعد داشته باشیم ، آنوقت است که به اهمیتِ ، مراقبت و نگهداری پی می‌بریم.
تمام تلاش راهنما در آموزشِ نگهداری است ، خیلی وقتها بدست می‌آورم ، اما به راحتی و ارزان از دست می‌دهم!
گندم اگر نگهداری نشود ، به راحتی از بین می‌رود ، نه نانی و نه گندمی برای کاشت سال بعد ،
راهنما بارها نگهداری میوه را مثال زده اند در گرما و سرما ، یک میوه ی خراب یک جعبه میوه را خراب می‌کند،
یک ضدارزش به ساختارهای تازه ساخته شده ی ارزشها وارد شود ، باعث ضایع شدن اعمال می‌شود ، این نگهداری ، تکرار می‌خواهد.
راهنمای عزیزم خداقوت و سپاس،
از تکرار منظم آموزش‌ها ،
باغبانِ نهال های تازه جان گرفته خداقوت ، محکم شدن و استواری ریشه در خاک ، مراقبت و تکرار در این مراقبت می‌خواهد.
خدا را شکر برای مسیر هدایت الهی ،
و خدا را شکر برای تکرار این هدایت و توبه پذیری خدای مهربانم ،
و من پروردگاری ندارم جز خدای مهربان ،و خداوند مهربانترین است بر بندگانش.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox