گزارش عملکرد لژیون روز پنج شنبه 96/03/04

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
یکشنبه 14 خرداد 1396-04:01 ب.ظ

به نام قدرت مطلق الله 

خیلی قشنگ مسیر بصیرتی برای شما در این ماه مشخص می‌شود و شما خیلی خوب می‌توانید یک تابلویی از خودتان در این ماه داشته باشید ، به شرطی که با قلم خودتان را ببینید. شما تا حالا در کدام ماه رمضان نشسته و خودتان را نوشته‌اید ولی در این ماه رمضان حتماً این کار را بکنید که به قول آقای امین درب الهامات و القاها به روی شما باز شود.

به نام قدرت مطلق الله

 

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

خیلی خوشحالم که یک جلسه دیگر در کنار هم هستیم و حس‌های خیلی خوبی را تجربه می‌کنیم و آموزش‌های خیلی خوبی را می‌گیریم و اتفاقات خیلی خوبی را می‌بینیم و همه این‌ها از الطاف الهی است. به ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شویم امیدوارم که خداوند همه‌چیزهایی که در وجود ماست و باعث می‌شود که در ماه متبرک بهره کمتری از فضیلت این ماه ببریم ، به یمن حلول ماه مبارک رمضان بر همه ما ببخشاید و همه ما را پاک و خالص وارد این میهمانی بگرداند.

سی دی عقاید بازدارنده سی دی بسیار خوبی است . امیدوارم که نافرمانی‌ها کمتر و کمتر شود و به کمک فرمان‌برداری‌هایی که می‌کنید وجودتان را برای جای گرفتن خداوند بازتر بکنید.

دفتر رمضان پارسال فرصتی برای تغییر یکی از خواهرانتان را وقتی‌که می‌خواندم دیدم که خواهرتان هرروز بعد از پایان تکالیف برای یک نفر دعا کرده بود. آخرین روز برای خانم فاطمه عبدالحسینی دعا کرده بود، یک روز برای خانم سکینه دعا کرده بود و یک روز برای خانم عفت؛ که اینها به خواسته‌هایشان رسیده‌اند. خواستم بگویم این دفترها را دست‌کم نگیرید. وقتی می‌خواندم می‌دیدم قلمی که هرکدام از شما پای این دفترها می‌برید و می‌نویسید خداوند مهر اجابت به پایش می‌زند شاید اگر این دفتر را نمی‌آوردم اصلاً فکر نمی‌کردید که پارسال روز سی‌ام ماه رمضان خواهرت برای تو دعا کرده است و خواسته‌اش این بوده که خانم عبدالحسینی بیاید و حالش خوب شود و مسافرش بیاید.

حتماً تکالیفتان را با عشق انجام دهید و بدانید هر چیزی را که دران می‌نویسید نمایندگان الهی آن‌ها را می‌بینند. این دفترها را جدی بگیرید و رمضان را فرصتی برای تغییر خودتان در نظر بگیرید و این خواهرتان آن‌قدر خوب حرکت کرد که الآن برای خودش لژیون دارد. اگر خوب حرکت کنید و قدم‌هایتان را درست و صحیح بردارید و سالم حرکت کنید بالاخره جواب می‌گیرید پس ناامید نباشید و با عشق بروید و دفترهایتان را تهیه کنید. از روز اول ماه مبارک رمضان تمرینات را جدی بگیرید و بدانید که این ماه رمضان متفاوت‌ترین ماه رمضان برای شما خواهد بود و بیشترین برکت را برای شما خواهد داشت چون با عشق به استقبالش خواهید رفت یک روزهایی شاید آدم نتواند همه آن‌ها را انجام دهد ولی تلاشش را می‌کند و امتیاز را می‌گیرد و اگر بتواند همه را انجام دهد بسیار عالی است.

قدر صندلی‌های که رویان نشسته‌اید را بدانید اگر ادای دین نکنید و خوب حرکت نکنید به کسانی که می‌آیند و می‌گویند که می‌خواهند وارد لژیون شوند ظلم کرده‌اید چون شما یک صندلی را گرفته‌اید شاید اگر او بیاید، با عشق خیلی بهتر از شما حرکت کند پس مجبورید که خیلی خوب حرکت کنید.

خیلی قشنگ مسیر بصیرتی برای شما در این ماه مشخص می‌شود و شما خیلی خوب می‌توانید یک تابلویی از خودتان در این ماه داشته باشید به شرطی که با قلم خودتان را ببینید. شما تا حالا در کدام ماه رمضان نشسته و خودتان را نوشته‌اید ولی در این ماه رمضان حتماً این کار را بکنید که به قول آقای امین درب الهامات و القاها به روی شما باز شود.

در استحکام پایه‌های مالی کنگره یک دفتر بردارید و ارقام را مشخص کنید چون یکجایی لازم است این ارقام معلوم شود. هر خواسته معنوی یک‌بار مادی به همراه خواهد داشت.

سی دی عقاید بازدارنده:

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر

امیدوارم که خداوند کمک کندان چیزهایی را که به من رسیده و دریافت کرده‌ام را بگویم. بدون شک ممکن است هرکدام از ما در سال گذشته یا سال‌های گذشته یکی از دعاهایمان در شب قدر این بوده که از گرفتاری اعتیاد نجات پیدا کنیم و خداوند رقم‌زده است والان اینجا هستیم و از همین‌جا امیدوارم که در این ماه و شب‌های قدر عزیزی که هستیم کسانی که گرفتار وادی اعتیاد هستند و مشکلات و گرفتاری‌های دیگری دارند، انشالله در شب قدر طوری دیگر رقم بخورد که بیایند و رهایی را دریافت کنند.

آقای امین در این سی دی در مورد ماه رمضان صحبت کرده است واصلی‌ترین نکاتی را که گفته‌اند در مورد نماز و روزه است. در تمام سی‌دی‌ها و این سی دی از تجربیات شخصی خودشان استفاده کردند و می‌گویند بهترین چیزی که در مشارکت‌ها می‌توانید استفاده کنید همین تجربه شخصی است. تجربه شخصی چیزی است که خودمان از آن اطلاع داریم و ممکن است که آموزش‌ها دران باشد.

هر مسئله مهمی یک مقدمه دارد و این مقدمه بر اساس باورهای ما رقم می‌خورد و تعیین‌کننده است و خانم صبا هم همیشه به باورهای ما تأکید می‌کنند. هر چیزی که در زندگی ما وجود دارد ریشه در باورهای ما دارد چه درست و چه غلط و آقای امین هم به همین باورها و تفکر تأکید دارد. اگر من در مورد این مسئله نظر بدهم آیا تفکر و باور من در این مسئله دخیل است یا نه؟

هر شخصی ممکن است که از نماز و دین‌داری یک تجربه‌ای داشته باشد و با شخصی برخورد کرده و یا یک خاطره بدی در ذهنش مانده است. مثلاً شخصی مؤمن بوده و کارهایی را انجام داده بیشتر از دین زده‌شده است. آقای امین قبلاً دید وطن‌پرستی و نژادپرستی داشته و چون در پشت نماز و روزه که می‌خواستند بخوانند و یا بگیرند اعراب بودند، نسبت به آن جبهه می‌گرفتند. چون تفکرشان این بود که ما ایرانی هستیم، آریایی هستیم و از همه بالاتر هستیم و اعراب وحشی حمله کردند و تمدن ما را گرفتند. من به این نماز اعتقاد ندارم، اگر به خاطر نرمش کردن باشد خوب می‌روم و نرمش می‌کنم و یا اگر به خاطر عمل سالم باشد می‌روم و عمل دیگری انجام می‌دهم و با این تفکرات از نماز فراری بودند چرا؟ چون یک تفکر و باورهای غلطی پشت این نماز داشتند.

خانم صبابعضی وقت‌ها ما از اسم یک کتاب خوشمان نمی‌آید و اصلاً کتاب را نمی‌خوانیم. شاید اسم کتاب اسمی است که ما خوشمان نمی‌آید ولی از مطالب داخلش خیلی خوشمان بیاید. مثال دیگر در مورد بخشش است که ما خیلی می‌گوییم ببخشید ولی در مقوله بخششش مشکل‌دارید و اصلاً نمی‌خواهید که وارد آن شوید و از تجربه‌ها و خیرهایی که در آن است غافلید. یک سری همسفران کنگره آن‌قدر بدرفتار می‌کنند که نگاه بقیه را به کنگره خراب می‌کنند چون شما اولین تابلوی کنگره در خانواده هستید همه به شما نگاه می‌کنند. همسفر به کنگره آمده و آموزش‌ها را می‌برد و با آموزش‌هایی که گرفته بیشتر مغرور شده و یا آموزش‌ها باعث شده که اخلاقش تغییر کرده است. دیگران می‌بینند و می‌گویند اگر کنگره این است من نمی‌خواهم بیایم. من خیلی دیده‌ام که همسفر و یا مسافرانی که می‌آیند و خوب حرکت نمی‌کنند و خیلی انسان‌ها که نگاهشان به آن‌ها بوده است که اگر او بیاید و تغییر کند ، من هم می‌روم. خیلی مراقب باشید حداقل هرکدام از شما باید هشت نفر را جذب کنگره کنید و آن‌قدر خوب عمل کنید که مثل گردباد سبز در هرجایی می‌روید تغییرات شمارا ببینند و سؤال کنند که شما چگونه تغییر کرده‌اید و آنها هم جذب شوند و شما بگویید من این کتاب را خوانده‌ام و یا این سی‌دی‌ها گوش کرده‌ام. اگر هر جا رفتید و آدم‌های اطراف شما این سؤال‌ها پرسیدند بدانید که درست رفتار کرده‌اید یا این‌که بگویند اصلاً تغییر نکرده‌اید و به قول آقای مهندس که می‌گویند گوسفندی که این‌همه چریده پس دنبه‌اش کو. ما باید کاری که انجام می‌دهیم نتیجه‌اش را ببینیم. اگر نماز می‌خوانم باید نتیجه آن را بر روی خودم ببینم. می‌آیم در کنگره باید نتیجه را ببینم و دیدن نتیجه باعث می‌شود که انسان‌های دیگر را مشتاق اینجا بکنید. خیلی مراقب خودتان باشید.

وقتی ما کنگره می‌آییم و دیدگاهمان در مورد آموزش‌ها تغییر کرده است باید بتوانیم روزه‌بگیریم باید نشان بدهیم که رمضان در ما جاری است. رمضان بخشی از تزکیه و پالایش است؛ ولی کسی که می‌آید و هیچ فرقی برایش ندارد ماه رمضان می‌آید و می‌رود و اصلاً انگارنه‌انگار. اصلاً دلش نمی‌خواهد تزکیه و پالایش داشته باشد؛ یعنی اصلاً کنگره را خوب نفهمیده است. پس خیلی حواستان به این مسئله باشد و به این دقت کنید که در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره شما با عملکردهایتان تأثیرگذار باشید. اگر عملکرد من بد بود آیا بعد از من همسرم می‌آمد؟ آیا دخترم می‌آمد؟ آیا خواهر همسرم می‌آمد؟ اگر خوب حرکت کنید اولین نفر خودتان وصل می‌شوید و بعد مسافرتان و یقین بدانید که همسفر خوب در استحکام پایه‌های علمی کنگره با همین آموزش‌ها و نکته‌هایی که از سی‌دی‌ها می‌گیرد و کاربردی می‌کند درب‌های کنگره را برای دیگران باز می‌کند.

خانم فاطمهآقای امین در مورد تعصب خودشان و علاقه به تاریخ می‌گویند که کتاب‌های تاریخی مطالعه می‌کردند نه به خاطر علم، بلکه بیشتر به خاطر ایرانی و آریایی بودن خودشان و افتخار می‌کردند چون دران زمان تفکرشان غلط بوده که اعراب را سیاه می‌دانستند و می‌گفتند اعراب آمدند و تفکر سیاه را وارد ایران کردند. بعد از گذشت چند سال متوجه شدم که اعراب هم این‌گونه نیستند و ضرری به ایران نزدند و نقشی مهم در تمدن ایران داشتند و اصلاً فکر نمی‌کردند که چگونه بوده که در زمان ساسانیان پنج درصد امکانات در اختیار مردم عادی بوده و آنها هیچ کاری نمی‌توانستند انجام دهند و نودوپنج درصد امکانات در اختیار اشخاص بزرگ بوده است. زمانی که اسلام وارد ایران شد و پیامبر اسلام آن را به ایران آورند آن اعراب چون تحت تعلیم و آموزش اسلام بودند از تفکر خیلی بالایی برخوردار بودند و ایرانیان آن زمان انسان‌های جاهل و نادانی بودند و دین اسلام باعث شد که تفکرشان بالا برود.

مثلاً می‌خواهید به کنگره بیایید دیگران و نفستان می‌گوید مگر بیکاری که بیایی اینجا، می‌روی که چه بشود؟ این‌ها به خاطر ناتوانی است. مثلاً من خودم چون در پایه‌های علمی ناتوانم می‌گویم امتحان کمک راهنمایی برای چیست؟ لژیون برای چیست؟ چرا تکالیف را انجام دهم. چون خودم در مقابل این ناتوانم این‌گونه نشان می‌دهم که آموزش‌های کنگره خوب نیست. مثلاً قرار ملاقات دارم دیر می‌روم چون می‌خواهم نیم ساعت بیشتر بخوابم و طرف مقابل نیم ساعت معطل می‌شود و وقتی‌که می‌رسم ترافیک را بهانه می‌کنم و طرف مقابل هم زده می‌شود و حالش گرفته می‌شود ونمی تواند این مسئله را حل کند. اگر شهامت داشته باشم و ناتوانی خودم را ببینم می‌توانم تاریکی خودم را ببینم. اگر می‌رفتم سر قرار و می‌گفتم من تعادل ندارم و دلم می‌خواهد امروز بیشتر بخوابم، ببخشید دیر شد، طرف هم قبول می‌کند می‌گوید شهامت دارد عذرخواهی کرده و دلیل اصلی را گفته و بهانه‌تراشی نکرده است و همین کار باعث می‌شود راه درمان باز شود. من اگر بخواهم دیر برسم و خدمت نکنم می‌گویم که دیگران هستند و خدمت می‌کنند یا من حالم خوب نبود و نیامدم که نیروهای منفی این‌گونه همیشه انسان را گول می‌زنند.

خانم فریده سؤالی که در این هفته برایم پیش آمد این بود که چرا پیام حفظ نکردم درحالی‌که حفظ پیام برای من نیم ساعت کار داشت. قبلاً پیام لنگر کشتی و جلودار واقعی را حفظ کرده بودم. به این نتیجه رسیدم که حفظ پیام در اولویت من نبوده است. دوباره از خودم پرسیدم تویی که برایت مهم است تمام تکالیفت را انجام بدهی چرا در اولویت نگذاشتی؟ حالا اتفاقاتی افتاده و من هم انسانم و یک سری کارها داشتم. همه کارها باهم نمی‌توانم انجام دهم ولی احساس می‌کنم در این مدت ذرات نافرمان وجودم قوت گرفته است که خیلی راحت از کنار حفظ پیام می‌گذرم. از همین ننوشتن‌ها شروع شد که همان حقه‌های یک‌ذره نفس است و به خاطر کارم یک سری کارها کنسل شد و الآن که می‌خواهم انجام دهم نمی‌شود. با این سی دی دیدم که منیتم دوباره پنهان‌شده بود ولی دیدم اش و به خاطر همین است که می‌خواهم یک سری کارها را انجام دهم و نمی‌توانم. از خداوند خواستم که کمکم کند که من دوباره فرمان‌برداری کنم و کمک کند این منیتها که مثل علف هرز در وجودم ریشه دوانده بتوانم سریع حرس کنم.

خانم صبا این ماه، ماه استجابت دعاست. به قول آقای امین پنجاه‌درصد شفا، دیدن بیماری است. از خداوند بخواهیم که کمک کند که ناتوانی‌ها را ببینیم آن‌قدر که منیت داریم همه را ناتوان می‌بینیم الا خودمان را. از خدا می‌خواهم این بصیرت را به ما بدهد.


تایپ ؛ همسفر عفت 





نظرات() 


همسفر سکینه
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:34 ب.ظ
خدا قوت خانم عفت،خدمتت پر برکت
مرضیه رهجوی خانم نسیم
چهارشنبه 17 خرداد 1396 10:33 ق.ظ
بسیار عاااالی بود
خانم فاطمه ی عزیز و مهربان بسیار آموزنده بود
خانم عفت عزیز خدمتتان پر خیر و برکت، انشالله در سفر دوم خوش بدرخشید
همسفر حوریه
سه شنبه 16 خرداد 1396 01:43 ق.ظ
سلام وخداقوت خدمت چراغ راه تاریکم خانم صبای عزیر
وخداقوت خدمت خانم فاطمه عزیز بسیار از شما هم آموختم.
خداقوت ویژه هم خدمت خانم عفت عزیزم دارم بابت انعکاس آموزشهای ناب لژیون.
امیررضایی
دوشنبه 15 خرداد 1396 01:53 ق.ظ
درود بیکران خداوند برشما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox