گزارش عملکرد لژیون روز یکشنبه 96/02/17

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396-08:23 ق.ظ

به نام قدرت مطلق الله 

یکی از اشتباهات ما این است که الگوهایی را که انتخاب می‌کنیم اشتباه است. مثلاً شما هنرپیشه‌ای را به‌عنوان الگو انتخاب می‌کنید ولی همه‌چیز شما مثل او نخواهد شد چراکه یکسری چیزها برای سبک زندگی او لازم است . مثلاً اکثراً شما هیکل، دندان، قد و پوستتان خودتان را با او مقایسه می‌کنید ولی اصلاً به این موضوع فکر نمی‌کنید که اولویت اول آن هنرپیشه باید دندانش، پوستش یا هیکلش باشد ولی آیا می‌تواند اولویت اول شما این چیزها باشد؟ مگر شما مدل هستید که اینها اولویت شما باشد!

پس الگو خیلی مهم است و مهم‌تر اینکه هرجایی ما متناسب با نیازمان چه الگویی را انتخاب کنیم.

به نام قدرت مطلق الله

 

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

انشاء اله که خداوند ما را از استجابت دعاهایمان محروم نکند و ما را مشمول رحمت بی‌انتهای خودش قرار دهد و نام و یاد خودش را بر لوح دل ما حک کند.

امروز یک جلسه فوق‌العاده است و در حقیقت یک توفیق است. من همیشه دعاهایم برای مسافرم است چون به‌واسطه او ، من اینجایم و دلم نمی‌آید برای چیزی غیر از او دعا کنم ولی امروز حس کردم روزی است که می‌توانم برای خودم دعا کنم. و باز دلم نیامد و برای مسافرم دعا کردم.

امروز یک روز خاص و یک فرصت ویژه است. خیلی خوشحالم که سمیرا را در جمعمان می‌بینم. راهنما رهجویش را خیلی دوست دارد و من هم همین‌طور هستم. امروز حس می‌کردم که سمیرا را می‌بینم و وقتی از در وارد شد خیلی خوشحال شدم. این نشان می‌دهد که محبت‌ها و حس‌ها خیلی به هم نزدیک هستند و خیلی خوشحالم. یکی از خوبی‌های این جلسه این است که تو اینجایی و بابت لژیونت و روز راهنما تبریک می‌گویم. خیلی خوشحالم که این روزها را برایت می‌بینم.

این هفته یکی از خواهرانتان مشکل داشت و مسافرش اجازه نمی‌داد که بیاید و آن لحظه دقیقاً یاد سمیرا افتادم که چنین شرایطی داشت ولی این را بدانید که اشتیاق شما به آمدن و بودن در اینجا مرز ممنوعیت مسافرتان را می‌شکند. آن روزها سمیرا فرمان‌بردار مسافرش شد که به او بگوید که حرف او برایش ارزش دارد ولی آموزش‌ها را دنبال کرد و امروز در جایگاه کمک راهنمایی است. می‌خواهم بگویم که برای همه این بالا و پایین‌ها هست. سمیرا تصویری از صفحه اول کتاب است یعنی نمی‌تواند بگوید که من همیشه دریا یا همیشه کویر یا همیشه آفتابی و یا بارانی هستم. این لحظات برای همه هست، روزهای سخت، روزهای خوب برای همه هست. بعضی وقت‌ها ممکن است در دو ساعت همه حس‌ها را تجربه کنید. امید، ناامیدی، عشق، نفرت و همه این‌ها باهم است و نمی‌شود که فقط زندگی یک‌جور باشد و بدانید که روزهای سخت می‌گذرد.

دومین میهمان ویژه خانم الهام است که به او هم خوشامد می‌گویم و خانم باران که چند جلسه‌ای بود که نمی‌آمد که به او هم خوشامد می‌گویم و امیدوارم که همه ما دست‌پر از این جلسه بیرون برویم و خیلی بیشتر از آن چیزی که می‌خواهیم و طلب می‌کنیم به دست بیاوریم.

سؤال - مسافرم نمی‌تواند تصویرسازی برای رهایی داشته باشد و می‌گوید که هنوز هم خواب مصرف می‌بیند. آیا طبیعی است؟

خانم صبا؛ شاید یک‌چیزهایی را در صور آشکار حل کرده باشید ولی در خواب دوباره درگیرش باشید، زمان دارد و حل می‌شود.

سؤال - مسافرم با توجه به سفر طولانی‌اش هنوز هم گریز می‌زند و من به هم می‌ریزم و نمی‌دانم چه‌کار کنم؟

خانم صبا؛ الحمدالله برای روزهایی که خوب سفر می‌کند و العفو برای گریزهایش. خودتان باید حال خودتان را خوب کنید و من الآن هم درباره تصویر اول کتاب گفتم. تا وقتی‌که قدرت مطلق هست می‌تواند حال همه ما را خوب کند و دوم اینکه یک‌وقت‌هایی زندگی خیلی بالا و پایین می‌شود و یک‌چیزی مدام تکرار می‌شود و این تکرار یا به سمت خوبی است یا سختی. مثل بیمار قلبی که یک‌زمانی ضربان قلبش ثابت است و یک‌زمانی بالا و پایین می‌شود که در مرحله اول شما باید حالتان خوب باشد و در مرحله بعد اینکه باید یاد بگیرید باید کاری دیگری انجام دهید. این همان علم و هنر پرستاری است و باید بدانید که به غیر دارو و تزریق چه‌کار دیگری باید بکنید. از کسانی که در این راه خبره‌تر هستند مشاوره بگیرید. با یک روش که نمی‌توانید کاری از پیش ببرید. هر عملی یک عکس‌العملی دارد و در هر شرایطی باید راه‌های مختلف را آزمود. مثلاً در کنگره یک‌وقت سقوط آزاد است و یک‌وقتی اخراج و راه‌های دیگر. در وهله اول باید زمان بدهید. برای کسی که خواست رهایی دارد یکی دو بار فرصت دادن ایرادی ندارد ولی وقتی می‌بینید که مدام تکرار می‌شود دیگر زمان دادن فایده‌ای ندارد. مثل بچه‌ای که در شکم مادر است بیشتر از نه ماه که باعث بهتر و بزرگ‌تر شدن او نمی‌شود بلکه آسیب می‌رساند و باید خارج شود. از تغییر نترسید و با توکل به خداوند و نیروهای کنگره پیش بروید شاید جایی ضربه بخورید ولی فنا نمی‌شوید و به نیت خودتان هم توجه داشته باشید. مثل‌اینکه به‌صورت یکی می‌زنید نیت فرق می‌کند یکجا می‌زنید که عقده‌تان خالی شود ولی یک‌زمانی می‌زنید که او را از مرگ نجات دهید .

سؤال - یکجایی گفته شد که یکسری مسائل ممکن است به بعد قبلی ربط داشته باشد. مثلاً همه از همسر من پول می‌گیرند اگر او در بعدهای قبلی‌اش بدهکار است نقش ما در اینجا چیست که باید تحمل‌کنیم؟

خانم الهام؛ حتماً این موضوع آموزشی برایتان دارد و تا زمانی که آموزش مسئله‌ای را نگیرند دوباره تکرار می‌شود ولی اگر آموزش را گرفتند ترخیص شده و به مرحله بعد می‌روند.

خانم مریم؛ در سی دی تکرار تاریخ عنوان‌شده بود که انسان‌ها چون می‌خواهند که معلم خودشان باشند تجربیات دیگران را در نظر نمی‌گیرند و یک مسئله دوباره تکرار می‌شود درصورتی‌که باید از تجربه خود و دیگران استفاده کرد.

خانم صبا؛ تجربه‌ها باید معلم شما شوند وگرنه معلم‌های جدید همان تجربه را تکرار می‌کنند. موضوع بعدی اینکه شاید شما فکر کنید که قربانی شدید ولی این‌طور نیست و یک‌چیزهایی هست که ما نمی‌دانیم . ممکن است یکسری چیزها در شما تکرار می‌شود و شما درس آن را نمی‌گیرید. این موضوعی که عنوان کردید چون بار مالی دارد بیشتر حس می‌کنید و قطعاً این موضوع تبلور یک حس مشترک در خانواده شماست. کسانی که در کنار یک مصرف‌کننده هستند خودشان هم به‌نوعی مصرف‌کننده هستند و چیز دیگری مصرف کنند. دقیقاً از وقتی‌که اولین جرقه در شما شکل می‌گیرد که تغییر کنید امواجش دیگران را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. بیشترین تأثیر را کسانی روی محیط می‌گذارند که بیشترین تأثیر را روی خودشان دارند. پس از امروز به این فکر کنید که چه چیزی را تکرار می‌کنید و درس نمی‌گیرید و این اصل در زندگی هر کس فرق می‌کند. اگر ریشه این مطلب را پیدا کنید به‌مرور این موضوع در همسرتان هم کم می‌شود.

خانم فریده؛ من با گوش کردن سی دی بایگانی و فهمیدن اینکه یکسری مسائل به پیشینه فرد برمی‌گردد به‌جای اینکه کمکم کند ، در مقابل برایم تله‌ای شد که در یکجاهایی از اعمالم چشم‌پوشی کردم و به‌جای اینکه در مشکلاتی که برایم به وجود می‌آمد نکته و ریشه‌اش را پیدا کنم با خودم می‌گفتم که حتماً بدهی بعد قبلی من است، درصورتی‌که خداوند و ائمه روی زمان حال خیلی تأکید دارند و خیلی از مشکلات مربوط به همین بعد است و خودمان درستش کردیم و چه خوب است که هر دو را مدنظر قرار دهیم و دچار تله نشویم که منحرفمان کند.

شاید برای این خواهرم هم مسئله‌ای در زمان حال دارند که اگر پیدا و حلش کنند حتماً آن قضیه تمام خواهد شد. این‌طور نیست که خداوند همه مسائل بعد قبل را در نظر داشته باشد و با توجه به اختیاری که داده فرصت هم داده است پس من می‌توانم خیلی چیزها را تغییر دهم ولی زمانی که هرچقدر تلاش می‌کنم و موضوعی حل نمی‌شود یعنی در تقدیرم هست و به‌نوعی نشانه‌های آن بر قلبم جاری خواهد که بپذیرم. پس اینکه خیلی زود با هر چیزی کنار بیاییم یک تله است.

سؤال - در رابطه با خواب مسافرم سؤال دارم. در یک سی دی عنوان‌شده بود کسی که در پله‌های آخر است باید خوابش درست‌شده باشد و سحرخیز شود ولی مسافر من هیچ فرقی نکرده است؟

خانم صبا؛ اگر سفرشان خوب است به دلتان بد نیاورید. رهایی‌ها فرق می‌کند، یکی قرار است رها شود ، خدمتگزار شود ، مهره مهمی باشد ، الگو باشد و مأموریتش این است ولی یکی دیگر نه، فقط قرار است که موادش را کنار بگذارد. پس خیلی سخت نگیرید و همین‌که می‌آید و سفر می‌کند و شیشه مصرف نمی‌کند خدا را شکر کنید. طبیعت انسان‌ها و ساعت بیولوژیک هرکسی با دیگری فرق می‌کند. انشاء اله که مهندس زندگی‌اش باشد و روزبه‌روز بهتر شود.

سؤال - در رابطه با قیاس چه پیشنهادی دارید که بتوانم کاربردی کنم؟

خانم صبا؛ وقتی مبانی نظری چیزی را متوجه شدید ولی در عمل نمی‌توانید انجامش دهید مثل این است که یکی مدام پول می‌گیرد ولی خرج نمی‌کند. این افراد از پرسیدن لذت می‌برند نه از حل کردن. روزه‌بگیرید. ببینید چه چیزی را دوست دارید و زمانی که قیاس کردید خودتان را از آن لذت محروم کنید. منظورم از روزه این قبیل کارهاست. استغفار کردن هم خیلی خوب است حتی برای کارهایی که فراموش کردید که انجام دهید.

امروز می‌خواهم راجع به الگو صحبت کنیم.

الگو چیست؟

نقش آن در زندگی شما چیست؟

چند الگو در زندگی‌تان دارید؟

نوع ارتباطتان با الگوهایتان چگونه است؟

 چگونه الگوبرداری می‌کنید؟

خانم فریده؛ شاید الگو داشتن و الگوپذیری طبیعت هر انسانی باشد ولی من از بچگی همیشه با الگو حرکت کردم. شاید وقتی کوچک‌تر که بودم جاذبه‌ها برایم فرق می‌کرد. مثلاً یک الگو برای لباس پوشیدن داشتم و سبک او را دوست داشتم و سعی می‌کردم که نزدیک به او حرکت کنم. یا مثلاً افرادی بودند که ازنظر مالی قوی بودند و دوست داشتم ببینم که طرز فکر آنها چگونه است و روی چه خطی حرکت کرده‌اند که این‌گونه هستند.

این‌هایی که گفتم مربوط به گذشته بود ولی مدتی است که می‌خواهم یک الگوی معنوی داشته باشم. اوایل الگویم را خیلی بزرگ انتخاب می‌کردم و همین باعث می‌شد که سرخورده و ناامید شوم و حس بی‌لیاقتی به من دست می‌داد . تصمیم گرفتم که الگوهایی را انتخاب کنم که بتوانم از پس آن برآیم و تمام سعی‌ام بر این است که به اعمال و رفتارش توجه زیادی داشته باشم و کوچک‌ترین موضوعی را هم از دست نمی‌دهم و روی آن کار می‌کنم.

در رابطه با مسائل اقتصادی هم الگویی دارم که فردی بسیار ثروتمند ولی شریفی است یعنی هم کمیت ثروت بالاست و هم کیفیت آن خوب است و از حال خوش او و نحوه هزینه کردنش مشخص است وقتی این ثروت درراه خیر هزینه می‌شود قطعاً از راه درستی به‌دست‌آمده است. سعی می‌کنم که به خط‌مشی ایشان توجه کنم که کجا می‌بخشد، کجا می‌گذرد، کجا هزینه می‌کند و در کل به روش زندگی‌اش توجه می‌کنم.

خانم صبا؛ یکی از اشتباهات ما این است که الگوهایی را که انتخاب می‌کنیم اشتباه است. مثلاً شما هنرپیشه‌ای را به‌عنوان الگو انتخاب می‌کنید ولی همه‌چیز شما مثل او نخواهد شد چراکه یکسری چیزها برای سبک زندگی او لازم است . مثلاً اکثراً شما هیکل، دندان، قد و پوستتان خودتان را با او مقایسه می‌کنید ولی اصلاً به این موضوع فکر نمی‌کنید که اولویت اول آن هنرپیشه باید دندانش، پوستش یا هیکلش باشد ولی آیا می‌تواند اولویت اول شما این چیزها باشد؟ مگر شما مدل هستید که اینها اولویت شما باشد!

پس الگو خیلی مهم است و مهم‌تر اینکه هرجایی ما متناسب با نیازمان چه الگویی را انتخاب کنیم. خاطرم هست که راهنمایم می‌گفت که من وقتی پایم را روی پای دیگرم می‌اندازم می‌بینم که همه همین حرکت را انجام می‌دهند و منظورش این بود که چقدر این جایگاه حساس است. توجه به‌ظاهر الگو درست نیست بلکه باید خط‌مشی و تفکرش را مدنظر قرارداد.

یکسری از الگوها هم تاریخ‌مصرف دارند. مثلاً شما کلاس آرایشگری می‌روید و کسی الگویتان است و تا یک حدی الگو است و بعد از اتمام کلاستان دیگر تمام می‌شود. ولی بعضی وقت‌ها باید الگوهای بزرگ‌تری انتخاب کنیم که هیچ‌وقت از انتخاب کردن آنها پشیمان نشوید .

خانم سمیرا؛ خدا را شکر می‌کنم که در جمع شما قرار گرفتم. الگوی من آموزش‌ها و سی‌دی‌های کنگره است چراکه در کنگره روی همه ابعاد کار و صحبت می‌شود. مثلاً وقتی آقای مهندس در رابطه با مسائل اقتصادی صحبت می‌کنند الگوی من صحبت‌های ایشان است. چون چیزی است که برایم قابل‌فهم است برای مثال وقتی من قرآن را باز می‌کنم خیلی از چیزها را متوجه نمی‌شوم ولی آقای مهندس خیلی ساده مسائل و موضوعات مختلف را بیان می‌کنند ‌.

یک موردی که با استفاده از سی دی طلا و پول کاربردی کردید را بگویید.

خانم سمیرا؛ من از بچگی طوری بار آمده بودم که پول‌هایم پس‌انداز می‌کردم و یک زمان‌هایی طلا می‌خریدم که الآن هم همین‌طور هستم. وقتی آقای مهندس در این رابطه صحبت کردند و این کار را تأیید کردند دیدم که کار درستی انجام داده‌ام و ادامه‌اش می‌دهم. آقای مهندس در سی دی دیپلماسی عنوان کردند که رابطه‌تان با هرکسی باید یک‌جور باشد و این حرف برایم الگو است.

من قبل از کنگره از کسی الگوبرداری نمی‌کردم و فقط خودم را در نظر داشتم ولی الآن می‌بینم که یک‌وقت‌هایی نمی‌شود و باید الگویی داشت و کنگره و آموزش‌هایش را الگو قرار داده‌ام.

مسافرتان در چه زمینه‌ای برای شما الگو است؟

خانم سمیرا؛ در مقوله صبر. مسافرم خیلی صبور است.

خانم صبا؛ امیرالمؤمنین حضرت محمد را الگوی خودشان قرار داده بودند و دقت می‌کردند که دیدگاه حضرت محمد به مسائل چیست. می‌دیدند که حضرت محمد به مسائل دنیوی با گوشه چشم نگاه می‌کنند. یعنی اگر چیزی خیلی جذاب بود همه نگاهشان را به آن چیز اختصاص نمی‌دادند و معتقد بودند که دنیا خیلی جذاب است و کشش‌های بسیاری در دنیا وجود دارد و اگر بخواهم نگاهم را به آن‌سو کنم تمام مرا می‌برد.

این موضوع مثل این است که کانال مختلفی هست و ممکن است که برای شما جذاب باشد و کشش زیادی داشته باشد ولی نسبت به کشش و جذابیتی که دارد بازدهی نداشته باشد. شاید مانتوانیم در همه ابعاد از ایشان پیروی کنیم و فقط حضرت علی بتوانند ایشان را الگو قرار دهند چراکه مأموریت آنها با ما فرق دارد. جذابیت یکسری مسائل ممکن است که شمارا از مسیرتان منحرف کند پس سعی کنید که نگاهتان به جذابیت‌ها تا حدودی مثل رسول خدا باشد.

خواسته و آرزوهای انسان است که او را به عذاب می‌اندازد پس بهتر است که هر چیزی را همان‌طور که هست بپذیریم و در حسرت یکسری چیزها نباشیم و قطعاً رسیدن به چنین دیدگاهی سخت است. مثلاً ببینید که چه چیزی در دنیا نگاه شما رو به خودش متمرکز کرده است. اگر بخواهید که جدا شوید باید سعی کنید که نگاهتان را کمتر کنید. پس حواستان به الگوهایتان باشد و برای هر چیزی الگو داشته باشید و نکته دیگر اینکه هرکسی ممکن است در یک مورد موفق باشد و فقط باید در آن مورد الگو واقع شود و نباید در سایر مسائل او را الگو قرارداد. الگوهایتان و میزان رابطه‌هایتان با او را تشخیص دهید.

تجربه؛ من به‌واسطه الگوپذیری که از مادرم داشتم یاد گرفته بودم که در مقابل مرد باید سکوت کرد و بعد از ازدواجم یکی از اطرافیانم را می‌دیدم که خیلی جسور بود و در مقابل همسرش می‌ایستاد و در هر زمینه‌ای که بود کوتاه نمی‌آمد و جوابش را می‌داد و من از این جسارت او لذت می‌بردم تا جایی که تصمیم گرفتم مثل اوباشم درحالی‌که همسر من با همسر او کاملاً ازلحاظ خلق‌وخو متفاوت بودند و هرچقدر همسر او آرام بود برعکس همسر من خیلی تندخو بود و مشکلات زیادی برایم به وجود آمد . امروز به این نتیجه رسیدم که الگوی اشتباهی انتخاب کردم چراکه شرایط و رفتار همه مثل هم نیست و حالا که می‌خواهم تغییر کنم خیلی برایم سخت است چون این موضوع جزء عادات و رفتارم شده و باید جواب بدهم ؛ ولی از وقتی‌که به کنگره آمده‌ام همه تلاشم را می‌کنم که مثل گذشته نباشم.

خانم صبا؛ مسئله ولایت حضرت علی را به پیامبر گفته بودند که بعد از خودشان ، ایشان را به خلافت برگزینند و حضرت رسول این موضوع را با همسرانشان در میان گذاشته بودند و آنها این خبر را درز داده بودند که به‌نوعی مسئله سیاسی بود و زمانی که پیامبر مطلع شدند دلیلش را پرسیدند ولی بی‌احترامی نکردند و این حرکت ایشان نشان می‌دهد اگر کسی اشتباه کرد حق اعتراض داریم ولی نمی‌توانیم توهین کنیم. شاید یکجاهایی حق با ما باشد و بگوییم که حق با من است و هر جوری دوست دارم رفتار می‌کنم ولی درست نیست.

بعضی افراد با سکوتشان به دیگران اجازه می‌دهند که آنها تندخوتر شوند و این چیز خوبی نیست. انسان‌هایی که در مقابل ما می‌ایستند و به ما اجازه نمی‌دهند که تندخو شویم خیلی خوب هستند. پس الگوها می‌تواند اشتباه باشد و یک‌وقت‌هایی نفس اماره ما برای ما الگو انتخاب می‌کند و قطعاً یکسری از مشکلاتی که داریم به دلیل الگوهای اشتباه و یا تک‌بعدی است که داشته‌ایم.

در کنگره هم به دنبال الگوهای موفق باشید و دلیل موفقیت‌هایشان را بپرسید. قطعاً اگر در کنگره موفق شوید در ابعاد دیگر زندگی‌تان هم موفق خواهید شد چون کنگره روی ابعاد مختلف زندگی ما کار می‌کند. حواستان باشد که با عقاب‌های کنگره در ارتباط باشید. یک‌زمانی یکسری خوب حرکت می‌کنند ولی در یکجایی کمرنگ می‌شوند و عقب‌گرد می‌کنند، علتش را بپرسید تا یاد بگیرید و آن کار را تکرار نکنید.

موضوع دیگر این است که یک‌زمان‌هایی ماده بر شما سوار است یعنی آن موضوع برای شما حکم می‌کند که چه‌کار کنید و نشانه‌اش این است که برای شما وابستگی ایجاد می‌کند و شمارا از خداوند دور می‌کند. شیطان در قالب ماده شمارا منحرف می‌کند. مثلاً خوردن، خوابیدن، وابستگی به گوشی تا جایی که اگر قرار باشد آن را از شما بگیرند حالتان بد می‌شود. این وابستگی به هر میزان که باشد به همان نسبت شما را از پرهیزگاری و خداوند دور می‌کند. خداوند در قرآن هم می‌فرماید که مال و فرزندانتان شمارا وسیله آزمایش شما قرار دادیم و اینها هم به نوعی ماده هستند و انسان را از خدا دور می‌کند. هر چیزی هم که شمارا کنگره دور کند شامل ماده است چون کنگره هم سمبلی از الطاف خداوند است.

حتی اگر من که به شما آموزش می دهم نیتم این باشد که به اینها آموزش می دهم و یادم برود که من کانال خداوند هستم این هم به نوعی ماده به حساب می آید . یعنی اولویت را آموزش دادن می گذارم نه اینکه من کانال الهی هستم و ماده ای است که بر من سوار است . من اگر خود را کانال خداوند در نظر بگیرم هیچ وقت از اینکه کسی حرفهایم را بپذیرد یا نپذیرد نباید ناراحت شوم . می خواهم این را بگویم که حتی اعمال هم می تواند بر شما سوار شود و شما را مادی کند . همسفر بودن و حتی جایگاه کمک راهنمایی هم می تواند ماده شود و شما را از خداوند دور کند چون فکر می کنید که فقط خودتان هستید و این جایگاه ها زمانی می تواند به شما کمک کند که بگویید در این جایگاه ها مأمور خداوند هستم برای کمک کردن .

اگر خدا نخواهد شما خیلی چیزها را نخواهید داشت . همین که کار و درآمد دارید ، سالم هستید و قدرت دارید از الطاف خداوند است ولی ممکن است در جایی برایتان ماده شود . خداوند اینها را داده است که ما کارمان را درست انجام دهیم و اگر ندهیم همه آنها را می گیرد و به کس دیگری می دهد . پس خیلی چیزها می تواند ماده باشد . همیشه رضای خداوند را بر خیلی از کارهایتان اولویت بدهید مثلاً شاید شما نخواهید که از کسی پرستاری کنید ولی خداوند بخواهد و رضایتش در این مسئله باشد . شاید شما دوست داشته باشید که کمک راهنما شوید ولی خداوند بخواهد که شما در جایگاه دیگری خدمت کنید . پس در خدمت هایتان هم رضای خداوند را در نظر داشته باشید و اگر نیت تان این باشد راه برایتان باز خواهد شد و شاید خداوند فقط انتظار همین را از شما دارد .

امیدوارم که خداوند کمک کند که همیشه ما بر ماده سوار باشیم و اگر ماده بر ما سوار باشد چون خداوند از جنس ماده نیست از خداوند دور خواهیم شد . امیدوارم که جلسه خوبی بوده باشد و همیشه توفیق پیدا کردن کلیدهای درونی خودتان را داشته باشید .

 

 تکلیف :

بنویسید که چه چیزهایی بر شما سوار است ؟ 





نظرات() 


همسفر سکینه
سه شنبه 27 تیر 1396 09:20 ب.ظ
خواهر عزیزم الهام جان سپاس برای همه زحماتت،خدمتت پر برکت.دستانت پر از جوانه های رهایی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox