گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه 97/05/01؛ برداشت از سی دی انفاق و گاندی و تحقیق در رابطه آداب معاشرت

نوشته شده توسط :فاطمه عبدالحسینی
دوشنبه 22 مرداد 1397-08:31 ق.ظ

آقای امین تفسیر جدیدی از نفاق و منافق داشت؛ مثل کفر که  فکر می‌کردید اگر بت بپرستید و یا خدا را نپرستید کافر هستید؛ ولی بعد دیدید که اگر حقیقت را پنهان کنید کافر هستید. الآن برای منافق فکر می‌کردید کسی که دو رو است و زیرورو می‌کشد منافق است؛ ولی..



بسم‌الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر
خدا را شکر که یک‌بار دیگر کنار همدیگر هستیم و خدا فرصتی برایمان فراهم کرده که آموزش بگیریم.
ان‌شاءالله جاهایی که سفرمان به رکود رسیده و از ما یک فاضلاب ساخته، علم و دانایی را به دست بیاوریم که بتوانیم خودمان را از آن فاضلاب نجات بدهیم. ان‌شاءالله خداوند همه همسفران کنگره ۶۰ را تبدیل به رودهای خروشان کند.

امیدوارم که تعطیلات خیلی خوبی داشته باشید. سعی کنید از تعطیلات استفاده کنید. لازم نیست در این یک هفته سی دی گوش کنید و یا بنویسید، باید سی‌دی‌ها را زندگی کنید باید در این یک هفته زندگی کنید و نتیجه یک زندگی خوب هم این است که لذت ببرید و شادباشید با همان شرایط و چیزهایی که دارید و ببینید چه‌کار باید بکنید تا لذت ببرید و شادباشید. سعی کنید اسباب شادی را برای خودتان فراهم کنید. 

یکی از بهترین تغییرات شما، از تغییراتی است که با نگاه کردن خودتان به آینه می‌کنید و عظیم‌ترین تغییرات هر انسانی از زمانی شروع می‌شود که جلوی آینه می‌ایستد و به چشمان خودش نگاه می‌کند کسانی که از چشمان خودشان فرار می‌کنند راه خیلی زیادی دارند برای اینکه بتوانند به خودشان برسند؛ ولی این تمرین را حتماً انجام دهید تا جزء عادتتان شود. خیلی به چشم‌های خود در آینه نگاه کنید، خیلی دلتان برای خودتان تنگ شود. معمولاً شما زمانی جلوی آینه می‌روید که می‌خواهید ببینید که مورد تأیید دیگران هستید یا نه؛ که یک موقع دیگران به شما نگویند که این چه شکلی است؛ ولی واقعاً دلم می‌خواهد تمرین کنید که برای دیدن خودتان سراغ آینه بروید. خیلی سخت است مخصوصاً زمان‌هایی که نسبت به خودتان حس خوبی ندارید.

آدم‌هایی که نسبت به خودشان حس خوبی ندارند و خودشان را نپذیرفتند، مطمئن باشند آن لحظه‌هایی که آینه را می‌گیرند عصبانی می‌شوند و به هم می‌ریزند و سخت‌ترین لحظه‌ها را درزمانی دارند که به چشمان خودشان نگاه می‌کنند.

چشم دریچه روح شما است که با شما صحبت می‌کند. یک مقدار صبوری کنید بالاخره شما سال‌ها است که خودتان را فراموش کرده بودید و به خودتان بها نداده بودید؛ مثل کسی که مدت‌هاست فراموشش کرده اید و به او محل نداده‌اید و اگر الآن پیشش بروید، می‌گوید: برو بابا تا الآن کجا بودی؟ تا الآن چه‌کار می‌کردی؟ به شما برنخورد ممکن است خود واقعی‌تان هم به شما این حرف‌ها را بزند به شما قول می‌دهم که بهترین اتفاق‌ها همین رویارویی خودتان با خودتان است. خودتان را هر مدل و هر شکلی که هستید بپذیرید و واقعاً این تعطیلات فرصتی باشد که از خودتان عبور کنید.

یکی از چیزهایی که توصیه می‌کنم و گره‌گشای شما است شکرگزاری است، سعی کنید خیلی شکرگزاری کنید. به‌هرحال شما یک نعمت‌هایی را از اول خلقتتان گرفتید که یادتان رفته و نمی‌دانید که چه بوده است؛ پس بعضی وقت‌ها که دلیلی برای شکرگزاری ندارید، بگویید برای آن نعمت‌هایی که یادم نیست و آن لحظه‌ها درکش نکردم از تو تشکر می‌کنم و سجده شکر را حتماً به‌جا بیاورید. سجده شکر خیلی رابطه شمارا با خودتان خوب می‌کند. می‌گویند که هر زمان یک نعمتی به شما رسید سجده کنید و خدا را شکر کنید.

اینها میانبرهایی است که به شما گفتم. بعضی‌ها باید صدسال سفر کنند تا به این نقطه برسند؛ ولی بعضی میانبرها را خداوند و بزرگان در مسیر ما قراردادند که اگر انجام دهیم خیلی زود به مقصدمان می‌رسیم.

تحقیق در مورد آداب معاشرت

آداب همسایه داری :
خانم سکینه:  در قرآن آمده که همسایگان دور و نزدیک را مورد احسان قرار دهید.
رسول اکرم می‌فرمایند: شیوه رفتار همسایگان با یکدیگر، در تأمین سعادت و آسایش انسان‌ها مؤثر است؛ یعنی اگر ما با همسایه‌های خود خوب برخورد کنیم باعث آسایش و سعادت ما می‌شود.

اگر خیری به همسایه رسید به او تبریک بگویید و در مصیبت‌ها به او تسلیت بگویید.هرگاه میوه‌ای خریدید مقداری به آنها بدهید. با بوی غذای مطبوع خود همسایه را نیازارید.اگر کمک یا وام خواست به او بپردازید و از او دستگیری کنید.به هنگام بیماری به عیادتش بروید.

رسول اکرم می‌فرمایند: احترام به همسایه مثل احترامی است که به پدر و مادر می‌گذاریم و در آن حد لازم است.
گاهی اوقات ما با رعایت نکردن آداب همسایه داری که اذیتشان می‌کنیم و آسایش را از آنها می‌گیریم باعث کدورت و ناراحتی می‌شویم؛ ولی بهتر است که آن شخص که به او آزار و اذیت رسیده، برای رضای خدا تحمل و سکوت کند.

امام باقر می‌فرمایند : حد همسایه داری ۴۰ خانه است از روبرو، پشت سر، سمت راست، سمت چپ است.

رعایت حقوق همسایه و رفتار خوب برکات زیادی دارد:
۱- شهرها را آباد و عمرها را طولانی می‌کند.
۲-باعث آمرزش گناهان می‌شود.
۳-همسایه خوب باعث افزایش محبت و دوستی می‌شود.

رفت‌وآمد، احوال‌پرسی کردن، یاری، عیادت، انفاق، صدقه، همدردی به عهده همسایه است. اگر ما همسایه خود را بشناسیم و به آنها کمک کنیم و در قبال آنها احساس مسئولیت داشته باشیم هیچ نیازمندی در جامعه پیدا نمی‌شود.
اولین چیزی که از انسان سؤال می‌شود در مورد رفتار با همسایه است. همسایه خوب بودن باعث افزایش روزی می‌شود.

به دو نفر در روز قیامت هیچ توجه ای نمی‌کنند: 
۱- انسانی که با خویشاوندش قهر باشد.
۲- کسی که همسایه بدی باشد.

یک مؤمن نباید در کار همسایه‌اش کنجکاوی کند و عیب‌جویی کند و اگر برحسب اتفاق رازی را از او فهمید باید پوشیده نگه دارد.

هر کس که همسایه‌اش را اذیت کند خداوند بوی بهشت را بر او حرام می‌کند و جایگاهش دوزخ است.

تقاضا کردن چیزی از همسایه اشکالی ندارد نباید این تقاضا با تکرار زیاد، مزاحمت ایجاد کند و همسایه آزاری کند.


آداب هدیه دادن 
خانم عفت:  یک حدیثی از امام حسن بود که کنیزی یک گل سرخ به  امام حسن هدیه می‌دهد و امام حسن در مقابل گل سرخ، آن کنیز را آزاد می‌کند. بعد از امام می‌پرسند که چرا این کار را کردید؟ می‌گویند: این کنیز ادب را آموخته بود؛ چون هدیه دادن نوعی ادب است و من در مقابل هدیه‌ای که به من داد بهترین هدیه‌ای که می‌توانم بدهم آزادی اوست؛ چون هدیه‌ای ارزشمندتر از آزادی برای او نیست.

وقتی می‌خواهید به کسی هدیه بدهید به این فکر نکنید که قبلاً او چه‌کاری برای من کرده است و یا چه هدیه‌ای برای من آورده است بلکه شما کار خودتان  را انجام دهید.

وقتی هدیه می‌دهید دنبال خودنمایی نباشید. هدیه خیلی گران نباشد؛ چون وقتی خیلی گران باشد این معنی را می‌دهد که می‌خواهید به‌طرف رشوه‌دهید و یا کاری می‌خواهید برایتان انجام دهد.

هدیه دادن نوعی ابراز علاقه به دیگران است که موجب توسعه روابط اجتماعی می‌شود. اگر این هدیه غیرمنتظره باشد احساسی را که آن لحظه به هدیه گیرنده دست می‌دهد تأثیر بسیار مثبتی بر خلق‌وخوی او می‌گذارد.

هدیه حتماً نباید باارزش و گران‌قدر باشد؛ زیرا هدایای گران‌قیمت معمولاً برای جبران زحمات و رشوه دادن است و یا نرم کردن دیگران که مورد سوءاستفاده قرار دهید.

اگر مهمانی در شهر دیگری می‌روید از سوغاتی‌های شهر خودتان برای هدیه استفاده کنید و هیچ‌گاه از دیگران طلب سوغاتی یا هدیه نکنید؛ حتی به‌عنوان شوخی.

امام صادق فرمودند: پدرم من را به سه نکته ادب کرد:
 هرکسی با رفیق بد همنشینی کند سالم نمی‌ماند.
 هرکسی مراقب وسیله گفتارش نباشد پشیمان می‌گردد. 
هرکسی به‌جاهای بد رفت‌وآمد کند متهم می‌شود.

یکی از نکات مهم مربوط به معاشرت آن است که آنچه را در مورد خود نمی‌پسندی درباره دیگران هم روا ندانی و آنچه نسبت به خویش دوست می‌داری برای دیگران هم بخواهی و آنچه را که در کار دیگران زشت می‌شماری برای خود زشت بدانی.  اگر از کارهای ناپسند دیگران انتقاد می‌کنی همان کارها و صفات در تو نباشد و این خود نوعی ادب کردن است. کسی که به این موهبت دست می‌یابد از فرزانگی و هوشیاری و بصیرت برخوردار باشد.  در ادب کردن تو نسبت به خویشتن تو را بس که آنچه در دیگران ناپسند می‌بینی از آن پرهیز کن .

آراستگی هر چیزی به چیزی است همان‌گونه که علم با حلم آراسته می‌شود،شجاعت باگذشت و گذشت با عفو زینت می‌یابد.


خانم فاطمه: مطلبی از آقای قرائتی در مورد ادب بود که می‌گفتند ادب آن است که آنچه خدا گفته را گوش بدهیم و آنچه هم خدا نگفته گوش ندهیم.

نباید آدم آبکی باشیم بعضی‌ها می‌گویند: خواهی نشوی رسوا هم‌رنگ جماعت باش.  این‌طور نیست، معنای ادب همرنگی با جامعه نیست. ادب به معنی خجالت و وارفتگی نیست. ما بعضی وقت‌ها در مهمانی‌ها به بچه‌هایمان می‌گوییم باادب باش؛ یعنی ساکت باش و حرف نزن و این معنای ادب نیست.  تواضع و تملق معنای ادب نیست .معنای ادب این نیست که هر کس حرف می‌زند ما گوش کنیم، هر حرفی را نباید گوش کنیم. معنای ادب پذیرفتن هر دعوتی نیست. بعضی‌ها فکر می‌کنند کسی که انتقاد نمی‌کند آدم باادبی است و کلاً در جامعه ما یکسری معانی از ادب به کار می‌رود که انحرافی است اینها معنای ادب نیست.
بنده خوب خدا کسی است که حرف را بشنود و خوب آن را انتخاب کند. (سوره زمر آیه ۱۸)

در مورد ادب نسبت به خدا گفتند که ما نباید قسم بخوریم، قسم خوردن کار خوبی نیست و برای امام سجاد هم اتفاقی پیش‌آمده بود که به امام گفته بودند که یا قسم بخور که این کار را نکردی و یا ۴۰۰۰ درهم جریمه بده و امام سجاد قبول نمی‌کند که قسم بخورد و می‌گوید من حتی قسم راست هم نمی‌خورم که قسم خوردن در مقابل خداوند بی‌ادبی است.

سخنی از شهید بهشتی نقل کردند که گفته بودند: ادب ما حتی در مقابل کافر هم لازم است. به آنهایی که دین ندارند فحش ندهید؛ چون آنها هم به خدای شما فحش می‌دهند (سوره انعام آیه ۱۰۸) پس ما حتی در مقابل کافران هم باید ادب را داشته باشیم.

در مورد ادب زیردست و بالادست صحبت کردند و گفتند: امام علی هیچ‌وقت جلوی حضرت محمد سخنرانی نکردند.

در مورد ادب مهمانی ؛ زمانی که مهمان وارد خانه ما می‌شود ادب حکم می‌کند که وسایلش را بگیریم و کمکش کنیم؛ ولی زمانی که می‌رود هر چه قدر هم که وسایلش سنگین باشد نباید با بردن وسایلش بدرقه‌اش کنیم و این بی‌ادبی است انگار از خانه بیرونش می‌کنید.

در مورد آداب سفره ؛ معمولاً باب شده است که زمانی که سفره جمع می‌شود دعا می‌کنیم درصورتی‌که در اسلام آمده زمانی که سفره پهن می‌شود در همان ابتدا دعا کنید.

رمز سقوط شیطان بی‌ادبی شیطان بود و شیطان می‌گوید من به آدم سجده نمی‌کنم و در مقابل فرمان خداوند بی‌ادبی می‌کند.

ادب در ضیافت ؛  درزمانی که مهمان وارد خانه ما می‌شود باید بی‌درنگ از او پذیرایی کنیم  و سعی کنیم دور از چشم مهمان غذا آماده کنیم و او را برای شام یا ناهار نگه‌داریم. در سوره ذاریات به این موضوع اشاره‌شده است.
نباید بدون دعوت به مهمانی برویم و باید اطلاع دهیم و با دعوت میزبان وارد خانه‌اش شویم و زمانی که جایی مهمان هستیم خیلی آنجا نمانیم که صاحب‌خانه اذیت شود.

سؤال: در بیشتر آدابی که باید رعایت شود این آمده بود که مثلاً صله ارحام یا محبت به پدر و مادر و این‌طور مسائل باعث می‌شود که عمر طولانی شود چطور روی عمر تأثیر می‌گذارد؟ آیا سیستم ایکس با این کارها بهتر کار می‌کند؟ 

خانم صبا: آدم‌هایی که خیلی با افراد دیگر رفت‌وآمد نمی‌کنند افسرده می‌شوند؛ یعنی اولین اثری که روی آنها می‌گذارد افسردگی است. ارتباطات، حلم و بردباری شمارا بالا می‌برد؛ یعنی  وقتی شما باکسی رفت‌وآمد دارید مجبورید به‌غیراز اینکه برای خودتان چه چیز خوب است به این فکر می‌کنید که برای دیگران چه چیز خوب است و این آستانه تحمل شمارا دوباره بالا می‌برد؛ یعنی از شما آدم بهتر و آرام‌تری می‌سازد. 

کسانی که خیلی مهمانی می‌دهند در کل آدم‌های با ظرفیت‌تری هستند ؛ چون مدام در این رفت‌وآمدها آدم‌های قوی‌تری شده‌اند و هم آدم‌هایی شده‌اند که سازگاری‌شان با محیط خیلی بیشتر است. من دوستی داشتم که هرروز هفته خانه آنها مهمانی بود و آنقدر اینها آدم‌های خوش‌رو و  مهربان و خوش برخوردی بودند و در کل آدم‌های سرحال و شادی بودند و در کنارش دوست دیگری داشتم که خیلی بسته بودند و خیلی زودرنج می‌شدند و با کوچک‌ترین رفتاری ناراحت می‌شدند.  ما مجبور هستیم که در جامعه زندگی کنیم و اینها با کوچک‌ترین رفتاری به هم می‌ریختند و افسرده شده بودند و همه اینها روی سیستم ایکس ما خیلی تأثیر می‌گذارد. شاید به‌مرور بتوانیم اینها را تحلیل کنیم؛ ولی واقعاً آن توصیه‌هایی که برای ما کرده‌اند درنهایت به نفع ما است. می‌گویند شما مهمانی بدهید؛ حتی با یک خرما؛ چون درنهایت این ارتباطات حال شمارا خیلی خوب می‌کند. شما وقتی باکسی در ارتباط هستید خیلی وقت‌ها مسائلتان یادتان می‌رود و این ارتباطات دامنه گسترده‌ای دارد؛ ولی قطعاً همین‌طور است که روی سیستم ایکس ما اثر می‌گذارد.
روزی که شما کنگره می‌آیید و باهم در ارتباط هستید چقدر حالتان بهتر است تا اینکه یک هفته اصلاً جایی نروید. این دامنه ارتباطات خیلی روی جسم و جان شما تأثیر دارد.


ادامه برداشت از سی دی گاندی و انفاق

خانم پوران: امیدوارم خداوند به ما نظر کند تا بتوانیم مانع‌هایی که سد راهمان شده است را با صبر و بردباری برداریم و به رودهای خروشان تبدیل شویم.
 آقای امین گفتند که ما هر کاری که می‌خواهیم انجام دهیم از یک نقطه تفکر آغاز می‌شود و آن نقطه تفکر را باید یک کسی تجربه کرده باشد و انجامش ثابت‌شده باشد که ما بتوانیم آن کار را ادامه دهیم.
یکی از ویژگی‌هایی که ما داریم اختیار است وقتی‌که ما در تاریکی قرار می‌گیریم ما اختیارداریم که راه مثبت یا منفی را برویم و اختیار داشتن هم در کار مثبت است و هم در کار منفی است.
در مورد کفر گفتند که وقتی ما در مسیر کفر قرار می‌گیریم حسابگرانه کار انجام می‌دهیم؛ اینکه می‌بینیم چه کسی برای ما چه‌کاری انجام می‌دهد که ما هم معادل آن را انجام دهیم.
من زمانی که می‌خواهم باکسی صحبت کنم و اشکال کارش را بگویم وقتی‌که می‌بینم کسی نمی‌فهمد من باید ببینم که آن مسئله و گره در وجود من هم هست باید اول آن گره را در وجود خودم بازکنم تا دیگران حرف من را قبول کنند.
گاهی اوقات هیچ کاری انجام ندادن مهم‌تر از انجام دادن کار است. من قبلاً همیشه دنبال این بودم که پسرم درس بخواند یا مسافرم سفر خوبی داشته باشد؛ ولی فقط خودم را اذیت می‌کردم و مدام نگران بودم . یک مدت گفتم که کنار بایستم و کاری باکسی نداشته باشم و یک مدت سکوت کردم و زمانی که من عقب کشیدم دیدم که به‌موقع خودشان کارهایشان را انجام می‌دهند.
در مورد سی دی گاندی گفتند: انفاق زمانی برای ما تأثیر خوب دارد که ما بتوانیم از بهترین چیزهایمان ببخشیم و این برای من جالب بود ما خیلی وقت‌ها وقتی می‌خواهیم چیزی را ببخشیم و یا هدیه دهیم، می‌گردیم تا ببینیم چه چیز اضافه‌داریم و یا چه چیز به دردمان نمی‌خورد و خودمان استفاده نداریم و آن را می‌بخشیم؛ ولی در سی گفتند آن چیزی که برایت ارزش دارد ببخش و آن موقع به تو لذت و انرژی می‌دهد.
گاندی از روی تفکر و اندیشه‌ای که داشت توانست کشورش را نجات دهد. زمانی که در زندگی به مشکلی برخورد می‌کنم با تفکر می‌توانم زندگی‌ام را سروسامان دهم و با تفکر و اندیشه درست می‌توانم کارهایم را به‌خوبی پیش ببرم باید فکرمان را آزاد کنیم و به چیزهای مثبت توجه داشته باشیم. گاندی می‌گفت باید از یکسری خواسته‌های خود چشم‌پوشی کنیم ؛ چون یکسری از خواسته‌های ما نامعقول هستند و اگر هم خواسته معقولی باشد در آن زمان جای اجرای آن نیست و ما می‌توانیم آنها را کنار بگذاریم.

خانم خدیجه: در سی انفاق سه موضوع را آقای امین بیان می‌کند، شرک، کفر و نفاق 
در شرک ما برای خداوند شریک قرار می‌دهیم؛ یعنی زمانی که ما یک خواسته از خداوند داریم و خدا بر اساس حکمتی که دارد خواسته ما را اجابت نمی‌کند و ما آن زمان دچار شرک می‌شویم  و ایمانمان نسبت به خداوند ضعیف می‌شود و باورمان کم می‌شود ، در این زمان ما وارد تاریکی‌ها می‌شویم.
شرک هم در صور آشکار هست و هم در صور پنهان است. هر چه ما در تاریکی‌ها بیشتر فرورفته باشیم قدرت آن شریک بیشتر است و کارهای بیشتری را می‌تواند انجام دهد؛ یعنی ما کاری را دوست داریم انجام دهیم؛ ولی در اثر همان تاریکی نتوانیم انجام دهیم.

در سی دی گاندی هم در مورد خواسته‌ها صحبت شد که گاندی در آن زمان چون کشورشان زیر سلطه انگلیس بود و هر چه با مردم صحبت می‌کردند که از زیر اسارت انگلستان دربیایند این اتفاق نمی‌افتاد و گاندی ریشه این مشکل را پیدا کرد و متوجه شدند که باید از خواسته‌هایشان بگذرند و از مردم خواستند از خواسته‌های نامعقول خود بگذرند و آقای امین گفتند: برای اینکه بخواهیم از شرک خارج شویم باید تزکیه و پالایش کنیم و خواسته‌های نامعقول خود را یواش‌یواش کنار بگذاریم تا اینکه ایمانمان نسبت به خداوند قوی‌تر شود و خالق هستی را بیشتر قبول کنیم.
آقای امین گفتند: محبت مثل یک ملات می‌ماند، وقتی‌که یک ساختمان و بنا را می‌خواهیم درست کنیم برای اینکه آجرها را کنار هم قرار دهیم احتیاج به یک ملات داریم تا آنها به هم بچسبد که این محبت همان ملات است. آقای مهندس هم می‌گویند: عشق و محبت است که اعضای کنگره را به هم نزدیک کرده است.


سؤال: لطفاً مبحث نفاق را توضیح دهید.
خانم صبا: کسانی که پتانسیل‌های خیلی بالا را در زمان خیلی پایین هدر می‌دهند اینها آدم‌های منافقی هستند؛ پس با آن معنی منافق که به افراد دورو می‌گفتیم کاملاً متفاوت است؛ ولی در سی دی تعریفی که آقای امین می‌کنند این است که کسانی که پتانسیل بالا را یعنی انرژی‌های بالا و گنج‌های خیلی زیاد را یک‌دفعه به باد می‌دهند.
پتانسیل؛ یعنی چیزی که زیاد است و می‌توان به‌مرور زمان چیزهای بیشتری تولید کرد، این را به باد می‌دهند؛ مثل‌اینکه شما پول و پس‌اندازهای خوبی داشته باشید و بتوانید آن را سرمایه‌گذاری کنید؛ ولی بدون تفکر این پول را خرج کنید.
شنیده‌اید که آقای مهندس می‌گویند: گاوی که نان گدایی بخورد شخم نمی‌زند و مثالی که برایش می‌زند که  کشوری به ما گفت که چند هزار یورو به ما کمک می‌کند و ما این کمک را قبول نکردیم. آن کمک آن لحظه انرژی زیادی به کنگره می‌داد و یک لذت زیاد را در یک‌زمان کم ایجاد می‌کرد؛ ولی اگر آن اتفاق می‌افتاد این خودجوشی و همکاری ایجاد نمی‌شد و لحظه‌ای نگاه کردن، کوتاه نگاه کردن و تفکر کوتاه داشتن باعث می‌شد که منافق بشود و پتانسیل رشد را بسوزاند.
مادرهایی که آموزش‌های خیلی سنگینی در زمان‌های کوتاه برای بچه‌ها می‌گذارند و پتانسیل را در بچه می‌بینند و می‌خواهند از این پتانسیل در کوتاه‌مدت استفاده کنند و مدام به بچه یاد می‌دهند و لذت می‌برند و این بچه تا مقطعی خیلی خوب جلو می‌رود؛ ولی چون در فشار زیادی بوده و پتانسیل اش خرج شده یکجایی می‌رسد که واقعاً احتیاج دارد ؛ یعنی به نوجوانی و جوانی رسیده است و به مشکلات زیادی می‌خورد؛ پس این هم منافق می‌شود؛ یعنی پتانسیلی که شما استفاده کردید.
من در طب اسلامی که مطالعه می‌کنم و طب اسلامی طبی است که مستقیم وصل به کلام وحی است و این خطایش خیلی کمتر است و می‌گوید که قرار نیست همه لاغر باشند، بدن بعضی افراد احتیاج به چربی بیشتر دارد. امیرالمؤمنین خودش آدم چاقی بوده است و این‌طور نیست که همه باید یک الگو داشته باشید و فکر کنید همه باید مثل مانکن باشید، این اشتباه است؛مثلاً کلیه تو با توجه به شرایطی که دارد احتیاج دارد یک مقدار چربی دورش باشد.
 در بعضی سیستم‌ها روشی که برای لاغری هست می‌خواهند در کوتاه‌مدت جواب بگیرند؛ یعنی انرژی که در طولانی‌مدت به بدنمان زمان دهیم و پتانسیلی که برای حرکت می‌گذاریم؛ مثلاً خیلی ورزش می‌کنیم و رژیم‌های سخت می‌گیریم و خیلی در آن حوزه تمرکز می‌کنیم. شما وقتی رژیم‌های سخت می‌گیرید خیلی زود جواب می‌گیرید و لذت می‌برید و همه به شما می‌گویند که چقدر لاغر شدی؛ ولی درصورتی‌که نمی‌دانید فشاری که به بدنتان وارد می‌کنید سلامتی شما را در درازمدت تحت شعاع قرار می‌دهد و بعد از مدتی هم از ورزش زده می‌شوید و هم از خوردن غذای سالم زده می‌شوید؛ چون انسان در تغییر غذا و غذای سالم خوردن یک ظرفیتی دارد؛ مثلاً ده غذای آب پز می‌خورید و دلتان می‌خواهد یک غذای چرب هم بخورید؛ ولی چون پتانسیلتان را در زمان کم‌مصرف می‌کنید نتیجه خوبی به دست نمی‌آورید.

فرد مسیحی بود که مسلمان می‌شود و همسایه‌اش که مسلمان بود می‌گوید یک روز با من بیا تا به تو بگویم که یک مسلمان چه‌کار می‌کند و نصف شب بیدارش می‌کند و می‌گوید بیا به مسجد برویم و نماز شب بخوانیم و بعد نماز صبح بخوانیم و بعد نافله بخوانیم و ...
عبادت لذت دارد؛ ولی اگر لذت عبادت را بخواهی در زمان کوتاهی به دست بیاوری، پتانسیلی که برای عبادی زیستنت برای به وجود می‌آورد از بین می‌رود؛ پس ما باید در همه‌چیز تعادل داشته باشیم و زمانی که نزد پیامبر می‌روند می‌گوید تو اشتباه کردی و او را از اسلام زده کردی او هنوز ظرفیتش کامل نشده بود.

آقای امین تفسیر جدیدی از نفاق و منافق داشت؛ مثل کفر که  فکر می‌کردید اگر بت بپرستید و یا خدا را نپرستید کافر هستید؛ ولی بعد دیدید که اگر حقیقت را پنهان کنید کافر هستید. الآن برای منافق فکر می‌کردید کسی که دو رو است و زیرورو می‌کشد منافق است؛ ولی الآن می‌گفت کسانی که پتانسیل‌هایشان را می‌سوزانند؛ یعنی دنبال لذت‌های کوتاه هستند، آدم‌هایی که صبر ندارند و آدم‌هایی که تفکر ندارند، آدم‌هایی که عجول هستند منافق هستند؛ چون خیلی زود می‌خواهند به نتیجه برسند و خیلی زود می‌خواهند لذت ببرند.


ویراستار: خانم الهام





نظرات() 


همسفر زهرا
سه شنبه 23 مرداد 1397 01:17 ب.ظ
بسیار سپاسگزارم بابت آموزشهای خوبتان همیشه برایم پر از درس و آموزش بوده و ممنون از الهام عزیز
همسفر حوریه
سه شنبه 23 مرداد 1397 12:55 ب.ظ
خداوند را شاکرم بابت آموزشهای نابی که در این روز نصیبم شد.وتوسط راهنمای عزیزم وآموزشهایشان فرق انفاق ونفاق را خیلی بهتر متوجه شدم،و فهمیدم که هر آن در تیر رس نفاق قرار دارم وخیلی باید مواظب انرژیهای خوبم باشم که چگونه خرجشان کنم که کم نیاورم،وحتی مواظب رفتارم با اطرافیانم باشم که دچار نفاق نشوم.واز مشارکت خواهر های خوبم هم بسیار آموختم.
از خانم الهام عزیزم هم بسیار سپاسگزارم بابت انعکاس بهترین مطالب.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox