تبلیغات
آموزشهای لژیون همسفر صبا - گزارش عملکرد لژیون روز پنج شنبه 97/07/12 ؛ سی دی حقه های نفس 2
 

گزارش عملکرد لژیون روز پنج شنبه 97/07/12 ؛ سی دی حقه های نفس 2

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
پنجشنبه 3 آبان 1397-09:00 ق.ظ

هر تکرار برایتان برداشت تازه‌ای خواهد داشت و شاید یک موضوعی باید بارها و بارها برایتان تکرار شود تا مطلب را بگیرید؛ پس از تکرار کردن هیچ‌وقت فرار نکنید، انسان‌هایی که از تکرار فرار می‌کنند دچار حقه عصیان می‌شوند.


بسم‌الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر
پروردگارا ما را هدایت کن، ما را تحت فرمان عقل قرار بده.

در قوانین کنگره ۶۰ می‌خوانیم که کنگره تحت حمایت نیروهای الهی است؛ یعنی یکسری نیروها کنگره را هدایت و حمایت می‌کنند. تابه‌حال برای این نیروها سلام و درود فرستادید؟ تابه‌حال برای استاد سردار صلوات فرستادید؟
خواستم توصیه کنم که این کار را بکنید و از استاد سردار، استاد سیلور و استاد رعد شروع کنید، بعد آقای مهندس، خانم آنی، آقای امین، خانم کماندار و خانم شانی و چهارده دیده‌بان کنگره. شروع کنید و هرروز برای اینها صلوات بفرستید. وقتی به نیروهای خدمتگزار آسمان‌ها و زمین درود و سلام می‌فرستید، مطمئن باشید یکسری نیروهای دیگر برای شما درود و سلام می‌فرستند. بسیار کار قشنگی است و حتماً جزء برنامه روزانه‌تان قرار دهید.

نکته بعدی اینکه مطالعه برای آزمون کمک راهنمایی را شروع کنید، آبان ماه امتحانی برگزار می‌کنیم؛ پس سعی کنید فنی و تکنیکی مطالعه کنید. همیشه کسانی موفق‌اند که طور دیگری باشند و یک‌قدم از بقیه جلو باشند؛ مثلاً اگر همه از وادی سؤال طرح می‌کنند، آن‌کسی که وادی را حفظ می‌کند از بقیه جلوتر است؛ پس سعی کنید همیشه جلوتر از بقیه باشید و ان شاء اله که خداوند توفیق جایگاه کمک راهنمایی را روزی‌تان کند.

دستور جلسه؛ حقه‌های نفس ۲

آقای امین فرمودند که حقه‌های نفس پنج مورد است که شامل حقه عصیان، حقه وسوسه، حقه فراموشی، حقه تو نمی‌توانی و حقه القا افکار ناگهانی است. من یکسری مطلب عنوان می‌کنم و بر اساس گفته‌های من هر حقه را توضیح دهید.

همسفری وارد کنگره می‌شود و خیلی هیجان دارد، مشارکت‌هایی که می‌کند خیلی پر سروصداست، می‌گوید که سال‌ها به دنبال چنین جایی بودم، هر بار می‌بینید در حال نوشتن است، مدام در حال سی دی گوش کردن است و خیلی در جریان است و ... و همه انتظاری که دارند این است که این رهجو در کمک راهنمایی قبول شود و یا همه خدمت‌ها را بگیرد؛ ولی کم‌کم می‌بینیم که حتی در آمدن‌های معمولی‌اش هم تعلل دارد. با توجه به سی دی حقه‌های نفس، چه تحلیلی از این موضوع دارید؟

همسفر الهام: در سی دی در رابطه با چنین افرادی که فقط شور و هیجان کسب اطلاعات را دارند و به دنبال تکرار و تمرین و درک آن نیستند، عنوان شد که اینها دچار حقه عصیان هستند.
ویژگی حقه عصیان این است که فرد فقط اشتیاق کسب اطلاعات را دارد و فقط می‌خواهد بداند که در پیرامونش چه خبر است و درواقع با همه‌چیز روزنامه وار برخورد می‌کند و با آن اطلاعات گره و یا مشکلی را حل نمی‌کند و چون تکرار و تمرین در این حقه حذف می‌شود؛ بنابراین فرد به دانایی نمی‌رسد؛ چون در تکرار و تمرین است که مفاهیم جدید برای فرد باز می‌شود و درواقع نقطه مقابل عصیان، دانایی است.

این فرد چون فقط در حال جمع‌آوری اطلاعات است و استفاده کاربردی ندارد، درنهایت به نقطه‌ای می‌رسد که می‌گوید: خب این‌همه خواندم، گوش کردم، نوشتم و ... بعدش چه؟ و چون چیزی عایدش نشده است دچار عصیان می‌شود.

خانم صبا: پس ما در نفسمان حقه‌ای داریم به نام حقه عصیان؛ که شتاب کار را خیلی زیاد می‌کند. حتماً این را شنیده‌اید که اقیانوسی به عمق نیم سانت! یعنی افرادی هستند که به‌اندازه یک اقیانوس اطلاعات دارند؛ ولی عمق اقیانوسشان نیم سانت است و این حقه‌ای است که نفس به کار می‌گیرد و فرد بیشتر مشغول جمع‌کردن است و تا می‌گویند فلان کتاب خوب است می‌خرد، فلان سی دی خوب است می‌خرد و اصلاً به این فکر نمی‌کند که آیا از آن چیزهایی که قبلاً به دست آورده استفاده‌ای کرده و چیزی متوجه شده است؟

اینها انسان‌هایی هستند که در تکرارهای زندگی‌شان هم متوجه آموزششان نمی‌شوند؛ چون از تکرار بیزارند. در آموزش‌ها یکسری چیزها تکرار می‌شوند و اگر به این تکرارها توجه نکنید، آموزشتان را نمی‌گیرید و دانایی لازم را به دست نمی‌آورید؛ بنابراین برای در امان بودن از این حقه نفس باید یک‌وقت‌هایی بایستید، سکوت کنید، فکر کنید که به کجا رسیدید! این‌همه آمدید، خواندید، خدمت کردید، نوشتید، سی دی گوش کردید؛ الآن کجای کار هستید؟! پس بعضی وقت‌ها باید بایستیم و خودمان را ببینیم؛ شاید کلید ما در همان آموزش‌های اولیه بوده است که هیچ‌وقت توجه نکردیم.

به خاطر همین است که دستور جلسات مدام تکرار می‌شود؛ چون هر تکرار برایتان برداشت تازه‌ای خواهد داشت و شاید یک موضوعی باید بارها و بارها برایتان تکرار شود تا مطلب را بگیرید؛ پس از تکرار کردن هیچ‌وقت فرار نکنید، انسان‌هایی که از تکرار فرار می‌کنند دچار حقه عصیان می‌شوند.

همسفری است که مسافرش را به کمپ برده‌اند و سه دوره در آنجا بوده است و حالا بعد مدتی برگشته است. این همسفر به‌شدت پلیسی با این فرد برخورد می‌کند و تصورش این است که در این مدتی که در کمپ بوده، نیاز بدنش به مواد مخدر تأمین‌شده است و دیگر نیازی ندارد و تمام حواسش پی این است که مسافرش جایی نرود، با کسی ارتباط نداشته باشد؛ ولی یک روز به خاطر شرایطی منزل را ترک می‌کند و بعد برگشت می‌بیند که مسافرش نیست و متوجه می‌شود که دوباره مصرف کرده است. اگر بخواهید این همسفر را توجیه کنید تا آرام شود چه می‌گویید؟

همسفر ربابه: این حقه وسوسه است.
خانم صبا: در رابطه با این موضوع می‌گویم که این حالت مسافر شما وسوسه نیست بلکه نیاز بدنش است و اگر قرار بود وسوسه باشد، این فرد سه دوره مصرف نکرده و از این قضیه دور بوده است؛ چون وسوسه نیرویی است که اگر یک مقدار زمان از آن بگذرد از بین می‌رود و اینکه بعد از سه دوره که آنجا بوده و هنوز دنبالش است؛ یعنی بدنش یکسری چیزها را ندارد و این فرد نیاز دارد که مصرف کند، ان شاء اله که خداوند از مصرف مواد بی‌نیازش کند. این فرد به دنبال آزار دادن و یا پیچاندن شما نیست و یا انسان بی‌اراده‌ای نیست بلکه به خاطر نیاز بدنش است که مجبور است مصرف کند.

همسفر فریده: در رابطه با نیاز و وسوسه، من و خانم ربابه چون سفر نیکوتین داشتیم، کاملاً این مسئله را درک کردیم. زمانی که من سفرم را شروع کردیم واقعاً یک‌زمان‌هایی انگار دنبال بهانه‌ای بودم که به سراغ سیگار بروم؛ اما حالا، با وجود مشکلات یا فشارهایی که هست، به هر چیزی فکر می‌کنم الا سیگار! چرا؟ چون دیگر نیازی در بدنم وجود ندارد و شاید بعد رهایی یکی دو بار فکرش در ذهنم آمده؛ ولی می‌دانم وسوسه است و این کار ذهن است که اول تصویر می‌سازد که توجیه کند که با یکبار استفاده اتفاقی نمی‌افتد؛ ولی اگر زمان بدهیم برطرف می‌شود. 

خانم صبا: پس گریزهایی که می‌زنند به دلیل نیاز بدنشان است. ان شاء اله خداوند همه انسان‌ها و همه مسافران کنگره ۶۰ را از مصرف مواد مخدر بی‌نیاز کند.

این موضوع در همه‌چیز هست؛ در خوردن، غیبت کردن و ... مثلاً در غیبت کردن، می‌خواهید حرفی را بزنید؛ ولی عقب می‌کشید اما درنهایت می‌گویید و این نشان می‌دهد که ساختارهای درونی شما هنوز به این انرژی‌ها احتیاج دارند؛ یعنی در خصوص غیبت نکردن هنوز توجیه نشدید یا در مورد خوردن، دروغ گفتن و هر چیز دیگری. شاید برایتان پیش‌آمده باشد که مثلاً می‌خواهید در رابطه با موضوعی رازداری کنید؛ ولی درنهایت عنوانش می‌کنید یا مثلاً تذکر دادن که می‌خواهید تذکر ندهید یا مسافرتان را چک نکنید و یا چیزی را به رویش نیاوردید؛ ولی بالاخره بعد از مدتی خویشتن‌داری دوباره مطرحش می‌کنید و این یعنی ساختارهای منفی شما هنوز تشنه کار ضد ارزشی هستند و هنوز ایمان و آگاهی در درونتان شکل نگرفته است.

وقتی صحبت از خدمت می‌شود هیچ نیازی به خدمت کردن را در خودم احساس نمی‌کنم، علی‌رغم تکرارهای زیادی که در لژیون و کنگره ۶۰ دراین‌باره هست، میلی به خدمت ندارم؛ حتی دلم نمی‌خواهد به وبلاگ سر بزنم یا خدمت کنم و باوجوداینکه مسیر حرکت و موفقیت خدمتگزاران را می‌بینم؛ ولی به نظرم چیز جالبی نیست و هیچ کششی ندارم و خیلی گیج شدم و یا می‌گویم من زندگی خوبی دارم و مسیرم را هم طی می‌کنم، خدمت‌ها برای کسانی باشد که به آن نیاز دارند، آیا درست فکر می‌کنم؟

خانم صبا: این شرایط و اینکه میلی به جلوتر رفتن ندارید؛ یعنی اینکه تحت حقه نفس هستید. این‌همه می‌گویند در سایت بروید و نظر بگذارید یا در وبلاگ خدمت کنید، عضو لژیون مالی شوید و ... باز می‌گویید که این برای یک عده خاص است؛ ولی بدانید این بی‌میلی یعنی اینکه نفس سرتان کلاه گذاشته و اشتیاقتان را گرفته است یا می‌گویند نماز بخوانید و می‌گویید: نه میل و کشش ندارم! اصلاً کشش چیست باید بخوانید. یکی از منفی‌ترین مسائلش را من در نماز می‌بینم یا در دعا کردن و قرآن خواندن که اکثراً می‌گویند حسش را ندارم و اینها همه حقه است و باید اینها را انجام دهید یا در کنگره باید خدمت بکنید و حتماً باید خدمتگزار باشید و اگر این میل را ندارید بدانید که خواب هستید و نفس کاملاً خوابتان کرده؛ پس حواستان باشد که گول نفستان را نخورید.

به این دلیل اسم این حقه، حقه فراموشی است که یکسری حس های خوب را فراموش می‌کنید، خودتان را فراموش می‌کنید، خواسته‌هایتان را فراموش می‌کنید. استاد سیلور می‌فرماید: خواسته شما آن چیزی نیست که می‌بینید و می‌خواهید بلکه خواسته شما ان چیزی است که نمی‌بینید و نمی‌خواهید و این حقه همه‌چیز را از یادتان می‌برد؛ درصورتی‌که اگر حرکت کنید به‌مرور می‌بینید که واقعاً آن حرکت را دوست دارید.

سؤال - آیا حس خراب باعث می‌شود که دچار این حقه شویم؟
خانم صبا: اگر بخواهید بگوئید که مثلاً به وبلاگ سر نمی‌زنم به دلیل مشغله‌ای است که دارم، من می‌گویم که چند برابر هر کدامتان مشغله دارم؛ ولی تشنه‌ام و مثلاً روزهای چهارشنبه تشنه این هستم که صحبت‌های آقای مهندس برسد و بلافاصله گوش می‌کنم در بین تمام مشغله‌های کاری‌ام و این همان اشتیاق است که در این حقه، نفس روی این اشتیاق سرپوش می‌گذارد و گولتان می‌زند؛ پس خیلی حواستان باشد یا این‌همه می‌گوییم که پیمان ببندید و باوجوداینکه شرایطش را دارید اصلاً اهمیت نمی‌دهید و می‌گویید به من نمی‌گویند که و این یعنی در حال گول خوردن هستید و نفس اصلاً نمی‌خواهد بدانید و ببینید که به کجا می‌رسید؛ مثل آلبوم بچگی‌تان که می‌بینید و یاد یکسری از دوستانتان می‌افتید و دلتان تنگ می‌شود و اینجا نفس اصلاً نمی‌خواهد که آن آلبوم را بازکنید که دلتان تنگ شود. 

وقتی یکسری پیام‌های متوالی راجع به چیزی می‌شنوید؛ ولی یک سکوت و سردی نسبت به آنها دارید سعی کنید بیدار شوید. بگوئید خدایا مرا بیدار کن، خدایا به یادم بیاور.


ادامه این مبحث جلسه بعد ...





نظرات() 


همسفر حوریه
جمعه 4 آبان 1397 10:26 ب.ظ
خدا قوت وعرض سپاس خدمت خانم صبای عزیزم بابت مهر ومحبت داناییشان.که بهترین آموزشها رااز ایشون میگیریم.۶
خانم الهام عزیز ،خدمتت پر خیر ان شالله.
همسفر مرضیه
جمعه 4 آبان 1397 06:40 ق.ظ
ممنووونم خانم صبای عزیزم برای آموزش ها، امیدوارم خداوند در کاربردی کردن آموزش ها توفیق دهد
الهام جان به امید رهایی تان با حال خوش
همسفرربابه
پنجشنبه 3 آبان 1397 11:01 ق.ظ
خدا قوت به راهنمای خوبم خانم صبامطالب
آموزنده و عالی بود سپاسگزارم.از خواهر عزیزم الهام هم تشکر میکنم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox