گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه ۹۷/۳/۲۱ ؛ سی دی رخ

نوشته شده توسط :فاطمه عبدالحسینی
دوشنبه 4 تیر 1397-08:30 ق.ظ

 عاقلانه ترین کاری که همه ما می توانیم انجام دهیم این است که خودمان را بشناسیم پس همه ما که به کنگره می آییم و روز به روز در مسیر شناخت خودمان حرکت می کنیم بدانیم که عاقلانه ترین کار را انجام می دهیم؛ حتی اگر در جایی به شرایط سختی بر خورد کنیم پس محکم تر قدم بردارید و اگر در مسیر خودشناسی قدم بردارید در مسیر صراط مستقیم هستید.



بسم‌الله الرحمن الرحیم


سلام دوستان صبا هستم یک همسفر
امیدوارم حال همه خوب باشد و توشه خیلی خوبی از رمضان برداشته باشید. امیدوارم با تفکر بتوانید روی نعمت‌هایی که به دست می‌آوردید تمرکز کنید و سال آتی و سال‌های آتی توشه خوبی در کوله‌پشتی مسیر سفرتان باشد و همیشه وقتی چیزی کم آوردید و احساس کردید که به بن‌بست خوردید از این توشه چیزی بردارید و به راهتان ادامه دهید. ان‌شاءالله همه کوله‌پشتی‌هایتان پر از توشه‌های الهی باشد.

این شب‌های آخر را خیلی قدر بدانید. می‌گویند که عظمت زیادی در شب‌های آخر این ضیافت است. فکر نکنید که تمام‌شده است و اگر امکانش هست بیشتر از این سحرها استفاده کنید و باور کنید که این شب‌ها خیلی اثرگذار است. واقعاً شاید یک سحر، بیداری شما بتواند تقدیرتان را دوباره تغییر دهد. این سحرها را از دست ندهید؛ چون معمولاً آدم‌ها  آخرش خسته می‌شوند، آدم‌هایی که تا آخر مهمانی دستشان در دست میزبان است و هنوز همان اشتیاق روز اول را دارند؛ قطعاً دست‌پر از این مهمانی بیرون می‌آیند.

امام رضا (ع) می‌فرمایند: بالاترین تعقل یا بهترین تعقل خودشناسی است.
یعنی عاقلانه‌ترین کار و همان‌طور که می‌دانید عقل فر الهی دارد؛ پس عاقلانه‌ترین کاری که همه ما می‌توانیم انجام دهیم این است که خودمان را بشناسیم. همه ما که به کنگره می‌آییم و روزبه‌روز در مسیر شناخت خودمان حرکت می‌کنیم و بدانیم که عاقلانه‌ترین کار را انجام می‌دهیم؛ حتی اگر درجایی به شرایط سختی برخورد کردید محکم‌تر قدم بردارید و اگر در مسیر خودشناسی قدم بردارید در مسیر صراط مستقیم هستید.

کسی در ماه رمضان دعایش تغییر کرده است؟  اگر قبلاً خیلی برای دغدغه‌های خود دعا می‌کردید و درگیر دغدغه‌های خود بودید به خدا بگویید: که خدایا غم‌های دنیایی را از من بگیر و غم دوری از خودت را به من بده.

خانم مریم: قبلاً که در سجده دعا می‌کردم، دعایم در یک دقیقه تمام می‌شد؛ ولی الآن وقتی نمازم را می‌خوانم عشقم این است که زودتر سجده بروم و در سجده دعاهای خیلی طولانی انجام می‌دهم. قبلاً شاید فقط برای راهنمای خودم و مسافرم و آقای مهندس دعا می‌کردم؛ ولی الآن برای همه راهنماها دعا می‌کنم یا قبلاً برای خواهر لژیونی‌هایم دعا می‌کردم و الآن برای همه همسفر ها و مسافرها دعا می‌کنم و برای کسانی که مصرف‌کننده هستند و خارج از کنگره هستند، اول برای آنها دعا می‌کنم. خواهرزاده‌ام بیمار است و وقتی می‌خواستم دعا کنم همیشه او جلوی چشمم بود؛ ولی الآن برای همه مریض‌ها دعا می‌کنم یا اول برای همه پدر و مادرها دعا می‌کنم و این را متوجه شدم و خیلی از خداوند می‌خواهم که من را به خودش نزدیک کند و همیشه می‌گویم: خدایا وجود من را از همه‌چیز خالی کن و خودت را در وجود من زیاد کن، من می‌خواهم فقط به تو نزدیک باشم و هر کاری که انجام می‌دهم فقط برای رضای تو باشد. این دعاهایی است که در این ماه رمضان خیلی زیاد انجام دادم.

خانم صبا: دغدغه‌ها هیچ‌وقت تمام نمی‌شود و بعد می‌بینید که شصت سال زندگی کردید و فقط برای چیزهایی که تکرار می‌شده و ثمره‌ای هم نداشته دعا کردید و اصلاً راه شما این نبوده است؛ ولی اگر برای قرابت خودتان به خداوند دعا کنید خیلی در مسیر جلو می‌روید، خیلی اوج می‌گیرید و دیدگاهتان تغییر می‌کند.

خانم حوریه: من در این ماه که دعا می‌کردم اول شکرگزاری از خداوند را انجام می‌دادم که قبلاً این کار را نمی‌کردم و شروع می‌کردم و خواسته‌های خود را می‌گفتم؛ اما الآن نعمت‌های خداوند را نام می‌برم و شکرگزاری می‌کنم.
امام زمان در دعاهایم خیلی پررنگ شده است و خواست معرفت و شناخت امام زمان خیلی زیاد شده است و از خدا خواستم که قبل از ظهور آقا امام زمان معرفت و شناختش را به من عنایت کند و این دغدغه‌ام شده است که اگر امام زمان الآن بیاید و من نشناسمش فایده‌ای ندارد و شاید به‌جای اینکه در کنارش باشم در مقابلش باشم.
در دعاهایم همه راهنماها را دعا می‌کنم و همه‌کسانی که درگیر اعتیاد هستند را دعا می‌کنم. برای عاقبت‌به‌خیری و رستگاری دعا کردم. یک بزرگی صحبت می‌کرد و می‌گفت: رستگاری بهتر از عاقبت‌به‌خیری است؛ چون اگر رستگار بشوی هم در این دنیا و هم در آن دنیا عاقبت‌به‌خیر می‌شوی.

خانم فریده: یک علاقه‌مندی که برای من به وجود آمده این است که با مرگ معمولی از دنیا نروم و با شهادت از دنیا بروم و این حس تازه‌ای است که در من به وجود آمده است.

خانم خدیجه: من برای مسافرم همیشه دعا می‌کردم که حرکتش خوب شود؛ ولی الآن دعا می‌کنم که همه مسافرهایی  که سفر خوبی ندارند ان‌شاءالله سفرشان خوب باشد و خیلی از خدا خواستم که من را جزء خدمت‌گزاران کنگره قرار بدهد؛ چون دوست دارم به امام زمان خود خدمت کنم و خدمت در کنگره همان خدمت به امام زمان است و امیدوارم امام زمان تقدیر من را طوری نوشته باشد که خودم و مسافرم امسال جزء خدمت‌گزاران کنگره باشیم.

خانم حوریه: هر کس در کنگره درست حرکت کند دقیقاً در صراط مستقیم حرکت کرده و در راستای همان چیزی است که امام زمان می‌خواهد شک نکنید و اولویت خود را آموزش و خدمت در اینجا قرار دهید.

خانم مرضیه: من دعای استغفار حضرت علی را که خواندم و یک قسمت از آن را خیلی دوست داشتم؛
 بار خدایا؛ از تو آمرزش می‌طلبم برای هر گناهی که به‌واسطه آن مستحق رد شدن دعا و محرومیت از اجابت آن شده‌ام.
بار خدایا؛ از تو آمرزش می‌طلبم از هر گناهی که رحمتت را از من برمی‌دارد و عذابت را بر من فرود می‌آورد یا مرا از کرامتت محروم می‌سازد و نعمتت را از من زایل می‌سازد.
در خواندن دعا در شب‌های قدر خیلی باکیفیت نمی‌خواندم؛ ولی این بار که بیشتر به معنی توجه کردم. در یکی از فرازها نوشته بود خدایا تو بهتر از هرکسی به حال گمراهان آگاهی؛ یعنی من اگر فکر کنم که مسافرم در گمراهی است و خدا فراموشش کرده است و این فکرها به ذهن آدم می‌آید؛ ولی وقتی این فراز را خواندم حس خوبی گرفتم که می‌گفت تو بهتر از هرکسی آگاهی.

خانم صبا: فارسی خواندن دعاها به شما خیلی کمک می‌کند.
در حرم امام رضا هنگام جزء خوانی قرآن دو خانم کنار من نشسته بودند و بعد به من گفتند که قرآن را برای ما باز می‌کنی و من برایشان باز کردم. اینها اصلاً سواد نداشتند؛ ولی آنجا نشسته بودند و فقط قرآن را نگاه می‌کردند و عشقی که آنها با قرآن می‌کردند خیلی زیاد بود. یکی از آنها دستش را با عشق روی کلمات می‌کشید و وقتی می‌دید که من صفحه را رد می‌کنم، او هم رد می‌کرد و چشمانش هم خوب نمی‌دید و قرآن را مثل کسی که می‌خواند بالا می‌آورد تا ببیند. او توانش همین بود؛ ولی نگفت من که سواد ندارم و نمی‌توانم قرآن بخوانم؛ ولی با عشق آنجا نشسته بود و با هر توانی که داشت می‌دانست که چقدر قرآن ارزش دارد و دلی که او می‌گذاشت خیلی بالاتر بود.
با هر نیت و هر توانی به قرآن نزدیک شوید، قطعاً جواب می‌گیرید؛ ولی هرچه درکتان و فهمتان بالاتر برود رابطه‌تان بهتر می‌شود؛ مثل‌اینکه شما یکی از سی‌دی‌های آقای امین را به زبان انگلیسی گوش کنید یا یک سی دی را به زبان فارسی گوش کنید. درست است که آن‌هم یک مفهومی است و وارد وجودتان می‌شود و این‌طور نیست که آدم سی‌دی‌های زبان انگلیسی را گوش کند و هیچ‌چیز گیرش نیاید؛ ولی وقتی فیلم را به زبان‌اصلی گوش می‌کنید برداشت‌هایی که دارید بیشتر است.
 حتماً معانی دعاها را بخوانید. عربی که می‌خوانید هیچ‌چیز نمی‌فهمید فقط حساب گرانه می‌گویی: این را خواندم؛ ولی اثری که روی قلبت می‌گذارد خیلی کم است؛ ولی وقتی‌که معنی را می‌خوانید اصلاً معامله گرانه نیست و آنقدر از خواندن  آن لذت می‌بری که به خاطر آن لذت از خداوند پاداش می‌گیری و همان درک و حس، آنجا برایتان باز می‌شود. در برنامه خود حتماً دعا را بگذارید. دعا خیلی کمک می‌کند؛ حتماً از امام زمان یاری بگیرید؛ حتماً وقتی می‌خواهید دعایی را بخوانید بگویید: شما هم برای من دعا کن که این دعا در حق ما جواب دهد و شما این خواسته ما را به خداوند بگو. خیلی فرق می‌کند؛ مثل این است که شما از آقای مهندس بخواهید که برایتان دعا کند. شاید اگر خودمان بخواهیم، به خاطر آن گناهانی که خانم مرضیه گفت اجابت نشود؛ ولی وقتی این بزرگواران خواسته ما را مطرح کنند قطعاً ما به یک‌چیزی خواهیم رسید؛ پس این زیرکی را داشته باشید. مؤمن باید زیرک باشد و بداند در کجا و به چه کسی نزدیک شود و از چه کسی دور شود. مثل‌اینکه باید در کنگره هم بدانید که به چه چیز نزدیک شوید و از چه چیز دور شوید؛ پس در حیاتتان به امام زمان و امام حاضرتان خیلی نزدیک شوید و بخواهید که در این شب‌های آخر برای همه ما دعا کند و ان‌شاءالله هر چیزی که مانع است و ما نمی‌توانیم فضل خداوند را بگیریم، به دعای امام زمان و شفاعت امام زمان نزد خداوند، خدا به ما رحم کند.

دستور جلسه؛ سی دی رخ

خانم مرضیه: در این سی دی آقای مهندس در مورد انسان‌ها صحبت می‌کنند و می‌گویند که خیلی از انسان‌ها فقط هیبت انسانی دارند و خصلت انسانی را در انسان‌ها کمتر می‌توانیم پیدا کنیم و انسان‌ها هم رذایل و هم فضایل و هم مسئله اختیار را دارند و می‌توانند انتخاب کنند که چه مسیری را بروند. در قرآن هم گفته‌شده که انسان نسبت به رب خود ناسپاس است و انسان یک موجود زیان‌کار است و یا انسان موجود حریص است و از این صفت‌ها خیلی در مورد انسان به‌کاررفته است و در قرآن گفته‌شده است: مگر انسان‌هایی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام می‌دهند و دیگران را به صبر تشویق می‌کنند و خودشان صبور هستند و کسانی انسان هستند که فرامین خداوند را اجرا می‌کنند و فرامین خداوند هم در همه دوره‌ها یکی بوده است و حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد همه یک حرف را می‌زدند. فرامین می‌گویند: دروغ نگویید، رشوه نگیرید و ... و کسانی که این فرامین را اجرا کنند انسان واقعی هستند.
آقای مهندس می‌گویند: اگر در کنگره همه قوانین را زیر پا بگذارند کاری از دست من برنمی‌آید، اگر همه بخواهند دنبال منافع خودشان باشند دیگر من نمی‌توانم کاری انجام دهم.
ما در زندگی قدر چیزهایی که داریم را نمی‌دانیم و بیشتر به نداشته های خود نگاه می‌کنیم و به‌جای اینکه سپاسگزار داشته‌هایمان باشیم مدام غر می‌زنیم و شکایت می‌کنیم.

خانم رعنا: آقای مهندس گفتند ما همیشه گله و شکایت می‌کنیم. ما همه قبل از اینکه به کنگره بیاییم این مسئله را داشتیم. من خودم از انتخاب‌ها و وضعیت زندگی‌ام شاکی بودم و می‌گفتم: من نمی‌خواستم که این‌طور شود و چیزهایی که داشتم را در نظر نمی‌گرفتم و با گوش دادن به این مطلب متوجه شدم مهم‌ترین چیز برای من سلامتی است که خودم و خانواده‌ام داریم و درگیر هیچ نوع بیماری نیستیم. بیماری‌هایی که آنقدر این روزها زیاد شده است و هرچقدر هم هزینه کنی درمان برای بعضی بیماری‌ها نیست و سلامتی نعمت بزرگی است که من دارم و در کنارش درست است که مشکلات دیگری را داریم؛ اما وقتی سلامتی برای من باارزش است و نعمت بزرگی است خدا را شکر می‌کنم و امیدوار می‌شوم و مسائل دیگرم را نادیده  می‌گیرم. آمدن به کنگره این موضوع را بیشتر برای ما روشن می‌کند و بیشتر به داشته‌هایمان توجه می‌کنیم و غر زدن‌هایمان را کمتر می‌کنیم. به‌مرور در من تغییرات به وجود آمد که هر بار که مسئله‌ای برایم پیش می‌آید، در کنارش اول داشته‌هایم را ببینم.
من درگیر مسئله کار مسافرم هستم و با توجه به اینکه سال‌ها این مسئله را داشت و در کنارش اعتیاد هم بود، الآن باز شکر می‌کنم و می‌گویم که درمان شده است و این خیلی خوب است و یک مرحله جلو است و امیدوار میشم و ان‌شاءالله این مشکل هم حل می‌شود.

خانم صبا: ابتدا دعایتان را با شکرگزاری شروع کنید و این ادب را بگذارید؛ مثلاً اگر ده طبقه برای استجابت شما باشد، وقتی‌که شما با تمام وجود شکر می‌کنید شمارا شش طبقه بالاتر می‌آورد؛ یعنی خیلی به استجابت نزدیکتان می‌کند. می‌گویند همه‌کسانی که زیارت امام رضا می‌روند همیشه گریه می‌کنند؛ ولی یک‌بار هم بروید و بخندید و با شادی سمتش بروید.
خیلی خوب است که ابتدا که به زیارت می‌رویم سلام کنیم و بعد تشکر کنیم به خاطر همین اسبابی که فراهم کرده و ما نزدیکش شدیم. نزدیک شدن به این آدم‌ها خیلی خوب است و همین‌که جایی هست که هر که می‌رود حالش خوب می‌شود. من فکر می‌کردم که در ماه رمضان خیلی به زیارت امام رضا نمی‌روند؛ چون وقتی روزه می‌گیری سخت است؛ ولی دیدم همیشه طالب دارد و شلوغ است؛ پس چیزی است که به خدا وصل است و اصلاً کار بشر نیست. همین امواجی که از اینجاها به آسمان می‌رود، بلاها را برای همه دور می‌کند. بابت همه اینها اول شکر کنیم و بعد تقاضای خود را مطرح کنیم.
امیدوارم این فرهنگ از این رمضان در ما جاری شود و آنقدر این در ذهنمان بنشیند که هر بار که خواستیم دعا کنیم اول شکر کنیم. بعضی بلاها و گرفتاری‌ها خیلی سخت‌تر از اعتیاد است، ما این مشکل را داریم؛ ولی جایی را داریم که ما را برای کنار آمدن و حل کردن این مشکل آماده می‌کند.

خانم مرضیه: نکته بعدی اینکه بدی‌ها همیشه وجود دارند و مثالی که در سی دی زده شد این بود که اعتیاد همیشه هست و اینکه بگوییم چرا مواد مخدر وجود دارد یا این ساقی‌ها وجود دارند و مدام غر بزنیم پس باید بگویی که چاقو هم نباید باشد؛ چون می‌تواند کاربرد نامناسبی داشته باشد و با آن کسی را بکشی و کسی که بخواهد این کار را بکند آقای مهندس می‌گوید که با یک میل‌گرد و یا هر وسیله دیگری هم می‌تواند این کار را بکند. خداوند به ما چیزی به نام عقل داده است و ما باید دانش  و آگاهی خود را بالا ببریم تا بتوانیم انتخاب‌های درست داشته باشیم.
همه‌چیز در فکر و اندیشه ما است ما می‌توانیم با کمترین امکانات بهترین زندگی و حال خوش داشته باشیم؛ ولی ممکن است با بیشترین امکانات هم نتوانیم حال خوش را تجربه کنیم و همه اینها برمی‌گردد به اینکه ما در مورد زندگی چطور فکر می‌کنیم.

خانم الهام: من قبل از اینکه به کنگره بیایم هرسال عید فکر می‌کردم که باید وسایلم را عوض کنم تا بتوانم خوشحال باشم و عید خوبی داشته باشم؛ ولی از وقتی‌که کنگره آمدم اصلاً برایم مهم نیست که فامیل‌هایم مبل یا فرششان را عوض می‌کنند و همین‌که مسافرم سالم است و هر نفسی که می‌کشد بابت آن خدا را شکر می‌کنم و اصلاً برایم پول مهم نیست و فکرم تغییر کرده است و با همان چیزهایی که دارم خوش هستم.

خانم صفورا: من به خدا گفتم که هیچ‌چیز از تو نمی‌خواهم و سجده رفتم و شکر کردم و گفتم که ممنونم که من را قانع و راضی نگه داشتی.

خانم صبا: خداوند می‌گوید که از سپاسگزاران سپاسگزاری خواهم کرد؛ یعنی آنهایی که سپاسگزارند خداوند هستند، خیلی قشنگ از آنها سپاسگزاری می‌کند؛ پس سعی کنید جزء آنهایی باشید که خداوند بابت شما شکر می‌کند  و می‌گوید شکر به خاطر این بنده شکرگزارم. به میزان دارایی هم نیست بلکه به نوع فکر است یکی شاید دارایی خیلی زیادی دارد؛ ولی قدرت شکرگزاری ندارد؛ ولی کسی دارایی‌اش محدود است و همه توجه اش را روی چیزهایی که دارد می‌گذارد و می‌گوید می‌شود که همه اینها هم نباشد.

خانم زینب: ما زندگی را از صفر شروع کردیم و خیلی وقت‌ها دوست داشتم چیزی بگیرم و نمی‌توانستم؛ مثلاً یک‌بار دوست داشتم گلابی بخرم؛ ولی نتوانستم و خانه که آمدم دیدم همسرم با گلابی به خانه آمد. چند بار این موضوع برایم تکرار شده بود؛ چون حسم خوب بود و با هم خوب بودیم، حسم به او انتقال پیدا می‌کرد تا اینکه وارد اعتیاد شدیم و اینها از من گرفته شد که ان‌شاءالله که آن حس و حال برگردد.

خانم مرضیه: یک مدت است که دنبال کار می‌گردم و هر بار که جایی را پیدا می‌کردم می‌گفتم: خدایا به امید تو زنگ می‌زنم اگر خیر من در این است اتفاق بیفتد؛ ولی تا الآن اتفاق نیفتاد بااینکه کارهای خوبی بود؛ ولی اصلاً غر نزدم. یک‌بار حسی مثل غر زدن در ذهنم آمد و گفتم: که مگر تو به خدا نسپردی و گفتی اگر خیری در آن هست انجام شود؛ پس چیزی نگو و این باعث شد که دیگر غر نزنم و اصلاً به آن فکر نکنم.

خانم صبا: غر زدن جلوی لذت بردن شمارا می‌گیرد و کم‌کم به یک آدمی شناخته شوید که اصلاً غر نمی‌زند. قلبی که خراب شود نمی‌تواند لذت ببرد، قلب باید سالم شود. از خدا بخواهید حال قلبتان را خیلی خوب کند که بتوانید از داشته‌هایتان لذت ببرید؛ چون اگر خدایی نکرده لذت نبرید چند وقت دیگر به همین شرایطتان هم افسوس می‌خورید.

خانم مریم: در مبحث بعدی در مورد خمر صحبت شده بود و آقای مهندس گفتند خمر؛ یعنی پرده و حجاب و هر چیزی که روی اندیشه و فکر ما پرده و حجاب بکشد خمر می‌شود؛ مثلاً استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکلی و حتی قرص‌های دیازپام هم جزء خمر است.

خانم صبا: شما وقتی‌که حالتان بد باشد ادراکاتتان پایین است. وقتی حس و حالت بد است؛ حتی در کنگره هم نمی‌توانی برداشت خوبی داشته باشی. اگر یک روز که اینجا می‌آیی سرت درد بکند و یا درگیر یک حس منفی با کسی باشی واقعاً اینجا برداشتی نداری؛ یعنی جلوی افکار شما پرده کشیده شده است.
تغذیه و غذای سالم و توجه داشتن به چیزهایی که می‌خوریم خیلی مهم است و سلامتی ما نباید طوری باشد که بین ادراکات و جسم ما فاصله بیفتد.

خانم الهام: خدا در قرآن خمر و الکل را حرام اعلام نکرده است؛ چون اگر حرام اعلام می‌کرد ما دیگر نمی‌توانستیم به آن نزدیک شویم و مثلاً نمی‌توانستیم از الکل در پزشکی برای ضدعفونی کردن و یا از تریاک برای شربت سینه استفاده کنیم.

خانم صبا: بعضی وقت‌ها می‌گویند وقتی‌که یک پنجره را باز می‌کنید تا نسیم خوبی وارد خانه شود شاید چند پشه هم بیاید؛ ولی نمی‌شود گفت که به خاطر دوتا پشه  پنجره را ببندید. اثری که آن اکسیژن و نسیم بهاری در شما می‌گذارد خیلی بالاتر از این است که پشه‌ها اذیتتان کنند. بعضی کارها هم همین‌طور است؛ بعضی کارهای خوبی که انجام می‌دهید؛ مثل‌اینکه روزه می‌گیرید و سحر بیدار می‌شوید، یک اذیت‌هایی هم می‌شوید و یک اختلالاتی هم در ما به وجود می‌آید؛ ولی اثر روزه خیلی بیشتر از آن است که بگویم خوابم به هم خورد.
زندگی همین است و شما برای همسفر بودنتان شاید چند نیش هم بخورید و اذیت هم بشوید؛ ولی آنقدر می‌تواند بار بالایی برایتان داشته باشد که اصلاً آن بار در مقابل اینها اشکال ندارد.  در مقابل حرکتی که در کنگره می‌کنید شاید باید از خیلی چیزهایتان بگذرید؛ ولی نگران نباشید این نسیم خیلی شمارا زنده‌تر می‌کند تا آن مصائب. بدانید که چه چیز را به چه چیزی می‌دهید و فکر نکنید  که همه‌چیز مطلق است و اگر اینجا می‌آیم همه‌چیز درست شود نه این‌طور نیست شما خدمت می‌کنید خسته هم می‌شوید؛ ولی اشکال ندارد این خستگی برطرف می‌شود؛ ولی اثر خدمت در جان شما خیلی بالاتر است. اثری که در صور پنهان شما و در آدمیت و انسان شدن شما دارد خیلی جاویدان است.

گاهی می‌گویید من نمی‌توانم زود بیایم و نمی‌توانم خدمت کنم و نمی‌توانم از این چیزم بگذرم، اتفاقاً شاید در این گذشتن اذیت شوید؛ ولی اثری که این گذشتن برایتان می‌گذارد خیلی بالا است؛ مثلاً از پولم اگر بگذرم به مشکل می‌خورم یک مقدار اذیت می‌شوی؛ ولی کاری که با انداختن پول در سبد می‌کنی خیلی بیشتر برایتان خوب است. این را باور داشته باشید شاید نتوانی مانتو بگیری و یا از بعضی از مایحتاجت را فاکتور بگیری؛ چون گاهی درآمدمان محدود است و درآمد ما همین است و با همین درآمد می‌خواهیم جزء بخشندگان باشیم. اشکال ندارد گاهی از لباسمان بگذریم به قول خانم آنی که می‌گفت: یک هفته میوه نمی‌خوریم، حالا این‌همه میوه خوردیم و یک هفته هم نخوریم. میوه جان بخوریم و به روحمان با بخشش‌هایمان خوراک بدهیم؛ پس  گاهی برای اینکه کار خیر انجام دهید باید بعضی سختی‌ها را تحمل‌کنید، آنهایی که فکر می‌کنند کار خیر، کاری است که در آن سختی نیست اشتباه می‌کنند.

خانم زینب: من اوایل که کنگره می‌آمدم و حمایت شمارا از سبدها می‌دیدم، پیش خودم می‌گفتم شما که راهنما هستید و بااینکه خدمت می‌کنید بازهم از سبد و زمین حمایت می‌کنید و یواش‌یواش شروع کردم به سبد کنگره کمک کردن و تا جایی که توانستم دادم و خیلی خیروبرکت آن را در زندگی مشاهده کردم. اول دلهره داشتم و دستم می‌لرزید و نگاه می‌کردم و پول خردتر را می‌انداختم؛ ولی الآن سعی می‌کنم درشت‌ترین پول کیفم را بیندازم و برکتش را در زندگی‌ام دیدم و زندگی‌ام از همه لحاظ تغییر کرده است.

خانم صبا: پارسال خانم زینب برای زمین رقم خوبی کمک کرد از خدا بخواهید و از امام زمان کمک بخواهید که این توفیق را امسال به شما بدهد؛ چون ما برای خودمان کار می‌کنی. من بعضی‌اوقات می‌گفتم خدایا به من اجازه بده که شب قدرت بیدار بمانم، برای خودم دارم بیدار می‌مانم و اگر بیدار نمانم خودم بی‌بهره هستم. اگر نتوانم به زمین کمک کنم خودم بی‌بهره هستم. از خدا بخواهید که اجازه بده که من عبادت کنم، اجازه بدهد که به تو نزدیک شوم. خانم زینب پارسال می‌خواست که چادر بخرد و می‌گوید با همین چادری که دارم یک سال دیگر زندگی می‌کنم؛ ولی پولش را برای زمین می‌گذارم! این‌طور باید فداکاری کرد نه اینکه بگویی حتماً چیز اضافه‌ای داشته باشم. اینها است که باعث می‌شود قلبتان صاف شود و مدلتان تغییر کند. کم‌کم نور در قلبتان می‌آید و نور که می‌آید حالتان خیلی خوب است و از همه‌چیز لذت می‌برید، از پرواز یک پرنده هم لذت می‌برید و درجه رفاهتان بالاتر می‌رود. ان‌شاءالله خداوند آنقدر به شما برکت دهد که هم ازنظر مالی قوی شوید و هم آرامشتان زیاد شود و هم آسایشتان. گاهی لباس و یا طلایی هم می‌خرید؛ ولی خیلی حالتان خوب نمی‌شود؛ ولی لذتی که از بخشش دارید بیشتر از آن طلایی است که می‌گیرید و با بخشش همیشه لذت می‌برید؛ اما مثلاً با آن طلا در مقطعی لذت می‌برید؛ پس در هر شرایط و موقعیتی که هستید به بخشیدن فکر کنید و باید یک‌چیزی را کنار بگذارید تا چیزی را به دست بیاورید نه اینکه همه‌چیز سر جایش باشد و من ببخشم.

خانم خدیجه: موضوع دیگر اینکه آقای مهندس وقتی در مورد جهاد اکبر و جهاد اصغر صحبت کردند یک حس خوبی گرفتم و امیدواری زیادی به من دست داد. آقای مهندس گفتند: جهاد؛ یعنی جنگ کردن درراه خدا و جهاد اصغر جهادی است که سربازها برای دفاع از وطن و یا برای رضای خدا انجام می‌دهند و زمانی که نگاه می‌کنیم می‌بینیم که خیلی سخت است که از خود و خانواده‌ات بگذری و بروی بجنگی؛ چون امکان دارد که شهید شوی؛ ولی آقای مهندس گفتند: جهاد اکبر خیلی سخت‌تر است و نبردی است که ما با خودمان و با درون خود داریم و به یاد کنگره افتادم زمانی که ما به کنگره آمدیم و آموزش‌هایی که در کنگره می‌گیریم و مبارزه کردن با نفس خود را یاد می‌گیریم و این جهاد اکبر است؛ پس باید خیلی برای آن ارزش قائل شویم و خدا را شکر کنیم که در این جایگاه قرار گرفتیم و این آموزش را می‌گیریم تا این کار را انجام دهیم.

خانم صبا: وقتی آدم با خودش وارد جهاد اکبر می‌شود مثل جنگ‌های بیرون که دشمن به شما ضربه می‌زند و گول تاکتیک‌های آنها را می‌خورید؛ گاهی شما قوی‌تر هستید و گاهی ضربه می‌خورید و زخمی می‌شوید و گاهی شهید می‌شوید و همه اینها در بازی جهاد اکبر هست. جهاد اکبری که همه شما در اینجا انجام می‌دهید و بعضی وقت‌ها بعضی عملیات و حمله‌های سخت را باید پشت سر بگذارید. همه شما هم شب‌های عملیات دارید و گاهی احساس می‌کنیم از زمین و زمان به ما ضربه می‌زنند و فکر می‌کنید که مسئله کجاست و چطور باید دفاع کنم؛ پس همه درگیری‌هایی که داریم یک نوع جهاد کردن است.

خانم فریده: در ماه رمضان سال ۹۵ خداوند خیلی ناز من را کشید و من بدعادت شدم و فکر می‌کردم همه ماه رمضان‌ها باید این‌طور باشد و در آن سال من یک ماه عاشقانه با خدا داشتم. پارسال یکسری درگیری‌های دنیوی داشتم و من را یک مقدار راکد کرده بود و حالم خوب نبود؛ ولی امسال می‌خواستم خیلی قوی‌تر جلو بیایم و همه تیکه‌های پازل تا به امروز یک جمع‌بندی خوبی به من می‌دهد؛ اینکه من در اول ماه رمضان یکسری دستورالعمل‌ها را برای خودم چیدم و پنج‌تا از مطالبی بود که شما گفته بودید و پنج مطلب هم به توصیه افراد دیگر بود و اینها را ذکر می‌کنم؛ چون متوجه شدم که همه نور بوده است.
 یکی دائم الوضو بودن بود و امروز مطلبی که می‌خواندم و نوشته بود روشنایی هم قوانین خودش را دارد و ما به نور احتیاج داریم برای اینکه بتوانیم از تاریکی‌ها بیرون بیاییم  و یکی از آن نورها وضو است و یکی از سوره‌هایی که می‌خواستم روزی هفت بار بخوانم و چله بگیرم سوره والعصر بود که انسان اهل خسران است. من اهل خسران هستم؛ ولی خدایا کمکم کن ایمان بیاورم و می‌خواهم جزء افرادی شوم که عمل سالم انجام می‌دهند و می‌خواهم همه و خودم را به صبر و حق توصیه کنم.
 سوره فتح را خواسته بودم و از خدا پیروزی خواسته بودم و تا جهادی نباشد که پیروزی معنا ندارد. اینها را طلب کردم و واردش شدم و درواقع با یکسری نور وارد ماه رمضان شدم. رمضان هم که پر از برکت است و شروع کردم و بدی‌های خود را دیدم و آنقدر از خودم بدی دیدم و گفتم: خدایا من خیلی آدم بدی هستم بااین‌همه بدی دنبال چه چیز می‌گردم؟ دنبال این هستم که بااین‌همه بدی و زشتی به تو نزدیک شوم و این حال من را خراب کرده بود. یکسری بی‌رحمی‌ها در حق من شده بود می‌خواستم اینها را درست کنم و نمی‌دانستم باید چه‌کار کنم؛ ولی همه بی‌رحمی‌ها یک فشاری به من آورد که درنهایت من یک تصمیمی گرفتم و فکر نمی‌کنم که تصمیم اشتباهی باشد و به نظرم تصمیم درستی است و ان‌شاءالله بتوانم ادامه دهم.
 امروز برای یک‌لحظه وقتی این مطلب را دیدم رنج را از من برداشت و تیکه‌های پازل به هم ربط داده شد و متوجه شدم وقتی توانسته‌ام زشتی‌های خودم را ببینم؛ یعنی اینکه نور بیشتری تابیده است وگرنه من با یک نور ۵۰ واتی در یک سفره سفید نهایت لکه‌های بزرگ را می‌دیدم. فقط گفتم: خدایا شکرت؛ یعنی تو هم دوست داری من آدم بهتری بشوم و به خاطر همین اجازه دادی این نورها بتابد که من لکه‌ها و زشتی‌های دیگر را هم ببینم. من فکر می‌کردم؛ چون چند کار اساسی که زشت هستند را انجام نمی‌دهم پس آدم خوبی هستم می‌گفتم: من تابه‌حال گناه کبیره نداشتم؛ پس آدم خوبی هستم؛ ولی دیدم این‌طور نیست و خدا با این نورهایی که خواسته بودم می‌توانست این اجازه را به من ندهد؛ ولی همه این بی‌رحمی‌ها و همه این نورها دست‌به‌دست هم دادند که من یکسری بدی‌ها را ببینم و یک مقدار من را غمگین کرده بود؛ ولی یک‌دفعه حالم خوب شد و احساس کردم خدا خیلی دوست دارد که من آدم خوبی شوم؛ یعنی به‌غیراز اینکه خودم دوست دارم خدا هم دوست دارد که کمکم می‌کند وگرنه می‌توانست این اجازه را به من ندهد و این حس فتح و پیروزی در این روزهای آخر حالم را خوب کرد.

خانم صبا: شما وقتی‌که آزمایشات دقیق‌تری می‌دهید بیشتر متوجه مسائلتان می‌شوید، دکترتان وقتی آزمایشات دقیق‌تری برایتان می‌نویسد؛ یعنی بیشتر می‌خواهد شمارا باز کند و شما به سلامتی پایدارتری برسید و ازاین‌جهت هم باید خوشحال باشید، اگر اینها را پیدا نمی‌کردید اینها در وجود شما بود؛ پس خیلی خدا را شکر کنید؛ چون خودم همین حالت را دارم و هر چه بیشتر در خودم بدی می‌بینم حالم بهتر است؛ چون خودپسندی کنار می‌رود و چون خودپسندی را از انسان می‌گیرد، رحمت الهی می‌آید. خودپسندی مانع رحمت است؛ ولی وقتی شما شروع می‌کنید و خودتان را می‌بینید دیگر خودپسندی ندارید و شاخ‌وشانه‌ای نمی‌توانی بکشی. می‌گویی: من که حال خودم خراب است و باید حال خودم را درست کنم و دنبال داروهای خودم باشم و این مسیر شمارا خیلی به رحمت خدا نزدیک می‌کند و بهترین دکتر خداوند است که شفای همه‌چیز دستش است و خیلی از این آزمایشات برای این است که ما باور کنیم که شفای اصلی دست خداوند است. انسان‌هایی را واسطه می‌کنند، امام رضا را واسطه می‌کنند؛ ولی امام رضا واسطه می‌شود و از خداوند شفا را می‌گیرد.

خانم زهرا: نکاه دیگر اینکه آقای مهندس گفتند: ائمه و همه انسان‌های خوب را می‌کشند؛ چون فکر می‌کردند فرامین از طریق جسم صادر می‌شود درصورتی‌که این‌طور نیست و جسم همه‌کاره نیست و همه‌چیز تحت اختیار مغز و جسم ظاهری نیست؛ مثلاً می‌گویند: نیوتن با بقیه چه فرقی دارد که مغزش فعال‌تر و باهوش‌تر است و به همین علت ما در جسم خیلی به مشکل برخوردیم و نتوانستیم خیلی از بیماری‌ها را درمان کنیم؛ چون جسم را نشناخته‌ایم و هر شخصی که بمیرد بازهم وجود دارد و فقط این جسم است که از بین می‌رود. 

سؤال- یکسری بازی‌ها را آقای مهندس نام بردند مثل شیر یا خط و ورق‌بازی و ... و گفتند همه اینها قمار است آیا خود بازی کردن آنها قمار است و یا اگر با شرط‌بندی باشد قمار است؟

خانم مریم: یک بزرگی در کنگره به ما گفت که پاستور بازی نکنید پاستور مثل آتش است و انگار در دستتان آتش می‌گیرید و همسرم همه ورق‌هایی که داشتیم را از بین برد؛ حتی دیگران می‌گفتند به ما بدهید و ما مشکل نداریم و بازی می‌کنیم؛ ولی همسرم گفت من آتش دست کسی نمی‌دهم و همه را نابود کرد و از بین برد.

خانم صبا: من توصیه‌ای که از بزرگان شنیدم این است که شرط‌بندی در هر چیزی مشکل دارد؛ حتی اگر در شطرنج هم شرط‌بندی بکنید به مشکل برمی‌خورید؛ چون از بازی و تفکر خارج می‌شوید و کم‌کم رندی و تقلب وسط می‌آید؛ ولی بعضی بازی‌ها الگوهایش از الگوهای غلطی گرفته‌شده است؛ یعنی شما اگر در فیلم‌های غربی نگاه کنید هر جا که ورق بوده و کازینو بوده خیلی چیزهای دیگر هم دورش جمع شده است. شما بخشی از این را گرفته‌اید؛ ولی در هستی مدلش را شبیه آنها می‌چینید. نمی‌توانم بگویم این گناه است؛ ولی بعضی عمل‌ها مکروه است و نمی‌توانی بگویی صد در صد اشتباه است؛ اما الگویی که برای آن گرفته‌شده است الگوی قشنگی نیست؛ اما در کل اگر شرط‌بندی نباشد اشکال ندارد.

خانم زهرا: قبلاً برای من سؤال بود که فرامین برای همه یکی است و یکسان وضع‌شده است؛ مثلاً می‌گویند تجسس یک کار ضد ارزش است؛ ولی من فکر می‌کردم در کار بچه‌ام باید تجسس کنم و از کارش سر دربیاورم؛ اما این قوانین یکنواخت برای همه صادرشده است و تجسس کلاً بد است و نگفته‌اند که در آنجا که بچه‌ات است تجسس مشکل ندارد، قمار هم به نظر من همین است و این‌طور نیست که مثلاً بازی ۲۱ را بگوییم دور همی یک فالی می‌گیریم و اشکال ندارد؛ ضد ارزش، ضد ارزش است.

خانم صبا: کم‌کم خودتان کنار می‌کشید و سبکتان تغییر می‌کند، آدم هر چه جلوتر می‌رود واقعاً تغییر می‌کند و دیگر برایت جذابیت ندارد و دغدغه‌ات چیز دیگری می‌شود؛ مثل‌اینکه خودکار را به مدل سیگار بگیری اینکه ضرر ندارد؛ ولی همین ادا از ادای سیگار گرفته‌شده است، درست است که هیچ آسیبی نمی‌رساند؛ ولی به ضمیر ناخودآگاه من یک پیام و حرکتی می‌دهد. ان‌شاءالله خداوند ما را به سرگرمی‌هایی مشغول کند که سرگرم خداوند بشویم و سرگرم بازی‌های خیلی خوب شویم و واقعاً خودش راه را برایمان باز کند.

خانم رعنا: مبحث دیگر اینکه آقای مهندس گفتند: اگر در مسیر صراط مستقیم قرار بگیریم به‌اندازه سه مرحله حیات دنیایی جلو هستیم. کنگره این بستر را برای ما فراهم کرده و با آموزش‌های کنگره ما این را پشت سر می‌گذاریم.

خانم صبا: به اینجا بچسبید اینجا خیلی مقدس است، در اینجا خیر دنیا و آخرت را دارید. عافیتی که از آن حرف می‌زنند اینجا است و هیچ‌چیز را به کنگره ترجیح ندهید و خیلی خدا را شکر کنید و در این روزهای آخر ماه رمضان دعا کنید که خدا یک رحمی کند و راهی باز شود و ان‌شاءالله یک جای خوب برای شعبه شادآباد بتوانیم بگیریم و همه از خدا بخواهید که معجزه بشود و همان‌طور که معجزه شد و اینجا روزی‌مان شد، یک جای بهتر ازاینجا و با شرایط بهتر هم روزی‌مان شود که ان‌شاءالله با اطمینان خاطر و عشق بیشتر تا رمضان سال بعد در کنگره حرکت کنیم.


ویراستار: خانم الهام





نظرات() 


مریم همسفر مهدی 1
یکشنبه 10 تیر 1397 01:59 ب.ظ
خدا قوت و سپاس از خانم صبای عزیز
از خواهران خوبم ممنونم موفق و موید باشید
رعنا
شنبه 9 تیر 1397 04:06 ب.ظ
سپاس فراوان از راهنمای گرامی و دلسوز بابت آموزشها و خدمات عاشقانه شان.
خانم فاطمه عزیز والهام عزیز؛ خدا قوت. پایدار باشید.
همسفر مونا
جمعه 8 تیر 1397 01:45 ب.ظ
سپاس فراوان واقعا زیبا و کاربردی بود
همسفر زهرا
سه شنبه 5 تیر 1397 01:39 ق.ظ
با سپاس فراوان از هانم صبای عزیز و تشکر از همه خواهران خوبم و ممنون از الهام عزیز
همسفرربابه
دوشنبه 4 تیر 1397 11:25 ق.ظ
با تشکر خدمت راهنمای عزیزم،سپاسگزارم بابت آموزشهای بسیار نابتان.
از خانم الهام عزیز هم تشکر میکنم.
اکرم میرزاخانی
دوشنبه 4 تیر 1397 10:40 ق.ظ
سلام وخداقوت به خانم صبای عزیز ممنون ازاموزشهای خوبتون
عفت
دوشنبه 4 تیر 1397 09:52 ق.ظ
با تشکر از خانم صبا وخوهران خوبم سپاسگزارم
خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox