برداشت از سی دی راه درست

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
شنبه 23 تیر 1397-08:00 ق.ظ

گاهی اوقات لزومی ندارد که خیلی حرف بزنیم بلکه با رفتارمان می‌توانیم دیگران را متوجه اشتباهاتشان بکنیم. فقط کافی است خودمان درست رفتار کنیم و خیلی مهم است که به سه مقوله کلام مناسب، زمان مناسب و مکان مناسب توجه داشته باشیم.



به نام خالق یکتا

 


در مورد انتقام‌جویی؛ عروسی یکی از بستگان بود و در ماشین ما، من بودم و پسرم و عباس که راننده است و دو جای خالی داشتیم و می‌توانستیم دو نفر را با خودمان ببریم. عباس گفت: برادر بزرگش و همسرش همراه ما بیایند که من مخالفت کردم که چرا هر وقت می‌خواهند جایی بروند و به تو نیاز ندارند چیزی نمی‌گویند و حالا که وسیله ندارند می‌خواهند با ما بیایند. حالا برای اینکه آنها راحت باشند من و محمد با اتوبوس می‌رویم. عباس ناراحت شد که تو چرا عصبانی می‌شوی، ما که داریم می‌رویم این دو نفر را هم با خودمان ببریم. تو که هیچ‌وقت از این کارها نمی‌کردی، چرا حالا عصبانی شدی؟

من با این کارم می‌خواستم انتقام این را بگیرم که آنها هر وقت جایی می‌روند هیچ‌وقت به ما نمی‌گویند و به این فکر نمی‌کردم که آنها اشتباه می‌کردند، حالا چرا ما باید اشتباه آنها را تکرار کنیم که هم خودم ناراحت شدم و هم عباس را ناراحت کردم. می‌توانستم خیلی عادی برخورد کنم که چه اشکالی دارد، آنها هم با ما بیایند.


به هر وسیله به هدف خود برسی؛ زمانی که رهجوی خانم حجازی بودم چهار سال سفرمان طول کشید. در این چهار سال اصلاً از زندگی هیچ‌چیز نفهمیدم و فقط عباس را به دندان گرفته بودم که به رهایی برسد؛ حتی فرزندانم را هم نمی‌دیدم و اصلاً نفهمیدم در این مدت آنها چگونه درس خواندند! فقط به این فکر می‌کردم که عباس رها شود، فقط مراقب دفترچه برنامه بودم که پله‌ها بالا و پایین می‌شدند و وقتی پله‌ای را کم می‌کرد حالم خوب بود و وقتی پله‌ای بالا می‌رفت یا تکرار می‌شد عصبانی می‌شدم که چرا درست سفر نمی‌کند تا اینکه بعد از چهار سال به رهایی رسیدیم؛ ولی این رهایی فقط شش ماه بود و بعدازآن دوباره برگشت خورد و به این نتیجه رسیدم که من به‌زور می‌خواستم همسرم اعتیادش را درمان کند؛ ولی الآن متوجه شدم که خودش باید از ته دل خواسته داشته باشد و زمان و فرمان هم دست خداوند است و دیگر رهایش کردم.

مهم این است که باوجوداینکه همسرم همچنان اپیوم مصرف می‌کند؛ ولی من آرامش دارم و خانواده‌ام هم در صلح و آرامش هستند و فکر می‌کنم همین برای من کافی است که من در صراط مستقیم باشم و وقتی در صراط مستقیم حرکت می‌کنم قطعاً به هدفم هم خواهم رسید.

 

در مورد حقیقت؛ گاهی اوقات ما موضوعی را می‌دانیم و می‌خواهیم حقیقت را به دیگران بفهمانیم و این را هم قبول داریم که ما راست‌گو و رک گو هستیم؛ ولی باید این را توجه داشته باشیم که آیا طرف مقابل ما ظرفیت این حرف‌ها را دارد؟ آیا حرف ما را قبول می‌کند؟ ما نمی‌توانیم برای اینکه حقیقت سخنی را به دیگران بفهمانیم خیلی تلاش کنیم و از هر راهی وارد شویم و اصرار داشته باشیم که دیگران را متوجه کارهایشان کنیم؛ چون این کار اشتباه است. ما نمی‌توانیم در باور دیگران رخنه کنیم تا حرف ما را قبول کنند.هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد؛ باید توجه داشته باشیم آیا الآن موقع حرف زدن است و یا آیا این مکان جای صحبت کردن است و باید به این نکته‌ها توجه داشته باشیم.

 

در مورد دغدغه‌های زندگی؛ زندگی خودش آنقدر دغدغه دارد که ما دیگر نیاز به دغدغه دیگران نداریم که نگران دغدغه زندگی دیگران باشیم و تلاش کنیم که مشکلات زندگی دیگران را حل کنیم. اگر من خودم را درگیر دغدغه زندگی خودم و دیگران کنم از زندگی هیچ‌چیز نمی‌فهمم.


چگونه حرف بزنیم و چه مقدار؛ لحن و مقدار صحبت کردن خیلی مهم است. گاهی من آنقدر حرف می‌زنم که اصل کلام را فراموش می‌کنم که در مورد چه حرف می‌زدم و آن‌وقت انتظار دارم دیگران حرف من را گوش کنند. کم‌گوی و گزیده گوی چون دُّر.

گاهی اوقات لزومی ندارد که خیلی حرف بزنیم بلکه با رفتارمان می‌توانیم دیگران را متوجه اشتباهاتشان بکنیم. فقط کافی است خودمان درست رفتار کنیم و خیلی مهم است که به سه مقوله کلام مناسب، زمان مناسب و مکان مناسب توجه داشته باشیم؛ مثلاً گاهی اوقات فرزندم حوصله حرفی را ندارد و من پافشاری می‌کنم که او را متوجه کنم. من وظیفه ندارم که دیگران را متوجه کنم بلکه من وظیفه‌دارم خودم را تغییر دهم و با تغییر رفتار خودم حتی می‌توانم روی دیگران هم تأثیر بگذارم، اگر به این سه مقوله توجه داشته باشم.

این سی دی بسیار سی دی خوبی بود و نکات آموزنده و مفیدی داشت که می‌توانیم خیلی در موردش صحبت کنیم. امیدوارم بتوانیم از آنها درس بگیریم و در زندگی کاربردی کنیم.

 

نگارنده: همسفر پوران





نظرات() 


همسفر زهرا
شنبه 23 تیر 1397 11:47 ب.ظ
بسیار عالی بود لذت بردم خانم پوران عزیز ممنون از برداشت بسیار خوبتان
مریم همسفر مهدی 1
شنبه 23 تیر 1397 04:17 ب.ظ
خواهر عزیز و مهربانم ، بسیار از خواندن مطلب شما لذت بردم و بسیار تا بسیار از آن آموزش گرفتم . خدا را شکر برای بودن شما در لژیون ، که با چهره مهربان خود آرامش و عشق را به ما هدیه می کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox