گزارش عملکرد لژیون روز پنج شنبه 97/04/28 ؛ لژیون پزشکان مبحث آداب معاشرت و مصاحبه خانم مرجان

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
شنبه 20 مرداد 1397-05:03 ب.ظ

یکی از خواسته‌هایی که باید رها کنید و اولویتتان نباشد، خوب شدن مسافرتان است. این خواسته‌تان را دیگر باید رها کنید؛ یعنی خوب شدن مسافرتان دیگر اولویت شما نباشد بلکه خوب شدن خودتان خواسته‌تان باشد، اگر این‌گونه باشد این بار از خوب نشدن خودتان حالتان بد می‌شود. اگر خواسته‌تان خوب شدن حال مسافرتان باشد؛ چون دخل و تصرفی در این خواسته ندارید رنج می‌کشید و ...


بسم‌الله الرحمن الرحیم


سلام دوستان صبا هستم یک همسفر
خداوند را بسیار سپاسگزارم که دوباره یک‌بار دیگر کنار هم جمع شدیم که در یک روز خوب، جای خوب آموزش بگیریم، انشالله آموزش‌هایی که می‌گیریم ما را از فاضلاب شدن دور کند و ما را تبدیل به رودهای خروشان کند. بالاخره همه شما در هر جلسه که می‌آیید یک‌چیزی یاد می‌گیرید که یک تکانه‌ای در شما ایجاد می‌کند، این تکانه به شما کمک می‌کند که جلو بروید. ذره‌ذره به اینجا می‌آیید تا به جاری شدن خودتان کمک کنید و انشاء اله بتوانیم جاری باشیم، این‌قدر که به همان بحر و اقیانوسی که مدنظر خداوند است بپیوندیم.

با آموزش‌های اینجا بیشترین سرمایه‌گذاری را خواهید داشت؛ چون سرمایه‌گذاری که روی خودتان دارید بیشترین بازده را خواهد داشت و بهترین سرمایه‌گذاری است؛ پس روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید و از خداوند بخواهید که از رودهای خروشان باشید.
خاطرم هست که یک‌بار در لژیون مطرح شد که هرکدام دوست دارید کدام وادی باشید و راهنمایم گفتند که دوست دارم وادی یازدهم باشم، چشمه جوشان باشم که بتوانم به بحر و اقیانوس برسم و همین حرف باعث شد که یک عشقی نسبت به وادی یازدهم در من ایجاد شود و امیدوارم که همه ما جزء چشمه‌های جوشان در هستی باشیم.

دو چیز برای چشمه بودن نیاز داریم؛ دانایی و خدمت
باید دانایی کسب کنیم، در مسیر دانایی و چشمه بودن موانع زیادی هست؛ ولی خدمت کمک می‌کند که راحت از موانع رد شوید و خدمت شامل همه‌چیز می‌شود. مشارکت کردن هم خدمت است؛ پس سعی کنید که آماده بیایید و مطلبی و یا تجربه‌ای را برای بیان داشته باشید و اولین خدمت را به خودتان می‌کنید؛ یعنی یاد می‌گیرید که در یک جمع بزرگ صحبت کنید و بالاترین اعتمادبه‌نفس را خواهید داشت. حتی اگر مطلبی ندارید یک مشارکت کوتاه کنید و بگویید من خیلی دوست دارم چشمه باشم و همین گفتن باعث می‌شود که تبدیل به چشمه شوید؛ پس جدی بگیرید و با برنامه و انرژی و رویکرد جدیدی حرکت کنید.

چند نکته می‌گویم؛
اول اینکه افکار شما در سلامتی جسم و روان شما تأثیر بالایی دارد. وقتی افکارتان و روانتان تغییر می‌کند و مثبت می‌شود کاملاً حس می‌کنید که چقدر جسم شما سالم‌تر و بهتر است. این موضوع ریشه سایکوسوماتیک دارد و تفکری که منفی یا غمگین است سرد است و مغز سرد، خون سرد به بدن می‌دهد و خون سرد بدن را ضعیف و بیمار می‌کند؛ اما امید و امیدواری مغزتان و خونتان را گرم می‌کند و انرژی بالایی خواهید داشت؛ پس سعی کنید این امیدواری را در خودتان پررنگ‌تر کنید و تا آخرین لحظه حیاتتان با امید باشید.
ریشه بیماری سرماخوردگی هم که آقای مهندس فرمودند همان بحث روانی است. من مقاله‌ای می‌خواندم در رابطه با آزردگی روانی؛ یعنی آنهایی که دچار استرس یا مشکل روحی می‌شوند بعد چند روز زکام می‌شوند و در تحقیقات می‌دیدند که اینها افرادی هستند که در روزهای قبل مشکل روحی پیدا کردند. 

هرچقدر به آموزش‌ها گره بخورید و قدرت تفکرتان را قوی کنید کم‌کم جسمتان هم قوی‌تر و شاداب‌تر خواهد شد. اگر بهترین تغذیه و دارو را هم داشته باشید؛ ولی انسان ناامید و نگرانی باشید بازهم اثری نخواهد داشت و بیمار خواهید شد؛ چون امیدواری روی میکروارگانیسم بدنتان خیلی تأثیر می‌گذارد.

چند ویژگی از انسان نخبه را می‌گویم و سعی کنید اینها را در خودتان پیدا کنید و اگر نیست سعی کنید به وجود بیاورید تا انسان‌های نخبه و خاص و جاودانه‌ای باشید.
در یک تحقیق تعدادی بچه را در اتاقی گذاشتند و مقداری شیرینی و شکلات هم گذاشتند و به هرکدام کاری برای انجام دادند و گفتند اگر این کار را انجام بدهید می‌توانید از شکلات‌ها بخورید و بچه‌ها را تنها گذاشتند و برای رصد ازآنجا خارج شدند و دیدند یکسری از بچه‌ها بدون اینکه به کار محوله توجهی کنند اول به سراغ خوراکی‌ها رفتند و خوردند، عده‌ای دیگر اول خوراکی را خوردند و بعد کار را انجام دادند و تعدادی دیگر از بچه‌ها اول کار را انجام دادند و سپس به سراغ خوراکی‌ها رفتند.

بعد از بیست سال به سراغ این بچه‌ها رفتند و دیدند که دو گروه اول که اول خوراکی‌ها را خوردند اینها انسان‌های موفقی نشده‌اند و بعضاً مشکلات فراوانی هم داشتند؛ اما آنهایی که اول کار را انجام دادند بعد خوراکی خوردند، اینها ازلحاظ علمی، شغلی، اجتماعی و عاطفی از همه بالاتر بودند و به این نتیجه رسیدند که اگر یک فاکتور در انسان باشد، هرچند که فرد هوش چندانی نداشته باشد یا قدرت و توانایی چندانی نداشته باشد؛ ولی انسان فوق‌العاده اثرگذاری خواهد شد و آن فاکتور این است که به نفس نه بگوید و صبر کند.

شما روزانه چند بار در برابر چیزهایی که دوست دارید به نفستان نه می‌گویید؟ اگر بتوانید این کار را بکنید تأثیر بسیار بالایی در موفقیت‌های شما خواهد داشت و با این کار نفس شما یاد می‌گیرد که همیشه هر چه او می‌گوید نیست و در برابر خواسته‌های معقول و نامعقول قدرت تشخیص پیدا می‌کنید. چه‌بسا در موقعیتی خواسته شما نامعقول است و شما فکر می‌کنید که معقول است و این نه گفتن باعث می‌شود قدرت شما بالا برود. در یکجاهایی ممکن است این نه گفتن به ضرر شما باشد و وقتی نه می‌گویید بالاترین تأثیر مثبت را در شما خواهد داشت و این‌گونه است که قوی می‌شوید و درجاهای دیگر این قدرت را خواهید داشت که نه بگوئید. اگر این را در خودتان ایجاد نکنید به هیچ جایی نمی‌رسید و در آینده هم همین فردی خواهید بود که الآن هستید و برای این کار از چیزهای کوچک شروع کنید و تدریجی حرکت داشته باشید.

دومین ویژگی انسان‌های نخبه این است که نه به تشویق دیگران کاردارند و نه به تکذیب آنها؛ یعنی وقتی دیگران می‌گویند این چه‌کاری است که می‌کنی و یا برای چه این کار را می‌کنی، نه به او برمی‌خورد و نه از تصمیم خود منصرف می‌شود و در مقابل تشویق‌ها هم همین‌طور است و اینها انسان‌های موفقی خواهند بود.

روی یکسری از بچه‌ها این تحقیق را انجام دادند و دیدند پدر و مادرهایی که بچه‌ها را خیلی با تشویق و تنبیه جلو می‌برند؛ یعنی وقتی فرزندشان کار بدی می‌کند تنبیه اش می‌کنند و اگر کار خوبی می‌کند تشویقش می‌کنند را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که در آینده اینها افراد نرمالی نیستند.

مسافرهایی که اگر کار بد می‌کنند با آنها بدرفتاری می‌کنید و اگر کار خوب می‌کنند با آنها خوش‌رفتار هستید، اینها یاد می‌گیرند که به خاطر شما کاری را انجام بدهند یا ندهند؛ اما اگر شما همیشه رفتارتان خوب باشد و یک آدم معمولی باشید ، این حرکت باعث می‌شود که فرد مقابل شما کم‌کم به دنبال آن کار خوب باشد؛ پس سعی کنید نه خودتان این‌طور باشید و نه در دیگران این را ایجاد کنید.محبتتان کوپنی نباشد و سعی کنید همیشه محبت را داشته باشید و انسان متعادل و بالانسی باشید که فرد به خاطر محبت شما کار خوبی انجام ندهد؛ چون به درد نمی‌خورد. بعضی‌ها برای اینکه محبت شمارا به دست بیاورند یک کار خوب انجام می‌دهند و آن کار خوب آن تأثیری که باید را روی فرد نمی‌گذارد.

 پس اگر می‌خواهید که فردی، انسانی قوی شود و تا ابد در صراط مستقیم باشد خیلی به چپ و راست رفتنش کاری نداشته باشید و اجازه بدهید که خودش راهش را برود. خودتان هم همین‌طور باشید و خیلی برایتان مهم نباشد که دیگران تأییدتان می‌کنند یا نمی‌کنند و تمام انسان‌های بزرگ کار خودشان را انجام می‌دهند و آن را وظیفه خود می‌دانند. تأیید و تکذیب نمی‌خواهم بگویم بد است؛ ولی نباید تأثیری روی حرکت شما داشته باشد؛ مثلاً به خاطر نظر دیگران مشارکت نکنید و از قضاوت بترسید، اصلاً برایتان مهم نباشد و کارتان را انجام دهید و به‌درستی کارتان توجه کنید و اینها باعث می‌شود که انسان بهتر و موفق‌تری باشید.

ویژگی بعدی این است که کارهای تکلیفی را به خاطر تکلیف انجام دهید نه به خاطر اینکه دوست دارم و حس دارم و ...
یکسری از چیزها در زندگی ما تکلیف است چه خوشمان بیاید، چه خوشمان نباید، چه حس داشته باشیم یا نداشته باشیم باید انجام دهیم. انسان‌هایی که این‌گونه عمل می‌کنند انسان‌های موفقی هستند؛ مثلاً بگوئید امروز حس ندارم تکالیفم را انجام دهم یا حس ندارم زود بروم یا حس ندارم نماز بخوانم! اصلاً به حس کاری نداریم تکلیف است و باید تکلیف انجام شود و این‌گونه است که کم‌کم عقلِ پشت حستان حرف می‌زند؛ پس خیلی توجه کنید. هرکدام از شما در جایگاهی که هستید یکسری تکلیف دارید که باید انجام دهید؛ درستی کار را به حس و میل خودتان ترجیح بدهید .

ویژگی بعدی افراد نخبه این است که اهل خلاقیت هستند. همیشه از یک مسیر نروید، همیشه یک مدل نباشید، همیشه فکر کنید باید یک‌راه جدید پیدا کنم و به شکل جدیدی باید کارها را انجام دهم و باید خلاقیت را در خودتان زنده کنید؛ چون برای خلاقیت باید فکر کنید؛ مثلاً غذایتان را یک‌جور دیگر تزئین کنید یا یک‌جور دیگر سرو کنید و برای اینها باید فکر کنید و باعث می‌شود که فکرتان راه بیفتد و این خلاقیت شامل همه‌چیز می‌شود؛ مثل لباس پوشیدن، خوابیدن، سبک آرایش، سبک ظاهرتان؛ حتی نحوه اداره لژیون که اگر یک سبک باشد جذابیتش از بین می‌رود؛ پس برای موفق بودن باید خلاق بود و شما باید در زندگی‌تان و مسیرتان مدام این خلاقیت را ایجاد کنید و برای حل مسائلتان راه‌های مختلف را امتحان کنید و این باعث می‌شود که موفق باشید.

ویژگی بعدی افراد نخبه، دوست داشتن خطاکاران است. شما چرا از یک نفر بدتان می‌آید؛ چون از آن جنس در خودتان دارید و دفع می‌کنید و دفع کردن، بد آمدن دارد؛ پس کسی اگر می‌تواند خطاکاران را دوست داشته باشد؛ یعنی از آن جنس ندارد؛ پس جذبش می‌کند؛ بنابراین اگر توانستید خطاکاران را دوست داشته باشید بدانید که ناخالصی‌هایتان کم شده؛ ولی اگر هنوز بدتان می‌آید؛ یعنی هنوز جنستان خراب است. منفی، منفی را دفع می‌کند؛ ولی وقتی جذب می‌کنید؛ یعنی شما مثبت هستید. بگوئید نادان است و نمی‌داند و یا حالش بد است؛ پس این هم برایتان یک علامت است و افرادی که این‌گونه هستند انسان‌های موفقی خواهند بود.

انشاء اله که همه شما جزء نخبگان هستی شوید، نخبه زندگی و نخبه خودتان شوید، نخبه کنگره ۶۰ شوید و واقعاً این را بخواهید و چشمه جوشان کنگره باشید و مثل انسان‌های ضعیف نباشید که مدام می‌گویند نتوانستم، نشد، نمی‌دانم، چرا؛ بلکه همیشه بگویید من می‌دانم و می‌توانم و اگر مانع بزرگی بر سر راهم است حتماً جهش بسیار بزرگی خواهم داشت و به‌هیچ‌عنوان نقش قربانی را بازی نکنید.

دستور جلسه: لژیون پزشکان، مبحث آداب معاشرت

به نظر شما چرا این مبحث را برای آموزش لژیون در نظر گرفتم؟
همسفر حوریه؛ برای اینکه بدانیم انسان‌هایی که علم بالایی دارند و دریک مقطع به دانایی مؤثر رسیدند به این مقوله از چه دیدی نگاه می‌کنند.

خلق‌وخو چیست؟
همسفر خدیجه؛ آقای مهندس فرمودند که ما در کنگره روان را همان خلق‌وخو می‌دانیم. روان به دو پارامتر بستگی دارد؛ یکی فیزیولوژی یا همان جسم و دیگری جهان‌بینی و نگرش و تفکرات فرد و اگر این دو تعادل داشته باشند روان ما؛ یعنی همان خلق‌وخو هم درست خواهد شد. 

مقوله دیگری که آقای مهندس راجع به آن صحبت کردند خماری و نشئگی بود، در این رابطه صحبت کنید.
همسفر اکرم؛ فرمودند که نشئگی و خماری در دوران بارداری هم هست ‌ در زمان بارداری مادر یازده کیلو وزن را می‌بایست تحمل کند و این امر به‌واسطه ترشح هورمون‌ها و مواد شبه افیونی بدن انجام می‌شود و درواقع یک خانم باردار در حالت نشئگی است و ترشح مواد شبه افیونی با توجه به نیاز بدن ایجاد تعادل می‌کند و فرد رفتار و حرکاتش متعادل است؛ اما بعد از فرآیند زایمان چون سطح ترشح مواد شبه افیونی پایین می‌آید تا زمانی که فرد بتواند با این سطح از مواد سازگار شود، یک حالت خماری در او به وجود می‌آید که همان افسردگی بعد از زایمان است. در زمان‌های گذشته این مسائل اصلاً مطرح نبود و دلیل افسردگی بعد از زایمان را نمی‌دانستند و چون آگاهی نداشتند برای این حالات هم ارزشی قائل نبودند؛ اما امروزه با پیشرفت علم و با آگاهی که از صحبت‌های آقای مهندس کسب کردیم می‌توانیم برخورد بهتری داشته باشیم.

همسفر حوریه: آقای مهندس فرمودند که نشئگی؛ یعنی سرحالی ، حال خوش و خماری؛ یعنی حال بدی، حال خرابی و کسانی که مصرف‌کننده هستند این حالات را به‌خوبی درک می‌کنند و زمانی که مواد زدند و نشئه هستند با اطرافیان رفتار بسیار خوبی دارند و محبت می‌کنند؛ ولی زمانی که خمار هستند دقیقاً برعکس می‌شود و با همه درگیر هستند و این در مصرف‌کنندگان هست و در اشخاص عادی هم وقتی‌که مواد شبه افیونی بدن از تعادل خارج می‌شود فرد حالت خماری دارد و پرخاشگر و عصبی می‌شود.

همسفر مریم: آقای مهندس فرمودند که هیچ‌کس به‌اندازه خود فرد مصرف‌کننده نمی‌تواند نشئگی و خماری را درک کند؛ چون آنها با گوشت و پوست خود این را احساس کردند. وقتی یک مصرف‌کننده نشئه است حالش خیلی خوب است و زمانی که خمار هستند حالشان بد است. فردی که نشئه است رفتارش هم با بقیه بسیار خوب می‌شود؛ ولی در زمان خماری حتی حوصله فرزند خودش را هم ندارد و همه این عکس‌العمل‌ها به دلیل مواد شیمیایی است که در مغز ترشح می‌شود و زمانی که این مواد شبه افیونی خوب کار کنند فرد حالت نشئگی دارد؛ یعنی این‌طور نیست که فقط افراد مصرف‌کننده این‌گونه باشند بلکه افراد عادی هم‌زمانی که مواد شبه افیونی بدنشان خوب کار کند حالت نشئگی دارند و وقتی‌که خوب کار نکند حالت خماری دارد.

خانم صبا: حتماً برای همه شما پیش‌آمده است که یک‌وقت‌هایی مسئله‌ای دارید؛ ولی چون حالتان در آن زمان خوب بوده دیدتان به آن مسئله یک‌جور است و یک‌وقت دیگر در همان شرایط چون حالتان خوب نبوده طور دیگری به مسئله‌تان نگاه می‌کنید؛ یعنی موقعیت یک موقعیت است؛ ولی یک‌وقتی خیلی اذیتتان می‌کند و یک‌وقت‌هایی نه و این به دلیل سطح ترشح مواد شبه افیونی بدن است که رفتارهای ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

همسفر مریم: آموزش‌های کنگره آنقدر روی ما تأثیر گذاشته که همان‌طور که بیماری‌های جسمی‌مان کمتر شده، دیدمان هم به زندگی تغییر کرده است. خود من هرسال در فصل سرما سرفه‌های شدید داشتم و پزشک می‌گفت که به دلیل آلودگی هواست؛ ولی بعد از ورودم به کنگره دیگر این مشکل جسمی را نداشتم باوجوداینکه آلودگی هوا به‌مراتب بیشتر بود و این دقیقاً به خاطر همان سیستم ایکسی است که ما در کنگره یاد گرفتیم و همچنین به خاطر آموزش‌هاست که نگاه ما را به زندگی عوض کرده است.
من قبل از کنگره اصلاً فرد مثبت نگری نبودم و اگر کسی از مشکلاتش صحبت می‌کرد من هم چهارتا مشکل دیگر را می گفتم؛ یعنی همین نگاه ما به زندگی و این‌گونه فکر کردن ما همه به ترشح مواد شبه افیونی ما بستگی دارد.

خانم صبا: حالات ما روی دیگران بسیار اثرگذار است و برای همین است که می‌گویند شما خودتان خوب حرکت کنید؛ چون حال خوب شما روی دیگران اثرگذار خواهد بود. شما خودتان انسان خوبی باشید و خواهید دید که همه چقدر خوب خواهند شد و چقدر زندگی دردسرهایش کمتر می شود.

همسفر حوریه: وقتی حس و حالمان خراب است، وقتی کاری هم می‌خواهیم انجام دهیم، افرادی که با آنها سروکار داریم هم افراد مشکل‌داری از آب درمی‌آیند؛ یعنی این افراد به‌نوعی آینه ما می‌شوند.

خانم صبا: دقیقاً همین‌طور است و باید آموزش بگیریم. یک‌زمانی آموزش را نمی‌گیریم و مدام دور خود می‌چرخیم و باید درس بگیریم و بدانیم که دنیا انعکاس خودمان است. از یکجایی باید تغییر کنید و اگر تغییر نکنید روزبه‌روز بدبختی‌هایتان بیشتر خواهد شد.

مقوله بعدی ادب و بی‌ادبی بود که آقای مهندس از زاویه مواد شبه افیونی تعریف کردند و گفتند ؛ اگر شما فرد بی‌ادبی را می‌بینید ناراحت نشوید؛ چون این فرد ذاتش بد نیست بلکه سیستم شبه افیونی‌اش مشکل دارد و درجایی درست کار نمی‌کند و اگر این فرد سیستم شبه افیونی‌اش درست شود رفتارهایش هم تغییر می‌کند؛ پس اگر یک بی‌ادبی و بی‌تعادلی در فردی دیدید درک کنید و بدانید که این مشکلات به دلیل سیستم شبه افیونی بدنش است؛ مثل‌اینکه یک هفته مانده به دوره قاعدگی همه خانم‌ها حالشان بد است و بداخلاق و پرخاشگر و بی‌حوصله هستند؛ ولی بعدازاین دوره کاملاً حالشان خوب است؛ چون مواد شبه افیونی که در حال ترشح است متعادل می‌شود؛ پس تمام رفتارهای انسان تحت تأثیر مواد بیوشیمی و شبه افیونی بدنش است.

خداوند دو راه برای آپدیت این سیستم طراحی کرده است که راه اول نماز است و وقتی حالتان خوب باشد در مقابل اشتباهات اطرافیان راحت‌تر برخورد می کنید و کمتر به هم می‌ریزید؛ ولی وقتی حالتان بد باشد کوچک‌ترین و معمولی‌ترین چیزها کاملاً شمارا به هم می‌ریزد و جنگ به پا می‌کنید؛ مثل آمدن یا نیامدن مسافرتان که باید یاد بگیرید که رها کنید.

پس آقای مهندس فقط به دنبال این بودند که تمام واکنش‌ها و رفتار شما تحت تأثیر سیستم شبه افیونی بدنتان است و هر مشکل، افسردگی، غمی با بیماری دارید از همان سیستم است و اگر سیستمتان را درست کنید همه‌چیز حل خواهد شد.

اولین توصیه برای بازسازی این سیستم نماز است و نماز هم درجه دارد، منظورم این است که در نماز هم اثری که می‌گیرید مثل عسل است، ما یک عسل اصل داریم، یک عسل ارگانیک، عسل دشت یا عسل کوهستان داریم و آیا تأثیر همه عسل‌ها یکی است و یا روغن؛ روغن‌زیتون داریم، روغن کنجد و ‌... و نماز هم همین‌طور است و به‌اندازه کیفیتش روی شما تأثیر می‌گذارد. بعضی‌اوقات دو رکعت نماز خیلی خوب می‌تواند بسیار بسیار بسیار روی سیستم شما تأثیر بگذارد؛ پس اولین راهی که می‌توانید از طریق بی‌سیم روی سیستم ایکس خود تأثیر مثبت بگذارید نماز و قرآن و دعا است.سعی کنید خیلی به اینها وصل شوید، شاید چیزهای دیگر هم خوب باشد؛ ولی اثری که اینها دارد آنها ندارند. نمازتان را درست کنید کارهایتان درست می‌شود؛ چون انرژی که دریافت می‌کنید روی سیستم شبه افیونی شما تأثیر می‌گذارد و باعث می‌شود تا راهتان را بهتر انتخاب کنید و تصمیمات درست‌تری بگیرید و اشتباهاتتان کمتر می‌شود. 

اینکه می‌گویند سرتان را با ختمی بشوئید برای این است که شستشوی سر با ختمی باعث می‌شود که انرژی‌های منفی از مغزتان خارج می‌شود و مغز آرام‌تر می‌شود و تصمیماتی که می‌گیرید بهتر می‌شود. بعضی وقت‌ها خرج کردن‌ها و نکردن‌های ما ناشی از هیجانات منفی بدنمان است نه اینکه واقعاً ناشی از نیاز ما باشد.

دومین راه بازسازی سیستم ایکس، تغذیه است. سعی کنید چیزهای سالم و کم بخورید و کلاً کم خوردن را در برنامه‌تان داشته باشید و هر چه کمتر بخورید سیستم شبه افیونی‌تان سالم‌تر است. یک تفکر غلطی در فرهنگ ما هست که وقتی فردی بیمار باشد مدام او را مجبور به خوردن می‌کنند که غلط است، در ایام بیماری باید کمتر خورد تا بدن انرژی‌اش را برای بازسازی اقدام کند نه برای هضم انبوهی از غذاهای مختلف.

یکی دیگر از چیزهایی که باعث می‌شود سیستم شبه افیونی شما درست شود این است که قبل از نماز صبح از خواب بیدار شوید حتی شده به‌اندازه پنج دقیقه و این کار از هزاران قرص و دارو و ... بیشتر تأثیر دارد.

پس برای افراد بی‌تعادل و بی‌ادب اطرافمان دعا کنیم و بدانیم که بخشی از خط خمرشان خراب است و آسیب خورده و نمی‌دانند. انشاء اله که خداوند به رحمت و فضل خودش، خط خمر همه ما را شفا دهد و ما را به‌حق قرآنی که شفاست ببخشد که به هر دلیلی به این خط خمر آسیب رسانده‌ایم.


مصاحبه با خانم مرجان:

رمز ماندن و موفقیت در کنگره چیست؟
همسفر خدیجه: فرمان‌برداری، رعایت حرمت‌ها و قوانین

خانم صبا: همین دو مورد باعث موفقیت شما و ماندگاری‌تان در کنگره می‌شود، اینکه فرمان‌بردار پیشکسوتان، آقای مهندس، آقای امین و راهنمایتان باشید و حرمت‌ها و قوانین را حفظ و رعایت کنید. من مصاحبه‌ای می‌خواندم که دیده‌بانی می‌گفت من ده سال پیش اصلاً نمی‌دانستم تزکیه و پالایش یعنی چه و از آقای مهندس پرسیدم تزکیه و پالایش یعنی چه که ایشان فرمودند همین‌که خدمت‌هایی که خوانده می‌شود را همیشه رعایت کنید.

سؤال بعدی در رابطه با ترخیص از جایگاه کمک راهنمایی بود و حتماً همه شما کمک راهنما خواهید شد و این را بدانید که دچار وابستگی نشوید تا زمان ترخیص از این جایگاه حالتان بد نشود .

همسفری که مسافرش راضی به حضورش و خدمتش در کنگره نیست باید چه کند؟
همسفر سکینه: ما در کنگره یاد گرفتیم که به نظرات و انتخاب‌های هم احترام بگذاریم و این آموزش را هم دیده‌ایم که رضایت همسرمان را جلب کنیم و رضایت همسر در کنگره الزامی است. اگر مسافر و همسفر باهم آموزش بگیرند و عمل کنند دلیلی وجود ندارد که مخالفتی پیش بیاید مگر اینکه همسفر تعادل را بین امور منزل و کنگره ایجاد نکرده باشد و می‌بایست با توجه به آموزش‌هایی که دیده، خواسته‌اش را به‌صورت منطقی عنوان کند و همسرش را راضی کند و یک همسفر باید درهرصورت مطیع امر همسرش باشد.
خانم صبا: خانم مرجان در یکی از صحبت‌هایشان گفته بودند که اگر شما همسفری باشید که روی خودتان کارکنید و دست از سر بقیه بردارید و اطرافیان تغییرات شمارا ببینند، با هر سختی که باشد شرایط را برای حضور شما در کنگره فراهم می‌کنند. اگر خودتان بدرفتاری کنید راه خودتان را می‌بندید؛ پس همه‌چیز خودتان هستید و سعی کنید روی این کارکنید.

آیا می‌توان با مسافر بد، سفر خوبی داشت؟
همسفر فاطمه: از بدو ورود همسفر به کنگره واژه رها کردن را به او می‌آموزند؛ اینکه حالش را به حال مسافر گره نزند. میوه رهایی، آرامش است و اگر رها کنیم آرامش را به دست می‌آوریم و درواقع زمانی که رها می‌کنیم تازه متوجه گره‌های خودمان می‌شویم و آن زمان است که جهش‌های زیادی در ما رخ می‌دهد که روی اطرافیان هم تأثیرگذار خواهد بود.

خانم صبا: اگر به‌زور بخواهید که مسافرتان رها شود این رهایی به درد نمی‌خورد. وقتی رها می‌کنید خود مسافر تصمیم می‌گیرد که چه‌کار کند و اگر دوست داشت حرکت می‌کند و اگر نداشت نمی‌کند. مسافری که با اختیار خودش حرکت می‌کند، حرکتش، حرکت خوب و درستی خواهد بود؛ پس واقعاً این امتحان همه ماست و امتحان بسیار سختی هم هست؛ ولی واقعاً باید این رها کردن را یاد بگیرید و نباید به‌زور کاری کنید؛ چون در آینده با مشکل دیگری گریبان گیر خواهید شد؛ اما اگر اجازه بدهید که خود مسافر تصمیم بگیرد این تصمیم سال‌های دیگرش را هم درست خواهد کرد؛ پس تلاش کنید که رها کنید. هر چه درگیر خودتان و درگیر گره‌ها و آموزش خودتان باشید می‌توانید رها کنید و با باز کردن گره‌های خودتان جهش‌های بالایی خواهید داشت و این جهش‌ها انرژی بالایی روی حرکت‌های اطرافیان خواهد داشت.


برای نظم که پیش‌نیاز تعادل است چه راهکاری داده شد؟
همسفر الهام: برای اینکه نظم داشته باشیم در درجه اول باید افکارمان را منظم کنیم. برای اینکه افکارمان منظم شود باید خواسته‌هایمان را اولویت‌بندی کنیم و از یکسری از خواسته‌هایمان بگذریم و رهایشان کنیم. وقتی خواسته‌های اضافه را رها می‌کنیم باعث می‌شود که در کارهایمان گشایش ایجاد شود و به دنبال آن به تعادل برسیم.

خانم صبا: یکی از خواسته‌هایی که باید رها کنید و اولویتتان نباشد، خوب شدن مسافرتان است. این خواسته‌تان را دیگر باید رها کنید؛ یعنی خوب شدن مسافرتان دیگر اولویت شما نباشد بلکه خوب شدن خودتان خواسته‌تان باشد، اگر این‌گونه باشد این بار از خوب نشدن خودتان حالتان بد می‌شود. اگر خواسته‌تان خوب شدن حال مسافرتان باشد؛ چون دخل و تصرفی در این خواسته ندارید رنج می‌کشید و حالتان بد است؛ مثل این است که وسیله کس دیگری را آورده‌اید و نگهداری می‌کنید و وسیله شما نیست؛ پس منظور از اولویت‌بندی خواسته‌ها در اینجا این است که اولویت اصلی باید خوب شدن حال خودتان باشد. اگر اولین خواسته‌تان خوب شدن خودتان باشد انرژی که می‌دهید باعث می‌شود که اولین خواسته مسافرتان هم خوب شدن حالش باشد.

سؤال: من مسافرم را رها کرده‌ام و اجازه داده‌ام که خودش برای شروع سفرش تصمیم بگیرد و یکسری توجه‌های اضافی را هم در رابطه با او کم کرده‌ام؛ ولی همسرش با این روند رفتاری من مخالف است باید چه کنم؟
خانم صبا: در اول جلسه هم گفتم افراد نخبه افرادی هستند که منتظر تأیید و تکذیب دیگران نمی‌مانند و اگر بدانند کارشان و راهشان درست است ادامه می‌دهند. شما هم اگر فکر می‌کنید که تصمیمتان درست است ادامه دهید در ثانی همسر شما آموزش‌هایی که شما در اینجا می گیرید را نگرفته است و مثل این است که شما از طبقه بیستم نگاه می کنید و خیلی دورترها را می‌بینید و قطعاً عکس‌العمل و تصمیمات شما فرق می‌کند؛ چون اشراف بیشتری دارید.
به انسان‌های خوب و موفق خیلی‌ها اعتراض یا انتقاد می‌کنند. من قبلاً هم گفتم مؤمنین کسانی هستند که خیلی قدردانشان نیستند. اینها می‌دانند که خدا هست و ترس و هیجان ندارند و اصلاً ناراحت نباشید؛ چون هر چه که دیگران می‌گویند که دلیل بر سندیت و درست بودن حرف‌هایشان نیست.

چه صحبتی در رابطه با همسفرانی که خودشان را مقصرِ سفرِ بدِ مسافرشان می‌دانند، شد؟
همسفر مریم: گفتند که هیچ‌چیزی در زندگی ما اتفاقی نیست و اگر مسافر حال خراب داریم این خواسته خود ما بوده است که او در مسیر ما قرارگرفته و هر کس مسیر رشد خودش را دارد و رشد ما در کنار این فرد است و رشد این فرد هم با ما و در کنار ماست و باید بپذیریم و هر انسانی هم برای رسیدن به روشنایی باید تاریکی و جهنم را تجربه کند.

خانم صبا: در رابطه با همسفرانی که دیر می‌آیند و یا بهانه‌های مختلف دارند صحبت شد. خود من زمانی که به دنبال راهی برای نجات زندگی‌ام بودم اصلاً به مکان فکر نمی‌کردم و فقط به دنبال راهی بودم تا جواب بگیرم؛ مثل کسی که یک بیماری داشته باشد هر جا که بگویند برای درمانش می‌رود. خانم مرجان هم گفتند همسری که دیر می‌آید و یا نمی‌آید مثل مکالمه تلفنی است که قطع و وصل می شود و بخشی را می‌شنود و بخشی را نمی‌شنود و در کل ارتباط خوبی برقرار نخواهد شد و به نتیجه‌ای هم نخواهند رسید.

صحبت‌های خوبی بود. برای این آموزش‌ها و این مکان قدردان باشید که خیلی از بیماری‌ها و مشکلات شما به‌واسطه این آموزش‌ها از بین می‌رود. اگر جای دیگر بخواهید این آموزش‌ها را داشته باشید می‌بایست کلی هزینه کنید؛ پس سعی کنید یکسری از خواسته‌هایتان را برای حامی اینجا شدن حذف کنید.











نظرات() 


همسفر مهدیسا
چهارشنبه 24 مرداد 1397 02:13 ب.ظ
خداقوت به خانم صبا بزرگوار علمتان روز افزون
خدا قوت خانم الهام
سپاس فراوان
همسـفر مــرضیـه
یکشنبه 21 مرداد 1397 07:18 ق.ظ
برای کلام پربارتان بسیار سپاسگزارم خانم صبای عزیزم
نگاه خداوند گرمابخش زندگی تان باشد، ان شاء الله
الهام جان زندگی ات پر از خیر و خوبی باشد به لطف الله
خدیجه باقری
شنبه 20 مرداد 1397 11:14 ب.ظ
از خانم صبا ممنونم بابت تمام &آموزش های خوبشان و به شما خواهر خوبم هم خدا قوت می گو یم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox