گزارش عملکرد اژیون روز پنج شنبه 96/03/18

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
شنبه 27 خرداد 1396-05:51 ب.ظ

به نام قدرت مطلق الله

شاید شنیده باشید که می‌گویند اگر نماز نخوانید یا حجاب نداشته باشید روزه‌تان قبول نیست و یا فلان کار را کردید روزه‌تان باطل است و حرف‌هایی ازاین‌دست. ولی ما که در درون دیگران نیستیم و فقط می‌بینیم که هر کس تلاش می‌کند به هر نحوی انسان بهتری شود. شاید یک نفر یک‌دفعه نمی‌تواند تغییر کند. ظرفیت انسان‌ها باهم فرق می کند. اولاً که نباید اظهارنظر کنیم و دوم اینکه هرکسی به هراندازه که به نفسش نه می‌گوید به همان اندازه تأثیر هم می‌گیرد. مثلاً فردی ذاتاً خشمگین است و خداوند چیزهایی در وجودش گذاشته که با کوچک‌ترین تلنگری به هم می‌ریزد و خداوند هم می‌داند که شرایط فرد چیست و آن فرد تلاش می‌کند که اگر روزی ۱۰۰ بار خشمگین می‌شد ۸۰ بار شود و این تلاش برای خدا بسیار ارزشمند است. ما ۸۰ بار را می‌بینیم و قضاوت می‌کنیم ولی خدا ۱۰۰ بار را می‌بیند.


به نام قدرت مطلق الله

 

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

خدایا در وجود همه ما چیزهایی هست که مانع اجابت دعا می‌شوند، خدایا در وجود همه ما گره‌هایی است که مانع از ارتباط ما و لذت بردن ما از این ماه مبارک می‌شود. خدایا به برکت این ماه که ما از درک آن عاجزیم گره‌های ما را بازکن.

همیشه گفته‌اند که این ماه بسیار خوب است، نمازخواندن، قرآن خواندن و همه اعمال خیلی خوب است و ماه استجابت دعاست؛ ولی یک‌زمان‌هایی ممکن است بگوییم پس چرا ما متوجه نمی‌شویم! علت آن این است که ما گره‌داریم و اشکال از ماست. امیدوارم خداوند کمک کند آن گره‌ها و اشکالاتی که در وجود ماست و مانع این است که ما مسیر درست را پیدا کنیم و لذت‌هایی از زندگی‌مان را تجربه کنیم را بازکنیم. مثل تشنگی است، شما اگر تشنگی‌تان را نتوانید با آب گوارا برطرف کنید به‌ناچار نوشیدنی‌هایی را می‌خورید که برایتان مضر است و لذت آب گوارا را از شما می‌گیرد.

امیدوارم خداوند درکی را که باید از این ماه داشته باشیم را به ما عنایت کند و انشاء اله گره همه را باز کند و اصلاً هم ناامید نباشید. صدبار اگر توبه شکستی بازآ.

بعضی‌اوقات ما لطف خداوند را با لطف خودمان مقایسه می‌کنیم و فکر می‌کنیم اگر بعد از چند مرتبه عصبانی می‌شویم پس خداوند هم این‌گونه است. نه این‌طور نیست و لطف خداوند بی‌انتها است. دعاهای روزانه رمضان را بخوانید و چیزی که بزرگان به ما یاد می‌دهند را از خداوند بخواهید.

دعای امروز این است که خدایا میل به خودت را در من زیاد کن تا میل به گناه در من کم شود.

بعضی‌اوقات تصور ما از گناه چیز بزرگی است و موارد کوچک را که انجام می‌دهیم را نمی‌بینیم. امیدوارم خداوند کمک کند که گناهانمان را ببینیم و میل به گناه هم در وجودمان کم شود و در عید فطر عیبی در ما نباشد.  حتماً شنیده‌اید که شیاطین در ماه مبارک رمضان دست‌وپایشان بسته است و پل ارتباطی‌شان با زمین مسدود است و نمی‌توانند به زمین بیایند و کارهایی که در این ماه انجام می‌دهیم تحت القاء شیاطین نیست و نفس خودمان است. کارهایی مثل قیاس، قضاوت، افکار منفی از جانب خودتان بوده است و باید شیطان درونتان را ببینید.

خانم زهره؛ من کاملاً این موضوع را حس کرده‌ام. مثلاً در رابطه با نماز اول وقت که در این ایام خیلی راحت می‌خوانم، درصورتی‌که در مواقع دیگر برایم سخت است.

خانم صبا؛ خداوند می‌خواهد که شما گره‌هایتان را ببینید و تا دیدید و گفتید ببخش می‌بخشد. پس خودتان را ببینید و بدانید که خیلی کارها را خودتان می‌کنید و شیطان کاره‌ای نیستحتماً سحر بیدار شوید چون فرشته‌ها به میهمانی شما می‌آیند و به خانه‌ای می‌روند که چراغش روشن است و بیدار شده‌اند.

در ماه رمضان شمارا شخم می‌زنند و برای هرکسی یک موضوعی رو می‌آید. مثلاً یکی به چای وابسته است و با نخوردن آن اذیت می‌شود، یکی به غذا وابسته است و از بی‌غذایی اذیت می‌شود و در این ماه نقاط ضعف خودتان را می‌بینید و از خداوند بخواهید که کمک کند تا آنها را حل کنید. یکی از این نقطه‌ضعف‌ها خواب است که از خدا بخواهید که در رمضان با این نقطه ضعف جلو نروید و بخواهید که به ساعاتی که می‌خوابید آن‌قدر برکت بدهد که انرژی لازم را کسب کنید. پس اگر خودتان را ببینید و برطرف شدن نقاط ضعفتان را بخواهید حتماً به شما می‌دهند. از خداوند بخواهید به زمان و غذا و انرژی‌هایتان برکت دهد. یک‌چیزهایی در وجود ما هست که نمی‌گذارد از رمضان لذت ببریم از خداوند بخواهیم که این موانع را برایمان برطرف کند ‌.

بهترین ناجی و مشاور و یاریگر شما سکوت‌هایی است با خودتان دارید. سعی کنید در این ماه اهل سکوت و مراقبه باشید. اگر از بیرون به خودتان نگاه کنید درونتان جواب‌ها را به شما می‌دهد و با الهه‌های درونتان هدایت می‌شوید.

ممکن است در این ایام مجبور باشید که برای مسافرتان و یا دیگران غذا آماده کنید که سخت است ؛ ولی این کار را برای خدا انجام دهید، اگر این‌گونه باشد خداوند کمکتان می‌کند تا توان پیدا کنید. روزه‌دار بداخلاق به درد نمی‌خورد و این بداخلاقی‌ها گره‌های ماست.

یک‌زمانی پیش می‌آید که برای دیگران کاری انجام می‌دهند و برای ما نمی‌کنند و حالمان بد می‌شود و این نشان می‌دهد که هنوز خیلی کوچک هستیم و از خداوند بخواهیم آن‌قدر بزرگمان کند که این قیاس‌ها و حس‌های بد را حل کنیم. مثلاً اگر شما پول زیادی داشته باشید از اینکه به دیگری هزار تومان بدهند ناراحت نمی‌شوید و می‌گویید که خداوند به او هم بدهد. دقیقاً اگر درونتان بزرگ باشد و انرژی‌های خوب داشته باشید هیچ‌وقت از این چیزها ناراحت نمی‌شوید و این دیدن‌ها نباید حالتان را بد کند. در برنامه ماه‌عسل نرگس کلباسی را دیدید که دغدغه‌هایش چه بود. این فرد آن‌قدر بزرگ بود که دغدغه‌اش بچه‌هایی بودند که سرپرست ندارند و در فکر کمک به آنها بود. یک‌زمان‌هایی دغدغه‌های ما خیلی پیش‌پاافتاده هستند و این نشان کوچکی ماست که این‌گونه فکر می‌کنیم. در این ماه خدا را به امیرالمؤمنین قسم بدهید و مطمئن باشید که کمکتان می‌کند و وجودتان بزرگ می‌شود.

خانم مریم؛ یکی از گره‌های من این بود که در ماه رمضان خیلی بدخلق می‌شدم و برای حل این گره صفت یا رحیم را انتخاب کردم و از خدا خواستم که امسال مثل خدا مهربان باشم و روی این صفت کارکردم و موفق بودم و بدخلقی‌ها و عصبانی  بودن‌هایم خیلی کم شده است تا جایی که دخترم گفت که چقدر مهربان و خندان هستی و این را لطف خداوند می‌دانم.

خانم صفورا؛ این هفته یک نفر تماسی با من گرفت و گفت که صاحب‌خانه‌اش جوابش کرده و دنبال خانه می‌گردد و باید هشت میلیون آماده کند. وقتی تلفن را قطع کردم حس کردم شانه‌هایم زیر این بار در حال شکستن است و همان‌جا سجده کردم  و گفتم خدایا من که توانایی کمک مالی ندارم این بار را از دوشم بردار. با خود گفتم که به دیگران پیام بدهم که خوشبختانه ردیف شد و این را می‌خواهم بگویم که یک‌وقت‌هایی دغدغه‌های دیگران مثل دغدغه خودمان است.

خانم صبا؛ من به شما گفتم که سجده آغوش خداوند است. پس سجده را دست‌کم نگیرید.

خانم فاطمه؛ من یک سخنرانی شنیدم که در آن عنوان‌شده بود که همان‌گونه که یکسری مکان‌ها دوربین مداربسته دارند و خیلی حواسمان به حرکاتمان است، خداوند هم یکسری دوربین دارد که اولین آن خود خداوند است و دومین رسول خدا و دوربین‌های  دیگر امامان معصوم هستند و خود امامان‌هم به یکسری بزرگان تقسیم می‌شوند. از روزی که این صحبت‌ها را شنیدم شرایط خیلی برایم فرق کرد ، چون با خودم گفتم که خدا و رسول و امامان مرا می‌بینند و با توجه به اینکه مسئولیت‌هایم زیاد است سعی کردم که بدخلقی نکنم مخصوصاً در رابطه با خواب و تصمیم گرفتم که هر کاری که انجام می‌دهم برای خدا باشد.

سلام دوستان فریده هستم یک همسفر

رمضان سال پیش برایم خیلی خوب بود و منتظر رمضان جدید بودم و یکسری کارها هم انجام دادم ازجمله اینکه نهار نمی‌خوردم تا ازلحاظ جسمی آماده‌تر باشم و یا ذکرهایی را می‌گفتم و فکر می‌کردم که قرار است امسال رمضان با عمق‌تری داشته باشم که جریاناتی پیش آمد و فرصت خلوت و سکوت و آن حس خوب را از من گرفت که در آنجا یاد صحبت‌های آقای امین افتادم که گاهی اوقات شیطان با حرکت های خیلی کوچک اما با دامنه خیلی وسیع وارد عمل می‌شود و یکسری چیزها را خراب می‌کند.

من تصمیم داشتم تغییراتی در خانه‌ام بدهم که دقیقاً شب قبل از رمضان این تصمیم را اجرا کردم و همه جا را به هم زدم تا نقاشی کنم و یکسری بازسازی انجام دهم و شرایط طوری شد که باید الآن انجام می دادم وگرنه دیگر نمی‌شد و با این کار خلوتم را از خودم گرفتم و حالم بد شد. مدام فکر می‌کردم که حتماً کاری کرده‌ام یا دچار منیت شده‌ام که این توفیق از من سلب شد که یک‌دفعه متوجه شدم که نه این‌طور نیست و قرار نیست که همیشه انسان در یک بستر مناسب بخواهد که دریافت‌های خوب داشته باشد. شاید خداوند می‌خواهد به من ارتقاء بیشتری بدهد و یاد بدهد که همیشه قرار نیست که در صلح چیزی را یاد بگیری، ببین در جنگ و آشفتگی و حالت بحرانی هم می‌توانی آرامش خودت را پیدا کنی! حتماً قرار است آموزش من سنگین‌تر باشد که این مسئله برایم پیش آمد و خیلی آرام شدم.

تفسیرم را با آیه‌ای که به من القاء شد شروع می‌کنم. آیه " انا فتحنا لک فتحا مبینا "

به سراغ تفسیرش رفتم که نوشته‌شده بود که همانا ما گشایش آشکاری را برای شما پیش آوردیم تا خداوند برای شما گناهان پیش و پس را ببخشد و نعمتش را بر شما تمام کند و شما را به راه راست هدایت کند و خداوند شما را با پیروزی شکست‌ناپذیری یاری نماید.

متوجه شدم رسالتی که دارم و اینکه همسفری من خیلی طولانی شده است ، هیچ ارتباطی به مسافرم ندارد و تمامش بازپرداخت یک بدهی است که من نمی‌دانم چیست و خداوند این را برایم آشکار کرد ؛چون دغدغه‌ام شده بود که خدایا برایم روشن کن که این جریان به مسافرم ارتباط دارد و یا گره وجودی من است و یا بازپرداخت بدهی من است. جوابم را بده و مرا آرام کن و خدا خیلی خوب جوابم را داد و یک پیام پیروزی را برایم فرستاد که تمام ناامیدی‌هایم را از من گرفت. فکر می‌کردم که شاید من باید با مسافرم می‌جنگیدم و چون با او صلح کردم او سفر نمی‌کند و در این آیه به من گفته شد که پیروزی همیشه در سایه جنگ و جهاد نیست.

زمانی که این آیه نازل می‌شود صلح‌نامه‌ای امضاءشده بوده که دو گروه تا ده سال باهم نجنگند و وقتی خودم را مرور کردم متوجه شدم که من با ورودم به کنگره ده سال است که با مسافرم صلح کردم و نجنگیدم و این صلح‌نامه قبلاً توسط یکسری نیروها امضاءشده بوده و این سکوت من به خاطر خوبی و امید و آرامش و عشق من نبوده است و این صلح‌نامه باید امضاء می‌شده تا من ده سال بتوانم طاقت بیاورم. موفقیت خود را در سایه لطف خدا بدانید نه نتیجه فکر و طرح و تدبیر و قدرت خودمان، برای اینکه همه‌چیز درید قدرت خداوند است.

پیروزی همیشه هدف نهایی نیست بلکه مقدمه‌ای است برای دریافت نعمت‌های دیگر. متوجه شدم که من رهایی را هدف خودم قرار داده بودم درصورتی‌که رهایی مقدمه است برای چیزهای دیگر. حتی پیامبر هم با هدایت خداوند و توفیق الهی به راه راست هدایت می‌شود چه رسد به اینکه من فکر کنم که با عملم درراه راست قرار بگیرم.

آنچه خداوند مرحمت می‌کند برجسته‌ترین، بهترین و روشن‌ترین‌هاست و من حس می‌کنم که خداوند قرار است یک رهایی به من بدهد که فقط خودش قرار است بدهد و هیچ ربطی به عملکرد من ندارد و این همسفر بودن من و عملکرد درست و  غلط من در این نقش درست است که امتیاز خاص خودش را دارد ولی قرار است که من امتیازم را از خدا بگیرم نه از نقشی که ایفا می‌کنم و این موضوع خیلی به من کمک کرد و آرامم کرد و به سمتی هدایت کرد که دوباره ادامه دهم. حس می‌کنم که ناامیدی که مدتی بود با آن درگیر بودم را از وجودم بیرون کشید و ازآنجایی‌که خداوند به همه‌چیز شنوا و بیناست درون من را دید و با ظاهر من به من راهکار نداد بلکه بادل من راهکار داد و خیلی سپاسگزارم.

تفسیر سوره طه :

سوره طه برایم خیلی پر خیروبرکت بود. این سوره ۱۳۵ آیه دارد و از سوره‌های مکی است و محتوای آن مثل تمام سوره‌های مکی در رابطه با مبدأ و معاد است و اولین سوره‌ای است که ماجرای حضرت موسی را با تفصیل بیان می‌کند و ۸۰ آیه این سوره به داستان حضرت موسی اشاره می‌کند. یک بخش عظیم این سوره در رابطه باعظمت قرآن و صفات الهی است و بخشی دیگر در رابطه با سرگذشت آدم و حوا و وسوسه شیطان است و در پایانش هم یکسری اندرزهای بیدارکننده دارد.

امام صادق (ع) می‌فرمایند؛ هر کس به تلاوت سوره طه مداومت کند محبوب خداوند می‌شود و در قیامت نامه اعمالش را به دست راستش می‌دهند. برداشتم این بود که همین یک سوره می تواند ما را رستگار کند اگر که درکش کنیم.

پنج آیه اول در رابطه با وحی الهی است که عنوان می‌شود، وحی الهی برای ایجاد رنج و زحمت نازل نشده است بلکه فقط برای یادآوری چیزهایی است که انسان فطرتاً باور دارد ؛ ولی فراموش کرده است. تقوا، علم و خشیت باهم ملازم‌اند؛ یعنی این‌ها یک مثلث هستند برای تکمیل شدن ایمان و فقط باتقوا نمی‌توان تکمیل شد .

 برای رشد مناسب تنها کمال مربی کافی نیست و باید زمینه پذیرش فراهم باشد. من همیشه یک خوش‌خیالی داشتم که چون توانستم رهجوی این لژیون شوم حتماً به یکجایی می‌رسم؛ ولی به من گفته شد که فقط به آن اکتفا نکن و زمینه پذیرش خودت را آماده کن و یک مثلثی در اینجا ترسیم‌شده بود که وقتی یک بذری بخواهد عمل بیاید، هم بذر لازم است، هم یک زمین مناسب و هم یک مراقبت خوب از طریق یک باغبان.

احساس مسئولیت مقدمه پندپذیری است؛ یعنی پندپذیری نوعی فرمان‌برداری است و من برای اینکه فرمان‌بردار شوم اول باید احساس مسئولیت کنم نسبت به نقش امروزم، نسبت به همسفر بودنم، مادر بودنم و اگر احساس مسئولیت کنم آنجاست که سر خم می‌کنم و فرمان‌بردار می‌شوم.

خداوند بخشنده و مهربان است که بر عرش تسلط دارد و در ادامه می‌گوید که درست است خداوند ۹۹ صفت دارد و خالق و حاکم و مالک این دنیاست و علیم است ولی با علیم بودنش یا خالق بودنش دنیا را اداره نمی‌کند بلکه با رحمانیتش دنیا را اداره می‌کند و رحمانیتش بر صفات دیگرش پیشی گرفته است برای فرمانروایی هستی.

امام صادق می‌فرمایند: سر (راز) آن چیزی است که در دل پنهان می‌کنید ؛ ولی اخفا آن چیزی است که از ذهنتان عبور کرده ولی آن را فراموش کرده‌اید؛ یعنی نه‌تنها از دیگران پنهان است ، بلکه خودتان نیز از آن غافل  هستید. این جمله مرا یاد جمله استاد سیلور انداخت که خواسته شما آن چیزی نیست که می‌بینید و می‌خواهید بلکه آن چیزی است که نمی‌بینید و نمی‌خواهید. واقعاً یک‌وقت‌هایی ما خواسته‌هایی داشته‌ایم که از ذهنمان گذشته و طلب داشته‌ایم ولی فراموش کرده‌ایم. این موضوع خیلی مرا درگیر کرد که من در چه زمانی و حالی خواسته‌ای را طلب کرده‌ام و الآن این شرایط برایم ایجادشده است.

از آیه ۹ داستان حضرت موسی آغاز می‌شود و یک نکته جالب هست که فکر می‌کنم برای همه همسفران است و آن اینکه حضرت موسی همسرش باردار بوده است که در بیابان گم می‌شوند و آتشی را از دور می‌بیند و برای نجات خودشان به سمت آتش می‌رود که ندایی می‌آید و موسی را به پیامبری برمی‌گزیند. موسی برای نجات خود و خانواده‌اش به سراغ آتش رفت ولی خداوند راه نجات دیگران را برای او گشود.

خیلی از ما همسفران و علی‌الخصوص کمک راهنماها برای اینکه خودمان را از اعتیاد نجات دهیم پا به کنگره می‌گذاریم؛ یعنی خداوند آتشی به نام اعتیاد را به ما نشان داد و ما برای چه برای نجات و چه گم‌شدن به سمت آن رفتیم ؛ ولی رسالت خیلی بزرگ‌تر بود و خداوند می‌خواست که راه نجات دیگران را به ما نشان دهد و در کنگره دقیقاً این اتفاق می‌افتد. او هدایت فردی را دنبال می‌کرد ولی خداوند راه هدایت امت را به او ارائه داد.

در نقل حقایق ابتدا مخاطبان خودتان را تشنه کنید و سپس ماجرا را بیان کنید. سؤال کردن شیوه‌ای مناسب برای تعلیم و تربیت است.

گاهی انسان نور الهی را به‌صورت نار می‌بیند. خود من اعتیاد را نار می‌دیدم، لعنت و جزا می‌دیدم ؛ولی نوری بود که به آن شکل وارد زندگی من شد.

زنان دوشادوش مردان در چشیدن ناگواری‌ها سهم دارند.

از حوادث تلخ نهراسید چراکه بعضی‌اوقات از دل حوادث به‌ظاهر ناگوار لطف خداوند ظاهر می‌گردد. پیامی که آقای مهندس در سی دی سرنوشت دادند همین بود که یکسری اتفاقات اصلاً خوب نیست ولی دقیقاً لطف خداوند است.

چه‌بسا انسان برای کاری قدم برمی‌دارد اما نتیجه دیگری می‌بیند. من فقط به کنگره آمدم که اعتیاد مسافرم درمان شود ولی حال امروزم باحال آن زمان خیلی فرق می‌کند.

همین‌که اراده خداوند بر تحقق چیزی تعلق گرفت تمام وسایل به خدمت آن هدف درمی‌آیند. همان‌طور که خداوند اراده کرده بود که موسی را پیامبر کند آتش، همسر باردار، بیابان و تاریکی همه دست‌به‌دست هم دادند که  آن لحظه موسی را به آنجا بیاورند و وحی و نبوت را در آن میعادگاه الهی به حضرت موسی بدهند وگرنه نه تاریکی قشنگ است، نه گم‌شدن در بیابان با زن باردار قشنگ است؛ ولی همه آنها باعث شدند که یک هدایت اتفاق بیفتد و یک رسالت داده شود و همه این‌ها مثل یک فیلم در ذهنم می‌چرخد. من نمی‌خواهم خودم را جای حضرت موسی بگذارم؛ ولی ازآنجایی‌که این‌ها پیام‌هایی هستند که در تمام زمان‌ها به تمام انسان‌ها داده می‌شود، من هم‌جاهایی که حس می‌کنم منظورش من هستم را به کار می‌برم و حس و حالم عوض می‌شود.

رابطه عمیق با خداوند درگرو دل کندن از وابستگی‌هاست. نکته در رابطه با تصمیم من برای بازسازی خانه این بود که با خودم گفتم آن‌هم بخشی از زندگی من است و فقط نباید روی معنویات تمرکز کنم . من دوست دارم هم‌وابستگی‌هایم را داشته باشم و هم خلوت و رابطه عمیقم باخدا را. من به دلیل وابستگی عمیقی که به‌ظاهر زندگی‌ام داشتم و نتوانستم تصمیم بازسازی را چند وقت به تأخیر بیندازم ، عجله کردم و چالشی برای خودم درست کردم و فکر می‌کردم در این شرایط هم می‌توانم رابطه عمیقی با خداوند داشته باشم که نشد .

خانم صبا؛ رمضان یک فرصت تکرارناپذیر است و کسی نمی‌تواند بگوید که رمضان بعدی هستیم یا نه. رمضان به نیمه رسیده ولی بازهم فرصت دارید که استفاده کنید و بدانید که یک دقیقه ارتباط هم رویتان تأثیرگذار خواهد بود. پس سعی کنید که اولویت  خودتان را رمضان و روزه بگذارید. خیلی از بزرگان را دیده‌ام که حتی کلاس‌هایشان را تعطیل می‌کنند ؛ چون روی روزه‌داری تأثیر می‌گذارد. ما یک جسم و یک‌زمان محدود داریم. مثلاً یکی از بستگانم برای مسافرت برنامه‌ریزی می‌کرد که گفتم هیچ‌وقت مسافرتت را برای رمضان نگذار چون این فرصت گرفته می‌شود. همین‌که متوجه شوید پاداش بالایی می‌گیرید و شاید این تجربه فریده برای همه ما آموزشی است که همه یاد بگیریم یکسری از خواسته‌های ما ممکن است باعث شوند که پشت خواسته‌های عالی خود را نبینیم. دعا می‌کنیم که در این فرصت باقیمانده ارتباطت را قوی‌تر کنی. قطعاً همه از خواسته خوردن در ماه رمضان گذشتید تا ارتباطتان را باخدا قوی‌تر کنید.

سؤال - دخترم روزه می‌گیرد ولی نماز نمی‌خواند آیا درست است ؟

خانم صبا؛ شاید شنیده باشید که می‌گویند اگر نماز نخوانید یا حجاب نداشته باشید روزه‌تان قبول نیست و یا فلان کار را کردید روزه‌تان باطل است و حرف‌هایی ازاین‌دست. ولی ما که در درون دیگران نیستیم و فقط می‌بینیم که  هر کس تلاش می‌کند به هر نحوی انسان بهتری شود. شاید یک نفر یک‌دفعه نمی‌تواند تغییر کند. ظرفیت انسان‌ها باهم فرق می کند. اولاً که نباید اظهارنظر کنیم و دوم اینکه هرکسی به هراندازه که به نفسش نه می‌گوید به همان اندازه تأثیر هم می‌گیرد. مثلاً فردی ذاتاً خشمگین است و خداوند چیزهایی در وجودش گذاشته که با کوچک‌ترین تلنگری به هم می‌ریزد و خداوند هم می‌داند که شرایط فرد چیست و آن فرد تلاش می‌کند که اگر روزی ۱۰۰ بار خشمگین می‌شد ۸۰ بار شود و این تلاش برای خدا بسیار ارزشمند است. ما ۸۰ بار را می‌بینیم و قضاوت می‌کنیم ولی خدا ۱۰۰ بار را می‌بیند.

خانم صفورا؛ من و همسرم خیلی روی موضوع نماز و روزه بچه‌هایمان تمرکز کردیم که حتماً انجام دهند و همسرم خیلی ناراحت بود که من این‌همه مراقب حلال و حرام زندگی‌ام هستم چرا باید این شرایط به وجود بیاید. به نظرم این نور  باید در خود فرد روشن شود و این نور در یک میهمانی که دعوت بودیم از طریق استخاره‌ای که به قرآن زده بودند برای پسرم پدیدار شد. یک‌وقت‌هایی جوانه‌هایی در وجود فرد هست که وقتی به سمت گناه می‌رود ریشه این جوانه‌ها می‌سوزد و خدا را شکر ازآنجا استارت برای فرزندم خورد.

در پایان هفت حمد شفا به نیت تمام مسافران و همسفران خوانده شد تا به حال خوش برسند . الهی آمین 





نظرات() 


معصومه همسفر
چهارشنبه 28 تیر 1396 03:45 ب.ظ
خداقوت. من همیشه فکر میکردم که همه شما فقط برای رهایی مسافرتان به کنگره میروید و مسافر من بدون اینکه به کنگره برود ترک کرد اما امروز غبطه میخورم به شما چون نار را نور میبینید خودت را برای اعتیاد شکر میکنید چیزی که من هنوز از اسمش هم میترسم و اتش میبینم
عفت
چهارشنبه 31 خرداد 1396 12:36 ب.ظ
خدا قوت الهام عزیز
مریم نظری
سه شنبه 30 خرداد 1396 04:22 ب.ظ
خدا قوت خدمت همه شما عزیزان
فریده جان از صحبتهای نابت استفاده کردم و لذت برم .موفق باشی
خدا قوت خانم الهام
مریم
سه شنبه 30 خرداد 1396 03:39 ب.ظ
خداقوت به راهنمای عزیزم و خواهران خوب و مهربانم
مرضیه رهجوی خانم نسیم
سه شنبه 30 خرداد 1396 09:02 ق.ظ
خیلی عاااالی و آموزنده بود
سپاس از سرکار خانم صبای عزیز و اعضای لژیون
خدا قوت فریده جان و خدمتت الهی خانم الهام عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox