گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه 96/11/30 ؛ سی دی تقدیر

نوشته شده توسط :فاطمه عبدالحسینی
سه شنبه 15 اسفند 1396-11:59 ق.ظ

 من هم قبل از کنگره همیشه می‌گفتم؛ چرا من؟ ولی اگر روزبه‌روز این چرا من‌ها کمتر بشود و پذیرشتان بالاتر برود؛ یعنی در مسیر تقدیرمان درست حرکت می‌کنید؛ ولی اگر این چرا من‌ها کمتر نشود و ابعادش قوی‌تر بشود و حالتان خراب‌تر بشود؛ یعنی از مسیر تقدیر خود دور می‌شوید.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

سلام دوستان صبا هستم یک همسفر

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فی‌ها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ» 

ان‌شاءالله واقعاً امروز به برکت صلواتی که بر حضرت زهرا فرستادیم لژیونمان پر از خیروبرکت باشد و نور ایشان شامل حال ما و زندگی‌مان بشود و خداوند به برکت دعای ایشان راه‌های بسته ما را باز کند.

همان‌طور که می‌دانید فردا روز شهادت حضرت زهرا است. حضرت زهرا یکی از بانوهای اثرگذار در تاریخ بشریت است و بااینکه طول عمر کوتاهی داشت، برد خیلی بالایی را از خودش در حیات باقی گذاشت. این نشان می‌دهد؛ که کیفیت بر کمیت مقدم است. مهم نیست که ما چند سال زندگی می‌کنیم و چقدر کار می‌کنیم، بعضی وقت‌ها کیفیت کار می‌تواند، اثرگذاری‌اش بالا باشد. امیدوارم خداوند به ما هم کمک کند که زندگی‌مان باکیفیت و اثرگذار و منشأ خیر باشد.

گاهی در جایی کاری دارید و یک آشنا در آنجا دارید و زمانی که با آشنای خود به آن بخش مربوطه می‌روید  می‌بینید که به خاطر آن آشنا هوای شمارا بیشتر دارند و بیشتر کمکتان می‌کنند و شرایط را برایتان راحت‌تر می‌کنند.  یکی از کسانی که شما می‌توانید به‌واسطه او به خداوند نزدیک شوید و خداوند تقاضای شمارا بارحمت بیشتر موردبررسی قرار دهد، حضرت زهرا است. امیدوارم که همه از ایشان بخواهید که با شما نزد خداوند بیایند و تقاضایتان را از زبان ایشان به خداوند عرضه کنید؛ قطعاً اگر این کار را بکنید امکان رد شدن تقاضا وجود ندارد؛چون مقام و جایگاهی که ایشان نزد خداوند دارند بسیار رفیع و بلند است؛ پس حتماً از ایشان تمسک بجویید و به ایشان نزدیک شوید. برای امور دنیوی و اخروی و تا جایی که احساس می‌کنید به این بانوی بزرگوار توسل بجویید. همیشه خانم‌ها مقام بالایی دارند و یک حرمت خاصی دارند. ان‌شاءالله به برکت این توسل، همه مشکلاتتان حل شود.

 توصیه بعدی‌ام این است که صلوات خاصه حضرت زهرا را حتماً یاد بگیرید و حتماً از آن استفاده بکنید. این صلوات یک عدد خاصی دارد و عددان ۵۰۳ است. ان‌شاءالله که گشایش‌های زندگی‌تان به‌وسیله صلوات‌هایی که بر این بانوی بزرگوار می‌فرستید حاصل شود و انرژی که می‌دهید به خودتان برگردد. فردا روز خوبی است که همه باهم این صلوات را بفرستید. هم به نیت حاجت‌های همدیگر بفرستید و هم به نیت اینکه حضرت زهرا به همه ما یک نگاه بیندازد و ان‌شاءالله حاجت‌های خودتان روا بشود.

 ان‌شاءالله شما هم در زندگی‌هایتان، از این بانوهای خاص و خوب باشید. مهم این نیست که بقیه چطور رفتار می‌کنند، مهم این است که شما یک الگوی خوب داشته باشید تا الگوی خوبی شوید. آنقدر خوب زندگی کنید که از شما به‌خوبی یاد کنند و شما اسوه خوبی شوید و گذشت و خوب بودن و انسانی بودن و مهربان بودن را یاد همه بیندازید و سعی کنید واقعاً این‌طوری زندگی کنید و ارزش و معنایی که به زندگی خودتان می‌دهید، الهی باشد.

 امروز دستور جلسه وظایف رهجو و راهنما است. اگر من یک وظایفی دارم شما هم یک وظایفی دارید، اگر وظایف خود را خوب ایفا نکنید، قطعاً یک روز باید به من جواب بدهید. اینجا جواب ندهید، بالاخره یک روز باید جواب بدهید.خیلی‌ها دوست دارند که در این لژیون بنشینند؛ ولی لژیون بسته است. قدر زمان‌های خود را بدانید و کسی که می‌خواهد باشد باید بیشتر روی صد باشد، نه روی پنجاه و ببینید به‌عنوان یک رهجو می‌توانید رهجو خوب و سالمی باشید. رهجویی که یک روز کمک راهنما بشود؛ یعنی از همین‌الان فکر کند که من باید کمک راهنما و یک فرمانده بشوم. شما با رفتار و عملکردتان تقدیرتان را خودتان می‌نویسید. اگر درست حرکت نکنید، تقدیر یک سال دیگرتان هم همین است؛ یعنی خودتان خواسته‌اید که الآن در این مشکلات هستید و هر چه گیردارید تقصیر خودتان است و سعی کنید از امروز واقعاً تغییر کنید.

 

دستور جلسه:  سی دی تقدیر

خانم صبا: چه کسی می‌تواند دعای تقدیر را بخواند؟

همسفر ناهید: دعای امام حسین (ع): خداوندا تقدیر من را خیر بنویس تقدیری مبارک؛ که آنچه تو دیر می‌خواهی ما زود نخواهیم و آنچه را که تو زود می‌خواهی ما دیر نخواهیم. آمین

 

خانم صبا: تقدیر چیست؟

همسفر فاطمه:  تقدیر، سرنوشت آدم می‌باشد. تقدیر امروز من از اعمالم نشأت گرفته است و از کارهایی که درگذشته انجام داده‌ام و کارهایی که هم در این تولد و هم در بُعدهای قبلی انجام داده‌ام تقدیر من را رقم‌زده است.من می‌توانم با رفتار و تفکری که دارم و اعمالی که انجام می‌دهم  تقدیرم را تغییر بدهم.

 

خانم صبا: آیا می‌توان تقدیر را عوض کرد؟چه طور می‌توانی تقدیر را تغییر دهی؟

همسفر الهام : بله باکارها و اعمالمان می‌توانیم تقدیر را عوض کنیم.

همسفر مریم: تقدیر، نامه پیشین است که برای ما نوشته‌شده است و بر اساس اعمالی‌ها که انجام داده‌ایم و براثر تزکیه و پالایش می‌شود تقدیر را عوض کرد.

 

  خانم صبا: اگر شما در تقدیرتان این باشد که ده سال به یک مصرف‌کننده خدمت کنید چطور می‌توانید با اعمالتان آن را تغییر بدهید؟

همسفر الهام: می‌توانم بپذیرم و کاری کنم که اذیت نشوم ولی آن ده سال سر جای خودش است.

 

کسی که چهار سال پیش به کنگره آمده است و مسافرش مصرف‌کننده بوده است و الآن هم در کنگره است و هنوز مسافرش مصرف‌کننده است به نظر شما قدر این آدم تغییر نکرده است؟

قدر و اندازه خود را با آموزش‌هایی که می‌گیرد، تغییر داده است. تقدیر فیزیکی‌اش همین است و شاید بگویند همسرت مصرف‌کننده است؛ ولی خودش اوج گرفته است و برای همین می‌گویند: با هر تاریکی که داری می‌توانی اوج بگیری و بالا بروی و این انرژی شیطانی است که می‌گویید: من هنوز همان بدبختی‌ها را دارم و می‌گویید: من هنوز مسائلم حل‌نشده است. نه این‌طور نیست تو تغییر کرده‌ای و آدم گذشته نیستی. اگر طرف مقابلت همان آدم است؛ ولی تو آدم گذشته نیستی.

 

خانم صبا: گاهی ما می‌گوییم: من غلط کردم که چنین تقدیری را برای خودم رقم زدم. من نبودم و اصلاً یادم نمی‌آید و تقدیرم را قبول ندارم. این از چه انحرافی در انسان ایجاد می‌شود؟

همسفر سکینه : این یعنی ما یک کاری را انجام دادیم و خودمان نمی‌دانیم و وقتی به این دنیا آمدیم فراموش کردیم؛ که چه‌کاری انجام دادیم و الآن از خداوند خواسته‌ایم که ما را به این دنیا برگرداند که ما آن کار گذشته را جبران کنیم؛ ولی الآن یادمان رفته است و می‌گوییم که این چه زندگی است که من دارم و فراموش کردیم که خودمان پذیرفته‌ایم.

خانم صبا: من هم قبل از کنگره همیشه می‌گفتم؛ چرا من؟ ولی اگر روزبه‌روز این چرا من‌ها کمتر بشود و پذیرشتان بالاتر برود؛ یعنی در مسیر تقدیرمان درست حرکت می‌کنید؛ ولی اگر این چرا من‌ها کمتر نشود و ابعادش قوی‌تر بشود و حالتان خراب‌تر بشود؛ یعنی از مسیر تقدیر خود دور می‌شوید  و انسانی که در مسیر تقدیرش درست حرکت کند، می‌تواند به صراط مستقیم وصل شود و می‌تواند مشمول رحمت الهی شود؛ ولی انسان‌هایی که از این مسیر دور می‌شوند سال‌ها طول می‌کشد که دوباره برگردند و به مسیر تقدیرشان برسند.

همسفر خدیجه: عملی که ما امروز انجام می‌دهیم تقدیر فردای ما است و آن چیزی که امروز هستیم مربوط به گذشته ما است و یک مقدار هم مربوط به نامه پیشین ما است و ما الآن یادمان نمی‌آید. آقای مهندس گفت: تقدیر مثل تیری است که رهاشده است، ما می‌توانیم از آن بهترین استفاده را بکنیم و آن را قبول کنیم و اگر بتوانیم آن را قبول کنیم، می‌توانیم در مسیر، یک حرکت درست بکنیم تا بهتر شود؛ مثل اعتیاد مسافرها می‌ماند که زمانی که به کنگره می‌آییم اگر آن را قبول کنیم و به مسیرمان ادامه دهیم همان‌طور که شما گفتید اندازه و قدرمان بالاتر می‌رود؛ یعنی دانش و آگاهی‌مان بالا رفته است؛ پس برای خودمان بهتر شده است و اگر قرار است مسافرمان رهایی نگیرد خودمان آگاهی و دانشمان بالاتر رفته است و از تقدیری که داشتیم بهترین استفاده را کردیم.

 

خانم صبا: آیا به نظر خودتان در مسیر تقدیرتان حرکت می‌کنید؟ 

یکی از نشانه‌های کسی که در مسیر تقدیر حرکت می‌کند این است که حالش خوب است و راضی است و حسش خوب است؛ یعنی در مسیر تقدیر حرکت می‌کند.

همسفر خدیجه: همین‌که توانسته‌ام قبول بکنم؛ که تقدیرم این بوده و در این چند سال که اینجا می‌آیم روزبه‌روز حالم بهتر شده است و اگر حالم بهتر نمی‌شد نمی‌آمدم و وقتی حالم را می‌بینم که بهتر می‌شود دوست دارم بیایم و از این آموزش‌ها استفاده کنم.

خانم صبا: خودتان می‌توانید تشخیص دهید اگر حالتان بیست درصد خوب است و هشتاد درصد بد است؛ یعنی بیست درصد در مسیر هستید و هشتاد درصد نیستی؛ ولی اگر یک روزهایی به هم می‌ریزید طبیعی است ؛ ولی در کل حالتان خوب است، این نقطه‌ای، برای ارزیابی خودتان است؛ که آیا در مسیر تقدیرتان حرکت می‌کنید یا نه.یک گوسفند می‌داند که تقدیرش قربانی شدن است و اصلاً ناراحت نیست؛ چون تقدیرش این است و اگر قربانی نشود حالش بد می‌شود. پذیرفتنی که همراه با آگاهی باشد، نه پذیرفتنی که از روی ضعف باشد؛ یعنی باقدرتی که می‌توانی نبخشی، ببخشی.

همسفر مرضیه: تقدیر یعنی شرایطی که من دارم، نتیجه فکر و برنامه‌ریزی من درگذشته بوده است و الآن هم باکارهایی که انجام می‌دهم و در جهتی که قرار دارم تقدیر آینده خودم را رقم می‌زنم. آقای مهندس می‌گویند: اگر امروز ظلمی به کسی می‌کنیم و سیلی به کسی می‌زنیم، داریم این‌طوری تقدیر خودمان را رقم می‌زنیم؛ که در آینده هم تقدیر ما باشد که کسی به ما سیلی بزند یا ظلمی به ما کند.


خانم صبا: برنامه‌ات برای تقدیرت چیست؟

 همسفر مرضیه: اینکه فقط روی خودم کارکنم. شاید تا قبل از این همیشه درگیر مسافرم بودم؛ اما شرایط من را به نقطه‌ای رساند که از او دورباشم و فقط به خودم برسم و فقط روی خودم کارکنم. انگار لازم بود که من فقط خودم را ببینم. 

همسفر مریم: تقدیر حکمی است که قاضی بر اساس‌نامه پیشین ما می‌دهد و یکسری از اتفاق‌هایی که در این دنیا برای ما افتاده است، بازپرداخت بدهی‌هایی است که قبلاً داشته‌ایم و این در تقدیر ما است و صد درصد هم اتفاق می‌افتد، فقط ما می‌توانیم شکلش را عوض کنیم؛ ولی تقدیرمان را نمی‌توانیم عوض کنیم. مثل کسی که تقدیرش بیماری است و می‌تواند آدم ناامیدی باشد و گوشه خانه بنشیند و خودش را از بین ببرد و یکی هم می‌تواند مثل قهرمان پاورلیفتینگ که تصادف کرد و پاهایش را از دست داد؛ ولی جور دیگری شروع کرد و الآن قهرمان پارالمپیک شده است. تقدیرش اتفاق افتاد؛ ولی شکلش را با اعمال و تفکرات خودش  توانست عوض کند.

 

خانم صبا: به نظرت تقدیرت را تغییر داده‌ای؟ 

همسفر مریم: شکلش  تغییر پیدا کرد؛ چون بودن در کنار یک مصرف‌کننده را اصلاً نمی‌توانستم بپذیرم؛ چون ابتدا که به کنگره آمدم دنیایی از کبر بودم و می‌گفتم که این اصلاً حق من نبوده که اینجا باشم؛ ولی وقتی شما گفتید که یکسری چیزها بازپرداخت بدهی است، متوجه شدم که این را خودم پذیرفتم و چیزی بوده که برای من نوشته‌شده و برای من گفته‌اند که برای اینکه بدهی‌ات را بپردازی، باید برگردی و این‌گونه زندگی کنی و با یک مصرف‌کننده باشی و این را پذیرفتم و سعی کردم که با رفتارم شکلش را عوض کنم.

خانم صبا: یکی از چک‌هایی که ما می‌کشیم، بچه‌هایمان هستند. همه از دست بچه‌هایشان می‌کشند و کلاً مسیر زندگی شمارا تغییر می‌دهد. اگر خیلی درگیر بچه هستید و به خاطرش خیلی سختی می‌کشید، ممکن است خیلی اذیت بشوید و عذاب بکشید؛ ولی بچه یکی از آن چک‌ها است که قبلاً کشیدی و الآن باید وصول کنی. الآن این چک توست و به بچه‌ات می‌گویی تو به چه کسی رفته‌ای؟ ما که اصلاً این‌طور نیستیم؛ ولی این چک، خودت هستی.

 

سؤال: منظورتان این است که در مقابل بچه‌مان  کوتاهی کرده‌ایم یا در گذشته یک کار اشتباه انجام داده‌ایم و الآن آمده‌ایم تا آن کار اشتباه را جبران کنیم؟ 

خانم صبا: این آدم را به همان اندازه که اذیت می‌شوی، اذیت کرده‌ای و هم ممکن است در این بُعد یا در بعدهای دیگر باشد. ما خیلی چیزها را نمی‌دانیم، اگر در صراط مستقیم باشیم کم‌کم یکسری پرده‌ها کنار می‌رود؛ ولی سخت است و به این راحتی پرده برای شما کنار نمی‌رود؛ ولی این‌همه قوانین گذاشتند و این‌همه پیام برای شما می‌آید؛ مثل همین پیامی که امروز می‌شنوید که بچه چک توست یا دوست داری پاس کنی یا نه؛ ولی باید پاسش کنی و خودت هم خواسته‌ای که پاسش کنی؛ چون عذاب می‌کشیدید، از اینکه عذاب داده‌اید و به شما گفته‌اند اگر می‌خواهی برگرد تا او به شما عذاب بدهد و تازه به نقطه صفر برسی و تازه از برزخ بیرون بیایی نه اینکه به بهشت بروی.

 یک‌زمان‌هایی خیلی گرفتار هستید و راه را پیدا نمی‌کنید نمی‌دانید چه‌کار باید بکنید و بعدازاین که متوجه شدی باید راه را بروی. خواستم بگویم؛ که یکی از آن چک‌ها بچه‌هایتان هستند. چک سفید امضا هم همسرتان است. چک بعدی مادرتان، پدرتان و ... است و اینها همه چک هستند. یک‌وقتی پدرت خیلی خوب است و تو بد هستی او به تو بدهکار است. عکسش هم هست و او آمده تا با تو صاف کند؛ اما تو هم یکسری بدهی داری که در مسیر او قرارگرفته‌ای و اگر نتوانی خوب برخورد کنی ممکن است این مسئله برایت تمام نشود. خداوند ناظر و حاضر  بر اعمال شما است. 

یک مژده به شما بدهم کسانی که در کنگره ۶۰ هستند، کسانی که در مسیر خدمت هستند نه صرفاً سیاهی‌لشکر، کسانی که در مسیر خدمت و آموزش هستند و در مسیر تزکیه و پالایش هستند بسیار سریع این بدهی‌هایشان تصفیه می‌شود. اگر یک سال در کنگره درست حرکت کنید به‌اندازه ۶۰ سال روی شما نتیجه می‌دهد؛ پس سعی کنید قدر کنگره را بدانید و شما باید بدانید که اگر زود کنگره می‌آیید برای خودتان زود می‌آیید و می‌خواهید خودتان را راحت کنید، برای خودتان به سبد و زمین کنگره می‌بخشید.

 

برداشت همسفر: تقدیر یعنی نامه پیشین؛ یعنی ما در بعدهای قبلی عملکردهایی داشتیم؛ که تقدیر این بعدمان را رقم زدیم. تقدیر کلی و تقدیر یک حکمی است که صادرشده و به انجام هم می‌رسد. 

من تاریکی اعتیاد را برای خودم یک زندان دیدم وقتی مرور کردم دیدم من از سن ۱۲ سالگی پدرم اعتیاد داشت؛ یعنی اعتیاد جز تقدیر من بوده است؛ ولی پدر من در شرایطی بود که من رنج اعتیاد را متوجه نشدم فقط گاهی یک مقدار حقارت‌هایش را حس می‌کردم و درسی را  که باید می‌گرفتم را نگرفتم و ادامه آن روی همسرم آمد.

 من در این مدت که با همسرم ازدواج کردم و می‌دانم که در اعتیاد هستم، می‌توانستم الآن در دادگاه باشم. می‌توانستم با عملکردم کاری کنم که مسافرم سقوط بیشتری بکند و مثلاً کارتون خواب بشود و یا خودم یک آدم فاسد بشوم یا بچه‌هایم را بی‌پدر کنم و یا عقده‌ای بزرگ کنم و خیلی اتفاق‌های بدتر که حتی فکرش را هم می‌کنم می‌ترسم که چه اتفاق‌هایی با فرار از این تقدیری که خداوند برایم رقم‌زده می‌توانست برای من بیفتد و در بیرون خیلی‌ها هستند که با این تقدیر خود خیلی بد کنار می‌آیند؛ ولی خدا را شکر می‌کنم که از همان روز اول دست من را گرفت و مسافرم من را به کنگره آورد. هر انسانی در کنار خطاهایی که دارد یکسری خوبی‌ها هم دارد  و خداوند می‌گوید: وقتی به‌اندازه ذره‌ای بدی کنی، باید جواب بدهی و در کنار تاریکی‌هایی که داشتم شاید یکسری خوبی هم داشتم که خداوند ناز من را کشیده و گفته از همان روز اول هم به تو می‌گویم که اعتیاد دارد و هم‌جایی می‌گذارمت که خیلی اذیت نشوی.

 دوران طلایی اعتیاد مسافرم در کنگره گذشت؛ یعنی من سخت‌ترین روزهایم در کنگره گذشت و وقتی فکر می‌کنم اگر در بیرون از کنگره بودم چه اتفاق‌هایی ممکن بود برایم پیش بیاید واقعاً نمی‌دانم چه می‌شد؛ ولی من در این تاریکی طوری حرکت کردم که نویسندگی برایم اتفاق می‌افتد. من آدمی بودم که حتی انشاءهای خودم را حفظ می‌کردم و توانایی دو خط نوشتن را نداشتم. آقای امین می‌گویند: وقتی حس‌های شما آلوده و بسته است و وقتی حست را پالایش می‌کنی، می‌توانی شعر بگویی و بنویسی و من احساس می‌کنم که پالایش‌شده است و چنین چیزی در من بوده است و در اعتیاد خودش را نشان داد یا یکسری چیزها که من به‌صورت بالقوه داشتم. 

 من می‌توانم تقدیر خودم را عوض کنم؛ ولی اعتیاد را نمی‌توانم حذف کنم و به خداوند نمی‌توانم دستور دهم؛ که مثلاً این پنج سال را سه سال کن. خداوند خودش می‌داند شاید بیست سال باشد من که نمی‌دانم؛ ولی می‌توانم در این بیست سال بهره ببرم و به‌عنوان یک فرصت به آن نگاه کنم.  اگر من درست حرکت کنم حداقل پرونده اعتیاد را می‌بندم و روی پرونده بعدی می‌روم؛ چون زمین مهد است و برای آسایش ما نیست و مسائل ما اگر بازپرداخت باشد و یا آموزش باشد حداقل این است که زمانی که در محضر خداوند حاضر می‌شویم بگوییم توانستم کاری بکنم و پرونده اعتیاد را بستم و سر پرونده بعدی برویم. ترخیص اتفاقی نیست که خیلی زود بیفتد و سیر خیلی قوی می‌خواهد؛ که یک انسان ترخیص شود؛ ولی آقای مهندس می‌گفتند که در کنگره افرادی هستند که به نقطه ترخیص هم می‌رسند؛ یعنی آن آدم فقط نمی‌تواند آقای مهندس باشد، کسانی هستند که اگر درست حرکت کنند ترخیص در کنگره اتفاق می‌افتد؛ چون بار آموزشی کنگره یک‌چیز عجیب‌وغریب است؛ یعنی با هیچ جایی نمی‌توانم مقایسه کنم و این برداشتی بود؛ که من از سی دی تقدیر داشتم.

خانم صبا :ما دنیا زیاد داریم هم دنیاهایی که در خواب می‌بینیم و هم دنیاهایی که هفت بعد دیگرتان در آن می‌چرخد. آخرین دنیا زمین است؛ یعنی پایین‌ترین است. انسان‌هایی به این زمین می‌آیند که گناهان زیادی انجام دادند و نیاز دارند؛ که پالایش شوند و اگر ما انسان‌های خوبی بودیم اصلاً در زمین نبودیم و هیچ‌وقت توهم خوبی مطلق به هیچ‌کداممان دست ندهد. امروز روحانی در نماز جماعت صحبت می‌کرد و می‌گفت: هیچ‌کس نمی‌تواند اعلام کند که من درنبرد شیطان پیروز هستم. ما از جایگاهمان نزول کردیم و این باعث می شود که هوشیارتر شوید و دقتتان بیشتر شود و بیشتر تلاش کنید. اگر در زمین هستید، یک دلیلی داشته است که با یکسری قوانین و آموزش‌ها و رهبرها و پیامبرانی که آمدند و خدا ما را دوست داشته است تا در بعد زمینی تغییر کنیم و بالاتر برویم. ان‌شاءالله در جایگاه بعدی‌مان این حرکتمان در زمین تأثیرگذار باشد.

 آنجا که رنج می‌کشید؛ یعنی می‌خواهید باتدبیر خود کارکنید و می‌خواهید خودتان همه‌چیز را جلو ببرید و همین‌الانتان را می‌بینید. آنجا که حس‌هایتان خراب است  و دچار ناامیدی هستید، آنجا که دچار خشم هستید، در اینجاها از مسیر تقدیرتان دور می‌شوید و راه را اشتباه می‌روید. باید بگردید و بگویید: الآن باید چه‌کار کنم و الآن باید برای من چه اتفاقی بیفتد.

 

 سؤال: وقتی من از روز الست با خداوند پیمان بستم ، آیا این را قبول کرده‌ام که چنین سرنوشتی داشته باشم؛ چون می‌توانستم بهتر از آن را قبول کنم و یا دست من نبوده و آن چیزی که خداوند گفته من قبول کرده‌ام؟ 

شما همه‌چیز را، حتی رنج‌هایتان و نتیجه آخرش را دیده‌اید. مثلاً دکتر می‌روید و می‌گویید: من دلم می‌خواهد تا عید ده کیلو کم کنم. بعد دکتر می‌گوید: مطمئنی و می‌گویی: بله؛ چون برای مسابقات باید روی این وزن باشم؛ پس هدفت چیزی بوده است که ده کیلو را قبول کردی و به تو می‌گویند: اگر می‌خواهی ده کیلو را کم کنی و برای مسابقات هم آماده شوی باید به اردو بروی و در اردو هم دیگر خانواده‌ات را نمی‌بینی، باید ورزش کنی، غذای مشخصی بخوری. اردو سخت است و می‌گویند: اگر می‌خواهی این کارها را انجام دهی باید یک قرارداد ببندی و خودت همه  آنها را می‌بینی و قرارداد را می‌بندی و با این رویکرد هم قرارداد را می‌بندی؛ که اگر ده کیلو را کم نکنی نمی‌توانی وارد مسابقات شوی و نمی‌توانی آنجا یک مدالی به دست بیاورید؛ ولی وقتی به اردو می‌روی به تو فشار می‌آید، دوری از خانواده به تو فشار می‌آورد، گرسنگی و بی‌خوابی  به تو فشار می‌آورد و بعد  حس‌های منفی به سراغت می‌آید و یادت می‌رود که خودت خواسته‌ای و علتش خودت بودی و تو را که به‌زور نیاورده‌اند.خدا خیلی رحیم‌تر از  آن است که تو را بخواهد به‌زور وارد مسیری کند.

 

سؤال: اگر اعتیاد مسافرهایمان را قبول نمی‌کردیم یک‌چیز سخت‌تر از آن را به ما می‌دادند؟

خانم صبا: برایت تکرار می‌شد و شکل‌هایش فرق می‌کرد.

 

سؤال: مگر از اعتیاد سخت‌تر هم هست؟

خانم صبا: بله، شما انسان‌هایی را می‌بینید که می‌گویند: ای‌کاش بچه‌ام مصرف‌کننده بود و مثلاً بیماری سرطان نداشت که روزبه‌روز به مرگ نزدیک‌تر شود یا کاش بچه‌ام قاتل و جنایت‌کار نبود؛ هیچ‌وقت این را نگویید. از خداوند بخواهید که در آن جایگاه قرار نگیرید و آن آدم هم یک تکلیفی دارد. ما از عدالت خداوند سر درنمی‌آوریم وقتی پرده‌ها کنار برود می‌فهمی که عین عدالت است و هر چیزی سر جایش است. درک عدالت خداوند خیلی سخت است؛ چون ما همیشه چیزهای خوب را برای خودمان عدالت می‌دانیم. سعی نکنید که عدالت خدا را درک کنید سعی کنید که بیشتر به فضلش روی بیاورید؛ چون هر چه که هست عین حقیقت است.

شما یک فرشته راهنما داشته‌اید و قبل از اینکه تقدیرتان توسط خداوند امضا شود فرشته راهنما کمکتان کرده است تا مسیر تکاملی‌تان را ببینید و آن فیلم را دیده‌اید و کل فیلم را دیده‌اید؛ ولی الآن یک قسمتش را می‌بینید؛ ولی چون کل فیلم را قبلاً دیده‌اید قبول کرده‌اید.

 

سؤال: آیا همه رنج‌ها و مسائل ما به‌هرحال یا در این بعد و یا در بعدهای دیگر ختم به خیر می‌شود؟

 خانم صبا: بستگی دارد که در راستای رنجت به گنج صبوری، بخشش، آگاهی، آموزش و توبه که یکی از بهترین رویکردها است می‌رسید یا نمی‌رسید. این فرد نتیجه را دیده و به آن آگاهی رسیده که این رنج در راستای چه چیز است.

شیطان قسم‌خورده که اثرگذار باشد و شما همیشه به استغفار و خدا را صدا کردن و هدایت احتیاج دارید.

من چند نکته در مورد اینکه چطور می‌شود تقدیر را تغییر داد می‌گویم. در قرآن در سوره هود می‌گوید: خداوند همه گناهان را می‌بخشد  و همیشه به‌وسیله کارهای خوبی که انجام می‌دهید کارهای بدتان را بی‌اثر می‌کند؛ پس همیشه امید داشته باشید که می‌شود. پس اگر امروز ده کار خوب انجام دادید فردا بیست کار خوب انجام بدهید. اگر امروز ده بار شکرگزاری کردید فردا بیشتر شکرگزاری کنید؛ پس همیشه سعی کنید کارهای خوبتان را بیشتر کنید تا بتوانید اثر کارهای بدتان را کمتر کنید. امیدوار باشید و باانگیزه حرکت کنید، باانگیزه خدمت کنید و عشق بورزید.

یکی از عواملی که روی تقدیر تأثیرگذار است خدمت به خلق است، برای همین اگر دقت کرده باشید کسانی که در کنگره در پروسه خدمت قرار می‌گیرند، شرایطشان تغییر می‌کند. مشکل مالی، مشکل عاطفی، مشکل جسمی دارد، تغییر می‌کند. خدمت بسیار روی تقدیر تأثیر می‌گذارد. از خداوند بخواهید که برای خدمت کردن همیشه شتاب داشته باشید. آنقدر زود بیایید که همیشه در اینجا بتوانید خدمت بگیرید؛ حتی اگر خدمتتان به‌اندازه یک صندلی جابه‌جا کردن باشد. پس اولی خدمت بود.

 دوم، تزکیه و پالایش است.

 سوم، بخشش است. بخشش خیلی روی تقدیر شما اثر می‌گذارد، بخشش مال و بخشش جان. مثل‌اینکه یک روز خیلی خسته‌ای و بدنت درد می‌کند؛ ولی یک کارهایی را  فقط به خاطر رضای خداوند و حسنه بودن کارت آن را انجام می‌دهی. نه اینکه هر وقت حالت خوب باشد. یک‌وقتی خودت خیلی به پول نیاز داری؛ ولی می‌بخشی.

 چهارم، عشق است. عشق چه دریافتش و چه ارائه آن درهرصورت می‌تواند روی تقدیر شما اثر بگذارد. دریافتش مثل انسان‌هایی که خیلی عاشقانه به شما عشق می‌دهند اینها باعث می‌شود؛ که مسیر شما تغییر کند.

 پنجم، دعا است. خیلی دعا کنید، دعا دقیقاً روی مسیر شما تأثیر می‌گذارد.

 اصلی‌ترین چیز توبه است. انسان به‌راحتی نمی‌تواند توبه کند. انسان وقتی می‌تواند توبه کند که کارش را، رنجش را، احساس کند و درک کند و بگوید که من اشکال و مسئله‌دارم و در مسئله‌ام گیر کردم و دلم می‌خواهد از این مسئله‌ام رد شوم، من را ببخش. هرکسی نمی‌تواند توبه کند، توبه باعث می‌شود؛ حتی یک‌چیزهایی که در ذهن آدم‌ها راجع به شما باشد، پاک شود؛ ولی توبه‌ای که حقیقی است و انسان‌هایی هستند که با یک توبه حقیقی مسیرشان را تغییر داده‌اند. 



 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 





نظرات() 


مریم
شنبه 26 اسفند 1396 10:17 ب.ظ
راهنمای خوبم خانم صبای عزیز ممنونم از آموزشها ی بسیار ناب وآموزنده شما موفق باشید.خدا قوت خانم فاطمه خواهر گلم.
همسفر ربابه
یکشنبه 20 اسفند 1396 10:41 ق.ظ
از راهنمای عزیزم تشکر میکنم بابت زحماتی که برای ما میکشید انشالله خدا تقدیر ما را خوب رقم بزند.
و خدا قوت به خواهرانم.
الهام قدیری
جمعه 18 اسفند 1396 02:47 ب.ظ
خانم صبای عزیزم جلسه پرباری بود و نشانه ها و کلیدها و امیدهای زیادی برایم داشت .خدا را شکر برای وجود پر مهربون و آموزش های نابتون . در پناه حق برقرار باشید
فاطمه عزیزم خداقوت و سپاس. اجرتان رهایی و آرامش
پوران همسفرعباس
پنجشنبه 17 اسفند 1396 10:36 ق.ظ
خداقوت به راهنمای عزیزم.
خداقوت به خواهران عزیزم مطالب عالی بود .امیدوارمدرحرکت درمسیرصراط مستقیم واعمال درست بتوانیم تقدیرخودرا به بهترینن شکل عوض کنیم
خداقوت به خانم فاطمه
همسفر فاطمه
چهارشنبه 16 اسفند 1396 08:11 ق.ظ
خانم صبای عزیزم راهنمای مهربان و مقتدرم ، نگاه خدا همراهتان، خدمتتان پربرکت ، ممنون که بعد از ساعتها کار با خستگی فراوان جسمی ، عاشقانه به وجود لژیون گرما و نور می‌بخشید.
منت بر ما می‌گذارید ، دستانتان مانند همیشه یاری رسان باشد ، ممنون که چشمان نابینای مرا شفا دادید.
به فضل و لطف خداوند عافیت وجود نازنینتان را دربرگیرد، موفق و درخشان ستاره ی راه باشید. عاقبت بخیر شوید.
سایه ی شما بر سر ما مستدام باد.
برای وجود با برکتتان شکر شکر شکر


خانم فاطمه ی عزیز خدمتتان پربرکت ، به فضل خداوند رها شوید. مانند همیشه آرام و صبور در صراط مستقیم قدم بردارید.
اجر خدمتتان رحمت بی پایان خداوند.
سلامت و موفق باشید.
ممنون که ما را سیر و سیراب از آموزشهای راهنما می‌نمایید.
همسفر اکرم
چهارشنبه 16 اسفند 1396 08:00 ق.ظ
این جلسه برایم خیلی آموزش داشت.
خانم صبای عزیز، بسیار سپاسگزارم و بخاطر وجود شما شکر، شکر، شکر.
فاطمه جون خدا قوت.
همسفر فاطمه
چهارشنبه 16 اسفند 1396 07:55 ق.ظ
با نام ، یاد و شکر خدا
خداوندا ! شکر و سپاس که بر ما منت نهادی و راهنما عطا فرمودی ، تا آموزش ببینیم و پرورش یابیم.
خدایا شکر برای جلسه آموزشی دیگر
خدایا شکر که ما را به حال خودمان رها و سرگردان نکردی ، و نشان راه بر ما عطا کردی.....
خدایا را شکر که نیروی انتخاب و اختیار را بر ما عطا فرمودی و ما را انسان آفریدی.
خدایا ما را قدردان محیط آموزشی که در آن قرار گرفتیم بگردان.
دردمندانی گم گشته خارج از محیط کنگره با هزاران درد و رنج بدنبال درمان می‌گردند و ، واقعا جفا است که منِ عضو کنگره ی 60 قدردانِ صندلی که بر آن نشسته ام نباشم ، براحتی می‌نشینم و آموزش می‌گیریم و از راس تا کسی که صندلی را چیده تا من بنشینم ، صدها نفر زحمت می‌کشند ، تا من آموزش بگیرم و رها شوم.
پس قدردان این کلمات باشم، برای آنانی که آرزوی این صندلی را دارند دعا کنم.
یا باید خدمتی انجام داد، و قدمی نه برای کنگره ، بلکه برای خود بردارم، یا باید این صندلی را رها کنم.
جلسه آنقدر زیبا بود ، که فقط می‌توان به شکرگزاری این آموزش ها پرداخت ، و اندیشید که فعل داشته باشم ، و دانایی تنها کافی نیست ، بلکه باید به دانایی موثر اندیشید. ما برای آموزش و خدمت برگزیده شدیم ، و برای همین در کنگره قرار گرفتیم. پس پاسدار اصول و قوانین و حرمتها باشیم. باید رها شد و قدمی برای رهایی دیگر انسان‌های در بند اعتیاد برداشت ، چشم های منتظران خسته و درمانده به خدمتگزاران این مکان امن و مقدس است.
و چه منت بزرگی از سوی خدا ، از سوی فضل و رحمت و لطفش که ما را در مسیر چگونه زیستن قرار داد .
شکر شکر شکر
عفت
چهارشنبه 16 اسفند 1396 07:46 ق.ظ
با تشکر از خانم صبا وخدا قوت
خانم فاطمه ممنونم
همسفر زهرا
چهارشنبه 16 اسفند 1396 12:09 ق.ظ
خانم صبای مهربان بسیار بسیار جلسه خوبی بود و مثل همیشه آموزنده بود استفاده کردم سپاسگزارم سپاسگزارم و تشکر از خانم فاطمه
همسـفر مــرضیـه
سه شنبه 15 اسفند 1396 10:48 ب.ظ
خانم صبای عزیزم، راهنمای خوبم ممنونم از محبت و حضور گرمابخشتان در لژیون و دید بسیار وسیعتان به مسائل، موفق و موید باشید
خانم فاطمه ی عزیز، خواهر خوبم انشالله اجر تک تک کلماتی که نوشتید نویدبخش رهاییتان شود
نوشین
سه شنبه 15 اسفند 1396 04:09 ب.ظ
ممنون تکرار این دستور جلسه توانست بهتر و بیشتر نکات را در ذهنم بنشاند از خانم فاطمه بابت تهیه این دستور جلسه سپاسگزارم و دستان پر مهرتان را به گرمی میفشارم .
مریم همسفر مهدی (1)
سه شنبه 15 اسفند 1396 12:41 ب.ظ
خدا قوت بسیار این جلسه برایم بار آموزشی بالایی داشت امیدوارم بتوانم در مسیر تقدیر خودم حرکت کنم و آموزش بگیرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox