تبلیغات
آموزشهای لژیون همسفر صبا - حس اولین سال تولد ؛
 

حس اولین سال تولد ؛

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
چهارشنبه 2 آبان 1397-04:00 ب.ظ

در مهرماه، اذن تجربه این جایگاه به ما داده شد. شاید قرار بود که ما ابتدا با خداوند خود تجدید میثاق کنیم و پیمان ببندیم و سپس در جایگاه تولد قرار بگیریم، شاید باید ترخیص شدنم از لژیون، با تولدمان هم‌زمان می‌شد. این ترخیص شدن با تمام دلتنگی هایش برایم زیبا بود، ترخیص از یک جایگاه و قرار گرفتن در جایگاه مقدس کمک راهنمایی که آموزش‌های خاص خودش را برایم دارد. کاش زمانی که از این دنیا هم ترخیص می‌شوم تغییر جایگاهم به سمت تکامل باشد

به نام خداوند بخشنده مهربان

 خداوندا کمک کن آنچه را تو زود می‌خواهی، من دیر نخواهم و آنچه را تو دیر می‌خواهی، من زود نخواهم .

 

از زمانی که وارد کنگره شدم روزهای تولد، بسیار شادبودم و همیشه خودم را در این جایگاه تصور می‌کردم و مطمئن بودم که این جایگاه را تجربه خواهم کرد.

در اردیبهشت 97 که رهایی ما یک‌ساله می‌شد، جناب مهندس دستور دادند که تنها کسانی اجازه گرفتن تولد دارند که نشان ویلیام داشته باشند و مسافر من هنوز موفق به دریافت نشان نشده بود و ما نمی‌توانستیم تولد بگیریم. در ابتدا کمی ناراحت شدم؛ ولی در درون خودم می‌دانستم که این روز باشکوه را تجربه خواهم کرد؛ زیرا مدام به آن روز فکر کرده بودم و تصویرش در ذهنم بسیار واضح شده بود؛ ولی حتماً حکمتی در این دستور و این تأخیر وجود داشت.

در مهرماه، اذن تجربه این جایگاه به ما داده شد. شاید قرار بود که ما ابتدا با خداوند خود تجدید میثاق کنیم و پیمان ببندیم و سپس در جایگاه تولد قرار بگیریم، شاید باید ترخیص شدنم از لژیون، با تولدمان هم‌زمان می‌شد. این ترخیص شدن با تمام دلتنگی هایش برایم زیبا بود، ترخیص از یک جایگاه و قرار گرفتن در جایگاه مقدس کمک راهنمایی که آموزش‌های خاص خودش را برایم دارد. کاش زمانی که از این دنیا هم ترخیص می‌شوم تغییر جایگاهم به سمت تکامل باشد

روز تولد بسیار باشکوه بود. ابتدا بسیار اضطراب داشتم؛ ولی کم‌کم آرام شدم. مشارکت‌های عزیزان و خواهران خوبم، قوت قلبی برایم بود و شادی‌ام را دوچندان می‌کرد

زمانی که با راهنمای عزیزم در جایگاه قرار گرفتیم، بسیار شادبودم. چشمانم ابتدا هیچ‌کس و هیچ‌چیز را نمی‌دید و همه‌چیز برایم گنگ بود؛ ولی کم‌کم چهره‌های شاد و مهربان همسفران را می‌دیدم و از صمیم قلبم آرزو می‌کردم که همه عزیزان این لحظه را تجربه کنند.

گاهی به چهره خندان همسرم نگاه می‌کردم. خدا را شکر می‌کردم برای این لبخندی که به ما هدیه کرده بود و نمی‌دانستم این رهایی و شادی را چگونه شکر کنم. چندین بار همان‌جا سر خود را پایین  آوردم و در ذهن خود سجده شکر به‌جا آوردم.

وقتی راهنمایم در موردم صحبت می‌کردند فقط شکرگزار بودم که توانسته بودم رضایت استاد خودم را جلب کنم. امام علی علیه‌السلام فرمودند : هر کس کلمه‌ای به من بیاموزد مرا بنده خودکرده است ، خانم صبای عزیزم، زندگی کردن را به من آموخته بود و من را به من نشان داده بود و تمام آنچه را که در این دو سال آموخته بودم مدیون ایشان بودم. توان جبران کردن نداشتم؛ ولی همین‌که رضایت ایشان را می‌دیدم، در دل فقط شکر می‌کردم. من و مسافرم این شادی را مدیون کنگره و راهنمایان بزرگوارمان بودیم و هستیم.

 روز تولدم آخرین روز حضورم در لژیون عشق، لژیون شماره یک بود. در آن روز با لژیونی که تمام آرامشم را مدیون آن بودم، با تمام دلتنگی خداحافظی کردم

راهنمای مهربانم صمیمانه دوستت دارم، چهره مهربان شما تا ابد در لوح قلبم حک‌شده است. از خداوند برایتان بهترین‌ها را خواستارم.

خواهران عزیزم، از صمیم قلبم دوستتان دارم و برای همه شما آرزو می‌کنم که در مسیرتان ثابت‌قدم و موفق باشید و من شاهد موفقیت‌های روزافزون شما باشم.

 

التماس دعا. کوچک‌ترین خواهر شما مریم

 





نظرات() 


همسفر سکینه
یکشنبه 6 آبان 1397 09:17 ب.ظ
خواهر خوبم،خانم مریم.امیدوارم بالاترین و بهترین جایگاه ها در کنگره و بیرون از کنگره روزی ات شود.از فضل خدا،صحت و سلامت شما و خانواده محترمتان را خواستارم.
ممنون از الهام عزیز.
خدیجه باقری
شنبه 5 آبان 1397 02:49 ب.ظ
خانم مریم خواهر خوبم به شما این ترخیص را تبریک می گویم امیدوارم درجایگاه کمک راهنمایی هم این چنین خوب بدرخشیدوبه خانم صبا هم تبریک می گویم
ناهید
شنبه 5 آبان 1397 07:51 ق.ظ
مریم عزیزم خوشحالم که چقدرزیبادرخشیدی وچقدرزیباتر ترخیص شدی ازلژیون خداراشکرمیکنم ازحس های خوبی که داری امیدوارم دربهترین جایگاه موفق باشی ممنونم ازدعاهایی که کردی برایم الگوبودی وهستی امیدوارم لزیون پرباری داشته باشی. تشکرمیکنم ازراهنمای گرانقدرم خانم صبا بابت تمام اموزش ها
فریده
جمعه 4 آبان 1397 10:40 ب.ظ
مریم عزیزم لذت بردم از خواندن مطلبت و شكر كردم بابت این همه حس زیبایى كه در وجود نازنینت موج مى زند؛
چه زیبا مى اندیشى و چه زیبا حركت مى كنى...
به وجودت افتخار مى كنم و روزهاى خوشى را برایت آرزومندم
همسفرخدیجه ، م
جمعه 4 آبان 1397 11:07 ق.ظ
خداقوت ،،خواهرعزیزم بسیار برای حال خوبت خوشحالم وشادی ابدی رابرایت خواستارم خدارا شکر مریم عزیزم هرجاهستی موفق وپیروزباشی ماهم برای شما بهترینها رامیخواهیم معشوق به سامان شد تاباد چنین بادااااا
همسفر ربابه
پنجشنبه 3 آبان 1397 11:07 ق.ظ
خدا قوت خدمت خواهرخوبم خانم مریم من هم از خدا برای شما بهترینها را آرزو میکنم.امیدوارم که لژیون پر بار و برکتی داشته باشید.
همسفر حوریه
پنجشنبه 3 آبان 1397 12:51 ق.ظ
خواهر خوبم خانم مریم عزیز،ممنون که ما را در لمس احساس شادی وآرامشتان شریک کردید.
شما یکی از بهترین الگوهای فرمانبرداری وصبر وشاکر برای من هستید.
امیدوارم لژیونی پر بار وپر خیر و پراز آرامش داشته باشید.
موفق وپیروز باشید.
خدمت خانم صبای عزیزم هم عرض بهترین تبریکات را دارم بابت تربیت رهجوهایی از جنس نور.
همسفر زهرا
چهارشنبه 2 آبان 1397 11:15 ب.ظ
خانم مریم عزیز پایان هر نفطه سراغاز خط دیگریست ،انشاالله که لژیون پرباری داشته باشید و حتما که در این جایگاه هم خواهید درخشید همواره موفق و پیروز باشید
همسفر مرضیه
چهارشنبه 2 آبان 1397 09:47 ب.ظ
مریم جان چقدر با احساس نوشتی و چقدر بر دلم نشست،
در جایگاه کمک راهنمایی خوش بدرخشی خواهرم
در مسیر تکامل موفق و موید باشی
همسفر فاطمه
چهارشنبه 2 آبان 1397 09:36 ب.ظ
کنگره باغ بهشتی که پرندگان رنگارنگ و خوش الحان رها و آزاد لابلای شاخ و برگ‌ها پرواز می‌کنند و ترانه شان سرود شکرگزاری است.
روزگاری پرستوهای مهاجر از نقاط 60 درجه زیر صفر عبور کردند تا کوچی به سرزمین سلامت در فصل بهارdst داشته باشند. پرستوهای مهاجر گروه گروه به سفر تدریجی روی آوردند ،
و نغمه خوان سرود رهایی سردادند.....
مرغهای عشق رنگارنگ چهچهه ی درمان ، رهایی و تعادل را به گوش همه رساندند ، و گلهای رهایی را پرواز کنان
بر آسمان آبی سلامت و تعادل، سنجاق کردند ، و شبهای باغ بهشتی ستاره کوب بر عرصه گیتی خودنمایی می‌نماید.
اینجا کنگره سرزمین درمان اعتیاد و تعادل و احیای انسانی است.
سرزمینی که گل‌های همیشه بهار سپیدش هر روز طراوتی بر تازگی باغ می‌افزایند.
خانم مریم عزیز گویی لحظه به لحظه طراوت روش dst بیشتر و بیشتر در وجود شما و مسافر محترمتان به ثمر می‌نشیند.
جشن اطاعت و فرمانبرداری در اولین سال تولد و رهایی تان مبارک باد.
بسیار حس خوبی بود ، حس کامل بودن ، درمان ، رهایی ، استمرار در رهایی و تولد ، تجدید پیمان ، و شال نارنجی بر گردن و بوی عطر لژیون که کم کم به مشام می‌رسد.
و این یعنی تکامل و ارتقاء،
اینجاست که باید بر روش تدریجی لاحول و لا قوة الا بالله گفت و ماشاءالله گفت بر راهنمایان کنگره 60 ،که سلامتی می‌بخشند و احیا می‌کنند.
و باید دید و باور کردن میوه های باغ dst را ...


تبریک و شادباش خدمت راهنمای عزیزمان باغبان عشق و صفا خانم صبای مهربان

راهنما و رهجو خداقوت

خانم الهام عزیز خدمتتان پربرکت ، انشاءالله چنین روزی برای شما رقم بخورد ، به فضل خداوند منان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox