گزارش عملکرد لژیون روز پنج شنبه 97/04/14 ؛ ادامه پرسش و پاسخ

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
پنجشنبه 28 تیر 1397-08:00 ق.ظ

بیداری در شب و خواب در روز بسیار شمارا تحت القای نیروهای منفی قرار می‌دهد. کسانی که این مکانیسم را دارند بیشترین انرژی خود را از انرژی‌های منفی کیهانی می‌گیرند؛ پس خیلی مهم است که سعی کنیم بدنمان را طوری ترانس کنیم که بتوانیم شب بخوابیم. یکی از اصلی‌ترین و حیاتی‌ترین مسائل ما این است که با هستی همسو باشیم.




بسم الله الرحمن الرحیم


 سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

واقعاً خدا را شکر که یک‌بار دیگر توفیق داد در کمال صحت و سلامت در کنار هم جمع‌شویم و جلسه‌ای دیگر را شروع کنیم. امیدوارم که به ما توفیق دهد به آن چیزی که به آن نیاز داریم، آن چیزی که گره همه ماست و به ما کمک کند تمرکز داشته باشیم و آن لحظه آن مطلب را بگیریم. خیلی وقت‌ها ما یک‌چیزهایی را می‌گیریم که اصلاً مطلب ما نیست، به خاطر اینکه حواسمان پرت چیزهای دیگر می‌شود. از خداوند می‌خواهم که به ما توفیق در این جلسه که هرکداممان به هر چیزی که برای خودمان نیاز داریم دست پیدا کنیم و در کوله‌پشتی‌مان بگذاریم که در این سفر به آن احتیاج داریم؛ مثلاً به ویتامین A نیاز دارید و در کوله‌پشتی‌تان ویتامین C گذاشته‌اید؛ چون می‌دیدید بغل‌دستی شما ویتامین C می‌خورد و حالش خوب بود و ازآنجایی‌که ویتامین C را می‌خوری حالت بد می‌شود و نمی‌توانی به راهت ادامه بدهی. این‌قدر مهم است که همه شما توجه داشته باشید. توکل کنید و از خداوند بخواهید چیزی را که شما به آن احتیاج دارید روزی‌تان کند؛ چون یک مطلب است و چندین نوع برداشت و ازنظر هرکسی یک‌چیزی ذر آن هست. آن چیزی که واقعاً نیاز شماست برداشت کنید.

اصلی‌ترین چیزی که من دلم می‌خواهد شما داشته باشید این است که حتماً یک الگو داشته باشید؛ چون در زندگی باید الگو داشته باشید، در کنگره باید الگو داشته باشید. من هم مثل شما بودم و می‌گشتم ببینم چه انسانی را الگوی خودم قرار دهم؛ چون الگو خیلی به شما کمک می‌کند که چگونه حرکت کنید. اگر الگو نداشته باشید نمی‌توانید بفهمید که عملکرد شما درمجموع چه نتیجه‌ای را برای شما به وجود می‌آورد. برای زندگی کنگره‌ای‌تان حتماً برای خودتان یک الگو انتخاب کنید. برای اینکه بعضی وقت‌ها با توجه به گره‌ها و شرایطی که برایتان پیش می‌آید به الگویتان مراجعه کنید و ببینید الگوی شما دران شرایط چگونه رفتار می‌کند.

مطلب آیه رحمت را برای این جزء برنامه لژیون قراردادم که جزء بهترین الگوها است. خانم مرجان بزرگوار جزء بهترین همسفران هستند و همین‌طور آقای خدامی و آقای کامران شریفیان؛ یعنی شما یک خانواده را می‌بینید که به چه شکلی در کنگره 60 حرکت می‌کند. آن فراز و نشیبی که در آنها می‌بینید و می‌گویید من هم ده سال بعد از رهایی می‌توانم کارنامه این‌چنینی داشته باشم. این حداقل برای شما یک نکته تفکر ایجاد می‌کند. خوب بعدازاینکه رها شدم چگونه باید حرکت کنم! ده سال بعد افتخارات من چه چیزهایی باشد. هرسال در تولدم یک‌چیزی می‌خواهم بگویم به‌مرور باید این سبک تغییر کند و عملکردم به چه شکلی باشد؟ که راهنما و کنگره این‌قدر از من راضی باشند و این‌قدر اثرگذاری من بالا باشد. ازاین‌جهت دوست دارم نگاه چندجانبه نسبت به مسائل داشته باشید. بعضی وقت‌ها بعضی تولدها را بروید بخوانید.

یکی از چیزهایی که باعث می‌شود مسیر تحول شما ختم به خیر شود ؛ این است که شما تاریخ بدانید. اگر تاریخ ندانید نمی‌توانید برداشت درستی از مسائل داشته باشید. وقتی می‌روید تاریخ کشورها را می‌خوانید و کشورهایی را می‌بینید که الآن موفق هستند، در تاریخشان یک شرایطی مثل ما را داشتند؛ ولی عملکرد آنها چگونه بوده که از آن مسئله عبور کردند؛ مثلاً بروید آلمان را بخوانید که الآن قطب صنعت دنیاست یا کره جنوبی، یک موقع آمریکا آنها را تحریم مطلق می‌کرد. در آلمان در جهانی دوم باید با گونی پول می‌بردند تا یک قرص نان بخرند! به‌قدری از آن دوران درس گرفتند و خوب عمل کردند که الآن قطب صنعتی دنیا هستند یا کره جنوبی را که خودتان می‌دانید که الآن به چه شکلی است بعد از تحریم‌هایی که دقیقاً استعمارگران بزرگ دنیا اعمال کردند. منظورم این است اینهایی که می‌بینید عجیب نیست و هرازگاهی مشکلی پیش می‌آید.

در کنگره هم وقتی تاریخ زندگی آدم‌ها را در تولدها یا در مصاحبه‌ها و یا مطالبشان می‌خوانید، می‌بینید فراز و نشیب‌هایی که شما دارید آنها هم داشته‌اند و دارند؛ پس ببینید که چگونه فراز و نشیب‌ها را طی کرده‌اند. پس عجیب نیست که الآن یکسری مشکل برایتان پیش‌آمده است و بگویید من هم باید از الگوهایم یاد بگیرم.

مطالعاتی که شما در سطح کلی دارید، مطالعاتی که از وبلاگ‌های دیگر دارید، مطالعاتی که از سایت اصلی کنگره 60 دارید به شما کمک می‌کند تاریخ رهایی‌ها را خیلی خوب درک کنید تا بتوانید در مسیر خیلی خوب حرکت کنید. برای همین قطعاً در هرماه مقاله و مصاحبه و تولد را می‌گذارم تا شما قلم انسان‌های دیگر را که مثل خودتان بوده‌اند را ببینید و بدانید که مثلاً خانم مرجان ده سال پیش مثل همه ما بوده است؛ ولی آنقدر قشنگ حرکت کرده است که الآن دقیقاً یک وزنه اصلی در کنگره 60 است یا آقای کامران یا آقای خدامی. به همین دلیل تأکید می‌کنم حتماً بروید و بخوانید؛ حتی دعاهای آنها را بخوانید؛ مثل دعای خانم مرجان که در جهانی‌شدن کنگره 60 نقشی داشته باشم. خیلی مهم است بعضی وقت‌ها دعای انسان‌های خوب و آرزوهایشان را بخوانید. صحبت‌هایشان را بخوانید، اینها خیلی خیلی به شما کمک می‌کند تا بعضی وقت‌ها راهتان را تشخیص دهید.

بعضی وقت‌ها یک الگویی را انتخاب می‌کنیم؛ ولی هیچ‌چیزی از الگویمان نمی‌دانیم؛ مثلاً شده که شما یک الگویی را انتخاب کنید بعد ندانید که در رابطه با یک مسئله چگونه برخورد می‌کند؟ الگوی شما در کنگره 60 چه کسی است؟ من خودم انتخاب کردم و خدا را شکر آن لحظه خداوند به من کمک کرد الگویی مناسب را انتخاب کردم؛ چون بعد از یک مدت می‌بینید الگویی که انتخاب کردید دیگر نیست؛ پس باید الگوهایی را انتخاب می‌کنید که تا هستند بتوانند به شما کمک کنند و جاری باشند؛ چون ممکن است الگوی شما به یک دلایلی برود یا شما بروید و فکر کنید عمر خدمتی شما هم در همین حد بوده است.

همسفر مریم :در دوران دبیرستان به‌شدت به خانم دکتر فردوسی پور علاقه‌مند بودم. ایشان روانشناس بودند و می‌آمدند در تلویزیون صحبت می‌کردند و به همین خاطر دوست داشتم که روان‌شناسی بخوانم و الگوی من خانم فردوسی پور بود و من هیچ شناختی نسبت به او نداشتم و فقط چون در تلویزیون صحبت می‌کردند و می‌خندید، من از چهره ایشان لذت می‌بردم.

زمانی هم که روان‌شناسی قبول شدم و در دانشگاه شهید بهشتی بودم، ایشان در آنجا استاد دانشگاه بودند و اولین باری که آمدند سر کلاس برای من خیلی جالب و دوست‌داشتنی بود و من نمی‌دانستم که ایشان استاد آنجا هستند و خیلی از دیدنشان لذت بردم. وقتی وارد کلاس شدند و زبان تخصص هم درس می‌دادند دیدم با آن چیزی که من در تلویزیون دیده بودم خیلی فرق دارند و در استادی چیز دیگری بودند. انگار توی ذوقم خورد و دیگر آن‌گونه که دوستشان داشتم دیگر ندارم و بااینکه خیلی استاد برجسته‌ای بودند؛ ولی تصور من چیزی بود که در واقعیت نبود. انسان این‌گونه الگوی غلطی را انتخاب می‌کند که هیچ‌گونه شناختی در مورد آن ندارد و ممکن است فقط بر اساس ظاهر قضاوت کند.


 ادامه پرسش و پاسخ؛

28- علت توجه به عدد ۱۴ در کنگره 60 چیست؟

همسفر ناهید: علت این توجه شاید به خاطر چهارده معصوم است؛ ولی در کل عدد چهارده عدد مقدسی است و خیلی‌ها هم به آن اعتقاددارند.

خانم صبا: چگونه اعتقاددارید و چه‌کاری انجام دادید؟

همسفر الهام: من معمولاً نذرهایم را به نیت چهارده معصوم انجام می‌دهم؛ مثلاً هزار و چهارصدتا صلوات می‌فرستم.

خانم صبا :هر وقت کارتان درجایی خیلی لنگ شد چهارده هزار تومان نذر سبد کنگره کنید، نمی‌دانید چهارده هزار چه می‌کند. یک‌وقت‌هایی یک اضطرارهایی برایتان پیش می‌آید، چهارده هزار به نیت چهارده معصوم نذر کنید یا چهارده وادی کنگره ۶۰ خیلی جواب می‌دهد. چهارده خیلی عدد مقدسی است، نمی‌دانم چه سحر و جادوی در این عدد چهارده نهفته است. سخت نگیرید چهارده‌تا صلوات بفرستید همین چهارده‌تا را که وقتی می‌فرستید بلافاصله انگار یک کدی را در هستی فعال می‌کنید که یاری‌هایی به سمت شما می‌آید که خیلی عجیب است. من خودم خیلی تجربه کردم، فکر نکنید که از اول باید چهارده هزارتا بفرستید، همان چهارده‌تا خیلی اثرگذار است. بعضی عددها با خودشان انرژی‌های خیلی قشنگی دارند. انشا الله که همه شما زیر سایه چهارده معصوم باشید، زیر سایه آگاهی‌های چهارده وادی کنگره ۶۰. چهارده وادی از همان چهارده معصوم است اصلاً اشک نکنید و فکر نکنید که این‌ها از جایی دیگری آمده است.


 29- منبع انرژی‌های کیهانی کجاست؟

همسفر الهام :آقای خدامی فرمودند ما در هستی هم انرژی‌های کیهانی داریم هم غیر کیهانی مثل انرژی‌ای که در خورشید هست. زمانی که ما می‌خوابیم و کالبد دوم ما از بدنمان جدا می‌شود ما می‌توانیم این انرژی را دریافت کنیم.

یک مطلبی در رابطه با این موضوع خواندم؛ دلیل اینکه می‌گویند شب زود بخوابید و صبح زود بیدار شوید و سحرخیز باشید به خاطر دریافت همین انرژی‌هاست. زمانی که شب زود می‌خوابید تا اذان صبح انرژی‌هایی خاصی را دریافت می‌کنیم که بدنمان شارژ می‌شود که دریافت این انرژی‌ها توسط کالبد دوم ما است و دقیقاً کسانی که در این تایم خواب هستند می‌توانند انرژی را دریافت کنند. از اذان صبح تا ساعت هفت الی هشت صبح دقیقاً این چرخه برعکس می‌شود و کسانی که صبح زود بیدار می‌شوند می‌توانند این انرژی‌ها را دریافت کنند.

خانم صبا :اولاً که سطح انرژی‌ها در هستی در ساعت‌های مختلف متفاوت است. شاید شما به این فکر کردید که چرا خداوند به ما می‌گوید چهار صبح بیدار شوید دو رکعت نماز بخوانید. این‌همه زحمت می‌کشیم خواب ازسرمان می‌پرد. شاید بگویید آن موقع چهار رکعت بخوانیم ظهر که همه کارداریم و گرفتاریم دو رکعت بخوانیم. شاید این سؤال برای شما پیش‌آمده باشد؛ ولی حقیقت این است که در آن زمان انرژی که در کائنات وجود دارد به‌قدری ولتاژش بالاست که با آن مکانیسم نماز، خود را در راستای دریافت انرژی قرار می‌دهید. در آن زمان کوتاه در مسیر قبله با آن حرکاتی که با بدنتان انجام می‌دهید ولتاژ بالایی به بدن شما وارد می‌شود و شارژ می‌شوید. دیده‌اید بعض موبایل‌ها شارژ فست دارند که سریع شارژ می‌کند؛ مثلاً در بیست دقیقه موبایل را صددرصد شارژ می‌کند؛ ولی بقیه موبایل‌ها باید دو الی سه ساعت بماند تا شارژ شود و دقیقاً فست است.

در آن زمان‌هایی که انرژی کیهانی در بالاترین سطح خودش است که از شب شروع می‌شود، یکی باید برود و این انرژی را بگیرد و برای شما بیاورد و این انرژی در زاویه شما نیست. وقتی می‌خوابید جسم تمثیلی‌تان از شما جدا می‌شود انرژی‌ها را از بالا می‌گیرید و پایین می‌آورد و در جسم شما می‌رود و به همه‌جا انرژی می‌رسد. وقتی شما دیر می‌خوابید کالبد دوم هم دیرتر بالا می‌رود و آن موقع دیگر انرژی‌ها کم شده است بنابراین انرژی کمی می‌گیرد و پایین می‌آورد؛ د پس خیلی خوب نمی‌تواند به شما تغذیه برساند. می‌گویند زاهدان شب و پارسیان روز؛ یعنی که در شب خیلی خوب می‌توانند این انرژی‌ها را بگیرند و در روز می‌توانند پرهیزکاری کنند و این‌قدر سطح انرژی‌شان بالاست که خیلی خوب می‌توانند حرکت کنند.

 چیزی دیگری که هست بیداری در شب و خواب در روز بسیار شمارا تحت القای نیروهای منفی قرار می‌دهد. کسانی که این مکانیسم را دارند بیشترین انرژی خود را از انرژی‌های منفی کیهانی می‌گیرند؛ پس خیلی مهم است که سعی کنیم بدنمان را طوری ترانس کنیم که بتوانیم شب بخوابیم. یکی از اصلی‌ترین و حیاتی‌ترین مسائل ما این است که با هستی همسو باشیم.


 سؤال – بچه‌هایم شب‌ها دیر می‌خوابند و روز بعد ساعت دوازده ظهر از خواب بیدار می‌شوند. چه‌کار باید بکنم؟

خانم صبا :باید این را تغییر دهید، مشخص است که اگر بچه‌ها به این رویه ادامه دهند در آینده نمی‌توانند موفق باشند. چیزی که غلط است، غلط است و ما باید سعی کنیم خودمان را با قوانین هستی همسو و هماهنگ کنیم. انسانی که در صراط مستقیم می‌رود کم‌کم و ناخودآگاه شرایط برایش طوری جلو می‌رود که همسو با هستی باشد. شما راه خودتان را بیایید و آنها هم اگر درست حرکت کنند یکجایی می‌فهمند که باید در مسیرشان حرکت کنند و یا در آینده زندگی‌شان طوری رقم می‌خورد که بتوانند حل این مسئله را در خود ایجاد کنند.

ما همه آمده‌ایم اینجا که یک سری کاستی‌هایمان را برطرف کنیم، این یک قانون است و کاری هم نمی‌شود کرد. خداوند با توجه به شرایطی که هست این‌گونه قانون را ریخته است که شب‌ها بخوابیم و روزها بیدارباشیم. روزها هم اگر می‌خواهید بخوابید خیلی کم بخوابید، دم غروب آفتاب اصلاً نخوابید؛ چون بسیار ضرر دارد. اگر دیدید دم غروب کسی خواب است حتماً بیدارش کنید؛ چون در آن سطح انرژی، چیزهایی در خون رسوب می‌کند که بعدها فرد دچار بیماری‌های بدی می‌شود. از اول هم نمی‌شود گفت که من از فردا هفت صبح بیدار می‌شوم؛ ولی می‌توانید کم‌کم این ساعت را تنظیم کنید. می‌شود تنظیمش کرد و بهترش کرد نگران نباشید.

وقتی نصف شب بیدار می‌شوید یک سری هم به آسمان بزنید به ستاره‌ها سلام کنید خیلی حالتان خوب می‌شود. از پنجره بیرون را نگاه کنید آن لحظه به بیرون نگاه کردن خیلی خیلی انرژی‌های خوبی دارد و خیلی تفکر و تمرکزتان بالا می‌رود. خیلی از کلیدها را آن زمان به انسان‌ها می‌دهند. اکثر انسان‌ها که خیلی زود بیدار می‌شوند مثل آقای مهندس که ساعت پنج صبح از خانه بیرون می‌روند؛ یعنی وقتی اکثر انسان‌ها خوابند او بیدار است و قطعاً چیزی را که او به دست می‌آورد هیچ‌کسی به دست نمی‌آورد و سطح انرژی که او دارد هیچ‌کسی ندارد. ما هم بالاخره الگویمان در این زمینه‌ها ایشان است و می‌توانیم یک مقدار شبیه الگویمان بشویم. یا اینکه آقای مهندس ساعت نه الی ده می‌خوابند. در کل سبک زندگی ما باید این مدلی باشد و حالا در شرایط استثنایی که میهمانی می‌روید اشکالی ندارد؛ ولی در کل هفتاد درصد زندگی ما باید درست باشد و سی درصد این‌ور و آن ور اشکالی ندارد.

اگر شامتان می‌رسد به ساعت ده اصلاً نخورید؛ چون بدن شما بیشتر به مشکل می‌خورد. گرسنگی کمتر به بدن شما آسیب می‌زند تا غذا و این را سعی کنید رعایت کنید. ما آمده‌ایم اینجا که تغییر کنیم و تغییر باید در زندگی‌مان کاملاً مشخص شود در خوابمان، در بیداری‌مان، در ساعت غذا خوردن و ما دیگر باید شبیه انسان‌های خوب روزگارمان بخوابیم، بخوریم، زندگی کنیم. من به خاطر سبک زندگی که دارم و صبح زود باید بیدار شوم در شب در هر ساعتی که بخواهم می‌خوابم و کاری هم به کسی ندارم و مدل زندگی من این است، شاید دیگران نخواهند مثل من زندگی کنند.

اول یاد بگیرید که خودتان درست زندگی کنید، شاید در آینده بچه‌هایتان بگویند که مادرم خیلی خوب زندگی می‌کرد و واقعاً مادرم سبک زندگی‌اش خیلی درست بود. همین‌طور که ما الآن می‌گوییم مادربزرگم همیشه صبح زود بیدار می‌شد. بالاخره شاید برخی زمانشان نرسیده است یا به آن باور نرسیدند؛ ولی نه اینکه شما هم پای آنها بنشینید و فیلم سینمایی نگاه کنید.

شب‌ها اصلاً چای نخورید؛ چون چای در مقدار ملاتونین که در شب‌ها برای خواب ترشح می‌کند اختلال ایجاد می‌کند. سعی کنید گلاب بخورید، آب در گلاب بریزید و بخورید، بیدمشک بخورید. خودتان به امواج مغزی‌تان یک استراحتی بدهید و بخوابید. قهوه و نسکافه نخورید. چیزهای چرب، مغز را درگیر می‌کند و خوابتان خواب بدی می‌شود.

               

30- راهنمایی من در مورد پوشش من خیلی سخت‌گیری می‌کند؟

همسفر الهام :آقای خدامی فرمودند در اوایل سفر و به یک تازه‌وارد می‌شود آوانس داد؛ ولی بعدازاین که یک مدت از سفرشان می‌گذرد باید پوششان را درست کنند. آقای مهندس گفتند با تی‌شرت کنگره نیایید اگر کسی گوش نکرد، مرزبان‌ها می‌توانند جلوی او را بگیرند؛ حتی اگر دیگر به کنگره نیاید؛ چون آقای مهندس گفتند ما اگر نتوانیم این پوشش و لباس را از فرد بگیریم، نمی‌توانیم شیشه و هرویین را از او بگیریم.


خانم صبا :آیا خودت در این زمینه مشکلی داشتی که بیایی اینجا و درست شوی؟

همسفر الهام :نه به نظرم از اول پوششم خوب بود.

خانم صبا : پوسش خانم آنی را دیده‌اید چگونه است؟ درنهایت سادگی است، فکر می‌کنید او دلش نمی‌خواهد؛ ولی جلوی خواسته‌اش را می‌گیرد و ایشان یک الگوی تمام‌عیار برای ماست. خانم آنی یا خانم مرجان عکسشان را دیدید، خیلی سعی می‌کنند خودشان را به‌سادگی نزدیک بکنند که راحت‌تر بتوانند جلو بروند و استانداردهای اینجا را خیلی خوب رعایت می‌کنند.

اگر دقت کنیم بعضی هستند که خیلی هنجارشکن هستند و تیپ‌های می‌زنند که واقعاً مناسب اینجا نیست به تجربه که نگاه می‌کنم دقیقاً آنهایی که خیلی نابهنجار حرکت کرده‌اند؛ حتی تذکر هم می‌گرفتند؛ ولی باز احساس می‌کردند که نه و آنها خیلی ماندگار نبودند؛ چون این چرخه نمی‌گذارد به آن شکل ادامه داد.

خاطرم هست که در سه الی چهار سال پیش در ردیف جلوی آکادمی چند خانم می‌نشستند که حجابشان خیلی بد بود و همین‌ها خیلی مشکل ایجاد کردند؛ چون عکس‌هایی که از آقای مهندس و ردیف اول می‌گرفتند باعث شده بود از یک سری از سازمان‌ها خیلی تذکرات جدی به آقای مهندس بدهند. بعضی وقت‌ها ما مسئولیم نه به خاطر اینکه خودمانیم بلکه ما ممکن است در جایگاهمان مکان را به مشکل تبدیل کنیم؛ مثلاً کمک راهنمایی که می‌رود آن بالا می‌نشیند خودش که اشکال ندارد اگر صرفاً خودش باشد؛ ولی مهم آن جایگاه است؛ مثلاً یک مسافر می‌آید می‌گوید اگر این کمک راهنماست و این‌گونه است نمی‌خواهم همسفر من بیاید و می‌بینید که به خاطر پوششتان جلوی یک نسل را گرفتید و من این را دقیقاً دیدم.

آقای مهندس تذکر هم دادند که هر جوری در بیرون می‌خواهید بگردید من مسئولش نیستم؛ ولی اینجا یک محیط آموزشی است. حتی آنجایی که خیلی دلتان می‌خواهد چیزی را بپوشید که قشنگ‌تر بشوید با خودتان بگویید اصلاً مهم نیست من قشنگ‌تر بشوم، مهم این است استانداردهای آنجایی را که می‌روم را رعایت کنم.ما درجایی داریم کار می‌کنیم که ممکن است کسانی بیایند که خط فکری بیمارگونه دارند، آلودگی‌های حسی دارند، دید دیگری دارند و خیلی مهم است که رعایت کنید، از رعایت کردن هم خودمان خیر می‌بینیم وهم دیگران مخصوصاً اگر پست‌های اجرایی مثل مرزبانی و نگهبان و یا اینکه خدمتگزار هستید باید خیلی رعایت کنید و متعادل باشید.


 31- نظر کنگره در مورد چشم‌زخم چیست؟

همسفر نسرین :آقای خدامی گفتند نظری ندارم خودتان بروید از آقای امین بپرسید. به نظر من چشم‌زخم وجود دارد. در زمان حضرت محمد وجود داشته و آیه‌هایی مثل وان‌یکاد و آیت‌الکرسی برای چشم‌زخم است. در آن زمان حضرت رسول رفته بودند قبرستان و یک عده‌ای را نشان دادند و گفتند که این‌ها از چشم‌زخم فوت کرده‌اند. از آن زمان وجود داشته است. همین اسفندی که دود می‌کنیم و سنگ نمکی که استفاده می‌کنیم به خاطر چشم‌زخم استفاده می‌کنیم.

همسفر فریده :آقای امین در جایی گفتند من باور می‌کنم که یک‌چیزی دارم که بقیه ندارند و توی چشم هستم و آنها بر روی توانایی من یا زیبایی من یا دارایی من فوکوس کردند و تا اتفاقی برایم می‌افتد می‌گویم من را چشم کردند. این باور من است که من فکر می‌کنم این فقط مال من است یا زیبایی خاصی دارم و هر جا می‌روم من را چشم می‌کنند؛ چون امواج است و یکجایی ما می‌شنویم که یک نفر را خیلی می‌گویند و یک اتفاقی هم برایش می‌افتد؛ ولی باور آن شخص روی این موضوع تأثیر می‌گذارد.

خانم صبا :این باور ماست که جذب می‌کنیم.


 32- آیا تدابیری برای کسی که سرباز است وجود دارد که به کنگره بیاید؟

همسفر خدیجه :آقای خدامی گفتند که اگر پیش ما بیایند یک نامه می‌دهیم که تحت درمان هستند و می‌توانند به کنگره بیایند.


 33- احساس می‌کنم در کنگره به دین اهمیت نمی‌دهند و چرا مسائل دینی این‌قدر در کنگره کم‌رنگ است؟

همسفر مریم :دقیقاً من که وارد کنگره شدم همین فکر را می‌کردم و این سؤال خیلی برای من مهم بود و جوابی که آقای خدامی دادند جوابی است که الآن به آن رسیدم. آقای خدامی فرمودند به‌ظاهر در کنگره در مورد مسائل دینی صحبت نمی‌شود؛ ولی این‌قدر که در اینجا به دین اهمیت می‌دهند درجاهای دیگر اهمیت نمی‌دهند. کاری که کنگره با ما کرده درزمینهٔ دینی واقعاً هیچ دانشگاه و مدرسه‌ای نکرده است. آقای خدامی فرمودند من نماز نمی‌خواندم کنگره مرا نمازخوان کرد.

من خودم از بچگی نماز می‌خواندم و روزه می‌گرفتم؛ ولی نمی‌دانستم چرا دارم این کار را انجام می‌دهم تا الآن که نماز می‌خواندم هیچ‌وقت توفیق خواندن نماز اول وقت را پیدا نکرده بودم، از اول سال که خداوند این توفیق را به من داده است و یکی از دغدغه‌های ذهنم شده که نمازم را اول وقت بخوانم و کنگره این کار را با من کرده است. اصل آموزش‌های کنگره بر اساس قران است و ماه رمضان در هیچ جا به قشنگی کنگره نیست و روزانه ۲۰۰۰ الی ۳۰۰۰ پرس غذا داده می‌شود که در هیچ کجا داده نمی‌شود و یا با یک شیشه‌ای چه‌کار می‌کنند که شخصیتش این‌قدر بالا می‌رود که یک آشغال هم زمین نمی‌اندازد و واقعاً در هیچ جایی با ما این کار را نکردند.

خانم صبا: به قول آقای مهندس اینجا هم مسجد است هم بیمارستان، هم دانشگاه و هر سه کار را باهم انجام می‌دهد؛ یعنی هم درمان می‌کند، هم رابطه انسان‌ها را با خداوند خوب می‌کند و هم آموزش می‌دهد و همه ابعاد یک انسان را جلو می‌برد؛ پس ازاینجا واقعاً مقدس‌تر کجاست!

امیدوارم که همه شما برای اجاره محل جدید اصلاً مهم نیست چقدر؛ ولی با خودتان عهد ببندید در این مدت این مقدار از هزینه‌هایش را من می‌دهم؛ مثلاً بگویید چهارده ماه، حالا هر رقمی که می‌توانید این‌قدر زیاد نگویید که نتوانید تا چهارده ماه جلو بروید. هر رقمی که می‌توانید بگویید من تا چهارده ماه به برکت اینکه آگاهی‌های چهارده وادی به انسان‌هایی بیشتری برسد، این مبلغ از اجاره این مکان را تقبل می‌کنم.


 34- شش ماه از سفر دوم من می‌گذرد هنوز در لژیون سیگار نرفتم؟

همسفر زهرا : در اوایل می‌گفتند باید درمان اعتیاد تمام شود بعد درمان سیگار شروع شود؛ ولی الآن هر دو را باهم شروع می‌کنند و به کسی که سیگاری باشد خدمتی داده نمی‌شود.

خانم صبا : درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل می‌شود. بعد هم ما به‌وسیله درمان سیگار بیشتر می‌توانیم در سطح بین‌الملل مطرح باشیم؛ چون مصرف مخدر خیلی جاها منع اجتماعی و قانونی دارند؛ ولی مصرف سیگار همان تخریب را دارد بدون منع اجتماعی و منع قانونی؛ چون همیشه منع قانونی و اجتماعی باعث می‌شود که فرد خودش را جمع‌وجور کند. سیگار را هرکسی الآن می‌تواند برود و بخرد و همه‌جا سیگار وجود دارد، ولی به‌راحتی نمی‌توانی بروی مواد را تهیه کنی و به همین خاطر گرایش به سمت سیگار خیلی بیشتر است و یا پایداری روی حوزه مصرف سیگار بیشتر است.

 همان‌طور که حتماً خودتان می‌دانید در دقیقه هفت نفر براثر مصرف سیگار فوت می‌کنند که آمارش از مصرف مواد مخدر خیلی بالاتر است و این الزامات و سخت‌گیری‌هایی که انجام می‌دهند اگر این سخت‌گیری‌ها نباشد ما نمی‌توانیم پیام را برسانیم؛ ولی اگر درمان سیگار انجام شود پیاممان رساتر است از کسانی که سیگار را درمان نکرده‌اند.

انسان‌های بیرون خیلی دغدغه سیگار را دارند و مصرف‌کننده هم نیستند و همین لژیون‌های وایت می‌تواند انسان‌های زیادی را جذب کنگره کند و در جهانی‌شدن کنگره، وایت خیلی خیلی اثرگذار است و این را مطمئن باشید؛ یعنی وایت ممکن است که باعث شود دنیا به سمت کنگره بیایند؛ چون آنها به هیچ شکلی نتوانستند سیگار را درمان کنند. امیدوارم که خداوند به همه افرادی که در تور سیگار افتاده‌اند کمک کند که بیرون کشیدن از آن خیلی سخت است. انشالله که خداوند واقعاً اذنش را صادر کند که بتوانند درمان شوند.


 35- رابطه مسافرم در خانه با من خوب نیست چه‌کار کنم؟

همسفر خدیجه :این سؤال برایم جالب بود؛ چون دقیقاً مشکل داشتم و نمی‌دانستم مشکل از کجاست که آقای خدامی فرمودند که با محبت می‌توان خانه را بهشت کرد.

من انتظار دارم همه به من محبت کنند؛ ولی خودم نمی‌توانم به کسی محبت کنم و نمی‌دانم مشکل کجاست و انسان یکنواختی هستم. دوست دارم تغییر کنم؛ ولی نمی‌دانم چگونه باید شروع کرد که آقای خدامی گفتند همان‌طور که در کنگره رفتار می‌کنیم در خانه هم رفتار کنیم.

خانم صبا :چیزی که کنگره را می‌چرخاند محبت است، اگر هر دفعه که می‌آیید فقط آموختن و بحث کردن باشد، فقط نوشتن و یادگرفتن نکته باشد شما چقدر می‌توانید بیایید و یکجایی خسته می‌شوید. به قول خانم زهرا یک لیسانسی می‌گیرید و رها می‌کنید و؛ اما چیزی که باعث می‌شود این‌قدر جلو بیایید محبت است؛ چون اساس کار اینجا بر مبنای محبت است. اگر این خلق‌وخو را درجاهایی دیگر هم پیاده کنیم می‌توانیم همین چرخش را ایجاد کنیم.


 36- مسافرم بالای چهار سال رهایی دارد؛ ولی دوربین او روی من است چه‌کار کنم؟

همسفر فاطمه: آقای خدامی جواب دادند ما نباید یک‌طرفه به قاضی برویم و نباید قضاوت یک‌طرفه داشته باشیم. بر اساس پیوند محبت همه‌چیز درست می‌شود و حس منفی دور می‌شود.

خانم صبا:چیزی که با محبت حل نشود با چیز دیگری هم نمی‌توانید آن را حل کنید. محبتی که پشت آن عقل باشد نه محبتی که فقط پشت آن حس باشد.


 

 تایپ: همسفر عفت


 






نظرات() 


مریم نظری
یکشنبه 31 تیر 1397 06:57 ب.ظ
خدا قوت خانم صبای عزیز، آموزش گرفتم
خدا قوت عزیزان خانم عفت و خانم الهام
همسفر اکرم
جمعه 29 تیر 1397 05:08 ب.ظ
خانم عفت عزیز ان شالله در تمام مراحل زندگی موفق باشید.
الهام جون خدا قوت .
خانم صبا عزیز و مهربان بسیار سپاسگزارم ،
برای داشتن معلمی چون شما شکر،شکر ،شکر
همسفر مرضیه
جمعه 29 تیر 1397 06:51 ق.ظ
خانم عفت عزیز ان شاء الله به پاس زحماتت به خواسته های قلبی ات برسی و عاقبت بخیر باشی، سپاس
الهام جان ممنوووون از زحمات بی دریغت، به امید رهاااااااااایی
خانم صبای خوب و مهربانم فقط خدا می داند اجر زحماتتان چیست، بهترین و خیرترین ها را از خداوند برایتان می خواهم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox