برداشت از وادی هشتم

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
دوشنبه 28 خرداد 1397-08:30 ق.ظ

دنبال راهی می‌گشتم که همسرم را وادار به درمان کنم و چون ناموفق بودم ناامید شده بودم و این ناامیدی باعث شد که کم‌کم از کنگره فاصله بگیرم؛ ولی وقتی به عقب برمی‌گردم می‌بینم که در آن مدت، من تمام زورم را زدم که مسافرم به رهایی برسد؛ ولی برای خودم هیچ کاری نکرده بودم و تغییری در من ایجاد نشده بود.


به نام خدا

 

پاراگرافی از وادی هشتم:

بعضی وقت‌ها هم آن چیزی که ما در ابتدا تصور می‌کنیم ممکن است در عمل و در ادامه، به هزار و یک شکل و گونه مختلف دیگر خود را نشان دهد که در بررسی‌های اولیه، محاسبه نشده بود؛ بنابراین وادی هشتم می‌گوید:

در این شرایط، نترس، پروا مکن، حرکت کن، قطعاً درحرکت، راه و یا مسیر نمایان خواهد شد.

علت اینکه من به کنگره آمدم درمان همسرم بود. وقتی با روش کنگره آشنا شدم متوجه شدم تنها راه درمان، راه کنگره است. مسافرم راه‌های زیادی را رفته بود و هر بار با شکست مواجه می‌شد. زمانی که به کنگره آمدیم احساسم این بود که مسافرم خواسته قوی دارد تا درمان شود و مطمئن بودم که بعد از ۱۱ ماه گل رهایی را در دست می‌گیریم و بارها برای خودم، روز رهایی را تصویرسازی می‌کردم و با باور و ایمان پیش می‌رفتم؛ اما زمان می‌گذشت و مسافرم برای درمان و رهایی از مواد هیچ حرکتی نمی‌کرد. از حضورمان در کنگره شش ماه می‌گذشت و هنوز مواد در زندگی‌ام بود. تمام محاسباتم به‌هم‌ریخته بود. اصلاً فکر نمی‌کردم که مسافرم خواسته درمان نداشته باشد، نفس او از مواد سیراب نشده بود و بعد از هر سقوط آزاد که راهنمایش می‌داد مجدد به سمت مواد برمی‌گشت.

دنبال راهی می‌گشتم که همسرم را وادار به درمان کنم و چون ناموفق بودم ناامید شده بودم و این ناامیدی باعث شد که کم‌کم از کنگره فاصله بگیرم؛ ولی وقتی به عقب برمی‌گردم می‌بینم که در آن مدت، من تمام زورم را زدم که مسافرم به رهایی برسد؛ ولی برای خودم هیچ کاری نکرده بودم و تغییری در من ایجاد نشده بود.

بار دیگر به کنگره برگشتم و گفتم این بار خود را تغییر می‌دهم و روی خودم کار می‌کنم تا مسافرم این تغییرات را در من ببیند و او هم حرکت کند. خدا را شکر در راه تغییر خودم تا حدی موفق بودم؛ ولی بازهم مسافرم حرکتی نکرد و متوجه شدم که هستی فرمانروای بزرگی دارد و اگر او نخواهد هیچ اتفاقی نمی‌افتد و من حتی اگر بتوانم روزی نقشی در حرکت مسافرم داشته باشم، بازهم به اذن خداوند است و تا او نخواهد هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

در مسیر کنگره من نور خداوند را دیدم. شاید برای ادامه زندگی ترس‌هایی در وجودم بود؛ ولی این نور به من کمک کرد تا به مسیرم ادامه دهم و بر ترس‌هایم غلبه کنم و در این مسیر مستقیم که شاید مسیری سخت و طولانی باشد، حرکت کنم تا به مقصد برسم.

الآن دیگر هدف من صرفاً رهایی مسافرم نیست. یکی از بزرگ‌ترین هدف‌هایم نزدیکی به خداوند است و خدمت به بندگان خدا و هدف دیگرم تزکیه و پالایش خودم است و اینکه بتوانم حتی با مواد و در کنار یک مصرف‌کننده، آرامش را در زندگی‌ام برقرار کنم.

دعا می‌کنم که خداوند در این راه کمکم کند و اگر صلاح می‌داند اجازه بودن در کنگره و نشستن روی صندلی‌های کنگره را از من دریغ نکند و قدر لحظه‌لحظه بودن در کنگره و آموزش‌های کنگره را بدانم.

 

 

نگارنده: همسفر فاطمه





نظرات() 


رعنا
یکشنبه 3 تیر 1397 08:48 ق.ظ
خواهر عزیزم فاطمه؛اطمینان دارم با نیت خیری که مجددا قدم به این راه گذاشته ای و تلاش مستمرت یقینا"نتیجه خواهی گرفت.دست خدا وند در دستتان.موفق باشید.
الهام عزیز؛بی نهایت سپاسگزارم از تمام زحمات شما.اجرتان نور الهی.پاینده باشید.
الهام قدیری
سه شنبه 29 خرداد 1397 08:59 ب.ظ
فاطمه عزیزم تبریک می گویم برای هدف زیبایی که انتخاب کردی و در مسیر رسیدن به آن تلاش می کنید و قطعا و قطعا نزدیکی به خداوند نعمت های فراوانی را برایت به ارمغان خواهد آورد که کمترین انها رهایی خواهد بود . نگاه خداوند بدرقه لحظه لحظه زندگی ات عزیزم .
همسفر زهرا
سه شنبه 29 خرداد 1397 12:21 ق.ظ
خانم فاطمه عزیز و صبور ،انشاالله در بهترین شرایط ممکن رهایی مسافرتان را جشن بگیریم در پناه حق موفق باشید
همسفر حوریه
دوشنبه 28 خرداد 1397 12:11 ب.ظ
خواهر خوبم خانم فاطمه عزیز،از این که تسلیم امر واذن خداوند هستید به شما تبریک می گویم،شما خیلی خوب در راه تزکیه وپالایش خود قدم برداشته ایدوتلاش می کنید،
شما یکی از بهترین الگوهای من در صبر وتلاش وامید هستید.ان شالله که به هدفهای خوبتان برسید.
خانم الهام عزیز بابت زحماتتان سپاسگزارم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox