تبلیغات
آموزشهای لژیون همسفر صبا - گزارش عملکرد لژیون روز پنج شنبه 97/02/13 ؛ سی دی نقطه مشترک
 

گزارش عملکرد لژیون روز پنج شنبه 97/02/13 ؛ سی دی نقطه مشترک

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397-08:30 ق.ظ

باید نیازمان به آموزش را تشخیص دهیم. تشخیص نیازمندی هم با توجه به مسائلتان است و برای عبور از آن مسائل مجبورید که یاد بگیرید تا تغییر کنید.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

خدایا تو را قسم می‌دهم به کتابت قرآن که راهنمای ماست، به پیامبرانت که راهنمای بشریت هستند، به حضرت محمد که راهنمای همه ماست ما را هدایت کن و در مسیر ما انسان‌هایی قرار بده که ما را به تو نزدیک‌تر سازند.

از کسانی که کمک راهنما هستند می‌خواهم که آنها هم یک دعا بکنند؛

 

سلام دوستان سکینه هستم همسفر محمد

بر محمد و آل محمد صلوات می‌فرستیم. بارالها ما به خود ستم کردیم که نافرمانی تو کردیم، اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی ما از زیان‌کاران خواهیم بود. بارالها ما را تسلیم خود قرار بده و فرزندانمان هم تسلیم امر تو باشند. عبادات ما را به ما بیاموز و توبه ما را بپذیر که تو توبه پذیر مهربانی.

 

سلام دوستان نوشین هستم همسفر

خداوندا به عظمت اسماء و صفاتت سوگند که قلوب ما را در برابر خودت و خواست خودت خاضع و خاشع بگردان.

 

سلام دوستان مریم هستم همسفر

خدایا آنکه به تو راه جوید، راهش روشن است و آنکه به تو پناه جوید، در پناه توست و ما به تو پناه آورده‌ایم. ای خدای من ؛گمانم را از رحمتت ناامید مکن و مرا از مهربانی آن محروم مگردان.

 

سلام دوستان عفت هستم همسفر

خداوندا به ما دلی عطا فرما که مشتاق مقام قرب تو باشد.

 

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

هفته راهنما را به همه شما تبریک می‌گویم. قطعاً خداوند خیلی همه ما را دوست داشته که در مسیرمان راهنما قرار داده است؛ البته همه انسان‌ها در روز الست یک راهنما داشته‌اند که برنامه زندگی‌شان را به کمک آن راهنمایشان نوشته‌اند و همه انسان‌ها این شانس را ندارند که در بُعد زمینی‌شان هم با راهنمایان به همین شکل در ارتباط باشند؛ پس قطعاً رحمت خداوند شامل حال همه ماست و خیلی بیشتر ما را دوست داشته که در این بُعد هم در مسیرمان راهنما قرار داده است. امیدوارم خداوند ما را قدردان این نعمتی که به ما داده قرار دهد و با حرکت درست و فرمان‌برداری بتوانیم در مسیر خودمان، ما هم به راهنمایان خوبی تبدیل شویم.

جایگاه راهنما جایگاه خاصی است و با یک تفکر خاص باید در این جایگاه حرکت کنید که خدای‌نکرده لیاقتتان را در آن جایگاه از دست ندهید. قبله در جایگاه کمک راهنمایی خیلی مهم است. در این هفته حتماً از خداوند بخواهید که کمک راهنما شوید. واقعاً بخواهید و به حرمت همه راهنمایانی که برای بشریت فرستاده و به حرمت کمک راهنمایان کنگره ۶۰ قسمش بدهید و بخواهید که راه کمک راهنما شدن را برای شما هم باز کند.

شما یک‌وقت یک‌چیزی را نمی‌خواهید؛ ولی وقتی از نکات مثبت آن اطلاع پیدا می‌کنید دلتان می‌خواهد که در آن وارد شوید. یک اصطلاحی هست که می‌گویند: آدم‌های باهوش ازدواج نمی‌کنند؛ ولی آدم‌های عاقل ازدواج می‌کنند؛ چون آدم باهوش می‌داند که پروسه ازدواج یک پروسه سخت و دردسر سازی است؛ اما آدم عاقل می‌داند که مسیر تکامل از دل همین سختی‌ها می‌گذرد و چون آدم عاقل به دنبال تکامل است رنج‌هایش را هم می‌پذیرد. منظورم این است که وقتی متوجه شوید که این جایگاه سختی‌های خاص خودش را دارد؛ ولی در تکامل بسیار کمک‌کننده است، دلتان می‌خواهد که واقعاً وارد این جایگاه بشوید و ارزش‌های این جایگاه برایتان مشخص می‌شود. سی دی خط سوم هم اشاره‌ای به این موضوع دارد که در کجا قرار دارید.

 

دستور جلسه؛ سی دی نقطه مشترک

اولین موضوعی که در سی دی مطرح شد این بود که ما برای درمان اعتیاد آمده‌ایم و این آموزش‌ها برای چیست و چه ارتباطی با اعتیاد دارد؟

همسفر نوشین؛ آقای مهندس فرمودند که اگر کسی بخواهد مسئله‌ای را حل کند یا درمانی صورت بگیرد و یا هر کار دیگری باید نسبت به آن مسئله شناخت کافی داشته باشد. مثال ماشین را زدند که اگر کسی بخواهد یک قسمت از ماشین را تعمیر کند اول باید کل ماشین را بشناسد و بعد ببیند که کدام قسمت مشکل دارد تا تعمیرش کند. خود فرد مسافر هم این سؤال را می‌کند که من آمده‌ام موادم را درمان کنم و برای چه باید این‌همه مباحث مختلف و جهان‌بینی را بدانم؛ ولی جناب مهندس می‌گویند؛ چون درمان اعتیاد بستگی به انسان دارد ما باید یک شناختی از انسان داشته باشیم و برای شناخت انسان و پی بردن به ماهیت انسان باید جهان‌بینی را کامل کنیم و بدانیم که انسان چیست.

خانم صبا؛ این سؤال برای من هم بود و خیلی چیزها را متوجه نمی‌شدم؛ ولی ما نباید با یکسری سؤالاتی که خودمان مطرح می‌کنیم خودمان را برای آن آموزش‌ها توجیه کنیم؛ چون یکسری آموزش‌ها در مسیرمان قرار می‌گیرد که بعدها متوجه می‌شویم که این آموزش‌ها برای چه بوده است یا اینکه یک پیام خیلی برایتان تکرار می‌شود و یا یک نکته خیلی برایتان پیش می‌آید؛ یعنی یک‌چیزی شمارا به سمت آموزش‌های خاصی سوق می‌دهد، آن لحظه اصلاً متوجه نمی‌شوید که چرا این‌گونه است و با همین سؤال خودتان را از آن آموزش دور می‌کنید.این نکته می‌خواهد این را عنوان کند که ما در آن حد آگاهی نداریم و خواسته‌ای داریم که در دو پله بعد با آموزش‌هایی که الآن می‌گیریم خواسته‌مان برآورده می‌شود و باید آن دو پله طی شود تا آموزش‌ها را بتوانیم ربط بدهیم. مثلاً شما در مقطع ابتدایی هستید و چهار عمل اصلی در ریاضی برایتان کافی است تا مسائل را حل کنید؛ ولی در مقطع راهنمایی آموزش‌ها بیشتر و پیچیده‌تر می‌شود؛ چون مسائلی می‌آید که چهار عمل اصلی جوابگو نیست و به چیزهای بیشتری برای حلش نیاز دارید؛ ولی وقتی آنها را یاد می‌گیرید مسائل بیشتری را می‌توانید حل کنید. در دانشگاه خیلی سخت‌تر می‌شود و باید توابع بیشتری را یاد بگیرید تا مسائل را حل کنید.

پس هر چه انسان جلوتر می‌رود آموزش‌هایش سخت‌تر می‌شود. انشاء اله که خداوند شمارا هوشیار کند به آموزش‌هایی که در مسیرتان قرار می‌دهد و این مبحث هم این را می‌خواست عنوان کند که نگوییم اینها به چه درد ما می‌خورد، مسائل ما چیز دیگری است بلکه ما رابطه‌اش را نمی‌دانیم. با مثالی که آقای مهندس از کهکشان و ... زدند خواستند بگویند که در حدی نیستید که رابطه خیلی چیزها را تشخیص دهید و شاید بخش بسیار کوچکی را بفهمید؛ ولی مشتاقانه این را دنبال کنید تا به جواب برسید یا اشاراتی که آقای مهندس به خیلی موضوعات می‌کنند و شاید بپرسید که چرا به اینها اشاره می‌کند؛ چون دو پله بعدی چیزی راجع به زندگی‌های متوالی، روز الست و تقدیر می‌فهمید که اگر این آموزش‌ها را نداشته باشید گیج خواهید شد و علت تنوع آموزش‌ها هم این است که همه مسائلمان را نمی‌توانیم با آموزش‌های جزئی که داشته‌ایم حل کنیم و یکسری از مسائل را باید با دانایی که از این آموزش ها کسب می‌کنیم حل کنیم؛ بنابراین بخش اول سی دی ما را آماده می‌کند که ما گاهی وقت‌ها نیاز داریم که هرچقدر هم آموزشی سخت است ولی یاد بگیریم؛ چون اگر فرار کنیم بازهم با آن روبرو خواهیم شد و بالاخره باید یاد بگیریم.

تجربه همسفر ؛ آقای مهندس راجع به ماشین و قطعات ماشین که صحبت می‌کردند، زمان قبل کنگره برایم یادآوری شد که چون چیزی راجع به اعتیاد نمی‌دانستیم چه بلاهایی که سر مسافرانمان نیاوردیم. فکر می‌کردم اگر یک دوره در کمپ بمانند دیگر ترک می‌کنند و خوب می‌شوند و وقتی مرخص شوند باید حالشان خوب شده باشد و بگووبخند کنند و افسرده نباشند و ... و اگر نبودند حالم بد می‌شد؛ چون اعتیاد را نمی‌شناختم و فکر می‌کردم مسافرم اراده ندارد و ... ولی وقتی این سی دی را گوش کردم متوجه شدم چون اعتیاد را نمی‌شناختم فکر می‌کردم که اگر با مسافرم بد برخورد کنم یا بیرونش کنم خوب خواهد شد درحالی‌که بدتر شد و بعدها که اعتیاد را شناختم خیلی ناراحت شدم.

 

آقای مهندس یک پیام از یک وادی گفتند ، آن پیام چه بود؟

اینکه صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ یعنی انسان واقعاً می‌تواند خودش را تغییر دهد و محکوم نیست که تا ابد در یک صفتی باقی بماند. حال هرکدام از ما یک صفتی داریم و نقطه مشترک همه ما این است که همه ما در تاریکی هستیم. ممکن است درصدهایمان متفاوت باشد؛ ولی همه در تاریکی هستیم و همین ما را دورهم جمع کرده است.

یک نکته دیگر هم اینکه همه ما دوست داریم که از تاریکی‌هایمان خارج شویم و از تاریکی‌هایمان خسته شدیم و برای همین اینجا کنار هم قرار گرفتیم و این آموزش‌ها به سمتمان آمده است و آموزش‌های همه‌مان هم مشترک است؛ چون هدفمان مشترک است و برای همین است که اگر یک کنگره‌ای ببینید حستان خوب می‌شود چون یک پیوندی باهم داریم.

 

آیا فقط با دعا و ورد می‌توان تغییر کرد؟

دعا شاید ما را آماده کند و به سمت تغییری که درست است هدایت می‌کند؛ ولی تغییر به‌وسیله خودمان باید انجام شود و اذن و اراده خداوند هم در پشت آن است.

پیامبری بیمار بوده است و همسرش می‌گوید که چرا نزد پزشک نمی‌روی؟ می‌گوید: من پیامبر خدا هستم و خداوند خودش باید به من شفا بدهد و هرروز دعا می‌کرده و می‌گفته که خدایا چرا شفای مرا نمی‌دهی من پیامبر تو هستم و تو این اراده را داری و الهام می‌شود که چرا فکر نمی‌کنی که شفای تو را در علم آن حکیمی قرار داده‌ام که می‌خواهی به نزدش بروی و باید شفایت را از او بگیری.

برای همین است که می‌گویند باید حرکت کرد. دعا مسیر را باز می‌کند و ما را به خداوند وصل می‌کند؛ ولی حرکت را باید خودمان انجام دهیم و به نشانه‌ها توجه کنیم؛ چون وقتی تلاش می‌کنید نشانه‌ها به سمتتان می‌آید.

 

آیا انسان حیوان ناطق است؟

همسفر مریم؛ آقای مهندس فرمودند که مرحله تکاملی در موجودات باهم فرق می‌کند؛ مثلاً جمادات و نباتات کاملاً مرحله تکاملی‌شان باهم فرق می‌کنند و همان‌طور که گیاه با حیوان فرق می‌کند، انسان هم با حیوان متفاوت است و درجه تکاملی‌اش خیلی بالاتر از حیوان است و به همین دلیل انسان اصلاً حیوان نیست که بخواهیم بگوییم حیوان ناطق است. نطق؛ یعنی صحبت کردن و حیوانات هم صحبت می‌کنند و ما متوجه نمی‌شویم که چه می‌گویند؛ پس اینکه انسان حیوان ناطق است جمله درستی نیست.

خانم صبا؛ نکته مهم این است که در حیوانات نفس داریم؛ ولی روح نداریم؛ چون روح، ‌بخشِ الهی است که بر انسان جاری می‌شود. تا وقتی‌که نفس ما در تعادل نباشد اصلاً تحت القای روح نیستیم. روح بخشِ الهی هستی است؛ یعنی بخشی از خود خداوند است.

خدایا نفس ما را به تعادل نزدیک کن.

 

فرق وسوسه و الهام چیست؟

همسفر الهام؛ آقای مهندس فرمودند که ما در هستی مدام تحت بمباران اطلاعات هستیم که این الهامات به دودسته فجور و تقوا تقسیم می‌شوند.

وسوسه الهامات منفی و تقوا الهامات الهی و مثبت است و انسان اختیار دارد که کدام را انتخاب کند و این انتخاب هم بستگی به سطح اطلاعات و آگاهی ما دارد.

خانم صبا؛ شده که بگوئید به من الهام شد که از فلانی انتقام بگیرم؟ وسوسه همان الهام منفی است و شما در یک‌لحظه تحت القای هر دو هستید و یکی می‌گوید بکن و دیگری راهنمایی دیگری می‌کند.

 

 آخرین وسوسه یا الهامی که داشتید چه بود؟

همسفر مریم؛ از زمانی که گوشی و تلگرام آمده درزمینهٔ مطالعه خیلی ضعیف شده‌ام. چند وقت پیش انگار کسی به من گفت که گوشی را کنار بگذار و کتاب بخوان و حسی گفت : حالا یک مطلب از گوشی را ببین بعد می‌خوانی تا اینکه چشمانم سنگین شد و گفتم بخوابم بعد می‌خوانم که خوابم برد و یک‌مرتبه گوشی زنگ زد و وقتی جواب دادم خانمی گفتند که از موسسه کتاب و کتاب‌خوانی تماس می‌گیرم و می‌خواستم یکسری کتاب‌های خوب را معرفی کنم و وقتی قطع کردم به این موضوع فکر کردم که این جریان می‌توانست یک الهام در صور آشکار باشد و همان موقع شروع به خواندن کتاب کردم.

همسفر ناهید؛ دیروز که می‌خواستم آکادمی بروم مدام با خودم می‌گفتم که تعطیل است یا نه و یک‌جور می‌خواستم خودم را گول بزنم که تعطیل است و نروم که خوابیدم و جمله خانم صبا به ذهنم آمد که رفتن بهتر از نرفتن است، حرکت کن امروز نیمه شعبان است و امام زمان می‌بیند و حتماً یک مسیری برایت باز می‌شود و با این الهام رفتم و دیدم که آکادمی هست و چقدر هم شلوغ بود.

خانم صبا؛ پس بین این دو قطب خودمان باید تصمیم بگیریم؛ چون ما جبر در اختیار داریم و باید و حتماً خودمان تصمیم بگیریم.

نکته دیگری که عنوان شد این بود که من اشتباه می‌کنم و باید تغییر کنم. چقدر این باور را دارید که باید تغیری کنید؟ خیلی وقت‌ها خداوند اشتباهات شمارا نشان می‌دهد تا نیاز به تغییر را حس کنید. بعضی‌اوقات این منیت است که اجازه نمی‌دهد اشتباهاتتان را ببینید و درک کنید و با حجابی که می‌گذارد مانع می‌شود نه اینکه شما انسانی عاری از اشتباهید!پس از خدا بخواهید که کمک کند تا اشتباهاتتان را ببینید و این کمک می‌کند تا تغییر کنید.

 

برای چه به جهان‌بینی نیاز داریم؟

همسفر خدیجه؛ برای اینکه تغیری کنیم و به هدف و نتیجه برسیم نیاز داریم که جهان‌بینی کارکنیم، سی‌دی‌ها را گوش کنیم، وادی‌ها را بخوانیم؛ چون اینها آموزش‌های اصلی کنگره است تا خودمان را بشناسیم و بتوانیم تغییر کنیم.

خانم صبا؛ پس برای تبدیل‌شدن احتیاج داریم که تغییر کنیم و برای تغییر کردن نیاز به شناخت داریم.

 

نظرتان در رابطه با این جمله چیست؛ ما شکلی نداریم، آموزش به ما شکل می‌دهد.

همسفر نسرین؛ وجود انسان مثل خمیر است یا مثل نوزادی است که تازه متولدشده است و این آموزش‌هاست که به این خمیر شکل می‌دهد؛ مثلاً یکسری وارد کنگره می‌شوند و چون از جاهای دیگر آموزش گرفته‌اند خمیرشان شکل‌گرفته است و تغیر شکل دادن آنها سخت‌تر است؛ ولی کسی که آموزشی نداشته شاید اول کمی برایش سخت باشد؛ ولی به‌مرور با آموزش‌ها شکل می‌گیرد.

خانم صبا؛ شکلی که من به‌عنوان کمک راهنما گرفتم به خاطر آموزش‌هایی است که در طی این چند سال داشتم و جایگاه ما به خاطر آموزش‌هایی است که گرفتیم یا حتی اگر کسی رفتار اشتباهی می‌کند به خاطر آموزش‌هایی است که گرفته است؛ یعنی اگر آموزش‌هایی که شما گرفتید او هم می‌گرفت شاید آن رفتار را تکرار نمی‌کرد یا شرایطی که در آن قرارگرفته و یا محیطی که در آن بوده و یا آموزش‌هایی که از اول برایش مشخص‌شده است. اینکه می‌گویند رفتار یک فرد کنگره‌ای با غیر کنگره‌ای کاملاً مشخص است به خاطر این است که ما آموزش گرفتیم و آنها این آموزش‌ها را نداشته‌اند. آقای امین در سی دی علم می‌گوید که اگر دیگران هم این آموزش‌ها را بگیرند قطعاً تغییر می‌کنند. برای همین هیچ‌وقت به کسی برتری نجویید به خاطر آموزش‌ها و جایگاهی که دارید. اگر خدا به شما اعتباری داده، محبتی داده، ایمانی داده، محبوبیتی داده یا یک درجه تکاملی داده، به خاطر آموزش‌هایی است که گرفتید و آن جایگاه را به دست آورده‌اید و اگر بخواهید رشد کنید باید این آموزش‌ها دوباره برایتان باشد؛ چون اگر آموزش‌ها قطع شود انسان مجدداً نزول می‌کند مثل همین مسئله که گفتم اگر بالاتر بروید آموزش‌های بیشتری نیاز دارید تا یاد بگیرید وگرنه در همان جایگاه قبلی می‌مانید و دقیقاً مثل حرف است و نون در ناهید با نون در نارنج فرق می‌کند و مهم این است که این نون در کجا قرار بگیرد، این آموزش در چه شرایطی قرار بگیرد. وقتی می‌بینیم که اطرافیانمان رنج زیادی می‌کشند شاید به خاطر این است که یکسری چیزها را نمی‌دانند، شاید اگر آنها هم مثل ما این آموزش‌ها را داشتند این‌قدر ناراحت نمی‌شدند و چرخه را برای خودشان سخت نمی‌کردند؛ پس ما برتری نسبت به آنها نداریم و اگر آموزش نمی‌گرفتیم مثل آنها بودیم.

در این رابطه منیت خیلی وارد می‌شود. جاهایی که خیلی از شما تعریف می‌شود برای اینکه منیت را بشکنید با خودتان بگوئید شاید اگر با این قدرت و پتانسیلی که خداوند به من داده، آن آدم جای من بود صد مرتبه بالاتر می‌رفت؛ پس جای هیچ فخری نیست و این‌گونه بودن باعث می‌شود که ظرفیت شما برای تغییر بیشتر شود. اگر این تفکر را نداشته باشید خمیرتان سفت می‌شود؛ پس خیلی مراقب باشید، برای اینکه ما باید به ماهیت پی ببریم تا بتوانیم درمان کنیم و به تعادل برسیم. برای پی بردن به ماهیت باید خیلی تلاش کنیم و در تلاشمان باید خیلی یاد بگیریم. پس باید خیلی تلاش کنیم تا شاید به ما الهام شود. آقای امین قطعاً خیلی تلاش کردند که جزوه جهان‌بینی به ایشان الهام شد. برای اینکه ما هم جزوه جهان‌بینی زندگی‌مان را به دست بیاوریم می‌بایست خیلی تلاش کنیم تا خداوند مستقیماً به ما الهام کند.

به کسی که روز اول به کنگره می‌آید الهام نمی‌شود؛ ولی هر چه جلوتر بروید، مطالعه و تلاش و کنکاشتان بیشتر باشد الهام خیلی مستقیم‌تر است؛ چون می‌خواهید که ماهیت‌ها را تشخیص دهید و به تعادل نزدیک شوید و الهاماتتان هم نزدیک‌تر می‌شود؛ پس تلاشتان را بیشتر کنید و حرکتتان را سریع‌تر کنید تا در زمان الهام بدانید که راه کدام است.

نکته مهم دیگری که عنوان شد در رابطه با آب بود و درباره زمینی که خشک است و زمینی که خشک نیست صحبت شد. این مبحث برای تشخیص نیازمندی‌مان بود؛ اینکه نیازمان به آموزش را تشخیص دهیم. تشخیص نیازمندی هم با توجه به مسائلتان است و برای عبور از آن مسائل مجبورید که یاد بگیرید تا تغییر کنید؛ مثلاً مثل کسی که هر هفته به او یک برگه سؤال می‌دهند و مجبور است که کتاب‌هایش را بخواند تا بتواند به سؤالات جواب بدهد و هفته بعد سؤالاتی می‌آید که می‌بیند در این منابع نیست و باید منابع جدید را بخواند تا بتواند جلو برود.

پس از امتحان‌های زندگی‌تان نیاز به تغییر را تشخیص می‌دهید و کسی که خودش را نیازمند نداند به‌هیچ‌عنوان تغییر ایجاد نمی‌شود و تبدیلی رخ نمی‌دهد و صفت گذشته تغییر نمی‌کند. هر کس هم تمرکزش بیشتر باشد به او الهام می‌شود. کسانی تمرکزشان بیشتر است که تفکرشان بیشتر است.

بنابراین مدلی که برای تغییر عنوان شد به این صورت است که ماهیت خود را بشناسیم که بتوانیم تغییرات را ایجاد کنیم و از تغییرات به تبدیلات برسیم و درنهایت ترخیص شویم. برای تغییر باید وارد عمل بشویم و بدانیم اختیار در دست ماست و نباید تحت القائات منفی قرار بگیریم و اگر قرار گرفتیم بررسی و آنالیز کنیم تا به نتیجه که صلح و آرامش برسیم.

خدایا نفس ما را انسانی بفرما.

 





نظرات() 


همسفر سکینه
شنبه 2 تیر 1397 10:17 ب.ظ
خانم صبای عزیز،بسیار عالی سی دی ها را برایمان باز میکنید.بسیار عالی توضیح و تفسیر می کنید.ممنونم.
خانم الهام سپاس.
همسفر حوریه
سه شنبه 1 خرداد 1397 09:47 ب.ظ
بهترین راهنمایم بابت تمام اموزشهایتان بی نهایت سپاسگزارم واز خداوند برایتان توفیق روز افزون خواستارم.
آمین می گویم برای استجابت همه دعاهایی که توسط خانم صبای عزیزم وخواهران خوبم شد.
خانم الهام عزیز اجرت کمک راهنمایی ان شالله.
همسفر فاطمه.
سه شنبه 1 خرداد 1397 04:07 ق.ظ
با نام ، یاد و شکر خدا
خدا را شکر که راهنما دارم.
خدایا شکر که ما را در مسیر اموزش و هدایت قرار دادی.
خدایا چنان کن سرانجام کار ، که تو خوشنود باشی و ما رستگار.
عاقبت بخیری و رستگاری ، عبور از سختی ها و آزمون ها را می‌طلبد ، و موج سوار ماهر که در عین فراز و فرود لذت می‌برد ، چون در تلاطم موج و طوفان قرار گرفته ، وگرنه در دریایی آرام ، موجی وجود ندارد.....
خدایا شکر برای آموزشهای کنگره ، و خدا را شکر که راهنمایی داریم که راه را نشان می‌دهد و ما را به حرکت و تکاپو تشویق می‌کند و هسته و دانه را کشف کرده و به ما نشان و آدرس پرورش دانه را می‌دهد ، آیا دانه ایی یافته اید ، بدون اینکه در تاریکی و سیاهی خاک فرار بگیرد رشد نماید؟!!
به گلدان خانه مان توجه می‌کنم ، خدایا برگ هایی به این زیبایی چگونه از دل مشتی خاک و مقداری آب اینگونه برگ زیبا و بزرگی پدید آمده است؟!
آیا اگر دانه ، یا ساقه یا نهال مخصوصی پیدا و جدا نشود و بعد کاشته نشود ، و با اندکی آب سیراب نشود ، آیا چنین گلدان زیبایی خواهیم داشت؟! آیا اگر شرایط طوری دیگر بود ، این برگ و گل پرورش میافت؟ اگر دانه دیگری بود ، آب و خاک و نور بطور دیگر بود چه می‌شد؟
در کنگره آموختیم که قضاوت نکنیم!
و اگر مسیر فردی تاریک یا روشن است ، رشد کرده یا رشدش متوقف شده !
اگر من در آن شرایط بودم چه می‌شد!:
شاید بدتر و یا شکست خورده ، و یا در شرایطی بهتر ! و اینها همه به حرکت و شرایط و آموزش من و اطاعت من از آموزش برمیگردد.
و اگر راهنما نداشتم و سرگردان در بیابان جهل و نادانی روزگار سپری می‌کردم چه ؟! پس باید شاکر بود و در حرکت کوتاهی نکرد.
ممنون از جلسه ی زیبا ، مشارکتها و دعاهای جمیل و پرمحتوا.
خدا را شکر که روزی ام گشت در روزی دیگر از روزهای الهی، به الهام خواندن این مطلب پاسخ دادم و استفاده کردم و آموزشی گرفتم. به امید فعل.
راهنمای متفکر ، صبور و مهربانم برای وجود بابرکت شما شکر شکر شکر ،
در صراط مستقیم ثابت قدم ، گام بردارید و به فضل خداوند منان که بر انسان منتِ آموزش نهاد و انسان را لایق آموزش قرار داد ، در مسیر آموزش و خدمت خوش بدرخشید و همچنان ستاره ی راه باشید.

خانم الهام عزیز خدمتتان پربرکت ، خداقوت ، نگاه خداوند همراهتان.

الهام قدیری
سه شنبه 1 خرداد 1397 12:38 ق.ظ
راهنمای عزیزم خداقوت . ممنونم از آموزش های ناب و کاملتون .بسیار جلسه پرباری بود
رعنا
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 12:58 ب.ظ
سپاس فراوان از راهنمای مهربان و صبورمان خانم صبای عزیز؛از نکات بی نظیر و آموزنده تان بهره بردم.اجرتان الهی.
الهام عزیز؛بسیار سپاسگزارم از خدمت پر بارتان.خداوند یارتان. موفق باشید.
همسفر زهرا
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 04:51 ق.ظ
بسیار جلسه خوبی بود از خانم صبای عزیز ممنونم و تشکر از الهام عزیز
همسفر ربابه
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 01:51 ب.ظ
خدا قوت خدمت راهنمای عزیزم خانم صبا ، بسیار جلسه ی پر بارو آموزنده‌ای بود.خیلی از راهنمای عزیزم تشکر میکنم.که مطالب را این چنین باز گو میکند.
خانم الهام خدا قوت.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox