گزارش عملکرد لژیون روز پنج شنبه 96/12/10؛ هفته دیده بان و شکرگذاری

نوشته شده توسط :همسفر الهام قدیری
شنبه 26 اسفند 1396-10:01 ق.ظ

دیده‌بان ؛ یعنی کسی که بلندتر ‌ببیند و بیشتر تلاش کند و عمل سالم را به عمل نیک ترجیح دهد؛ یعنی اینکه من چه می‌خواهم، من چه جوری فکر می‌کنم نمی‌گوید. الآن برای آنها آسایش نیست همیشه و هرروز آسایش نیست؛ ولی برای آنها مهم نیست. آسایش دیگران ، حال خوب دیگران ، رسیدن دیگران به خواسته‌هایشان بر آسایش و حال خوب و خواسته‌های خودشان مقدم است؛ چون اگر این فداکاری و ایثار نبود نمی‌شد.

بسم الله الرحمن الرحیم


 سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

خدایا شکر به خاطر همه انسان‌های خوبی که آفریدی. خدایا شکر به خاطر همه انسان‌هایی خوبی که به یاری ما فرستادی. خدایا شکر که رحمتت را به‌وسیله بندگانت به ما می‌رسانی. خدایا شکر که با تلالو خودت در انسان‌ها، ما را به خودت مشتاق‌تر می‌کنی. خدایا شکر به خاطر همه مخلوقاتی که تصویری از تو هستند .

همان‌طور که می دانید این هفته، هفته دیده‌بان است. اولش که می‌خواهید فکر کنید، شاید فکر کنید که دستور جلسه فنی است که خیلی تخصصی است و حالا چه دخلی به من دارد! شاید این‌جوری فکر کنید که دستور جلسه‌ای نیست که من خودم را در آن ببینم و مربوط به آن چهارده نفر است و خیلی لازم نیست که من در مورد آن فکر کنم.  از این زاویه می‌شود به آن نگاه کرد؛ولی از چند زاویه دیگر هم می‌شود به آن نگاه کرد که چرا این دستور جلسه در مسیر آموزشی من قرارگرفته است؟ چرا لازم است که ما این افراد را بشناسیم؟  لازم است که تشکر کنیم و به آنها فکر بکنیم. چندین بعد دارد که راهنما از چندین زاویه می‌گوید. اولش از دعا شروع می‌کنیم.

قانونی داریم به اسم عمل و عکس‌العمل؛ زمان‌هایی که مسافرتان به دنبال تهیه مواد می‌رفت، با آدم‌هایی ناباب می‌گشت، شما مدام به دنبال این بودید که ببینید که با چه کسی می‌گردد، چه کسی جنس را به دست او می‌دهد یا چه کسی او را مصرف‌کننده کرده است یا چه کسی مواد را به دستش می‌رساند. لعنت می‌کردید و نفرین می‌کردید، حس منفی نسبت به این افراد داشتید. آیا این‌طور نبوده است؟  خدا لعنت کند کسی را که مواد را می‌فروشد این‌طور نبوده است ؟ مطمئناً این‌طور بوده؛ چون درآن زمان دنبال مقصر می‌گردید. کسانی که در اعتیاد ما نقش داشته‌اند لعن و نفرین می‌کردیم و از خداوند می‌خواستیم که آنها را نابود و ریشه‌کن کند. طوری آنها را نابود کند و دچار بلا و مصیبت کند که ما نجات پیدا کنیم که این یک بعد قضیه است. خواستم بگویم که کسی با این ناله و نفرین‌ها راهی در زندگی‌اش باز نشده است. هر عملی یک عکس‌العملی دارد، نفرین می‌کنید مشمول نفرین می‌شوید.

حالا چرخ برگشته و ما می‌دانیم که یک انسان‌هایی تمام زندگی‌شان را ،آسایش و آرامششان را و همه‌چیزشان را برای اینکه ما به آرامش و آسایش برسیم گذاشته‌اند که زندگی ما ساخته شود. به نظر شما آن موقع که ما خیلی خوب می‌توانستیم نفرین کنیم الآن کسانی را که این‌گونه به ما یاری می‌رسانند نباید شکرگزاری کنیم؟ نباید برای آنها دعا کنیم؟ به خاطر نفرین‌ها خیلی دچار گرفتاری و مصیبت شده‌ایم، الآن شروع کنیم برای جبران با دعا کردن برای انسان‌هایی که در زندگی ما اثر خوب می‌گذارند. امروز همین آمدن و رفتن خانم آنی موجب خیلی از خیر و برکات بود. خیالتان را راحت کنید آمدن و رفتشان چرخش در وضعیت شما ایجاد کرده است. این خیلی خوب است که یک انسانی بیاید و با آمدنش تأثیرگذار باشد تا اینکه یکی بیاید و باانرژی منفی‌اش حال همه را خراب کند.

اولین کاری که ما در این هفته انجام می‌دهیم شکرگزاری کنیم و دعا کنیم. فکر کنید که عکس‌العمل این دعاها برای شما چه می‌تواند باشد؟ وقتی دعا می‌کنید برای نیروهای خیر کنگره 60، برای دیده‌بان‌های کنگره 60، این دعا چگونه به خود شما برمی‌گردد؟ با یک قانون باید این را تفسیر کنید.

قانون دیگری هم داریم که می‌گوید چیزی را که شما دوست داشته باشید هستی می‌گوید این‌ها را دوست دارد. هر چیزی را که دوست داشته باشید مثلاً دوست داشته باشید که فردی موفق نشود یا دوست داشته باشید که برای فردی خوب نشود. هستی نگاه می‌کند که تو دوست نداری که خوب شود، خوب نشدن را دوست داری، موفق نشدن را دوست داری، از همان برای تو طلب می‌کند؛ پس هستی نگاه می‌کند که به چه چیزی انرژی می‌دهی.

با این دو قانون ، به عکس‌العمل‌هایی که به‌طرف شما می‌آید فکر کنید و برای دیده‌بان‌ها یک دعا بکنید .

همسفر عفت: امروز از خداوند برای خانم آنی و خانواده محترمشان و کلیه دیده‌بان‌های کنگره 60 سلامتی را خواستارم و امیدوارم که موفق و پیروز باشند. در مورد عکس‌العمل‌ها؛ وقتی‌که ما برای کسی طلب خیر می‌کنیم مطمئناً همان خیر هم به ما برمی‌گردد. وقتی برای دیگران سلامتی و موفقیت را می‌خواهیم هستی هم سلامتی و موفقیت را به ما می‌دهد.

خانم صبا: وقتی شما برای نیروهای کنگره 60 طلب خیر و سلامتی و عافیت می‌کنید کارمای این دعای خیر چگونه به شما برمی‌گردد؟

همسفر عفت : مثلاً وقتی ما برای خانم آنی دعا می‌کنیم مشمول دعای ایشان می‌شویم.

خانم صبا: وقتی برای نیروهای خیر کنگره 60 دعا می‌کنیم، هستی هم برای خیر شما دعا می‌کند.

همسفر نسرین: خداوندا به دیده‌بانان کنگره که ستون‌های کنگره را بنا نموده‌اند که تغییرات در وجود تک‌تک ما ایجاد شود و روشنی‌بخش زندگی ما هستند سلامتی عطا بفرما.

در مورد عکس‌العمل؛همان‌طور که ما در پای کوه فریاد می‌زنیم انعکاس صدا به ما برمی‌گردد، وقتی دعای خیر می‌کنیم آن انرژی به ما برمی‌گردد یا آن نفرینی که می‌کنیم مثل همان عمل ، عکس‌العمل اش به ما برمی‌گردد؛ چون در وجود ما همان انرژی مثبت که وجود دارد هستی می‌گوید این انرژی در وجودش هست دعای خیری که می‌کنیم به خودمان برمی‌گردد.

خانم صبا :انشا الله که خیر و خوبی به خود شما برگردد.

همسفر فاطمه: دعا می‌کنم بهترین نعمت‌های خداوند چه در دنیا و چه در آخرت نصیب دیده‌بان‌های کنگره ۶۰ بشود.

خانم صبا: بهترین نعمت‌های خداوند در دنیا و آخرت نصیب خانم فاطمه می‌شود.

همسفر اکرم :دعا می‌کنم همیشه سلامت باشند و خداوند خیردنیا و آخرت را به آنها بدهد و برای مشکل ما که قدم برمی‌دارند و آن را رفع می‌کنند انشالله خیروبرکتش برای آنها باشد.

همسفر صفورا:از خداوند می‌خواهم که تمامی دیده‌بان‌ها و تمامی کسانی که در کنگره ۶۰ خدمت می‌کنند به‌تمامی اهداف و خواسته‌هایشان برسند؛ چون هستی خیلی هوشیار است و چون ما داریم آموزش می‌بینیم برای هرکسی هرچه بخواهیم به خودمان برمی‌گردد.

همسفر زهرا:از خداوند می‌خواهم آنقدر به وجود این عزیزان و زندگی‌شان برکت و خیر بدهد که بتوانند همچنان خدمت به کنگره بکنند که وجودشان واقعاً عشق است؛ چون اگر عشق نبود واقعاً اینها نمی‌توانستند در اینجا باشند. وقتی من برای خودم می‌آیم یک‌وقت‌هایی کم می‌آورم ؛ ولی اینها واقعاً پر از عشق‌اند. به نظر من اینها انعکاس عشق و نور خداوند در زمین هستند که دارند این‌جوری با عشق خدمت می‌کنند. خداوند آنقدر به وجودشان توانایی و برکت بدهد که ما هم بتوانیم از آنها یاد بگیریم.

همسفر پوران:  برای دیده‌بان‌های عزیز آرزوی سلامتی و سربلندی و آرامش را دارم؛ چون فکر می‌کنم در هر جایگاهی که باشی آرامش بهترین و مهم‌ترین وسیله‌ای است که باید داشته باشند تا بتوانند خدمتشان را به نحو احسن انجام بدهند.

همسفر فاطمه: هرکسی در هر جایگاهی باشد از خداوند یک خواسته‌ای دارد، یک خواسته‌ای که نمی‌تواند به هیچ‌کس هم بگوید. دعا می‌کنم دیده‌بان‌ها هر خواسته‌ای که دارند و فقط در خلوت خودشان می‌توانند به خداوند بگویند،خداوند به حرف دلشان گوش دهد.

خانم صبا :انشا الله که خداوند به حرف دل شما هم گوش بدهد.

همسفر حوریه :از خداوند می‌خواهم که به عمرشان عمر باعزت ، به دیدشان بصیرت، به قلبشان نور معرفت عنایت بفرماید.

همسفر نوشین:خدا را به پاکان روزگار قسم می‌دهم که به عزیزانی که از وقتشان برای ما استفاده می‌کنند به زمانشان برکت بدهد؛چون من خیلی معتقدم که شاید یک روز بیست‌وچهار ساعت باشد؛ ولی وقتی خدا بدهد شاید بتوان بیشتر از آن استفاده کرد و این عزیزان از وقت خودشان برای ما می‌گذارند و امیدوارم که خداوند به ایشان برکت مضاعف عطا کند.

خانم صبا :انشالله که خداوند هم به شما برکت مضاعف عطا کند.

همسفر خدیجه :از خدای بزرگ می‌خواهم که به تک‌تک دیده‌بان‌ها و آقای مهندس خیر دنیا و آخرت و سلامتی بدهد و سایه خانم آنی بر سر ما باشد و از برکت آنها ما هم بتوانیم به یک جایگاهی برسیم.

همسفر مرضیه :ویژگی بارزی که دیده‌بان‌ها دارند این است که خیلی ازخودگذشته‌اند و اینکه چقدر خوب حرکت کرده‌اند که به این جایگاه رسیده‌اند، اول‌ازهمه دعا می‌کنم که ما هم بتوانیم به این جایگاه برسیم وخوب و اثرگذار حرکت کنیم و از خداوند می‌خواهم که به این عزیزان توان بیشتر و به زندگی‌شان برکت و آرامش بیشتر عطا کند.

همسفر مریم:آرامش وتوان برای جسم و روان دیده‌بان‌ها را می‌خواهم و امیدوارم همیشه قلبشان منور باشد به انوار الهی. برای تمامی دیده‌بان‌ها سلامتی و طول عمر باعزت می‌خواهم و امیدوارم که بهترین‌ها را خداوند به آنها بدهد.

همسفر خدیجه :از خداوند می‌خواهم که این ستون‌هایی محکمی که برای ما در کنگره ساخته‌اند ما را هم تبدیل به ستون‌هایی محکم کند و وسیله‌ای کند برای خدمت و خیر رساندن به دیگران.

همسفر سکینه :برای خانمانی و تمامی دیده‌بان‌ها می‌خواهم که خداوند به هدف‌های کنگره‌ای و هدف‌هایی که در زندگی‌شان دارند، برآورده به خیر شود و گره از مشکلاتشان باز شود. خداوند به وجودشان قوت و سلامتی بدهد و عاقبت‌به‌خیر شوند.

همسفر الهام :امیدوارم که سال ۹۷ برایشان پر از خیر باشد و تقدیر خوبی داشته باشند.

همسفر ناهید:هفته دیده‌بان را تبریک می‌گوییم و برایشان بهترین‌ها و نور، عشق، محبت، سلامتی، آرامش، طول عمر باعزت، از خداوند برای تک‌تک برایشان می‌خواهم. انشا الله که این پایه‌های محکم استوار بمانند.

همسفر الهام :دعا می‌کنم که خداوند سایه آقای مهندس و خانم آنی و خانواده‌اش را بر سر ما مستدام بدارد و امیدوارم برای تمامی لحظاتی که عاشقانه و بدون توقع به ما خدمت می‌کنند که آرامش را به ما هدیه بدهند، هستی هم برترین‌ها را و آرامش را نصیب آنها بکند.

خانم صبا :انشا الله که خداوند دعایی همه شمارا استجابت بکند و رحمت واسعه یزدان همواره همراه همه انسان‌های خوب و دیده‌بان‌های کنگره ۶۰ و همه شما باشد. من از پارسال که هفته دیده‌بان شروع شد چون دیده‌بان‌ها از امروز شروع می‌کنند به صحبت کردن، تمام صحبت‌های آنها را جمع کردم و یک فایلی برای خودم درست کرده‌ام؛چون اینها قدشان خیلی بلند است و الهاماتی که به اینها می‌شود خیلی متفاوت است و همین‌طور نگاهشان . خیلی لذت بردم، امکان نداشت که با خواندن مطالبشان گره‌ای از من باز نشود و الگویی جدیدی در ذهن من از بهتر شدن ساخته نشود. توصیه می‌کنم حتماً بروید و مطالب را بخوانید و جمع‌آوری کنید. اینها انسان‌هایی خوبی هستند و انسان‌های صالح‌اند، کلامشان را بخوانید. این افراد نزدیک‌ترین انسان‌هایی صالح به ما هستند،گاهی ما طبقه طبقه می‌توانیم به انسان‌های بزرگ برسیم و درکشان کنیم. نزدیک‌ترین انسان‌ها به ما که در صراط مستقیم هستند همین دیده‌بان‌های کنگره ۶۰ هستند. اول باید به اینها نزدیک شویم شاید در زیر سایه نزدیکی به اینها است که بتوانیم بالاتر برویم؛ پس سعی کنید که نزدیک‌تر شوید. چگونه نزدیک شوید؟ نزدیک ازاین‌جهت که بشنوید چه می‌گویند، چگونه فکر می‌کنند، چه انتظاراتی دارند . شاید این‌گونه خداوند دست ما را هم بگیرد و ماهم بتوانیم بالاتر و بالاتر برویم؛ چون جایگاه‌ها بی‌نهایت‌اند؛ ولی نزدیک‌ترین افراد خوب به ما دیده‌بان‌ها هستند.

چند تا ویژگی خوب دارند که یکی را شما گفتید که عشق است. دومی را خانم آنی گفتند که بیست سال است که دیده‌بانی می‌کنند و تازه الآن است که قدردانی می‌شوند و یکی دو سال است که دستور جلسه دیده‌بانی را قرار داده‌اند. شما چند سال است که دیده‌بانی می‌کنید؟ چند سال است دیده‌بانی می‌کنید با عشق، بدون توقع!

دیده‌بان ؛ یعنی کسی که بلندتر ‌ببیند و بیشتر تلاش کند و عمل سالم را به عمل نیک ترجیح دهد؛ یعنی اینکه من چه می‌خواهم، من چه جوری فکر می‌کنم نمی‌گوید. الآن برای آنها آسایش نیست همیشه و هرروز آسایش نیست؛ ولی برای آنها مهم نیست. آسایش دیگران ، حال خوب دیگران ، رسیدن دیگران به خواسته‌هایشان بر آسایش و حال خوب و خواسته‌های خودشان مقدم است؛ چون اگر این فداکاری و ایثار نبود نمی‌شد. فکر کنید که در زندگی‌تان چقدر در روز دیده‌بانی می‌کنید؟ چقدر قشنگ و بلند می‌بینید؟ چقدر تلاش می‌کنید که اطرافیانتان را  احیا کنید؟ روی زندگی چند نفر اثر گذاشته‌اید؟ چقدر انسان‌ها زیر سایه شما می‌توانند رشد کنند؟ چقدر صبر دارید؟

صبر ویژگی اصلی یک دیده‌بان است. شما چقدر صبر دارید؟ اصلاً صبر یعنی چه؟ شاید شما قرار نیست دیده‌بان کنگره ۶۰ باشید؛ ولی دیده‌بان خانواده خود که باید باشید. طوری باشید که همیشه بشود روی شما حساب کرد، همیشه اگر همه ساز مخالف می‌زنند شما ساز درست را بزنید، همیشه یک‌جور دیگری باشید، همیشه خیر باشید، همیشه بودنتان از نبودتان تمیز داده شود.

آیا به نظر خودتان شما دیده‌بان‌های خوبی برای زندگی‌تان هستید؟ آیا شما ویژگی دیده‌بان را دارید؟ دیده‌بان‌ها الماس هستند، الماس با تراش‌هایی که خورده می‌درخشد و قیمتی شده است. آیا شما ستون زندگی‌تان هستید. چقدر بابت ستون بودنتان زده‌اید بر سر دیگران که من به خاطر شما ایستاده‌ام؟ چقدر این‌گونه حرف زده‌اید؟ اگر من نباشم...

آیا دیده‌بان‌ها این‌گونه حرف می‌زنند ؟ حرف‌هایشان را بخوانید، ببینید اصلاً از این حرف‌ها می‌زنند؟ اصلاً یک‌کلام می‌گویند که ماییم و ما هستیم، ما خیلی زحمت می‌کشیم . تا پارسال می‌گفتند ما نیستیم ما چیزی نیستیم که کنگره ۶۰ است. ما تازه خیلی کارداریم ما برای خودمان می‌آییم. آیا شده در زندگی‌تان بگویید که من برای خودم هست که خوبم، نه به خاطر اینکه تو قدرم را بدانی. من برای خودم هست که پایداری می‌کنم، برای خودم هست که این‌قدر صبوری می‌کنم؟!

حالا من می‌گویم اگر دستور جلسه دیده‌بان است قرار نیست که بگوییم ما از همه دیده‌بان‌ها تشکر می‌کنیم و پاکت بدهید،به این ختم نمی‌شود بلکه شما باید در صور پنهانتان دیده‌بان زندگی‌تان باشید، در لژیون دیده‌بان باشید. بالا، بزرگ، عظیم، وسیع. انشالله خداوند کمک کند که قدتان بلند شود و مسائل را وسیع بینید. خیلی برای دیده‌بان‌ها و خودتان دعا کنید.

آیه‌ای می‌خواندم که می‌گفت : خداوند احسانش را شامل حال شکرگزاران می‌کند. خدا کسانی را که شکرگزاری می‌کنند خیلی دوست دارد. سعی کنید ایام پایانی سال را خیلی شکرگزاری کنید. آیا کسی هست که در هفته گذشته شکرگزاری‌های خیلی قشنگی داشته است و به‌واسطه تداوم شکرگزاری‌ها خیلی احسان خداوند را دریافت کرده است؟

همسفر سکینه :همین‌که صبح بلند می‌شوم می‌گویم خدایا شکرت که توانستم بیدار شوم. خدایا شکرت که سلامتی همسر و فرزندم را دیدم. خدایا شکرت که خبر بدی نشنیدم. خدایا شکرت که خانواده ای هست که بتوانم بلند شوم و صبحانه برایشان تهیه کنم. خدایا شکر که توانستم توفیق پیدا کنم در آغوش تو سجده کنم برای تو. توانستم نماز بخوانم. برای هر اتفاقی که می‌افتد من شکرگزاری می‌کنم و نشانه آن این است که آرامش خیلی زیادی پیدا می‌کنم. نسبت به قبل که من اصلاً آرامش نداشتم یا چیزهایی را می‌دیدم که ندارم یا چیزهای بد زندگی را می‌دیدم. وقتی شکر می‌کنم فقط چیزهایی خوب زندگی‌ام به ذهنم می‌آید که بخواهم از آنها شکرگزاری کنم. نتیجه‌اش آرامشی است که به دست می‌آورم.

 خانم صبا :خدا را شکر که شما در لژیون ما هستید.

همسفر سکینه :خدا را شکر که شما استاد ما هستید.

همسفر مرضیه: تلاش می‌کنم وقتی‌که صبح از خواب بیدار می‌شوم. از اول همه به خدا سلام می‌کنم و می‌گویم خدایا شکرت که به من فرصت دادی که دوباره از خواب بیدار شوم. سعی می‌کنم ریزتر به همه‌چیز نگاه کنم شاید قبلاً برای شکرگزاری یک خدایا شکرت را همین‌طوری می‌گفتم؛ ولی الآن می گویم خدایا شکرت که می‌توانم راحت راه بروم. خدایا شکرت که دارم می‌بینم. روی حال خودم خیلی اثر می گذارد. خواندم که وقتی انسان قدرشناس باشد و کمتر غر بزند حتی نیروهای منفی و امواج منفی از او دور می‌شود و آرامش بیشتری نصیبش می‌شود. واقعاً خیلی حالم را خوب کرد، خدا را شکر که شما و خواهر لژیونی‌هایم هستید.

همسفر صفورا :سی دی تقدیر خیلی روی من تأثیر گذاشت که گفته بودید خیلی گوش کردم با توجه به صحبت شما و خواهران. حالا گذشته ما و نامه پیشین ما چه بوده چه را پذیرفتیم. از آن روز خیلی پذیرشم بالا رفت خوب همین‌که هست الحمدالله شکرش را خیلی به‌جا می‌آورم و الآن دو روز هست که خدا را شکر توانستم کارهای منزل را انجام بدهم وخیلی خدا را شکر کردم و در سال ۹۶ کار علی و حسین درست شد و به خاطر آنها خیلی خدا را شکر کردم. برای وجود شما خیلی خدا را شکر می‌کنم از اینکه شمارا دارم و در کنار شما هستم. بزرگ‌ترین موهبت الهی من شما هستید و خواهران خیلی خوبم که تک‌تکشان را خیلی دوست دارم. دیشب یک اتفاقی ناگواری افتاد و خبر خیلی بدی شنیدم و خدا را سجده کردم و خدا را شکر کردم از اینکه در کنگره هستم. گفتم خدایا شکرت که راه کنگره باز شد و آن لحظه برای تک‌تک خواهرانم دعا کردم.

همسفر حوریه :من موقع اذان صبح که از خواب بیدار می‌شوم، می‌روم به خدا سلام می‌کنم و سلام شمارا به خداوند می‌رسانم به ستاره‌ها به آسمان و به امام زمانم سلام می‌کنم. بعد شروع به شکرگزاری می‌کنم که خدایا شکرت که یک‌بار دیگر به من فرصت زنده‌بودن داده‌ای. خدایا شکرت که بچه‌های خوب و صالح ، شوهر خوب ، پدر و مادر خوب ، اقوام خوب ،خواهر و برادرهای خوب ،همسایه‌های خوب داده‌ای.خدایا شکرت به من ثروت ، آرامش داده‌ای.خدایا شکرت از بابت وجود کنگره، آموزش‌های ناب و خوب کنگره.خدایا شکرت که در این بعد از زندگی به من فرصت دادی که آموزش ببینم.خدایا شکرت بابت وجود لژیون و خواهر لژیونی‌ها، بابت خانم صبای عزیزم.خدایا سپاسگزارم بابت محبت من به خودت و عشق و محبت خودت نسبت به من.خدایا سپاسگزارم بابت محبت اهل‌بیت.خدایا سپاسگزارم از این عشق سرشاری که در من قراردادی به همه مخلوقینت.همه مخلوقین خداوند را بی‌نهایت دوست دارم.خدایا شکرت از اینکه خانه‌ای دارم که الآن به‌هم‌ریخته است اول‌ها که می‌خواستم خانه‌تکانی بکنم غر می‌زدم و خیلی برایم سخت بود دست‌تنها بودم. خدا را شکر می‌کنم که هستند کسانی که خانه به هم می‌ریزند که من تمیز می‌کنم.خدایا شکرت از بابت خانه‌ای که من می‌توانستم نداشته باشم.خدایا شکرت از بابت مسافری که باعث شد که من وارد فضای کنگره شوم و آموزش بگیرم.خدایا شکرت از بابت سلامتی.

خیلی حالم خوب شاید اگر این مشکلاتی که الآن دارم را سال‌ها قبل داشتم نمی‌توانستم تحمل‌کنم یا سکته می‌کردم یا یک اتفاقی برایم می‌افتاد؛ اما همین شکرگزاری‌ها باعث شده که مقاومت کنم. وقتی می‌بینم که همسرم مریض است و الآن هم حالش خوب نیست، وقتی می‌بینم که دارد اذیت می‌شود بازمی‌گویم خدایا شکرت از اینکه هست، از اینکه امیدوارم که خوب می‌شود. خدایا شکرت از بابت سلامتی که به همسرم عنایت می‌کنی و می‌بینم که سلامتی به وجودش می‌آید.از وقتی شکرگزاری می‌کنم حال خودم خیلی بهتر شده است و احساس می‌کنم که به خداوند خیلی نزدیک‌تر شده‌ام.

همسفر خدیجه:دعای شکرگزاری یک حس خوبی دارد مخصوصاً دعایی که شما داده بودید برای شکرگزاری که گفته بودید چهل روز بگویید. من قبلاً همین‌طوری دعا می‌کردم ،شکرگزاری می‌کردم؛ ولی آن حس را به من نمی‌داد؛ اما آن شکرگزاری که شما گفتید را می‌کردم کم‌کم احساس می‌کردم که در وجود خودم می‌بینم و یکی ویکی آنها را حس می‌کنم؛ مثلاً وقتی می‌گفتم خواهران خوبی که دارم فوری به یاد لژیون می‌افتادم. وقتی می‌گفتم خدایا سپاس آن شوق را در درون خودم احساس می‌کردم. تک‌تک دعاهای شکرگزاری را در وجود خودم حس می‌کردم و امیدواری حرکت در انسان به وجود می‌آید. حس خیلی خوبی بود که از این شکرگزاری‌ها به دست می‌آوردم و حس آرامش به انسان دست می‌دهد. آن‌هم شکرگزاری که انسان بداند و با آگاهی و دانش باشد نه شکرگزاری که همین‌گونه باشد. وقتی این‌گونه باشد آرامش را به همراه خودش می‌آورد. همیشه خدا را شکر می‌کنم و سپاسگزارم از اینکه به کنگره می‌آیم. همین‌که در کنگره هستم خدا را شکر می‌کنم. همیشه دعاگوی شما هستم و خدا را شکر می‌کنم که شمارا در مسیر من قرار داده است.

همسفر زهرا:قبلاً من خیلی انسان متوقع و ناسپاسی بودم. من سپاسگزاری‌هایم را قبل از اینکه به کنگره بیایم شروع کرده بودم هرروز ده تا از چیزها را که داشتم می‌نوشتم. قبلاً می‌گفتم خدا خودش آفریده خودش خلق کرده اگر نمی‌داد چه‌کار می‌کرد. این‌قدر متوقع بودم؛ یعنی تا این حد ناسپاس بودم. وقتی شکرگزاری‌ها را شروع به نوشتن می‌کردم وقتی‌که می‌نوشتم بابت تن سالم و بچه‌های سالم، همین‌که هرروز از خواب بیدار می‌شدم. اینها را که می‌نوشتم تازه متوجه چیزهایی که داشتم می‌شدم؛ چون تازه قبل از آن احساس می‌کردم که چیزی ندارم و پر از تاریکی و اعتیاد بودم. اینها را که می‌نوشتم می‌دیدم که چقدر خداوند نعمت داده است و من از آنها غافل بودم. به نظر من شکرگزاری یک توفیق است که خداوند نصیب انسان می‌کند. در پس این شکرگزاری‌ها گره‌هایم باز شد. یکی از دلایلی که دوباره به کنگره آمدم همین شکرگزاری‌ها بود که خداوند مسیر را دوباره هموار کرد باز کرد.من خواسته آمدن داشتم؛ ولی موانع سر راهم زیاد بود. از وقتی شکرگزاری را شروع کردم خیلی ریزبین شدم حتی برای تک‌تک سلول‌های دستم که می‌توانستم بنویسم.بابت رگ‌های بدنم که سالم هستند، بابت اینکه می‌توانم ببینم و بچه‌هایم سالم هستند.

قبلاً همه‌چیز باید خیلی بزرگ می‌بود که احساس کنم یک‌چیزی دارم. همین دورهمی کوچکی که داریم و می‌گوییم و می‌خندیم بابت آن شکرگزاری می‌کنم که خدایا شکرت که دورهم هستیم و می گوییم و می‌خندیم و همین خیلی نعمت بزرگی است که من قبلاً از آن غافل بودم.

خواندم که وقتی حمام می‌روید بابت مواد شوینده هم شکرگزاری کنید. همین‌که می‌توانم راه بروم و خودم در حمام را بازکنم. هر دفعه که حمام می‌روم این شکرگزاری را دارم.تمام وسایلی که استفاده می‌کنم. آب، برق و گازی که استفاده می‌کنم. از اینکه خودم توانستم، از اینکه به کسی غیر از خدای خودم محتاج نبودم.

تأثیر شکرگزاری این است که گره‌هایم باز می‌شود و خداوند من را متوجه تاریکی‌هایم می‌کند. یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی که به دست آورده‌ام دوباره آمدنم به کنگره در سال ۹۶  و وجود پر از مهر و محبت شما بود.

خانم صبا: شکرگزاری موج اش به قدری خوب است که شما الآن این موج را در لژیون گرفته‌اید، حال شمارا خوب می‌کند.

خداوند می‌گوید آنهایی که شکرگزارند از همه بیشتر دوست دارم؛ چون می‌بینند و قدردانند. آنقدر فرکانستان را روی شکرگزاری بیاورید حتی اگر یک‌چیز برای شکرگزاری دارید، هرروز این‌قدر این را تکرار کنید که برکت آن فرکانس شکرگزاری بقیه مشکلاتتان را حل کند؛ چون این شکرگزاری آنقدر قوی هست که مطمئنم این موج‌هایی را که الآن می‌گیرید همه مسائل شمارا حل می‌کند. امروز امواج شکرگزاری بسیار عالی بود.

سوال - من هر شب قبل از خواب حدود نیم ساعت شکرگزاری می‌کردم خدایا شکرت از این آرامش، از این مهر و محبت بین اعضای خانواده، از اینکه پسرم خوب درس می‌خواهد. من می‌گویم من این‌همه شکرگزاری کردم چرا امسال سال جدید همه‌چیز به هم خورد؟ تا اینکه پسر دومم اضطراب خیلی شدیدی داشت کنکور نداد. همسرم از کار بیکار شد، همه‌چیز خراب شد. من می‌گویم شاید به خاطر شکرگزاری زیاد این‌طور شد. علتش را می‌خواهم بدانم؟

خانم صبا:به نظر تو اگر شکرگزاری نمی‌کردی این اتفاقات برای تو نمی‌افتاد؟

همسفر نسرین :چرا وقتی تقدیر و سرنوشت باشد پیش می آید .

خانم صبا : بعضی وقت‌ها یک اتفاقاتی می‌افتد، اصلاً به شکرگزاری شک نکنید. شمارا دچار تردید می‌کند و می‌گوید من اصلاً نباید راست بگویم راست می‌گویی انگار کارم چپ می‌شود در حالی که  تو داری امتحان می‌شوی.  برو جلوتر و جلوتر، اگر ایمان داشته باشی که کاری داری انجام می‌دهی درست است به کارت ادامه می‌دهی قطعاً جلوتر اتفاقات خوب هستند. بعضی اتفاقات مثل یین و یانگ است ،به نظر شما آن اتفاق تاریک است؛ ولی وقتی از آن رد می‌شوید خیرآن را متوجه می‌شوید؛ مثل همین اعتیاد! چه کسی فکر می‌کرد یک روزی وقتی بفهمد که فرزندش و یا همسرش اعتیاد دارد بیاید و این تغییرات برایش اتفاق بیفتد؟ یا چه کسی فکر می‌کرد اگر یک روز بیماری بگیرد همین بیماری یک روزی باعث شود که سیستم ایمنی بدنش را تقویت کند.آن لحظه شاید نتوانید فکر کنید؛ ولی اگر در آن نمانید و عبور کنید آن مسئله خیرش را به شما نشان خواهد داد.

این قطعاً افکار منفی است بعضی چیزها در مسیر شما هست چه شکرگزاری بکنید چه نکنید. با شکرگزاری رتبه خودت را بالاتر می‌بری و به‌راحتی از آن مسئله رد می‌شوی و عبورتان راحت‌تر است و رنج کمتری می‌بینیدو امتیاز بالاتری می‌گیرید؛ پس این از حقه‌های نفس است.

همسفر نسرین :یعنی شما می‌گویید در مسیر موفقیت همان اتفاقات باعث شده که من پیشرفت کنم.

خانم صبا :به کارت ادامه بده هیچ‌وقت دلیل آنها را به کار خوب خودت ربط نده. شما صدقه می‌اندازید و بعد یک اتفاق خوب می‌افتد می‌آیی و آن کار را به صدقه انداختن خودت ربط می‌دهی، چرا به چیز دیگری ربط نمی‌دهی؟ شما یک کار خوبی می‌کنید بعد می‌گویی چون کار خوب برای او انجام دادم . این نیست چرا به این تعبیر فکر می‌کنی.

یک شخصی همیشه به کلیسا می‌رفت و دعا می‌کرد و از حضرت عیسی خیلی کمک می‌گرفت بعد یک مشکلی برایش پیش آمد و رفت کلیسا و فریاد زدو گفت یا حضرت عیسی من همیشه از شما کمک خواستم مرا یاری کنید. در عالم خواب‌وبیداری حضرت عیسی گفت: از کجا می‌دانی که یاری ما شامل حالتان نشده است؟ بعد یک‌لحظه دید حضرت عیسی ایستاده در مقابلش و سنگ‌هایی به‌طرف این انسان می‌آید و به حضرت برخورد می‌کند و مانع خوردن به این شخص می‌شود. حضرت گفت :یک‌دانه به تو خورده و سروصدایت درآمده است اگر نبودم همه‌اش می‌خورد.

مطمئن باش اگر این کار را نمی‌کردی شاید شرایط بدتر از این می‌شد. می‌گذرد این هم یک دوره‌ای است که تمام می‌شود.چه کسی گفته همیشه پاییز و سرما و زمستان بد است؛ ولی بهار هم می‌آید.یک دوره‌ای است هیچ‌وقت به کارهای خوبتان شک نکنید. آن شکی که به سراغتان می‌آید از طرف شیطان است، شک شیطانی است و نمی‌خواهد شما در کارتان ثابت‌قدم باشید. سعی کنید صفت شکرگزاری را همین‌طور که راه می‌روید داشته باشید و بگویید خدایا شکرت ،خدایا شکرت؛ چون نمی‌دانم چه چیزهایی به من دادی.در تسبیحاتی که می‌گویید ذکر شکر لله را داشته باشید.

همسفر فاطمه : من شکرگزاری را در سه مرحله انجام می‌دهم. اول خدا را شکر می‌کنم بعد برای از بین رفتن انرژی منفی اسفند دود می‌کنم و درخواستم را از خداوند می‌خواهم در مرحله سوم می‌گویم خدایا خودت اگر صلاح می‌دانی بده. بعد چند روز که می‌گذرد دیگر به فکرش نیستم. بعد که وارد خانه می‌شوم درخواست‌هایم در ذهنم هست که چه داده چه نداده چقدر داده ؛حتی اگر یک درصد هم از درخواست‌هایم اجابت شده باشد خیلی شکر می‌کنم و می‌گویم که آن روز چیزهایی که دوست داشتم و از خداوند گرفتم حدم همین مقدار بوده است . خیلی با خداوند عشق‌بازی می‌کنم و می‌گویم ممنونم ازت .عین یک دوست خوب ! این را من یادم نبود چقدر خوب شد که تو یادت بود و به من دادی. واقعاً از خداوند تشکر می‌کنم که آن موقع یادم نبوده است . هفته پیش از او خواسته بودم و الآن آن را به من داده است.

خانم صبا :واقعاً به خاطر تک‌تکتان خدا را شکر می‌کنم.

 

تایپ : همسفر عفت 





نظرات() 


الهام قدیری
شنبه 4 فروردین 1397 10:15 ق.ظ
عفت عزیزم برای وجودت شکر ،سپاس و خداقوت . خدایا خواسته دل خواهرم را در بهترین زمان و به بهترین حالت اجابت نما .
الهام قدیری
شنبه 4 فروردین 1397 10:13 ق.ظ
خداوندا برای بودن در کنگره شکر . برای داشتن راهنمایان شکر . برای وجود تک تک خواهرانم و محبت هایشان شکر. برای آگاهی و آموزشهای ناب شکر . برای وجود دیده بانان و خدمتگزاران کنگره شکر . برای وجود آقای مهندس و خانواده بزرگوارشان شکر
مریم
جمعه 3 فروردین 1397 01:34 ق.ظ
راهنمای عزیزم خانم صبا خدا قوت .خانم الهام وعفت خواهر های گلم خدا قوت موفق باشید .
فریده
چهارشنبه 1 فروردین 1397 10:57 ب.ظ
خدایا شكرت بابت داشتن كنگره ٦٠
داشتن خواهران و دوستان واقعى
داشتن راهنمایى فرهیخته و توانا
داشتن میل به آموزش و خدمت
داشتن مكانى و زمانى براى آرامش یافتن
و داشتن خدایى مانند تو
الهام عزیزم ممنونم بابت خدمت هاى عاشقانه ات
عفت عزیزم سپاس بابت تایپ گزارش لژیون
بهترین ها روزى شما
پوران
یکشنبه 27 اسفند 1396 06:07 ب.ظ
خداقوت به همه دوستان بسبار عالی بود .
خداقوت خانم الهام وعفت.امیدوارم برکت این خدمت ارامش درزندگیتان باشد.
عفت
یکشنبه 27 اسفند 1396 11:31 ق.ظ
با تشکر از خانم صبای عزیزم
همسفر فاطمه
یکشنبه 27 اسفند 1396 07:23 ق.ظ
خانم صبای عزیزم ، راهنمای متفکر ، صبور و مهربان برای وجود پربرکتتان شکر شکر شکر ،نگاه خدا همراه شما ،دست خدا یار شما ، لطف و فضل خدا سایه بان زندگی شما ، رحمت بی پایان خدا شامل حال شما.عافیت شامل وجودتان ، در صراط مستقیم سلامت ، موفق و ثابت قدم بمانید


خانم الهام عزیز و خانم عفت عزیز ، خدمتتان پربرکت ، ممنون که سیر و سیرابم نمودید. دستان خدمتگزارتان را به رسم ادب می‌بوسم، دعاگو و شکرگزار وجودتان هستم. نور و نگاه الهی یار و همراهتان ، حق نگهدارتان. بهترین های الهی برای شما.
خدمت به انسان جان می‌دهد ، زلالی و شفافیت بدنبال دارد ، قلب را شاد می‌کند و روح را تازه ، خدمتگزار بمانید و به خدا نزدیکتر شوید.

خدا را شکر که امروز در ساعات آغازین روز این آموزشها روزی و قسمتم شد.
شکر شکر شکر
همسفر فاطمه
یکشنبه 27 اسفند 1396 07:14 ق.ظ
با نام ، یاد و شکر خدا،
و خدا را شکر که راهنما دارم.
آموزشها انعکاس هایی در درون ما ایجاد می‌کند ، مانند یک سنگ که در برکه ی آب می‌اندازیم! حلقه هایی تشکیل می‌شود ، که تا کناره های برکه موج ها گسترش می‌یابند. اینک که می‌بینم چقدر شکرگزاری های ما که در یک حلقه ی آموزشی قرار گرفتیم به هم شبیه است، به قدرت یک راهنما در حلقه ی آموزشی لژیون بیشتر و بیشتر پی می‌برم.
نفراتی می‌آیند و صندلی می‌چینند ، سالن را نظافت می‌کنند ، خدمتگزارانی انتخاب می‌شوند ، دست در دست هم تا منِ رهجو میآیم و در جلسه با آرامش می‌نشینم! راهنما، مرزبان ، اسیستانت ، دیده بان ، با وسعت دید و نگاه بازتر ، با افقی بالاتر به سیستم دید دارند و با تلاش بیشتر ، زمان بیشتر، دانش بالاتر ، استراحت کمتر ، خواب کمتر و....خدمت می‌کنند ، بدون اینکه به این فکر کنند که آیا عضوی از کنگره می‌داند چه وقتی را می‌گذارم تا بیایم به امور رسیدگی کنم ؟! آیا کسی قدر مرا می‌داند؟!آیا امروز از من تشکر می‌شود؟! برایم دعا می‌کنند؟! نه به هیچوجه اینگونه نیست! آن شخصِ مسئول با این دید حرکت می‌کند که آیا کارم را درست انجام دادم؟ به این فکر می‌کند که الان عده ایی چشم امیدشان به این شعبه است که بیایند و گشایشی در کارشان و حالشان شود ، و من مسئول هستم! و با یاد خدا و امداد از خدا حرکت می‌کند ، تا بیاید و دست فتاده ایی را بگیرد. خداوند اطراف این خدمتگزار را امواج و انواری از سوی خود قرار می‌دهد. منِ رهجو با اطاعت به موقع میایم و از دسترنج خدمتگزار به خوبی استفاده می‌کنم و این شکرگزاری است و خداقوتی می‌گویم و صندلی خود را جمع می‌کنم، هم اینک من قدمی در راه دیده‌بانی خود، و زندگی و جامعه ام برداشتم.از همان امواج و انوار بسوی من انعکاس می‌یابد و من پاسخ عمل شکرگزاری خود را می‌بینم.هر چه در شکرگزاری بالاتر می‌رویم ، افق دیدمان بیشتر می‌شود ، خوب و درست می‌بینم و ریز می‌بینم و وسعت دید پیدا می‌کنم. می‌بینم آنچه را باید ببینم و تیز می‌بینم و روزی از همین دیدِ بالا چشم پوشی را میاموزم ، و با ندیدن ، گذشت فرا می‌گیرم و به خود و دیگران فرصت تفکر و رشد می‌دهم. شکر برای تفکر ، آموزش و تجربه.
همسفر زهرا
شنبه 26 اسفند 1396 11:20 ب.ظ
خداوند را هزاران بار شکر که توفیق آموزش در کنگره را به همه ما ارزانی داشته و شکر به خاطر راهنمای مهربانی مثل خانم صبای عزیز و دوست داشتنی و شکر بابت این جلسه خوب ،ممنون از خانم عفت و الهام عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox