گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه ۹۵/۱۲/۱۶

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
یکشنبه 20 فروردین 1396-01:17 ق.ظ

به نام قدرت مطلق الله 

سعی کنید خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و قضاوت هم نداشته باشید . شما در اینجا بوده اید و یکسری چیزها را یاد گرفتید و خلق و خویتان تغییر کرده است ولی اطرافیانتان را می بینید که یک جور دیگر رفتار می کنند و با خودتان می گویید که چقدر بد رفتار می کنند . خود من برای اینکه منیتم بزرگ نشود با خودم می گویم شاید اگر آموزش هایی را که من گرفتم اطرافیانم می گرفتند خیلی بهتر از من رفتار می کردند .



به نام قدرت مطلق الله


سلام دوستان صبا هستم یک همسفر 
خدا را شکر که دوباره توفیق داد که در بهشتی بنام لژیون قرار بگیریم .
نکته ای که می خواستم بگویم این است که بیشترین دل نوشته و برداشت را خانم اکرم برای من می نویسد . کسی که مسافرش هم نمی آید و اگر نگاه کنیم شاید امیدش خیلی کمتر و کم رنگتر از شما باشد  ولی بیشترین تلاش را می کند . من خیلی راضی هستم و خیلی برایش دعا می کنم . من نمی دانم خیر هر کسی در چیست ولی از خداوند می خواهم که خیرش را در رهایی فرزندش قرار دهد . چون با عشق می نویسد و همیشه اعلام سفرش را هم در آخر نوشته هایش دارد که به این می گویند حرکت کردن و به نتیجه توجه نداشتن . 
خداوندا نقشی را که در این دنیا برای ما معین کرده ای به ما نمایان کن و توفیق ایفای آن نقش را به ما عطا کن به حق محبتی که حضرت رسول به حضرت زهرا دارند . 
دستور جلسه امروز لژیون است . همه شما یک احساسی به لژیون تان دارید و آمدن تان به لژیون آغاز یک تغییر در زندگی تان بودده است . لژیون یکی از بهترین و مقدس ترین مکان هایی است که ما در این دوره از زمان توفیق داریم که در آن حضور پیدا کنیم و بیشترین تغییر برای هر مسافر و همسفری از لژیونش آغاز می شود . 
لژیون حلقه ای است که هم رهجو و هم راهنما از یکدیگر مراقبت می کنند و هرکدام از ما حقی به گردن هم داریم و آن حق این است که مراقب هم باشیم ، یعنی اگر ببینید که یکی از اعضاء شرایطی برایش پیش آمده که ممکن است از قافله عقب بماند و شکار نیروهای منفی شود باید همه بسیج شوند و نجاتش دهند ، نه اینکه بگویند باید حواسش باشد تا عقب نماند و اگر اینگونه شد پس حقش است . همیشه و در همه حال حواستان به خواهران و اعضای لژیون تان و حتی راهنمایتان باشد تا جایی که اگر دیدید راهنمایتان از قافله عقب مانده است و یا از قوانین به هر دلیلی عدول می کند هشدار دهید . شما برای من دعا کنید همان طور که من برای تک تک شما دعا می کنم . دعا کنید خداوند لژیون مان را در مسیر آن نقشی که برای مان تعریف کرده است توفیق و یاری دهد و کمک مان کند که جلوتر برویم . 
چگونه می توانیم بفهمیم که لژیون در مسیر درست حرکت می کند و عملکردش درست است ؟ 
هر سیستمی بعد از یک مدت باید ثمره ای داشته باشد تا عملکردش را نشان دهد و عملکرد لژیون هم از خروجی هایش مشخص می شود . مخصوصاً ادب هر رهجو در رابطه با دیگران ، علی الخصوص با هم لژیون هایش . این ادب باید در همه جا رعایت شود ، نه اینکه فقط در حضور راهنما باشد . با هم شوخی نداشته باشید و فکر نکنید که شوخی هایتان دلیل بر صمیمی بودن است . شوخی هایی که به نوعی طرف مقابل را تحقیر کند نداشته باشید . شما بر اساس یک پیوند محبتی کنار هم قرار گرفته اید ، پس سعی کنید محبتتان در قالب حرمت باشد . هر لژیونی حرمت دارد ، حرمت ها را رعایت کنید . 
لژیون جایی است که آموزش ها سینه به سینه می چرخد و از طریق قلبها نفوذ می کند . اینجا تنها جایی است که ارتباط ها از طریق قلبهاست ، چون همدیگر را دوست داریم . کسی که هم لژیونی ها و راهنمایش را دوست داشته باشد ، واقعاً دست پر از لژیون بیرون می رود و برعکس کسی که حس خوبی به راهنمایش ندارد اصلاٌ قادر نخواهد بود که آموزش ها را بگیرد و این حالت باعث می شود که هم حال خودش خوب نشود و هم حال راهنمایش را بد کند . پس اگر فردی ببیند که حس خوبی به راهنما ندارد کنگره این فرصت را داده است که لژیونش را تغییر دهد .   
نکته بعدی اینکه ؛ اگر کسی خواست صحبتی بکند اول باید به همه اعضاء سلام کند . سلام دعوت خداوند است به گفتگویی که دارید . 
ما برای چیزهایی که بدست می آوریم خیلی تلاش می کنیم ولی نود و پنج درصد نگهداری آن مهم است . شما برای اینکه یک راه خوب برای درمان مسافرتان پیدا کنید خیلی تلاش کردید و کنگره را پیدا کردید ولی باید از این راه استفاده کنید و نگهداری کنید تا به نتیجه برسید که این امر در لژیون اتفاق می افتد . رهایی می گیرید ولی برای اینکه رهایی تان را نگهداری کنید مستلزم حضورتان در لژیون است . معمولاً کسانی که بلافاصله بعد از رهایی لژیون را ترک می کنند قادر نخواهند بود که خوب از رهایی شان نگهداری کنند چون حال خوبی که از رهایی گرفته اند را از دست می دهند .  
عشق ، عقل و ایمان حلقه های اتصال راهنما و رهجو در لژیون هستند . قدر این موقعیت را بدانید چرا که کمتر پیش می آید که حلقه اتصالی با این حس ها در هستی شکل بگیرد . قدر فرصت هایی که در لژیون دارید را حتماً بدانید و شکر گذار این نعمت خداوند باشید و از خداوند بخواهید که توفیق حضور در لژیون و برداشت های پربرکت از لژیون را به همه ما عنایت کند . 
از قیاس کردن لژیون ها خودداری کنید چرا که هر لژیونی متناسب با شرایطی که دارد قوانین و حرمت های خودش را دارد که توسط راهنما برنامه ریزی می شود و همه اعضاء موظفند که این قوانین را رعایت کنند درست مثل قوانین و حرمت هایی که در کنگره است . 
لحظاتی که شما استاد می نشینید و صحبت می کنید من خیلی لذت می برم و استفاده می کنم . نمی خواهم تنها کانال انتقال آموزش ها فقط من باشم و من صحبت کنم . انسانهای خوب مانند ستارگانند که کمک می کنند تا دیگران بدرخشند . یعنی اینکه من به تنهایی بدرخشم جالب نیست ، اینکه تک تک شما روی این صندلی بنشینید و بدرخشید لذت بخش است . بعضی اوقات باید شما نقش یک انسان بازنده را بازی کنید تا دیگران فکر کنند که برنده اند و اشکالی ندارد . به دیگران حس بازنده بودن و کم دانستن ندهید . 
خانم بیرانوند : در رابطه با این مطلبی که گفتید من هم موضوعی را عنوان می کنم . شیخ عباس قمی وقتی مفاتیح الجنان را می نویسد نزد هیچ کس این مطلب را که من نویسنده این کتاب هستم را مطرح نمی کند با توجه به اینکه کتابهای دیگری هم داشته است . یک روز پدرش می گوید : خوشا به حال پدر کسی که مفاتیح را نوشته و این فرد چه انسان بزرگی بوده است . من خیلی چیزهایی را که نمی دانستم یاد گرفتم که شیخ عباس باز هم نمی گوید نویسنده اش خودش است و این موضوع را به خاطر احترامی که برای پدرش قائل بوده است عنوان نمی کند که نکند پدر فکر کند که نادان است و او که فرزند اوست از پدرداناتر است . 
خانم صبا : همانطور که من در لژیون پای درس شما می نشینم و از شما یاد می گیرم و دوست دارم که شما هم این جایگاه را تجربه کنید ، شما هم باید به اطرافیانتان این اجازه را بدهید که تجربه کنند و فکر کنند که آنها هم خیلی خوب می دانند و درست تصمیم می گیرند و می توانند به شما کمک کنند . 
من جایی بودم و میزبان هدیه ای به من داد که برای من به دلیل حساسیتی که دارم قابل استفاده نیست ولی پذیرفتم چون دیدم او فکر کرده است که با این هدیه من را خوشحال می کند . پس سعی کنید این حس را به اطرافیانتان بدهید که آنها هم می توانند کاری برای شما انجام دهند . هیچ وقت دست کسی را رد نکنید  . هم گیرنده خوبی باشید و هم دهنده خوبی . از لحاظ اطلاعات هم گیرنده و دهنده خوبی باشید یعنی به حرفهای دیگران گوش کنید حتی اگر همه آنها را می دانید و حتی اگر غلط باشد . یعنی برای اینکه به قلب دیگران نفوذ کنید و روابط خوبی داشته باشید باید یکسری ساختارها را بشکنید . 
سعی کنید خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و قضاوت هم نداشته باشید . شما در اینجا بوده اید و یکسری چیزها را یاد گرفتید و خلق و خویتان تغییر کرده است ولی اطرافیانتان را می بینید که یک جور دیگر رفتار می کنند و با خودتان می گویید که چقدر بد رفتار می کنند . خود من برای اینکه منیتم بزرگ نشود با خودم می گویم شاید اگر آموزش هایی را که من گرفتم اطرافیانم می گرفتند خیلی بهتر از من رفتار می کردند . آموزش های کنگره آنقدر خوب است که اگر روی سنگ بگذارند طلا می شود . پس قدر این فرصت ها و انرژی های خوبی را که می گیریم را بدانیم . فکر نکنیم که ما تافته جدا بافته ایم ، شاید به خاطرماموریت و نقشی که در زندگی داریم خداوند این موقعیت ها را به ما داده است و به ما این توانایی داده که بتوانیم نقشمان را اجرا کنیم پس حواسمان باید خیلی جمع باشد . همین ها می تواند تلنگری باشد برای شمایی که برای کمک راهنمایی می خوانید که تلاش بیشتری کنید تا خانواده های بیشتری انسجام داشته باشند . باید تمام تلاشتان را بکنید تا آموزش ها راخوب بگیرید و درآزمون کمک راهنمایی قبول شوید تا هر کدام از شما حداقل پنج خانواده را نجات دهید . پس تمام تلاشتان را بکنید که اگر خانواده من حفظ شد و اگر من ماندم پس کمک کنم تا انسانهای بیشتری موفق شوند . 
سی دی مثلث تاریکی با استادی خانم فاطمه عبدالحسینی 
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر 
در ابتدا از خانم صبا تشکر می کنم که این فرصت را به من دادند و امیدوارم بتوانم مطالب را کامل بیان کنم  . سی دی مثلث تاریکی از آقای امین است و در ابتدای سی دی آقای امین در رابطه با حال خوش صحبت می کنند که باید چکار کرد تا به حال خوش رسید . برای رسیدن به حال خوش باید یکسری قوانین را رعایت کرد . رسیدن به حال خوش به خود فرد بستگی دارد که در چه جایگاهی قرار دارد و چقدر تلاش می کند تا به آن حال خوش برسد و زمانش برای افراد متفاوت است . در این مسیر فرد برای اینکه به حال خوش برسد یکسری کارها را انجام می دهد و فکر می کند که درست است در صورتی که نقض قانون کرده است . مثلاً یک همسفر برای رسیدن به حال خوش باید یکسری قوانین که در کنگره و لژیون هست را رعایت کند مثل اینکه مرتب بیاید ، فرمانبردار باشد .
در ادامه در رابطه با خلقت انسان صحبت شده است که خداوند بعد از خلق انسان به تمام فرشته ها گفت که بر انسان سجده کنند و شیطان نافرمانی کرد و سجده نکرد و خود را برتر از انسان دانست که این اندیشه اولین پله سقوطش بود . در ادامه چون به این اندیشه اش اعتقاد داشت و به اشتباهش اعتراف نکرد و بر نافرمانی اش اصرار ورزید و برای اثبات آن از خداوند فرصت خواست طرد شد .
مطلب بعدی در رابطه با صور آشکار و پنهان انسان بود . انسان هم پیامبر درون دارد که همان عقل است و هم پیامبر بیرون که همان فرستادگان خداوند هستند . شیطان هم همینگونه است . هم شیطان درون داریم که همان نفس اماره است و شیطان بیرون هم یکسری افراد هستند که انسان را گمراه می کنند . 
خودبرتربینی باعث می شود که انسان خود را با دیگران قیاس کند که به نوعی از القائات شیطان است و باعث می شود که فرد کم کم به سمت تاریکی پیش برود .
تلاشی که انسان می کند باید در جهت این باشد که من می خواهم کار بهتری بکنم نه اینکه من از دیگران بهترم . در این رابطه آقای امین مثال مسابقه دو را عنوان کردند که فرد می خواهد در مسابقه دو برنده شود و از همه برتر باشد ولی یکی دیگر می گوید که من می خواهم در نه ثانیه مسافت معین شده ای را بدوم که قطعاً این فرد برنده می شود ؛ چون همه تلاش فرد باید در این جهت باشد که خود را بهتر کند نه اینکه به دنبال برتری طلبی باشد . مثلاٌ خانم ها دوست دارند که خانه بزرگ داشته باشند . اگر این فرد خودش را با دیگری مقایسه کند که خانه فلانی اینجوری است و فلان امکانات را دارد و خود و اطرافیان را در فشار بگذارد که آن امکانات و بالاتر را بدست آورد خود را به رنج می اندازد و حتی ممکن است در مسیر بدست آوردن آن امکانات به راه خطا برود ولی اگر فرد خواسته را داشته باشد و تلاش کند و از راه درست و پس انداز به خواسته اش برسد به مشکلی نمی خورد . صرفاً برای رسیدن به خواسته اش نه برای برتری طلبی. در این حالت خودش را با دیگران مقایسه نکرده و برای خواسته اش تلاش می کند . 
خانم صبا : مثلاً در رابطه با مشارکت کردن . اکثراً خودشان را با کسانی که در سطح عالی مشارکت می کنند مقایسه می کنند و این باعث می شود که دیگر مشارکت نکنند که این هم از القائات شیطان است . باید نیت شما این باشد که مشارکت شما حال کسی را خوب کند نه اینکه بهتر از بقیه صحبت و مشارکت کنید . زمانی که نیتتان را عوض می کنید نیروهایی به کمک شما می آیند که مثلاً به لبخند شما برکتی می دهند که به واسطه آن حال دهها نفر خوب شود . 
خانم صبا : آیا برایتان پیش آمده است که برای کسی کاری را انجام دهند و برای شما نکنند و قیاس و قضاوت بکنید که چرا شرایط یکسان بود و برای من این کار را انجام ندادند ؟
خانم بیرانوند : از نظر من این حالت یا از دوست داشتن زیاد است یا از حسادت . برای خود من بارها این مسئله پیش آمده است و دگرگونم کرده ولی بلافاصله آموزش ها مثل فیلم در ذهنم می آید و آرام می شوم . از طرفی هم فکر می کنم که اینها به نوعی امتحان است که ببینند که من آموزش ها گرفته ام یا نه .
 وقتی این شرایط پیش می آید خودم را در جایگاه راهنما می گذارم که جایگاه حساس و سختی دارد . مثل مادری است که فرزندان زیادی دارد و باید آنقدر دانا و توانا و قدر باشد که بتواند این شرایط را کنترل کند . مثلاً شاید شما بارها محبتی که به یک رهجو داشته اید به خاطر این بوده است که در آن شرایط نیاز به این مهربانی و محبت شما داشته است و این به روابط عمیق راهنما و رهجو ارتباط دارد .
خانم صبا : اگر به دنبال القائات شیطان بروید شروع به قضاوت کردن راهنما می کنید و کم کم ایمانتان به راهنما کمتر شده و فاصله می گیرید و در نهایت اوت می شوید ولی اگر باور داشته باشید که راهنما متناسب با نیاز هرکسی به او محبت می کند وضعیت فرق می کند . شاید به کسی مستقیم محبت کند ولی در حق شما در خلوتش دعایی کند که شما متوجه  نشوید که از کجا برای شما می آید ولی باور داشته باشید که راهنما تک تک شما را دوست دارد و همه شما را اسکن می کند  ولی به دلایلی به یکی خیلی باید گفت ، به یکی الآن نباید چیزی گفت و به یکی باید در خفا تذکر داد و این رحمت برای همه هست ولی شیطان سعی می کند که از این طریق وارد شود تا پیوند محبت را از بین ببرد چراکه وقتی شما فردی را قضاوت کنید محبت تان به او کم می شود و چون در اینجا آموزش ها از طریق قلبها منتقل می شود و با دوست داشتن افراد درکشان می کنیم ، با قضاوت گیرنده هایمان خراب شده و چون نمی گیریم حسمان هم خراب شده و نمی دانیم که گیرنده هایمان اشکال پیدا کرده و می گوییم که دیگران بدند و یا راهنما بد است که خوب اموزش ها را انتقال نمی دهد و آرام آرام دور می شوید و همه پیش می روند و شما عقب می مانید . پس خیلی توجه داشته باشید و به شیطان اجازه نفوذ ندهید .
 سوال – من همیشه حس می کنم که دیگران بهتر از من صحبت می کنند و مطالب را باز می کنند و من نمی توانم ، این حالت دلیل کدام ناخالصی من است ؟
خانم فریده : اول اینکه یک نکته راجع به مشارکت بگویم . من در تمام این سالهایی که به کنگره آمده ام سه سال اصلاً میکروفون دست نگرفتم و مشارکت نکردم و بار اول به اجبار خانم حجازی مشارکت کردم . اوایل خیلی به این فکر می کردم که ادبیات قشنگی داشته باشم چون خودم سخنوری انسانها را دوست داشتم و خیلی این موضوع برایم مهم بود و انرژی زیادی صرف می کردم . شاید برای یک مشارکت دو دقیقه ای من بیست مورد از مطالب اصلی سایت را برمی داشتم و خلاصه می کردم و آنقدر تمرین می کردم و در نهایت مشارکتم را خراب می کردم ولی چند بار امتحان کردم و گفتم خدایا امروز نمی خواهم قشنگ حرف بزنم و بدون اینکه راجع به موضوع فکری کرده باشم از خداوند خواستم که کمکم کند که یک جمله ای را ، حقی را بر زبان من جاری کند که گره ای از کسی گشوده شود . 
هروقت با این نیت مشارکت کردم بعد از جلسه کسی به من گفت که با مشارکت شما من جواب سوالم را گرفتم . اصلاً نمی توانم بگویم که در آن لحظه چه حسی داشتم . یک زمان من می خواستم قشنگ صحبت کنم که تحسین شوم ولی زمانی که نیت کردم مشارکتم گره ای از کسی باز کند نا خوداگاه مشارکتم قشنگتر هم شد و گره گشا هم شد . 
نکته بعدی در رابطه با این است که انسانها می ترسد که کار بزرگی انجام دهند . مثلاً وقتی تازه حرکت کرده ای مشارکت از نظرت کار بزرگی است و می ترسی ، کمی که پیش می روی از کنفرانس می ترسی ، کمی جلوتر از استادی می ترسی . من یک جمله ای را شنیدم که خیلی مرا دگرگون کرد که دوست دارم برای همه بگویم که از آقای رابرت جانسون است با این مضمون که ؛ انسانها همیشه از اینکه تاریکی هایشان و نقصان هایشان دیده شود می ترسند ولی بزرگترین ترس انسان از این است که عظمت خودش را ببیند . هر کس که می ترسد دستش را بالا ببرد در واقع از این می ترسد که عظمت خودش را ببیند . اگر ببیند که می تواند تأثیرگذار صحبت کند وحشتزده می شود و دلیل این وحشت هم این است که چون برایش مسئولیت دارد. انسان ناخوداگاه مسئول می شود . من خودم با کمک راهنمایی در چالش هستم چون نمی خواهم عظمت خودم را ببینم ، نمی خواهم ببینم که در آن جایگاه چه موجی را در هستی می توانم به راه بیندازم . شاید به خاطر این است که از مسئولیتش می ترسم . از اینکه می ترسم چهارسال زیر بار چنین مسئولیتی بروم . شاید این مطلب است که مرا می ترساند که در دل کمک راهنمایی بروم.
خانم صبا : ناخالصی ها در دل یکدیگرند . در دل این ناخالصی یک ناخالصی دیگری است که باعث می شود که ما قیاس کنیم و حرکتی نداشته باشیم و آن منیت است چون خودتان را خیلی قبول دارید می خواهید که نشکنید . می گویید که فلانی نمره صد گرفت و اگر من صحبت کنم نمره بیست می گیرم و اگر نمره صد و بیست بگیرم صحبت می کنم . در اینجا منیت مانع تجربه کردن شما می شود . تجربه یکی از اضلاع مثلث دانایی است که آموزش می گیرید و تجربه می کنید و راجع به آن تفکر می کنید و سپس داناتر می شوید و منیت این اجازه را نمی دهد که دانایی شما رشد کند و شما را خیلی ظریف از پروسه آموزش دور می کند . در صورتی که اگر بگویید که من به اندازه خودم می توانم یاد بگیرم قضیه خیلی فرق می کند . 
پس منیت شاخه های مختلف دارد . حسادت ، قیاس همه ریشه درمنیت دارد . حسادت باعث می شود که شما با خود فکر کنید که من شایسته این جایگاه بودم چرا دیگری آن را بدست آورد . اگر کسی بتواند روی منیت خود کار کند روز به روز از قضات ها ، قیاس هایش  کم می شود . 
ادامه سی دی مثلث تاریکی جلسه بعد ... 





نظرات() 


فاطمه صالحی
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:33 ق.ظ
خداقوت
مرضیه رهجوی خانم نسیم
یکشنبه 20 فروردین 1396 10:59 ب.ظ
خدا قوت خانم صبای عزیزم
از مشارکت اعضا بهره بردم
عاااااالی بود
مرجان
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:06 ب.ظ
بسیار عالی مثل همیشه درس گرفتم
همسفر حمیده
یکشنبه 20 فروردین 1396 02:08 ب.ظ
خداقوت
بسیار عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox