تبلیغات
آموزشهای لژیون همسفر صبا - گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه 97/03/07؛ سی دی نور و ظلمت
 

گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه 97/03/07؛ سی دی نور و ظلمت

نوشته شده توسط :فاطمه عبدالحسینی
چهارشنبه 23 خرداد 1397-08:30 ق.ظ

گاهی باید خیلی چیزها را رها کنید تا راه برایتان باز شود؛ چون با آن خواسته راه برایتان باز نمی‌شود. مثل مسافری که هم می‌خواهد سفر کند، هم کار کند، هم می‌خواهد زندگی‌اش را درست کند، هم می‌خواهد ادامه تحصیل دهد و چون همه را باهم می‌خواهد همین‌طور گیر می‌کند و آخر هم توسط نیروهای منفی شکار می‌شود؛ ولی گاهی بعضی خواسته‌های خود را ول‌کنید. درست است که اگر این را ول‌کنی گرسنه می‌مانی؛ ولی شاید باید کمی گرسنه بمانی؛ اما در عوض زنده می‌مانی و به حیات ادامه می‌دهی.



بسم‌الله الرحمن الرحیم


سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

امیدوارم طاعات و عبادات همه شما موردقبول درگاه الهی قرارگرفته باشد و در این ایامی که از ماه رمضان گذشته خیلی از چیزهایی که شمارا از خدا دور کرده، از شما جداشده باشد و به خداوند نزدیک‌تر شده باشید و محبتتان به خداوند بیشتر شده باشد.
خدا را شکر می‌کنم یک‌بار دیگر در رمضان فرصت داد تا کنار هم جمع‌شویم و آموزش بگیریم و خدمت کنیم. امیدوارم خداوند در این مسیر به ما توفیق دهد.
خدایا قلب‌های ما را با نور خود روشنی‌بخش به ما بصیرت عنایت بفرما.

یکی از توصیه‌هایم برای باقی‌مانده ماه رمضان این است که یک بزرگواری توصیه کردند که دعای استغفار امیرالمؤمنین را به‌اندازه یک دوره هم شده بخوانید. این دعا هفتاد بند دارد و خیلی دعای قشنگی است و در هفتاد بند شما از خداوند طلب استغفار می‌کنید. این دعا در هفتاد بند از زوایای مختلف ما را راهنمایی می‌کند که از خداوند طلب استغفارکنیم. بعضی‌اوقات ما از خداوند می‌خواهیم که ما را ببخشد؛ ولی زمانی که از خدا طلب استغفار می‌کنیم باز مشغول انجام یک معصیت دیگر هستیم و به خاطر این است که اصلاً تشخیص نمی‌دهیم که معصیت یعنی چه.
وقتی این دعا را می‌خوانید متوجه می‌شوید که امیرالمؤمنین چطور به مسائل نگاه می‌کرده و وقتی بزرگی‌شان بازتر می‌شود، محبتتان به ایشان بیشتر می‌شود. وقتی شما بیشتر متوجه مقام و جایگاه یک انسان می‌شوید و بیشتر متوجه ادب و خضوع و شخصیت ایشان می‌شوید، بیشتر به ایشان علاقه‌مند می‌شوید. این دعا خیلی شمارا به امیرالمؤمنین نزدیک می‌کند.

دعا یک فرهنگی دارد و این ماه هم ماه دعا است و همه ما خیلی دعا می‌کنیم. بزرگان ما برای دعا چهار مرحله در نظر گرفته‌اند و می‌گویند این چهار مرحله را در دعای خودتان رعایت کنید. 

۱- به مجد و عظمت الهی خیلی توجه کنید؛ یعنی قبل از اینکه وارد خواسته‌تان شوید به عظمت خداوند خیلی فکر کنید بزرگی‌اش را و صفات الهی اش را یاد کنید و این یاد کردن باعث می‌شود شما کوچکی خودتان را در مقابل بزرگی خداوند قرار دهید و این کوچک دیدن خودتان باعث می‌شود فاصله‌تان با خداوند کم شود. پس هر بار که می‌خواستید دعا کنید سعی کنید یکی از صفات خداوند را یاد کنید و بابتش خداوند را ثنا بگویید.

۲- شروع به تسبیح و حمد کنید. حمد؛ یعنی سپاسگزاری کردن بابت نعمت‌هایی که دارید از خداوند سپاسگزاری کنید این سپاسگزاری باعث می‌شود که دلتان نرم شود. کلاً سپاسگزاری استرس را از انسان دور می‌کند و دل را نرم می‌کند و وقتی‌که دل نرم شود حس بهتری پیدا می‌کند و می‌تواند با هستی همسو شود؛ چون همه هستی حمد خدا را می‌گویند خواسته شما با خواسته هستی هم سو می‌شود انرژی خیلی زیادی برای استجابتتان ایجاد می‌شود.

۳- صلوات؛ بر محمد و آل محمد درود و سلام بفرستید.

۴- حاجت خود را طلب کنید.

 ان‌شاءالله با رعایت کردن این مراحل استجابت هم نزدیک است.


دستور جلسه سی دی نور و ظلمت
خانم صبا: این اولین سی دی سال ۹۷ است.

چه زمانی انسان مورد الهام قرار می‌گیرد؟
خانم صفورا: زمانی که انسان در خلوت خود می‌نشیند و از پارازیت‌ها و یا چیزهایی که فکر را مشغول می‌کند دور می‌شود، هم به الهام می‌رسد و هم می‌تواند در صراط مستقیم حرکت کند.

چندراه برای دریافت الهام نام ببرید؟
خانم عفت: روزه سکوت، چله‌نشینی. 

چند شیوه که باعث می‌شود تفکر و تمرکز داشته باشیم را بگویید؟
خانم فریده: برای من باید همه‌جا ساکت باشد و در بیشتر مواقع شب باشد. نوشتن هم به من کمک می‌کند؛ چون زمانی که می‌نویسم یک مقدار مسائلم دسته‌بندی می‌شود  و زمانی که نوشته خود را می‌خوانم کمک می‌کند که بهتر بررسی کنم.


 منبع الهام کجاست؟
خانم الهام: آقای مهندس در سی دی گفتند: زمانی که بزرگان و پیامبران می‌خواستند در مورد موضوعی تفکر کنند و به نتیجه برسند به یک مکان آرام می‌رفتند که بتوانند تمرکز کنند و به‌دوراز افکار پریشان باشند که بتوانند به نتیجه برسند و مورد الهام قرار بگیرند. ما هم اگر به درون خود رجوع کنیم و در مورد آن موضوع تفکر کنیم و ذهن آرامی داشته باشیم مورد الهام قرار می‌گیریم، پس منبع الهام، درون انسان است.

یکی از روش‌های پیدا کردن راه‌حل مسائل را توضیح دهید.
خانم مریم: تفکر و اندیشه یکی از راه‌هایی است که برای حل مسائل خود می‌توانیم استفاده کنیم و اینکه در صراط مستقیم قرار بگیریم.

 آیا تشخیص ظلمت از نور کار آسانی است؟
خانم حوریه: خیر آسان نیست؛ چون ظلمت به بهترین شکل خودش را وارد افکار انسان می‌کند و نیروهای تاریک و منفی و شیطان هم خود را به زیباترین شکل خود را وارد افکار انسان  می‌کنند؛ مثلاً گاهی ما به خود حق می‌دهیم که در خانه خیلی زحمت می‌کشیم و حق‌داریم که غر بزنیم و بگوییم: من این کار را برای تو کردم، درصورتی‌که این‌طور نباید باشد و این تشخیصش خیلی مهم است. من در این چند وقت مدام یکی در ذهنم می‌گفت: چرا بی‌خیال مسافرت شدی؟ او را رها کردی و او بدتر شده است، یک تلنگر بزن و باز به خودم می‌گفتم: نه فعلاً صبر کن و خدا را شکر توانستم تحمل‌کنم. فکر کنم توانستم روشنایی را تشخیص دهم.

خانم صبا: فردی به زیارت امام رضا می‌رود و به پول احتیاج داشت و دعا می‌کند و می‌گوید: یا امام رضا کمک کن تا مشکلم حل بشود و زمانی که برمی‌گردد یک کیف پول پیدا می‌کند. وقتی باز می‌کند متوجه می‌شود دقیقاً همان اندازه است که احتیاج دارد و با خود می‌گوید: این کیف از طرف امام رضا برای من فرستاده‌شده است. اینجاست که ما نور را از ظلمت نمی‌توانیم تشخیص دهیم، درصورتی‌که امتحان است و شیطان آن پول را وسط انداخته است و می‌خواهد ببیند آیا تو تشخیص می‌دهی که آن پول برای تو نیست. اینجا است که خیلی مهارت می‌خواهد. گاهی خواسته‌هایتان این‌طور اجابت می‌شود؛ ولی کسی که اجابت می‌کند شیطان است و می‌خواهد ببیند که برداشت شما چگونه است، آیا هدف وسیله را توجیه می‌کند و می‌خواهید از هر راهی به هدف برسید و در اینجا است که نمی‌توانید نور را از ظلمت تشخیص دهید؛ مثل قاتل امیر المومنین که رفت کنار خانه خدا و گفت: به من توفیق بده تا بتوانم حکومت اسلامی ایجاد کنم. واقعاً فکر کرد این توفیق الهی است که با زبان روزه در شب قدر رفته و ولی خدا را به شهادت رسانده است؛ یعنی نتوانسته نور را از ظلمت تشخیص دهد و فکر  می‌کرد در دنیای نور است و گاهی ما اصلاً تشخیص نمی‌دهیم و به پشتوانه یکسری چیزها که داریم فکر می‌کنیم در نور هستیم؛ ولی دقیقاً در سایه هستیم.

 چگونه می‌توان نور را از ظلمت تشخیص داد؟ 
خانم رعنا: تشخیص آن خیلی سخت است و باید درونمان سالم باشد و به‌دوراز کینه و نفرت باشد و هر چه از بدی دوری بکنیم و روحیه آرامی داشته باشیم و فکر کنیم آن زمان شاید بتوانیم تشخیص دهیم؛ مثلاً خانم و آقایی باهم صحبت می‌کنند و برداشت‌های منفی از این صحبت می‌شود. ممکن است در خیابان ببینی و شاید باهم نسبت پدر و دختر را داشته باشند؛ ولی آنجا نمی‌توانی تشخیص دهی؛ ولی با فکر و ذهنت این‌طور تشخیص می‌دهی که شاید کس دیگری باشد. تشخیص دادن بستگی به ذهن و افکار ما دارد باید فکر من سالم باشد و درونم سالم باشد تا از این برداشت‌های منفی نکنم.

 داستان گوهر شب‌چراغ چه بود؟
خانم زهرا: یک سالکی بود که به او می‌گویند: اگر می‌خواهید گوهر شب‌چراغ را پیدا کنید باید هفت سال عبادت کنید و می‌رود و هفت سال عبادت می‌کند و بعد در یک طویله یک شیء براق می‌بیند و با خود می‌گوید: گوهر شب‌چراغ که در طویله نیست و برنمی‌دارد و استادش به او می‌گوید: آن چیز همان گوهر شب‌چراغ بوده است.
ذکر یا علی برای من گوهر شب‌چراغ بود؛ چون من اصلاً ذکر یا علی را نمی‌گفتم و به نظرم سحرهای ماه رمضان را اگر بتوانیم درک کنیم به‌مانند گوهر شب‌چراغ است.

 گنج در ویرانه است کنایه از چیست؟ 
خانم نسرین: نشانه این است که گنج را نباید در جاهای زیبا و باارزش پیدا کرد. ممکن است گنج در ویرانه و خرابه‌ها باشد. نمونه‌اش فردی بود که گوهر را در طویله برنداشته بود و بعد رفته بود و در باغ برداشته بود و یا اعتیاد را می‌توان مثال زد که در تاریکی‌ها است و جایی است که خراب است و مسافرهای ما در اعتیاد و تاریکی هستند؛ ولی ما از طریق آنها با راه و روش‌های خوبی در کنگره آشنا می‌شویم و معلوماتمان بالا می‌رود.

خانم صبا: در قدیم هم همیشه گنج‌ها را درجاهایی پنهان می‌کردند که اصلاً به نظر نمی‌آمد که آنجا گنج باشد این تمثیلی از صور پنهان گنج است؛ یعنی هر گنجی و هر نعمتی و هر گوهری در دل یک تاریکی است که گاهی اصلاً ذهن ما هم به سمتش نمی‌رود.
هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که در دل تاریکی اعتیاد و خرابه‌هایی که اعتیاد برای زندگی ایجاد کرده است، می‌شود یک چنین گنج‌هایی را پیدا کرد و می‌توان الماس‌های درخشانی را خلق کرد؛ حتی در ذهن من هم نمی‌گنجید که بشود از چنین مشکلاتی به چنین نتایجی رسید. انسان‌هایی که در این مشکلات هستند می‌آیند و با تغییر و چرخش به گوهر تبدیل می‌شوند.

خانم فریده: من فکر می‌کنم کتاب زندگی بی‌حدومرز آقای نیک را همه می‌شناسند که وقتی‌که به دنیا آمد یک نیم‌تنه بیشتر نبود و شاید آن آدم خودش هم آن لحظه فکر نمی‌کرد که داشتن چنین جسم محدودی بتواند آنقدر به این آدم کمک کند که برای خودش در دنیا قطبی شود که بتواند به همه آدم‌ها نشان بدهد که جسم من و نقصان‌های جسمی من نمی‌تواند برای من مرزی قائل بشود و من می‌توانم بدون حدومرز زندگی کنم. خیلی از بیماری‌ها است که اگر از آن رد شوی تو  را به جاهای خیلی خوبی می‌رساند.
من کسی را می‌شناختم که فرزندی داشت که یک بیماری خاص داشت خیلی حالش بد بود و دنبال درمان فرزندش رفت؛ ولی این بچه عمری نداشت و خیلی زود مرد؛ ولی الآن آن مادر جزء بانی‌هایی است که آن بیماری را حمایت می‌کند و تمام‌وقت خود را گذاشته، برای اینکه انسان‌هایی که آن بیماری را دارند بتواند برایشان کاری انجام دهد. پس ما می‌توانیم اگر درست با امتحان‌های زندگی روبرو شویم، واقعاً یکسری گنج‌های درون خودمان را کشف کنیم. به قول شما در فیلم‌ها، گنج‌ها خیلی وقت‌ها وسط یک کویر هستند که هزار مار سمی هم دورش است که آدم جرئت نمی‌کند که به آن نزدیک شود. من گاهی یکسری تاریکی‌ها در خودم می‌بینم که خودم از آن می‌ترسم شاید اگر جرئت کنم و در دل آن مسئله بروم چیزهای خوبی در آن پیدا کنم و بتوانم آن را برگردانم و یک صفت الهی از آن بیرون بکشم.

خانم صبا: یک شمشیرباز بود که یک دست داشت و با دست چپش شمشیربازی می‌کرد و این فرد قهرمان شمشیربازی شد. وقتی از او علت موفقیتش را پرسیدند گفت: همه عادت دارند با دست راست شمشیربازی کنند؛ ولی من دست راست را ندارم، مکمل قطب چپ را دارم کسی نمی‌تواند فن‌هایی که من با دست چپ می‌زنم جواب بدهد و به خاطر همین نقطه‌ضعفش تبدیل به نقطه قوتش شده بود و در مسابقات برنده می‌شد.
 همه ما یک نقاط تاریک یا نقطه‌ضعفی داریم که اگر بتوانیم از آن عبور کنیم و آن را فعال کنیم و کاربری‌اش را تغییر دهیم، قطعاً موفقیت‌های زیادی برایمان به همراه دارد؛ چون آن نقطه‌ضعف فقط برای ما است و آن نقطه قوت هم فقط برای ما است و کسی نمی‌تواند آن را به دست بیاورد و همین باعث می‌شود که ما در آن مسئله بدرخشیم.
تاریکی‌های خود را نگاه کنید، در این تاریکی‌ها قطعاً یک گنجی هست،  دنبال کشف و پیدا کردن آن گنج باشید. هر کس یک تاریکی دارد که باید در دل آن برود و گنج خود را بیرون بکشد.

 یکی از نشانه‌های تشخیص خوراکی‌های مضر و مفید چیست؟ 
خانم اکرم: یکی از نشانه‌های تشخیص خوراکی مفید، شیرین بودنش است و یکی از نشانه‌های تشخیص خوراکی مضر، تلخ بودنش است. آقای مهندس می‌فرمایند که بادام تلخ ضررش زیاد است؛ چون سیانور دارد و باعث مرگ می‌شود، تریاک هم تلخ است و مقدار مصرفش مهم است که چقدر مصرف شود.

 توصیه‌های تغذیه‌ای این سی دی و تشخیص نور و ظلمت در تغذیه را توضیح دهید.
خانم ربابه: آقای مهندس گفتند که از سوسیس و کالباس استفاده نکنید، از ماکروویو استفاده نکنید، در مورد چای ایرانی و خارجی توضیح دادند که خارجی‌ها عطر و اسانس دارد و باید تا می‌توانید از چای ایرانی استفاده کنید. از قهوه استفاده نکنید؛ چون تمام سیستم دستگاه گوارش را از کار می‌اندازد و قهوه یبوست‌های شدید می‌آورد و بر اثر سرخ کردن و برشته کردنش ماده‌ای ترشح می‌کند که سرطان‌زا است.

خانم صبا:  فرآورده‌های قهوه، نسکافه و شکلات‌هایی که نسکافه‌ای هستند استفاده نکنید؛ چون اینها دقیقاً روی سیستم ایمنی بدن تأثیر می‌گذارند و دقیقاً سیستم ایمنی بدن را کم می‌کند.

آقای مهندس برای تشخیص نور و ظلمت در تغذیه چه پیشنهادی کردند؟
خانم ربابه: مثلاً ما فکر می‌کنیم سوسیس و کالباس غذای خوبی است و بچه‌ها خیلی غذاهای فست فود را دوست دارند؛ ولی تشخیص نمی‌دهند که این غذا ضرر دارد و مثل سم می‌ماند؛ ولی غذاهای خانگی را زیاد دوست ندارند.

خانم صبا: آقای مهندس یک کلید داد که آن چیزی که شیرین است، خوب است و آن چیزی که تلخ است، خوب نیست. مثال عسل را زدند که خیلی خوب است. خداوند دو چیز را گفت که برای شفا برای شما فرستادم.
شفا؛ یعنی همه‌چیز را خوب می‌کند و اصلاً منطقی در آن نیست. قانون شفا این است که یک‌چیز خراب را اینجا می‌گذارید و بدون اینکه متوجه شوی همه‌چیز درست شود. یک درختی که از ریشه کنده‌اند. شفا؛ یعنی همان لحظه درخت رشد می‌کند؛ یعنی یک‌چیزهایی را به‌صورت معجزه‌آسا ترمیم می‌کند. دو چیز را خداوند در قرآن نام برده است یکی قرآن است و می‌گوید من قرآن را برای شفا فرستادم؛ یعنی شما خیلی از مشکلاتتان را به‌وسیله خود قرآن می‌توانید حل کنید. دومی هم عسل است. عسل را در برنامه غذایی خود بگذارید.

سؤال: چند وقت پیش که دکتر رفتم به من گفت روزی یک دانه شکلات تلخ بخور که هم باعث می‌شود چربی از بین برود و هم از سکته جلوگیری می‌کند. امروز که این سی دی را گوش دادم دچار تردید شدم و نمی‌دانم این کار را ادامه بدهم یا نه؟

خانم صبا: یکسری چیزها یک منافعی دارد و علم پزشکی این‌طور نیست که همین‌جوری بگوید: شکلات تلخ بخور؛ ولی شاید به تجربه ثابت‌شده که یک منافعی دارد؛ ولی در کنارش و به‌مرورزمان ممکن است آسیب‌هایی هم بزند و شاید مواردی که گفتی را در تو تأمین کند؛ ولی مشکلاتی هم در کنارش برایت به وجود بیاید؛ ولی بعضی چیزها هستند که آسیب‌های کمتری به بدن می‌رسانند و همان مسئله را برطرف می‌کنند.
دیسپ، چربی را آب می‌کند و رگ‌ها را هم باز می‌کند و جلوی سکته را می‌گیرد. دیسپ را ادامه دهید و بعضی‌اوقات دیسپ را باید دو یا سه سال بخورید. سویق خیلی خوب است و برای حافظه مویز بخورید. مویز خیلی بهتر از شکلات تلخ است. آن‌هم شاید یک خوبی‌هایی دارد؛ ولی شاید آسیب‌هایی هم به بدن می‌رساند.

 برداشت شما از شیوه کار میمون‌ها چیست؟ 
خانم سکینه: از طرز تفکر انسان می‌گوید که تفکر کردن را بلد نیستند. مشکلات ما راه‌حل‌های زیادی دارد که باید بدانیم کدام راه را انتخاب کنیم. برای شکار میمون‌ها ده سوراخ درست کرده بودند و داخل سوراخ‌ها موز گذاشته بودند که بتوانند آنها را شکار کنند و این سوراخ‌ها را کوچک درست کرده بودند که وقتی میمون دست خود را داخل می‌برد که موز را بردارد دیگر دستش بیرون نیاید. وقتی میمون دست خود را مشت می‌کرد دیگر نمی‌توانست دستش را بیرون بیاورد. می‌گوید از آن فاصله‌ای که ما دست خود را باز می‌کنیم و می‌خواهیم ببندیم در ظاهر زمان کوتاهی است، درصورتی‌که فاصله زیادی دارد و تفکر زیادی لازم دارد و در ظاهر به نظر ما کم است و نشان می‌دهد که ما تفکر کردن را بلد نیستیم و باید در آن لحظه تشخیص دهیم که چه راه‌حلی برای مشکل خود انتخاب کنیم.

تابه‌حال خودت چیزی را این‌طور گرفتی که نتوانی ولش کنی؟
خانم سکینه: من همه کارهایی که در مقابل مسافرم یا پسرم کردم همین‌گونه بوده؛ مثلاً خواستم اخلاق و رفتار پسرم را درست کنم هزاران شیوه را امتحان کردم؛ ولی جواب نداده و به نظر خودم و الآن به این نتیجه رسیدم که بهترین راه همان محبت است. آقای امین هم در سی دی خانواده می‌گفت که اگر محبت به جان‌ها نرسد زهر به آنها می‌رسد که اگر هیچ راه‌حلی جواب نداد همان محبت جواب می‌دهد. اوایل مسافرم زمانی که مصرف می‌کرد به‌جای اینکه من حالش را بهتر کنم بدتر می‌کردم و این آگاهی و اطلاعات الآن را نداشتم و زمانی که توهم می‌زد بدتر کاری می‌کردم که توهمش بیشتر شود.

خانم صبا: یکی از اشتباهات ما این است که رها نمی‌کنیم. گاهی رها نکردن یک‌چیز کوچک، کل هستی را به باد می‌دهد. بعضی‌اوقات خیلی به یک‌چیزهایی می‌چسبیم و این کل حیات ما را تحت شعاع قرار می‌دهد؛ یعنی یک خواسته برایمان خیلی مهم می‌شود، برای همین آقای امین می‌گویند: اصلاً خواسته نداشته باشید؛ چون گاهی آنقدر به آن می‌چسبید که اصلاً یادتان می‌رود که دنیا چه خبر است.

خانم سکینه: گاهی کاری نکردن بهتر از این است که کاری انجام دهیم.

خانم صبا: گاهی باید خیلی چیزها را ول‌کنید تا راه برایتان باز شود؛ چون با آن خواسته راه برایتان باز نمی‌شود. مثل مسافری که هم می‌خواهد سفر کند، هم کار کند، هم می‌خواهد زندگی‌اش را درست کند، هم می‌خواهد ادامه تحصیل دهد و چون همه را باهم می‌خواهد همین‌طور گیر می‌کند و آخر هم توسط نیروهای منفی شکار می‌شود؛ ولی گاهی بعضی خواسته‌های خود را ول‌کنید. درست است که اگر این را ول‌کنی گرسنه می‌مانی؛ ولی شاید باید کمی گرسنه بمانی؛ اما در عوض زنده می‌مانی و به حیات ادامه می‌دهی.
مثلاً شما یک موفقیت برای بچه خود در نظر می‌گیرید؛ مثلاً موفقیت تحصیلی و آنقدر به موفقیت تحصیلی بچه خود گیر می‌دهید که باعث می‌شوید روح کاوش گرانه و روح علم جویی بچه بمیرد. گاهی والدین فقط یک بُعد بچه برایشان مهم است و کل حیات و سلامت بچه را به خاطر یک موضوع تحت شعاع قرار می‌دهند و یک دیکتاتور می‌شوند و فقط یک خواسته را دنبال می‌کنند و فقط یک‌چیز برایشان مهم است و گاهی آنقدر در آن مسئله گیر می‌کنند و به ابعاد دیگر مثل هوش عاطفی، هوش اجتماعی،... توجه نمی‌کنند خیلی چیزها در بچه می‌تواند رشد کند که باعث پیشرفت او شود؛ ولی می‌خواهند فقط هوش اطلاعاتی او رشد کند و همین باعث می‌شود که بچه دچار رکود شود و رابطه‌شان هم خراب شود و آن نتیجه دلخواه را هم به دست نمی‌آورند یا اگر به دست بیاورند مثل شکلات خوردن است که به دست می‌آورند؛ ولی خیلی چیزهای دیگر را از دست می‌دهند.

 شیوه جناب آقای مهندس در برخورد با مسائل و مشکلات چطور است؟ 
خانم مریم: آقای مهندس فرمودند وقتی‌که برای ما مشکل و مسئله‌ای پیش می‌آید معمولاً در لحظه راه‌حل‌های زیادی به ذهنمان می‌آید و تصمیم‌گیری‌های مختلفی می‌توانیم داشته باشیم و ممکن است تصمیمات ما خیلی غلط باشد و باعث بدتر شدن قضیه شود. آقای مهندس خودشان این شیوه را دارند که زمانی که برایشان مشکل پیش می‌آید می‌گویند: روی مسئله یک هفته فکر می‌کنم و روی آن تمرکز می‌کنم و با این تمرکز و فکری که دارم معمولاً جواب در درون من سبز می‌شود و جواب به من الهام می‌شود و این توصیه را به بقیه هم داشتند که حتماً فکر کنید.

 برای یافتن پاسخ به سؤالاتمان و برنامه‌ریزی برای آینده چه توصیه‌ای در این سی دی شده است؟ 
خانم فریده: مجموعه سی دی این را می‌خواست بگوید و آقای مهندس با عناوین و مثال‌های مختلف می‌گفتند؛ که باید روی مسئله خود تفکر داشته باشید و روی آن تمرکز کنید و برای تمرکز ما نیاز به سکوت‌های خاصی داریم، به خاطر آنکه باید یکسری از پارازیت‌ها حذف شود. در همین لژیون اگر زمانی که شما با صدای آرام صحبت کنید من هر چه قدر هم که طالب باشم که  صحبت‌های شمارا گوش کنم نمی‌توانم درست متوجه شوم؛ ولی اگر سکوت باشد من خیلی روشن متوجه صحبت شما می‌شوم.
یک مهارت است که ما بتوانیم یکسری سکوت‌ها را برای خود درست کنیم که اولاً آقای مهندس گفتند زمان بدهید؛ پس ما باید به خودمان زمان بدهیم تا جواب سؤالاتمان را پیدا کنیم. وقتی شما یک سؤال را مطرح می‌کنید همه می‌خواهند جواب دهند؛ ولی گاهی شما می‌گویید: بروید و جواب سؤال را بنویسید و هفته بعد بیاورید؛ چون جواب‌هایی که اول خودشان را نشان می‌دهند اصولاً خیلی جواب‌های درستی نیستند و ما نیاز داریم صداهای دیگر هم را بشنویم و اینها مثل حباب روی آب بیایند و بعد که ساکت شد آن جواب اصلی مثل الهام، یک ندای خاصی دارد خیلی شیک و آرام و متین است و در یک‌لحظه است و اگر حواست نباشد نمی‌بینی و در یک‌لحظه انگار  جواب برای آدم ظاهر می‌شود؛ مثل آقای مهندس که در ماه رمضان یک‌لحظه DST برایش ظاهر می‌شود که همین سکوت و حذف کردن پارازیت‌ها است و یک مقدار آرامش داشته باشیم.
می‌گویند: اگر یک نفر آرامش داشته باشد و سکوت کند راه نمایان می‌شود و پاسخ نمایان می‌شود و احتیاج نیست خیلی زور بزنیم و از این‌وآن بپرسیم. ما گاهی هل می‌شویم و دنبال این هستیم که از همه نظر بگیریم؛ ولی اگر همان سکوت برقرار شود جواب به ما داده می‌شود.

خانم صبا: باید قبول داشته باشیم که یکجایی یک نیرویی به ما جواب می‌دهد و به این توکل می‌گویند.

 مثال چرخ‌وفلک آقای امین به چه نکته‌ای اشاره داشت؟ 
خانم پوران: گفتند گاهی ما مسائل را فقط از یک‌جهت می‌بینیم؛ مثل وقتی‌که چرخ‌وفلک می‌چرخد و باید از زاویه مختلف مسائل را ببینیم. وقتی‌که مسئله‌ای پیش می‌آید باید تمام زوایایش را در نظر بگیریم تا بتوانیم به راه‌حل درست و منطقی برسیم و فقط جلوی خودمان را نبینیم و یا سریع جواب ندهیم. باید بررسی کنیم، تفکر کنیم، بعد از زوایای مختلف آن را بررسی کنیم تا به جواب درست برسیم.

خانم صبا: وقتی چرخ‌وفلک می‌چرخد آرام نیست و چون آرام نیست نمی‌تواند تصور درستی از مسائل داشته باشد؛ پس باید آرام شود و بایستد تا شما بتوانید راجع به مسئله تشخیص درست دهید. به خاطر همین به آرامش خیلی توصیه‌شده است. 

دستور کار امسال کنگره ۶۰ چیست؟ 
خانم الهام: یکی از برنامه‌هایی که آقای مهندس ۱۷ سال پیش داشتند این بود که کنگره را به مرکز تحقیقاتی و علمی تبدیل کنند و به‌عنوان یک مرکز پژوهشی و علمی شناخته بشود و اینکه پل ارتباطی با سیستم‌های پزشکی و دانشگاهی داشته باشیم و یک نکته دیگر اینکه از هر سفری که می‌رویم باید یک نتیجه‌ای داشته باشیم. آقای مهندس توانستند سفرهایی به هند و انگلستان و آلمان و چند کشور دیگر داشته باشند و در این سفرها با آقای ویلیام آشنا شدند و الآن ده سال است که با ایشان کارهای تحقیقاتی انجام می‌دهند و آقای ویلیام هم آقای مهندس را با مراکز تحقیقاتی بیشتری آشنا کرد؛ بنابراین اگر ما با تفکر و در آرامش باشیم و روی موضوعات بررسی کنیم حتماً جواب سؤال‌هایمان را پیدا می‌کنیم.

خانم ناهید: خداوندا به ما توفیق و تشخیص درست را عنایت بفرما تا بتوانیم از طرف ظلمت و تاریکی‌ها به‌طرف نور و روشنایی‌ها هدایت شویم.


ویراستار: خانم الهام





نظرات() 


همسفر سکینه
یکشنبه 3 تیر 1397 06:10 ب.ظ
با تشکر از راهنمای عزیز و گرانقدر م.
ان شاالله با آموزش های کنگره و تزکیه و پالایش های که می کنیم،از از،ظلمت به سمت نور های وسیع حر کت کنیم.و روزی برسد که خود به نور تبدیل شویم.آمین.
باشکر از خانم فاطمه عزیز و الهام عزیزم.ا
همسفر حوریه
یکشنبه 27 خرداد 1397 08:54 ب.ظ
خدایا چگونه شکرت را به جا آورم بابت وجود کنگره ۶۰ وآموزشهای نابش،چگونه شکرت را به جا آورم بابت وجود آقای مهندس،خدایا چگونه شکرت را به جا آورم بابت وجود راهنمای عزیز ودانایم.
خدایا چگونه شکرت را به جا آورم بابت خواهر های خوب مهربانم.
بسیار آموختم‌.
خانم فاطمه عزیز خدمتتان پر برکت ان شالله.
الهام قدیری
یکشنبه 27 خرداد 1397 10:49 ق.ظ
ممنون از مشارکت خوب همه خواهرانم و خداقوت خدمت خانم صبای عزیزم .
فاطمه جان خدمتت پرخیر و برکت و اجرت رهایی و آرامش
مریم همسفر مهدی 1
شنبه 26 خرداد 1397 10:49 ق.ظ
خدا قوت و سپاس از خانم صبای عزیز وخداقوت به خواهران عزیزم
همسفر زهرا
پنجشنبه 24 خرداد 1397 02:37 ب.ظ
خانم صبای عزیز و مهربان بسیار سپاسگزارم از شما و ممنون از خواهران خوبم و ممنون از خانم فاطمه عزیز
همسـفر مــرضیـه
پنجشنبه 24 خرداد 1397 05:40 ق.ظ
خانم فاطمه ی عزیز سپاس بابت تایپ مطالب، ان شاء الله هر کلمه ای که می نویسید شما را به رهایی و آرامش نزدیک تر گرداند
الهام جان ممنووووون بابت زحمات بسیارت در پیشبرد وبلاگ، ان شاء الله سفر بسیار خوبی در پیش داشته باشید
خانم صبای عزیزم ممنونم که به ما آموزش می دهید و خدا را شکر که شما هستید
خواهران خوبم از صحبت های همگی شما آموختم، موفق و مؤید باشید
همسفر فاطمه.
پنجشنبه 24 خرداد 1397 04:24 ق.ظ
خداقوت و سپاس بیکران خدمت راهنمای صبور ، مهربان و متفکرم خانم صبای عزیزم برای وجود بابرکت و پربرکت شما شکر و حمد الهی،
نگاه خداوند همراهتان ، ممنون که آموزشها و سی دی ها را برایمان قابل هضم و درک می‌نمایید.
خداوند یار و یاورتان ، سلامت و موفق همچنان در صراط مستقیم بدرخشید.

خواهران عزیزم ممنون از مشارکت های زیبایتان ، سپاس از پرسش های خوبتان، فضل الهی اجرتان ، آرامش سقف زندگیتان ، سلامت و موفق باشید.

خانم فاطمه ی عزیز ، خانم الهام عزیز ممنون و خداقوت ، خدمتتان پربرکت ، اجرتان رهایی ، قلبتان شاد از سوی خداوند منان
ممنون که سیر و سیرابمان می‌نمایید ،
گرسنه ایی را طعام دادن و تشنه ایی را سیراب کردن چه پاداش عظیمی نزد خداوند دارد ! خوشا به سعادت شما
همسفر فاطمه.
پنجشنبه 24 خرداد 1397 04:16 ق.ظ
با نام ، یاد و شکر خدا
خدا را شکر که راهنما دارم
خدا را شکر برای وجود.کنگره 60 ، بنیان کنگره و خانواده ی محترمشان خدایا شکر برای روش تدریجی dst
خدایا شکر برای آموزشهای کنگره که راه‌گشا هستند.
خدا را شکر برای ظلمات اعتیاد، که خداوند برایمان آزمون قرار داد تا گنج کنگره ، و راهنمایمان را بیابیم و راه را از چاه تشخیص دهیم و بسوی نورِ رهایی حرکت کنیم و اندک اندک احیا شویم.
خدا را شکر برای وجود مسافرم ، همسر عزیزم که رنج‌ها کشید تا من به گنج‌ها برسم. سلام و درود خداوند بر وجود بابرکت همسرم که ولی نعمت من است و رحمتی از سوی فضل الهی و رحمت واسعه ی خداوند است ، و من باید و باید شکرکزار وجودش باشم.
خدایا شکر که راه درمان اعتیاد و خروج از ظلمت اعتیاد و سیگار در کنگره 60 نمایان شد و این فضل بی پایان خداوند منان بود که در ماه مبارک رمضان بر قلب آقای حسین دژاکام رنجدیده ایی از وادی اعتیاد ، الهام شد و روش تدریحی dst ، نوری در ظلمت بود برای دردمندان و گمگشتگان اعتیاد و بسیاری از ضدارزشهای زندگی.
کنگره ، راه درمان اعتیاد و سیگار ، و راه چگونه زیستن و رسیدن به تعادل و در نهایت احیای انسانی است.
و این لطف لایزال الهی و رحمت واسعه ی ذات بی همتای خداوند بخشنده و مهربان است.
و از جرقه ایی در تاریکی به نور وسیع خواهیم رسید. عبور از ظلمت و رسیدن به نور ، نیز راه خود را می‌طلبد ، باید از تفکرات راستین امداد جست ، حرکت کرد و با خواسته ی درون تلاش کرد و طلب روشنایی وسیع را از خداوند داشت. و خداوند بخشنده و مهربان است. خدواندا بار پروردگارا ! ما پروردگاری نداریم جز تو ، خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم ، ما را به راه راست هدایت بفرما، خدایا نیات و اعمال ما را رنگ و بویی از سوی خود عنایت فرما و راه بندگی را برای ما نمایان ساز.....
خدایا ما را از شاکران قرار ده ، ما را از صبوران و امیدواران درگاهت قرار ده.
خدایا شکرشکرشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox