حس پیمان ؛ صوراسرافیل دمیده شد و من آواره نبودم

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
سه شنبه 10 مهر 1397-09:00 ق.ظ

تازه به خودم آمدم که کجا بودم، چه شده و دیگر گریه امانم نمی‌داد. خدای من؛ یعنی بخشیده شدم؟ زمزمه ای در گوشم احساس  می‌کردم که ...  

بسم‌الله الرحمن الرحیم

شب قبل از پیمان حال عجیبی داشتم، فکر می‌کردم زمان نوشتن سیاهه و بستن پیمان، چقدر احساس شرم داشته باشم و در محضر خداوند و نیروهای الهی اعتراف کردن سخت باشد.

روز پیمان ساعت یک ربع به دوازده بود، ابتدا زیر آفتاب نماز امام زمان خواندم ، تمام که شد رفتم زیر سایه درختی و شروع به نوشتن سیاهه کردم. تمام خطاها و اشتباهات گذشته را می‌نوشتم؛ ولی هیچ حسی نداشتم، نه شرم و نه حیایی! با خود می‌گفتم: خدایا نکند جای خوبی انتخاب نکردم یا امروز، روز مناسبی نبود؟! خدایا چرا هیچ احساس ندامت و پشیمانی ندارم؟ یعنی از گستاخی من است؟ خدایا در حضور تو، شب تاسوعا، دو روز است آب را به روی امام حسین و اهل‌بیتش بسته‌اند و من به‌راحتی به خطاهایم اعتراف می‌کنم و هیچ ترسو واهمه‌ای ندارم؟ چرا؟

اما آن لحظه احساس کردم خداوند گفت: بنویس نوشتنت را دوست دارم. بنویس، قبل از نوشتن، آمدند و سفارشت را کردند. خدای من چه کسی آمده؟ حس کردم خدا زیر گوشم نجوا کرد: عباس ابن علی آمده با مشک خالی، رقیه خاتون آمده با پای پرآبله، علی‌اصغر با لب خشکیده... بازهم بگویم؟ نه خدای من دیگر نگو، بیش از این شرمسارم نکن ...

 به‌هرحال نوشتم، زمان سوزاندن سیاهه شد، باد بسیار شدیدی می‌وزید و کار سوزاندن را بسیار سخت کرده بود، به‌طوری‌که خودم را روی آتش می‌انداختم و به قول خانم سمیرا سیاهه در وجودمان سوخت و خاکستر شد.

بعد از چند ثانیه تمرکز، شروع به نوشتن پیمان کردم. زمان نوشتن پیمان بازهم خطاها و اشتباهات از ذهنم عبور می‌کرد. پیمان را هم نوشتم و سه مرتبه با صدای بلند خواندم و ریز کردم و به باد سپردم. چند دقیقه بیشتر وقت نمانده بود سجده می‌رفتم، بلند می‌شدم، ذهنم را به پرواز درمی‌آوردم و هیچ جا به‌جز کربلا، غربت امام حسین و شرمساری حضرت عباس در برابر بچه‌ها نمی‌رفت. دوباره به‌سجده می‌رفتم، استغفار می‌کردم، از هر ذکری که به یادم می‌آمد می‌گفتم. مثل کسی شده بودم که سر میزِ انواع غذاها است و می‌خواستم از تمامی آنها بردارم.

وقت تمام شد چند دقیقه بعد خانم حوریه، اکرم و سمیرا هم آمدند. به لب‌های خشکشان و تشنگی بیش‌ازحد خانم سمیرا دقت کردم و پرسیدم: خانم اکرم شما چرا چیزی نخوردید؟ لبخند تلخی زد و گفت: خواستم با شما همراه شوم! خدایا من را کجا آوردی؟ شب تاسوعا...‌.

برگشتیم، وارد خانه که شدم مسافرم سلام کرد و گفت: پیمان مبارک. گنگ بودم! خدایا یعنی پیمان انجام‌شده؟ تازه به خودم آمدم که کجا بودم، چه شده و دیگر گریه امانم نمی‌داد. خدای من؛ یعنی بخشیده شدم؟ زمزمه ای در گوشم احساس می‌کردم که بله پیمان انجام شد و قبل از اینکه بنویسی، بخشیده شدی. خدایا چه کسی ضمانت کرده؟ انگار باز زمزمه شد که نیروهای الهی و صاحب امشب و...

احساس می‌کنم روز پیمان قیامت به پا شده بود، صوراسرافیل دمیده شد و من آواره نبودم. انگار با لطف خداوند و به مدد امام حسین دستم پر بود. خدایا چه کردی با دل من؟ کربلا نرفته کربلایی شدم!

خدایا کمکم کن بر عهد و پیمانی که بسته‌ام وفادار بمانم و جزء نیروهای راستین باشم. آمین

 

 نویسنده : همسفر صفورا







نظرات() 


فاطمه همسفر امیر
شنبه 14 مهر 1397 01:32 ق.ظ
خانم صفورا عزیز به شما مجدد تبریک می گویم امیدوارم در پیمان مجددی که با خداوند بستید بهترین ها برایتان رقم بخورد در پناه خداوند سربلند و پیروز باشید.
مریم نظری
جمعه 13 مهر 1397 09:59 ب.ظ
خانم صفورای عزیز و مهربانم پیمان حق و حقیقت بر شما مبارک باشد.انشاءالله به حق نیروهای الهی همیشه پایدار و در مسیر ارزشها باشی.
وقتی داشتم دلنوشته ی پر از احساست را می خواندم اشک در چشمانم جاری شد.
برای حس قشنگت خدا را شکر می کنم و خیلی برایت خوشحالم.
همسفر حوریه
جمعه 13 مهر 1397 09:02 ب.ظ
خواهر خوبم خانم صفورای عزیز.امید وارم با بستن پیمان بندگی مجدد بهترین تقدیرات برایتان رقم بخورد.
ممنون ازبیان حس خوبتان.
همسفر مرضیه
جمعه 13 مهر 1397 08:41 ق.ظ
خانم صفورای عزیز پیمان بر شما مبارک، ان شاء الله همواره جزء نیروهای راستین باشید،
پیمانتان پایدار و دلتان آرام
همسفر زهرا
پنجشنبه 12 مهر 1397 10:10 ق.ظ
خانم صفورای عزیز مبارک باشد این پیمان ،انشاالله همیشه در مسیر ارزشها در حرکت باشید
عاطفه
پنجشنبه 12 مهر 1397 01:00 ق.ظ
خانم صفورای عزیز مبارکتان باشد
برای من هم خیلی دعا کنید تا توفیق این عمل عظیم و بزرگ را به دست بیاورم‌
همسفرربابه
چهارشنبه 11 مهر 1397 08:38 ب.ظ
خواهر عزیزم ، خانم صفورا تبریک میگم و از حس بسیار خوبتان لذت بردم،و در مسیر زندگی بهترینها روزیتان بشود.
الهام جون،خدا قوت
همسفر اکرم
چهارشنبه 11 مهر 1397 09:52 ق.ظ
خواهر مهربان و عزیزم خانم صفورا ،بستن پیمان بر شما مبارک باد.ان شاءالله بهترین ها در زتدگی روزی تان بشود .آمین
الهام جون خدا قوت.
ناهید
سه شنبه 10 مهر 1397 11:57 ب.ظ
خانم صفوراعرض تبریک دارم امیدوارم بابستن پبمان درادامه مسیربهترین هابرایتان رقم بخوردبرایتان بهترینها راارزودارم الهام عزیزم خداقوت
ناهید
سه شنبه 10 مهر 1397 11:57 ب.ظ
خانم صفوراعرض تبریک دارم امیدوارم بابستن پبمان درادامه مسیربهترین هابرایتان رقم بخوردبرایتان بهترینها راارزودارم الهام عزیزم خداقوت
مریم همسفر مهدی 1
سه شنبه 10 مهر 1397 11:48 ب.ظ
خانم صفورا عزیز، این تجدید پیمان و میثاق با پروردگار بر شما مبارک باد . امیدوارم بهترین روزی های خداوند نصیبتان شود .
الهام قدیری
سه شنبه 10 مهر 1397 10:36 ب.ظ
خانم صفورای عزیزم پیمانتان مبارک . انشاء اله در ادامه مسیر موفق باشید . ان شاء اله خداوند توفیق این عمل را روزی من و همه خواستاران هم بکند .
خدیجه باقری
سه شنبه 10 مهر 1397 07:43 ب.ظ
خواهر خوبم پیمانتان مبارک از خواندن آن حس خوبی را پیدا کردم امیدوارم روزی همه اعضای کنگره شود واز خانم الهام هم تشکر می کنم
همسفر رعنا
سه شنبه 10 مهر 1397 05:07 ب.ظ
خانم صفورا خواهر عزیزم؛ازتوصیف زیبا و حس الهی تان لذت بردم و این خواسته در من هم شکل گرفت.پایدار باشید.
الهام عزیزم؛خدمتتان سرشار ازخیر و برکت.موفق باشید.
همسفر فاطمه
سه شنبه 10 مهر 1397 12:34 ب.ظ
پیمان بر جسم و جانتان مبارک و پرشگون باد
سلام و درود خداوند و رسول مهربانی بر شما باد
آن لحظات را حس کردم ، چون پیمان شما زیبا و محکم بود.
به روز الست پیوند خوردید ، این پیوند بر شما مبارک
بار دیگر با خدای خود پیمان بستید و به نیروهای راستین پیوستید.
بازگشت و پیوستن بر شما تبریک بر شادباش
خداوند و آسمانیان نظاره گر پیوند و پیروزی شما بودند، انشاءالله شما را در استواری پیمان یاری دهنده شما هستند.

خانم صفورای عزیزم ، پیشکسوت در خدمت خالصانه و عاشقانه احسنت و مرحبا بر عزم و ایمان شما
بنده را نیز دعاگو باشید.

بسیار عالی، الهی و باشکوه نوشتید.
سیدالشهدا یارتان
تبریک و خداقوت و شادباش خدمت راهنمای عزیزم خانم صبا

خانم الهام عزیز سپاس ، خداوند یار و یاورتان باشد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox